بررسی روزنامه‌های صبح تهران؛ دوشنبه ۲۱ بهمن

روزنامه های تهران یک روز مانده به سالگشت تاسیس جمهوری اسلامی در تیترهای اصلی خود خبر از راه پیمایی فردا داده و بیشترشان بیانیه های گروه های مختلف سیاسی را در دعوت از مردم برای حضور در تظاهرات این روز منعکس کرده اند.

روزنامه های افراطی و جناح راست ادعا کردند که حماسه فردا مرگ برآمریکاست و پاسخی به گفته های تازه دولتمردان آمریکایی، جناح های اصولگرا به نظر می رسد در نظر دارند از این تظاهرات برای مخالفت با توافق های دولت در زمینه بحران هسته ای بهره بگیرند، در مقابل چند روزنامه هوادار دولت هم با چاپ عکس هایی از محمد خاتمی و موسوی خویینی ها که بعد از مدتی در یک جمع عمومی ظاهر شده است، از زبان رهبران اصلاحات از مردم خواسته اند در راه پیمایی فردا شرکت کنند.

حق نشر عکس m
Image caption تیتر و عکس صفحه اول جوان

خبرنگار روزنامه شرق در تیتر اول این روزنامه از سعید حجاریان که وی را تیوریسین اصلاحات خوانده اند نظرش را درباره انقلاب پرسیده و وی گفته است: در جامعه، خیلی ها میپرسند انقلاب برای ما چه کار کرد یا انقلاب چه فایده ای داشته است؟ مثلا می گویند پیش از انقلاب، قیمت دلار فلان قدر بوده و الان شده بهمان قدر، یا میزان فقر افزایش پیدا کرده و مقایسه های این چنین که نمی خواهم به آنها بپردازم. اما این ها همه مربوط به بعد از داستان می شود.

به اعتقاد حجاریان: انقلاب، یک حرکت انسانی و خیلی متمدنانه و مردمی بود، هرچند نقص هایی نیز بر آن وارد است. انقلاب شادی بود. در جریان آن انقلاب، به هیچ زنی تعرض نشد، در حالی که می بینید در میدان التحریر مصر به چند زن تجاوز شد. یا مثلا به انقلاب فرانسه که یک جنگ داخلی به تمام معنا شد. در صورتی که در ایران چنین اتفاقی نیفتاد. ارتش اوایل با مردم بد برخورد کرد، اما اواخر ماجرا اعلام بی طرفی کرد و حتی در تظاهرات، در کنار مردم بود.

مدیر روزنامه توقیف شده صبح امروز به شرق گفته: انقلاب ما خیلی شاد بود. کتاب «ده روزی که دنیا را تکان داد» اثر جان رید را در ارتباط با ۱۰ روز ماجرای انقلاب اکتبر روسیه نشان می دهد در انقلاب روسیه چه فجایعی رخ داده اما مردم ایران در شهرها و روستاهای ما متمدنانه رفتار کردند.

خبرنگار شرق پرسیده: چرا مردم انقلاب کردند، آیا اصلاحات در زمان شاه ممکن نبود؟ حجاریان جواب داده: زمان شاه هم در کنار جنبش چریکی یک عده ای اصلاح طلب بودند مانند جبهه ملی، نهضت آزادی و حتی گروه های چپ که می گفتند انقلاب سفید مهم بوده است و به شاه کمک کردند که اصلاحات اقتصادی انجام دهد.

حق نشر عکس k
Image caption تیتر و عکس صفحه اول شرق

مصطفی درایتی در مقاله ای در آرمان نوشته: ۲۲ بهمن اتفاق بسیار مهم و خاصی در کشورست. این اتفاق حاصل همدلی و همراهی مردم ایران در یک مقطع تاریخی بوده که یک رژیم ظالم را به یک نظام جدید تبدیل کرد و شاید این بااهمیت ترین اتفاق سیاسی قرن در منطقه به شمار می آید. احترام گذاشتن به این روز احترام گذاشتن به همه مردم ایران و احترام گذاشن به اراده جمعی ملت ایران است.

