بررسی روزنامه‌های صبح سه‌شنبه تهران - ۱۵ بهمن

تیتر و عکس صفحه اول شهروند حق نشر عکس na
Image caption تیتر و عکس صفحه اول شهروند

روزنامه‌های امروز صبح تهران عنوان‌های اصلی و عکس‌های صفحه اول خود را به برف و بوران‌های شدید استان‌های شمالی کشور اختصاص داده و در عین حال از مشکلات ازدحام مردم موقع توزیع سبدهای کالای دولتی نوشته‌اند که دامنه آن گزارش‌های مربوط به سیاست خارجی را کمرنگ کرده است.

باران و برف در شمال کشور

فاطمه جمال‌پور در ابتدای گزارش اصلی شرق نوشته: «برف را روی اجاق گرم می‌کنیم تا آب آشامیدنی داشته باشیم،» «مردم با دست صفحه نانگردان را در نانوایی می‌چرخانند چون برق قطع بود تا نان داشته باشند»، «اداره راه و فرمانداری حتی خودشان راه دسترسی ندارند و فرماندار و معاون استاندار در شهرداری مستقر شده‌اند»، «صف‌های ۳۰۰، ۴۰۰ نفری برای نان ایجادشده و به هرنفر هفت تا نان لواش بیشتر نمی‌دهند»، «روز گذشته حتی شمع و بیسکویت هم پیدا نمی‌شد»، «دو برف‌روب به‌دلیل سقوط از شیروانی منازلشان مردند» و... اینها همه اظهارات شهروندان غرب مازندران و شرق گیلان است که برف دو، سه روز گذشته زندگی آنها را فلج کرده است.

حق نشر عکس na
Image caption تیتر و عکس صفحه اول ابتکار

به نوشته این گزارشگر: یکی در شبکه اجتماعی نوشته: اداره آب و برق چیکار می‌کنید پس...؟! ارتفاع برف در غرب مازندران و مشخصا تنکابن به بیش از یک‌متر و ۷۰ سانتی‌متر رسید. در این شرایط آب، برق، گاز و تلفن هم در محاصره برف درآمدند... عمو و پسرعموهای عزیزم، مقاوم باشید نیروهای ضربت در راهند.

سیاست هنر است

حمید هوشنگی در مقاله‌ای در شهروند نوشته: شرایط و اوضاع کنونی خاورمیانه به گونه‌ای درهم ریخته است که غرب ناگزیر است بر خلاف میل پنهانش، برای کنترل ومدیریت بحران، پس از ۳ دهه اکراه، با ایران به عنوان یک نیروی موثر در تحولات خاورمیانه از در تعامل درآید به شرطی که ایران درتعامل با جهان غرب، حدود مشخص شده را به رسمیت شناسد.

به نظر نویسنده این مقاله: این تغییر سیاست بدان معنی نخواهد بود که غرب، بخصوص آمریکا و بریتانیا، هم پیمانان سنتی عرب و نفت‌خیز خاورمیانه‌ای خود را فدای سیاست جدید نزدیکی حساب شده با تهران کند و سیاست پولساز «ایران هراسی» را کاملا به کنار بگذارد.

مقاله شهروند نتیجه گرفته: سیاست، هنر تعامل با مخالف است و نه حذف، بهره‌گیری از فرصت‌هاست و تبدیل تهدید به فرصت، سیاست میدان تسلیم یا پیروزى مطلق نیست. در دنیای سیاست چنین صفر و صدى وجود خارجی ندارد. به نظر می‌رسد غرب و در رأس آن آمریکا و بریتانیا مایل است در شرایط کنونی، به صورتی مشروط با ایران همراهی کند. غرب، ایران را «دشمنی مغتنم» می‌شمارد.

