بررسی روزنامه‌های صبح چهارشنبه تهران ‫- ٩ بهمن

روزنامه های امروز، سفر رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه به تهران را با اهمیت دیده و در صفحات اول خود منعکس کرده و در مقالاتی به تشریح اهمیت آن پرداخته اند.

ادامه حملات و پاسخگویی های جناح اصولگرا و تندرو به توافق های هسته ای، که به بهانه تازه ترین اظهار نظر جان کری وزیر خارجه آمریکا شکل گرفته، دفاع نشریات و شخصیت های میانه رو از سیاست های دولت روحانی، ابراز نگرانی درباره وضعیت هوا و محیط زیست کشور از دیگر مطالب این روزنامه هاست.

حق نشر عکس Ghanoon
Image caption تیتر و عکس صفحه اول قانون

سفر متفاوت اردوغان

سیامک کاکایی در مقاله ای در شرق نوشته: از همان روز که داووداوغلو و ظریف در کنار رودی در نیویورک - بی‌واسطه- قدم می‌زدند، نشانه‌های بهبود و ترمیم در روابط ترکیه با ایران - که در پی بحران سوریه بالا گرفته بود- دیده شد. پس از آن بود که داووداوغلو چندبار به ایران سفر کرد و ظریف نیز، میهمان همتای ترک خود شد. در نتیجه زمینه‌ها و جدول زمانی دیدار مقامات عالیرتبه دو کشور تنظیم شد.

این کارشناس مسایل ترکیه افزوده است: اگرچه حزب عدالت و توسعه با چالش‌های جدیدی در محیط درونی و منطقه‌ای مواجه است اما در نگاهی واقع‌بینانه‌تر، رفت‌وآمدهای مقامات بلندپایه ایران و ترکیه، دست‌کم در روابط مهم دوجانبه اقتصادی و احتمالا ترسیم نگاهی جدید به چالش‌های منطقه‌ای از جمله موضوع سوریه و مناطق پیرامون، می‌تواند نقطه‌ گشایشی ایجاد ‌کند.

مسعود سلیمی در سرمقاله جهان صنعت از رابطه ایران با بازمانده امپراتوری عثمانی گفته و اضافه کرده است: این روابط، معنای سهل و ممتنع را در ذهن تداعی می‌کند؛ دو کشوری که به خاطر همسایه بودن از رابطه‌ای استراتژیک برخوردار بوده و هستند. مرز مشترک از یکسو و شرایط جغرافیایی خاصی که دو کشور دارند باعث می‌شود تهران و آنکارا در بدترین شرایط از سر اجبار رابطه خود را حفظ کنند.

این نویسنده معتقد است: حمایت تهران از دمشق در مقابل طرفداری آنکارا از مخالفان اسد و در نهایت آینده سوریه بدون تردید به یکی از دشواری‌های سیاست خارجی دو کشور بدل شده است ضمن اینکه همکاری‌های امنیتی تهران- آنکارا در پی حفظ منافع استراتژیکی، نمی‌تواند از موضوع مذاکرات به دور بماند.

به نظر سرمقاله نویس جهان صنعت: در کنار منافع اقتصادی که دستیابی به توافق در آن امکان‌پذیر می‌نماید رقابت دو کشور بر سر رهبری جهان اسلام که بحران سوریه هم آن را تشدید می‌کند، مساله‌ای نیست که در شرایط فعلی منطقه به راحتی قابل حل و فصل باشد.

سناتور جان کری و وزیرخارجه کری

نادر صدیقی در مقاله‌ای در شهروند نوشته: جان کری در بهمن ماه ۸۵ در اجلاس داووس می‌گفت آمریکاییان دچار این خوی تاسف‌بار شده‌اند که دنیا را تنها از منظر عینک خود می‌بینند و نمی‌توانند جهان را از منظری دیگر ببینند. ۷سال بعد این سناتور و وزیر خارجه کنونی نه به نام آمریکا که به نام «جهان» و«نگرانی جامعه جهانی» در قبال برنامه هسته‌ای ایران سخن می‌گوید.

نویسنده در تشریح علت حمله جدید جان کری به ایران نوشته: در طی همه این سال‌هایی که ما با غفلت از سایر وجوه هویت متکثر خویش، همه هویت خودمان را در هستی هسته‌ای خلاصه کردیم. گزاره «ایران هسته‌ای شد» که به نحوی تقلیل‌گرایانه در خدمت تقلیل همه وجوه متکثر وابعاد مدنی ایران بود، اکنون در یک چرخه بومرنگ‌گونه به خودمان بازگشته و عینکی به دست جهان داده تا صرفا از همان دیدگاه تنگ ومحدود ایران را بنگرد.