به نوشته این مقاله: گاهی مشاهده می شود که یک عده به شیوه ای عمل میکنند که این انقلاب را در انحصار گروهی خاص قرار دهند و مسائلی را مطرح کنند که با وحدت کلمه ای که مبنای انقلاب بود تفاوت پیدا میکند. این روز، بار دیگر تجلی وحدت میان همه اقشار جامعه و یکپارچگی بین ملت را به نمایش میگذارد.

در ادامه مقاله آرمان آمده: ۲۲ بهمن امسال، روزی متفاوت است چرا که جریان اصلاح طلبی قصد دارد در راهپیمایی امسال حضور موثر و پررنگی داشته باشد و با نگاه ملی به روز باشکوه ۲۲ بهمن، راهپیمایی این روز را بدل به تجلی اراده ملت ایران کنند. در بعضی مقاطع به رغم حضور گسترده مردم، این همراهی و هماهنگی به شکل کم رنگ تری دیده می شد اما امسال قرار است راهپیمایی ۲۲ بهمن شروع وحدت همه سلایق باشد.

سیاست روز در سرمقاله با عنوان «آمریکا، در انتظار فرداست» نوشته: سیاست های اعمالی آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران، به ۲۲ بهمن گره خورده است. همه این فشارها، تهدیدات و تحریم ها، بیادبیها و دروغپردازیهایی که در شش ماه گذشته علیه ایران اسلامی، اتخاذ شده است، برای این است که در چنین روزی یعنی ۲۲ بهمن ماه ۱۳۹۲، آن خروش و حضور میلیونی در خیابان های شهرهای ایران، دیده نشود.

به نظر این مقاله: اقتدار ملی ایران اسلامی، به سه ویژگی مهم و حیاتی بستگی دارد. ولایت فقیه، اقتدار مردمی ، قدرت دفاعی و نظامی، که این هر سه ویژگی باعث چالش جدی و دردسر بزرگ برای آمریکا و غرب شده است.

سرمقاله سیاست روز با اشاره به این که امسال سال مهمی است چون ایران براساس یک فرایند سیاسی و دیپلماسی به توافقات اولیه با غرب بر سر موضوع هستهای رسیده نوشته این مهم از دیدگاه غرب گرچه یک اتفاق و دستیابی به خواسته های خود و عقب راندن جمهوری اسلامی ایران از حقوق هسته ای ادعا شده است.

کجا بودید آن روز

عسل عباسیان در گزارشی در شرق نظر چند تن را درباره آن روزها منعکس کرده و پرسیده کجا بودید از آن میان فریدون صدیفی و دکتر فرقانی استادان رشته روزنامه نگاری شرح داده اند که چطور مراسم بازگشت آیت الله خمینی را به کشور برای روزنامه کیهان گزارش کرده اند و نورالدین زرین کلک به یاد آورده: آن روزها روزهای مستی بود؛ مستی و مدهوشی و پرواز خرد و غلیان احساسات.

کارمند کانون پرورش کودکان و نوجوانان بودم و دلم خوش بود ... فیلم می ساختم و کتاب می نوشتم و نقاشی می کشیدم و همه اینها چاپ میشد و بچه های کتابخانه ها می دیدند و حال می کردند. باد انقلاب که وزید کارها تعطیل شد. همه تعطیلی را دوست دارند از بچه مهدکودکی بگیر تا مردان و زنان بزرگ و فرزانه هایی که دور من بودند! ... ماه های آخر، معزی مقدم تعریف میک رد توی محله شان بچه ها مدرسه را گذاشته اند روی سرشان که: حسینی تعطیلش کن... حسینی تعطیلش کن... عاقبت حسینی ناچار شده تعطیلش کند... .