علی محقق در سرمقاله ابتکار نوشته: تهران این روزها هم گرم مذاكره و گفت وگو با وزرای خارجه كشورهای اروپایی است و هم میزبان هیات‌های اقتصادی فرانسوی و آلمانی و... ساعت یک بامداد دیروز 107 نفر از صاحبان صنایع از بخش‌های مختلف اقتصاد فرانسه، وارد تهران شدند. می‌گویند این بزرگترین هیأت اروپایی است كه پس از انقلاب به تهران آمده‌اند. پیش از این و همزمان با آغاز اجرای توافق ژنو هم رسانه‌های غربی از تدارك وسیع بیش از ۱۰۰ شركت آلمانی برای گسترش تجارت با تهران خبردادند.

نویسنده بعد از اشاره به چند گزارش درباره هجوم موسسات اقتصادی اروپا به تهران نوشته:

اقتصاد كنونی ایران پس از چند سال متمادی كمر خم كردن زیر بار ركود و فشار و انزوا و تحریم، بیش از هر چیز نه به دلارهای آزاد شده كه به انرژی آزاد شده ایرانی نیاز دارد. تجارت ایرانی راهی ندارد مگر این كه تركیب سرنشینان هواپیماهایی كه از تهران به مقصد فرودگاه‌های اروپایی و آمریكایی در تردد خواهد بود دو رگه شود .

سرمقاله ابتکار اضافه کرده تاجر و تولید كننده ایرانی از پس تجربه این سالها و به مویی بند شدن اقتصاد رانتی و سفته‌باز سال‌های اخیر باید دیگرمعنای اقتصاد سالم و مولد را فهمیده باشد. اگر قرار است چرخ سانتریفیوژها در نطنز و فردو كمی كندتر بچرخد، كاش در مقابل، چرخ اقتصاد سالم ایرانی كمی تندتر بچرخد.

سبد فلاكت!

مسعود كاظمی در مقاله‌ای در قانون با عنوان سبدفلاکت نوشته: در طول ۲۰۰ روز گذشته، فقط در زمینه مذاكرات هسته‌ای شاهد تغییراتی بوده‌ایم. در داخل كشور همه چیز ایده‌آل بوده است؟ باید راه گذشتگان را برویم؟ قرار بود فراموش نكنیم آنچه بر پیشینیان رفته است. چهره عقلانی ایران و چهره انسانی انقلاب را اینگونه نشان می‌دهیم؟

به نوشته این مقاله: دولت است كه باید پاسخگو باشد كه چرا ثروت ملی را به صورت درست در بین مردم توزیع نمی‌كند تا شاهد چنین صحنه‌هایی نباشیم. كشور ما سرشار از منابع طبیعی است كه ثروت بادآورده‌ای را برای حكومت‌ها به ارمغان می‌آورد اما به طور مثال پول نفت به جای ساختن زیرساخت‌ها و ارتقای سطح زندگی مردم به جیب چندین نفری سرازیر می‌شود كه به نام دور زدن تحریم‌ها مردم را دور زدند. نحوه توزیع این سبد كالا و نحوه مواجهه مردم با آن نشان داد كه این سبد فلاكت است.

بایزید مردوخی در مقاله‌ای در شرق نوشته: روند تصمیم‌سازی اقتصادی در دولت یازدهم، روند امیدوارکننده‌ای است. توجه به زبان اقتصاد و اهمیت احیای بدنه کارشناسی، برای دولت دارای اهمیت است و این، حلقه مفقوده سال‌های گذشته دستگاه اجرایی بود. با این حال اجرای طرح موسوم به «سبد کالا» سبب شده تا برخی ناهماهنگی‌ها در اجرا آشکار شود.

به نوشته این اقتصاددان: بزرگ‌نمایی کاستی‌های اجرایی این طرح از سوی مخالفان سیاسی دولت - که در مقابل عجایب و غرایب اقدامات دولت گذشته، رویه سکوت یا تمجید پیشه می‌کردند، آشکار است. اعطای کالای ضروری به مردم درنظر و روی کاغذ، شدنی است اما هنر آنجاست که بتوان اجرا را به‌گونه‌ای تنظیم کرد که به هدف ختم شود و سبب نشود که عده‌ای، فرصت برای «ناراضی‌تراشی» به دست آورند.