مقاله شهروند به این جا رسیده که برای فهم این‌که چرا جان کری در داووس ۸۵ عینک آمریکایی را برای دیده شدن ایران وجهان به شدت ناکافی می‌دانست باید در نظر گرفت که او در کدام موقعیت کلامی و برون کلامی با چنان شدتی بر علیه تنگ‌‌نظری کشورش درقبال ایران تاخت و در چنین بافتی ازشرایط لحظه مذکور به کدام پرسش می‌خواست پاسخ دهد و اکنون چه شده است که او دیگر خودش را پاسخگوی آن سوال اساسی نمی‌داند؟

این روزنامه در نهایت نوشته: همسایه‌گرایی نوینی که در سخنرانی داووسی روحانی موج می‌زند پاسخی قاطع بر این توهم است که می‌گوید بدون بازی برد-برد با جهان نزدیک و با همسایگان می‌توان به توسعه وبه امنیت نایل شد. راه توفیق کامل در توافقنامه ژنو از منطقه یعنی از آن سو و این سوی خلیج فارس و کابل و آنکارا وقاهره ودمشق می‌گذرد. تنها از این طریق یعنی از طریق صلح‌سازی و تبدیل حوزه منازعه خاورمیانه به حوزه تبادل فرهنگی و تجاری است که می‌توان سوراخ کوچکی را که توافق ژنو در معماری ظالمانه تحریم‌ها به وجود آورده تبدیل به حفره دیوارشکن کرد.

حق نشر عکس shahrvand
Image caption تیتر و عکس صفحه اول شهروند

تفاوت ادبیات روحانی با احمدی نژاد

محمدعلی وکیلی در سرمقاله ابتکار حسن روحانی را با دکتر مصدق مقایسه کرده و نوشته مصدق جزو معدود سیاستمدارانی بود که در عصر خویش به مسئولیت کلمات در قامت یک حقوقدان واقف بود. او دیپلماتی بود که به عرصه سیاست داخلی پا گذاشته بود. حال روحانی نیز چنین نقشی را عهده دار شده است. توفیقات او در صحنه خارجی نیز مدیون همین خصلت است.

نویسنده سپس به مقایسه ادبیات و مواضع رئیس جمهور سابق با روحانی پرداخته و نوشته اگر احمدی نژاد هر چه می‌گفت و هر اظهار نظری می‌کرد مسئله آفرین می‌شد و بهانه ای به دست دیگران می‌داد، لحن آشتی جویانه اش همانقدر دردسرساز بود که لحن انقلابی اش. اما روحانی مهمترین مواضع انقلابی را با ادبیات حقوقی و البته توجه به مسئولیت کلمات، ابراز می‌کند و در عین حال با استقبال مواجه می‌شود. بخش مهمی از آرامش این روزهای صحنه داخلی محصول همین نکته است.

سرمقاله ابتکار در نهایت نوشته: یکی از مشکلات مهم جامعه ایران نگاه ضد علوم انسانی در اداره کشور بود. در این سالها خسارات ناشی از نگاه مهندسان و پزشکان در اداره کشور قابل احصاء نیست. تجویزهای پزشکی و نقشه‌های مهندسی برای اداره کشور بخصوص در هشت سال مدیریت احمدی نژاد خسارات جبران ناپذیری به بار آورد. آنچه در این مدت از تیم روحانی دیده شده توجه به علوم انسانی در اداره کشور است.

شهردار رفت گل بچیند

پوریا عالمی در شرق با اشاره به گلایه های اعضای شورای شهر تهران از شهردار و مدیران شهرداری که چرا به ماجرای آتش سوزی و سقوط دو زن در هفته گذشته توجه چندانی نکرده اند نوشته: شهردار تهران کجا بود؟ پشتش را کرده بود به خبرنگاران که یعنی من سوالتان را نشنیدم و رفته بود گل بچیند و ببرد.

نویسنده اضافه کرده: شهردار رفت به مراسم معارفه مشاور شهردار و رییس مرکز ارتباطات و امور بین‌الملل شهرداری تهران. به‌هرحال آب رفته به جوی بازنمی‌گردد و خاک سرد است و مردم هم حافظه تاریخی ندارند، ولی امور بین‌الملل شهرداری تهران حتما در کاهش تلفات جانی شهروندان، نقش عجیبی دارد که ما درک نمی‌کنیم.