مقاله شرق ابراز امیدواری کرده که در روزهای باقیمانده، منطق بهتری بر این طرح حکفرما شود و البته میزان رضایتمندی مردم، با معیارهای علمی سنجیده شود و نه سر و صداهای مخالفان سیاسی که کارنامه هشت‌سال گذشته آنان، برای مردم روشن است.

ابوالقاسم قاسم‌زاده هم در سرمقاله روزنامه اطلاعات ضمن اشاره به انتقادهایی که به توزیع یارانه نقدی توسط دولت پیشین می‌شد اما هوادارانش مهر سکوت بر دهان زده بودند نوشته: این روزها طرح ارائه سبد کالا به مردم اجرا شد و در اجرا با مشکلاتی مواجه گردید.

به نوشته این مقاله همان خط سیاسی که تا دیروز از طریق رسانه ملی به دولت اعتراض می‌کرد که چرا به وعده خود برای اجرای این طرح در آغاز بهمن ماه عمل نکرده است، مردم در انتظارند و دولت خلف وعده می‌کند، حالا مشکلات اجرایی این طرح را به صورت دولت می‌کوبد و در ذیل همان شعار «حمایت مشروط» دولت را مورد سئوال و نقد قرار می‌دهد.

سبد کالا بوَد در این زمونه بلا

آیدین سیارسریع از قول حسین طلا نماینده مجلس نوشته: نباید جان مردم را برای گرفتن تخم‌مرغ، برنج هندی و مرغ یخی به خطر انداخت. این طرح با اشکالات اساسی در اجرا مواجه است. جای کرامت و عزت مردم در سبد کالا خالی است.

طنزنویس قانون توضیح داده: من نمی‌دانم چرا مردم و مسئولین اینقدر از دولت انتظار دارند؟ یعنی این انتظاری که اینها از دولت دارند مادرشوهر از عروس ندارد. امروز می‌گویند چرا ما باید برای سبد کالا صف ببندیم؟ فردا می‌گویند سال که نو شد دولت شبانه بیاید توی خانه‌ها و هدیه‌اش را بگذارد توی جوراب مردم، پس فردا می‌گویند ما دستمان نمی‌رسد، دولت بی‌زحمت بیاید پشت ما را کیسه بکشد.

در ادامه این طنز آمده: دو دسته هستند که با دیدن ضعف دولت در توزیع سبد کالا و ابراز نگرانی نسبت به عزت از دست رفته ملت به نقطه اوج لذت می‌رسند. یک سری که بعد از انتخابات روزی سه دفعه، صبح ظهر شب نسبت به عزت مردم ابراز نگرانی می‌کنند. اینها همان‌هایی هستند که در آن هشت‌سال که از «عزت» فقط ضرغامی‌اش قابل مطالبه بود با تخم کفتر هم نطق‌شان باز نمی‌شد. دسته دوم هم اینهایی که تا ثابت نکنند ملت اشتباه کردند که رفتند و رای دادند صحنه را خالی نمی‌کنند.

حق نشر عکس na
Image caption عکس حجت الله سپهوند، آرمان

شهرام شهیدی در بخشی از ستون طنز اعتماد نوشته: محققان اعلام كرده‌اند از هر ده نفر ایرانی هفت نفر از چاقی یا اضافه‌وزن رنج می‌برند. چاقی بر اثر پرخوری حاصل می‌شود و پرخوری بر اثر خرید زیاد مواد غذایی و خرید زیاد هم سرمنشا مالی دارد. جان كلام پولدارها چاق می‌شوند و بی‌پول‌ها لاغر. پس از هر 10 ایرانی هفت نفر سرمایه‌دار در كشور وجود دارد.