به نوشته طنزنویس شرق: احمد مسجدجامعی هم گفته جان مردم عرصه رقابت‌های جناحی نیست. جان مردم هم گفت: «از طرف ما اگر حرف می‌زنی که فکر کنم درست متوجه قصه نشدی. ما عرصه رقابت جناحی که هیچی، پیست اسکی سیاستمداران هستیم.» جان مردم تاکید کرد: «یکی روی ما اسکی می‌رود، آن یکی روی ما گاز می‌دهد و می‌زند دنده‌سنگین و می‌رود...» جان مردم در این لحظه به‌خاطر آلودگی هوا جانش درآمد.

بیکاری، مشکل اول

محمود اسلامیان در سرمقاله دنیای اقتصاد نوشته: بدون تردید بیکاری ناشی از رکود اقتصادی مهم‌ترین مساله امروز کشور است. وزیر اقتصاد رقم ۸.۵ میلیون بیکار بالفعل و بالقوه را اعلام کرد. وزیر تعاون، کار و رفاه نسبت به بیکاری ۱۰ میلیون نفری در آینده هشدار داد. این اعلام نگرانی‌ها بسیار بجا است. باید کل نهادهای تصمیم‌گیر جامعه آن را به‌عنوان چالش اصلی و جدی کشور بپذیرند و برای خروج از آن اجماع ملی کنند. به هر خانه‌ای می‌روید مشکل بیکاری باعث رنج و ناراحتی است.

به نوشته این کارشناس اقتصادی در سال‌های گذشته هرگاه کشور در تامین نیازهای مالی کشور با مشکل مواجه می‌شد، تولید هدف اول بود. در دهه هفتاد، ۳۲ نوع عوارض از تولید وصول می‌شد که با حمایت مسوولان ارشد نظام و دولت قانون به نفع تولید تغییر کرد. متاسفانه در کمیسیون تلفیق بودجه باز شاهد این روند هستیم، برای درمان، برای طرح‌های عمرانی، مرتب عوارض بر تولید اضافه می‌شود؛ در‌حالی‌که رکود اقتصادی باعث رنج است.

سرمقاله دنیای اقتصاد یادآور شده : رفع مشکل بیکاری نباید به‌عهده یک وزارتخانه باشد، کل دولت باید مسوول چنین فرآیند بااولویتی باشد. تحرک تولید و شکستن یخ رکود، می‌تواند سرلوحه برنامه‌های دولت باشد. تحرکات دیپلماسی عقلانی و امیدآور در کنار حل مشکلات داخلی اقتصاد، نشاط مضاعفی به جامعه می دهد.

حق نشر عکس
Image caption کارتون فیروزه مظفری، شرق

تکذیب ورود اورانیوم و کلاه قرمزی

بیشتر روزنامه های امروز صبح سخنان تکان دهنده رییس دانشگاه محیط زیست را درباره هوای آلوده شهرها و غذای مورد مصرف همگان و دیگر استانداردهایی که رعایت نمی شود، در صفحات اول خود منعکس کرده‌اند گرچه از قول مسوولان وزارت بهداشت آن ها را تکذیب کرده‌اند.

شرق در گزارشی در این باره خبر داده که رییس دانشگاه محیط زیست در یک جمع تخصصی گفت که ریزگردها از مناطقی که در آن از اورانیوم ضعیف‌شده استفاده شده وارد ایران می‌شود. این در عراق کاملا تایید شده و می توان نتیجه گرفت که احتمال ورود غبار آلوده به اورانیوم وجود دارد. از طرفی ما چیزی به‌عنوان غذا و تغذیه سالم در کشور نداریم و آن چیزی که در کشور به‌عنوان غذا مصرف می‌شود از جنبه‌های مختلف مانند مقدار سم و کود، سالم نیست.

به گزارش این روزنامه دولتمردان معتقدند سخنران با طرح موضوع ورود غبار آلوده به اورانیوم به ایران و ابهام در سلامت آب شرب، بسته‌بندی‌شده و مواد غذایی، بخش‌های مهمی از سلامت محیط و مواد غذایی در کشور را به کلی زیر سوال برده است. این اظهارات در اولین قدم می‌تواند منجر به تشویش اذهان عمومی مردم در زندگی روزمره آنها شود.

شرق نوشته سیاست مسوولان وزارت بهداشت، تنها یک گزینه یعنی تکذیب اظهارات اینچنینی است. تاکنون وزارت بهداشت، تاثیر پارازیت‌ها، استفاده از وایتکس در شیر، تاثیر آلودگی هوا در افزایش تعداد سکته‌های قلبی، استفاده از آب فاضلاب در تولید سبزیجات در جنوب تهران، استفاده از گوشت‌های نامتعارف در تولید سوسیس و کالباس، استفاده از کود‌های نامناسب در باغات کشاورزی و میوه را به کلی تکذیب کرده است و به غیراز تکذیب این موارد، هیچ کار دیگری برای روشنگری اذهان عمومی نمی‌کند.

یزدان سلحشور در روزنامه ایران نوشته: بعضی مواقع یک پدیده فانتزی آن قدر در دنیای واقعی دوام می‌آورد که خودش بدل می‌شود به واقعیت! ایرج طهماسب خودش از شنیدن خبر پخش کلاه قرمزی۹۳ شگفت‌زده شده و ناچار یادداشت کوتاهی نوشته و اعلام کرده: «این‌جانب - ایرج طهماسب - در طول یک سال گذشته، هیچ جلسه‌ای با هیچ مدیری از سازمان صداوسیما نداشته‌ام و نمی‌دانم وقتی صحبت و قراری گذاشته نشده است، چرا باید شایعه تولید و پخش «کلاه قرمزی ۹۳» از اخبار سراسری پخش شود.»

نویسنده با اشاره به تکذیب تهیه کننده سریال پربیننده کلاه قرمزی و اصرار مدیران سیما بر این که سریال کلاه قرمزی در برنامه نوروزی پیش بینی شده نوشته :حالا بیاییم فرض کنیم که پسرخاله با صدای حمید جبلی دارد این قصه را تعریف می‌کند:« خُب ما رفتیم با مدیر شبکه صحبت کردیم که ما آماده‌ایم برای پروژه ویژه، اما گفت چرا عجله می‌کنی پسرخاله! صبر کن! هنوز تا عید خیلی مونده! گفتیم خُب الان بهمنه پس کی برسیم به خونه‌تکونی، کی برسیم به خرید عید؟ گفت صبر کن پسرخاله! ما هم گفتیم چشم! احترام بزرگ‌تر واجبه!»

حق این اروپایی هاست

ایمان پیربرناش در قانون خبری را به نقل از رسانه ها آورده که نشان می دهد سوئیسی ها یک سری جعبه در برخی شهرهای خود کنار خیابان گذاشته اند تا اگر پدر و مادری بنا به هردلیل نخواستند بچه‌شان را نگه دارند او را در این جعبه‌ها قرار دهند که امن است. به محض گذاشتن بچه، آژیری که به جعبه متصل است به صدا درآمده و تا سه دقیقه بعد از طرف سازمان‌های مربوطه می‌آیند و بچه را می‌برند. از سال ۲۰۰۱ تا به امروز هشت بچه در این جعبه‌ها گذاشته شده که هفت بچه به بهزیستی سپرده شده و یکی از بچه‌ها هم بعد از حمایت‌های دولتی به مادرش برگردانده شده.

طنزنویس بر این خبر افزوده: چقدر این خارجی‌ها مسخره هستند واقعا. بچه سرراهی اسمش سرراهی است. اگر اسمش «بچه توجعبه‌ای» بود این کار سوئیسی‌ها درست بود. فکرش را بکنید اگر در اکثر خیابان‌های تهران از این جعبه‌ها داشتیم، آن‌وقت یک ثانیه هم از صدای زنگ این جعبه نمی‌شد استراحت کنیم. تا این یکی را نبرده یکی دیگر را می‌گذاشتند و کلا از این جعبه، آژیر ممتد پخش می‌شد.

به نوشته طنزنویس قانون: در ایران، ماموران سازمان‌های مربوطه سریع‌تر از سوئیسی‌ها عمل می‌کردند و نه به فاصله سه دقیقه که در همان ثانیه بالای سر جعبه حاضر می‌شدند و با افرادی که بچه را داخل جعبه قرار می‌دادند به شدت برخورد فیزیکی می‌کردند تا دیگر از این ندانم‌کاری‌ها نکنند. حق‌شان هم هست.

حق نشر عکس d
Image caption کارتون محمد رضا میرشاه ولد، قانون

مطالب مرتبط