این مردم نازنین

الناز انصاری با عنوان این مردم نازنین در اعتماد نوشته: به نظر می‌رسد چیزی در تصاویر خبری از ایران وجود دارد كه حیرت همه را برانگیخته. این حیرت مدام در كلام منتقدان و ناظران بزرگ‌تر می‌شود. سه تصویر به مثابه سه سند برای اثبات عجیب بودن مردم را ببینیم. تصویر اول مربوط به یك حادثه آتش‌سوزی است. دو زن در قاب پنجره كارگاه تولیدی پوشاك دیده می‌شوند. یكی برای پیگیری حقوق معوقه‌اش، دیگری سر كار هر روزه‌اش آنجا بودند. سر راست حكایت شغل آنها می‌شود این: ۸ تا ۱۰ ساعت كار در ازای ۳۰۰ تا ۵۰۰ هزارتومان دستمزد. والسلام. آنها اگر زنده بودند ممكن بود با این درآمد در عكس سوم هم وجود داشته باشند.

به نوشته این مقاله: تصویر دوم چند روز بعد ثبت شد. صف طویل و شلوغ مقابل سینماها در روز «سلام سینما»، تصویری بود از مردمی كه در شرایط عادی یك سینماروی خانوادگی برایشان حدود ۵۰ هزار تومان آب می‌خورد. تصویر آخر تلخ‌تر از همه اینهاست. سبد كالای رایگان توزیع شد و تصویر سوم را ساخت. مردمی كه با درآمدهای زیر ۵۰۰ هزارتومانی‌شان محق دریافت این تشخیص داده شدند، در هوای زیر۵ درجه انتظار كشیدند، دست‌هایشان را دراز كردند برای آنچه گفته شده بود حق‌شان است.

در ادامه مقاله شهروند آمده: عكس‌ها پخش شد و دو كلیدواژه شبكه به شبكه و دهان به دهان چرخید: گداپرور، بی‌فرهنگ. فرض كنیم مردم در هر كدام از این تصاویر فرهنگ و شیوه عمل مقبول مسوولان را داشتند. رفتار درست در مقابل این شیوه عمل و این شیوه توزیع «حق» چیست. انتظارمان این است كه مردم صف بلند را می‌دیدند و می‌گفتند: «اگر هم نوبت به حق ما نرسید اشكالی ندارد، ما تشكر كرده و صف را با دست خالی و جیب از پیش خالی‌مان ترك می‌كنیم.»

بوی آشنا نمی‌آید

شقایق طباطبایی در مقاله‌ای در آرمان نوشته: تهران زندگی معنای کافی را نمی‌دهد، گاهی باید گفت تهران کلافه‌گی. چند سالی است تهران بوی غریبی می‌دهد. نه. نمی‌توان چنین مساله‌ای را نادیده گرفت و نگفت. ما روزانه گرفتار هزاران بو می‌شویم و محله‌ای را براساس بویی که در آن استشمام می‌شود، نام گذاری می‌کنیم. در طول مسیر بویی اگر بپیچد بر ادامه راه‌مان تاثیر می‌گذارد و چند دهه است که بوی تهران بر تنفسمان تاثیر گذاشته.

نویسنده افزوده: تهران دست‌هایش را گشوده که هر ملیت و قومیتی بیاید و شبی زیر آسمانش بماند ولی مدت‌هاست که بویی در برخی مکان‌های عمومی، در پارک‌ها، در رستوران‌های روباز استشمام می‌شود که فرد را منگ می‌کند. هر تهرانی او را می‌شناسد. بویش را تشخیص می‌دهد و هزاران فکر و گفته‌هایی که درباره او شنیده به ذهنش می‌آید. این روز‌ها تهران میزبان مخدری است که بویش هرازگاهی با هوای پاکیزه- آلوده شهر یکی می‌شود.

سرانجام مقاله آرمان این که: شاید همین مهمان پنهانی، علف یا ماری جوآنا بود که هوش تهران را ربود و دیگر زمستان‌ها در کنار برف سنگین میزبان بوی فلافلی‌ها و جوب‌ها و گهگاه بوی گل یخ زمستانی نشد. تهران. گیر کرده میان کلافگی. تهران هیچ مرهمی ندارد که بگذارد. تهران شرم کرده و پشت یکی از باغ‌های اطراف شهرش که برای ترک اعتیاد تاسیس شده قدم می‌زند.

کارتون روز

حق نشر عکس na
Image caption کارتون کامبیزدرم بخش، شرق

مطالب مرتبط