کامران عدل استاد رشته عکاسی نوشته: روزی که شاه رفت و مردم در خیابان بودند، می دیدم که در خیابان، چراغ یکسری ماشین ها روشن بود و یک سری خاموش. یک سری حرف می زدند و یک سری ساکت بودند. خیلی ها تمایل به ابراز نظرشان نداشتند. این وسط، من با تجربه ای که در زندگی حرفه ای ام داشتم تعجب می کردم از این برخوردها. از خیلی از درگیری ها عکاسی نمی کردم اما همه را تماشا می کردم تا ببینم که چه اتفاقی جاری است.

این عکاس برجسته توضیح داده: تصویری که خیلی در ذهنم زنده است، تصویر برخوردی است که بعد از تظاهرات به نفع بختیار از میدان بهارستان شروع شد و رسید به دانشگاه تهران و جمعیت متفرق شد. وقتی این صحنه ها را می دیدم، با خودم تصور می کردم که سرانجامش چه خواهد شد؟ یک تردید و ترسی با من همراه بود؛ حسی که دیگر تکرار نشد.

صدا و سیما آیا رسانه ملی است؟

هجیر تشکری در سرمقاله ابتکار با اشاره به قانون اساسی که با قید واژه ی «باید» سازمان صدا و سیما را ملزم به «تأمین آزادی بیان و نشر افکار با رعایت موازین اسلامی و مصالح کشور» کرده نوشته. با تاسف رویکرد صدا و سیما نسبت به برخی از دولتها و رؤسای جمهور، از جمله نوع و میزانِ تعاملِ آن با دولتِ اعتدال و رئیس آن، چندان در چارچوبِ الزاماتِ قانون اساسی و انتظاراتِ اساسنامه و قانونِ خط مشی و اصول برنامههای این سازمان نمیگنجد.

به نوشته این مقاله: صدا و سیما اگر تن به بازیهای جناحی - سیاسی ندهد، مقام و منزلتی فراخورِ حال در میان خاص و عام خواهد داشت. وقتی این سازمان به رئیسِ دولتِ اصلاحات، فقط یک بار مجال سخن میدهد، امّا به رئیسِ دولتِ مهروزان، بارها امکان دلبری و حتّا دستچین کردنِ سؤالاتِ مصاحبهها را داده است، آیا منتقدین نباید در ملّی بودنش شک کنند؟

سرمقاله ابتکار تاکید کرده: تأخیرِ یک و نیم ساعته ی اخیرِ رئیس دولتِ اعتدال و انتظار میلیونها بیننده پیشکش! چگونه میتوان با این رویکردِ مدیریتی اعتماد عمومی را جلب کرد و از مرجعیتِ شبکههای بدیلِ خارجی کاست. افکار عمومی هنوز ملودی ناموزون و کسبِ اجازه ی آن مجری – کارشناس دکوراتیو و بی خاصیت را در برابر احمدی نژاد در بایگانی دارد.

البته همین افکار عمومی فراموش نکرده است که «عنادی» به پاسِ آن خوش خدمتی چگونه بر خرِ مراد سوار شد و حکم مدیرکلی امور رسانهها و پایگاههای اینترنتی دفتر رئیس جمهور را از دولتِ پیشین دریافت کرد. و البته همین افکار عمومی جلسه ی تقدیر از «معجز هزار سوم» در صدا و سیما و «مصوب واگذاری» املاکِ بی زبانِ نمایشگاه بینالمللی تهران (فارغ از نتیجه ی کار) را نیز در آرشیو خود دارد.

اشکان بنکدار جهرمی در سرمقاله مردم سالاری نوشته: ادعای ضرغامی بر استقلال رسانه ملی که به باور او در سنگاندازی در مسیر دولت اعتدال محقق میگردد در حالی بیان میشود که وی در هشت سال گذشته رسانه ملی را همچون ملک شخصی در اختیار احمدی‌نژاد قرار داده بود.

به نوشته این روزنامه: مردم به خوبی به خاطر میآورند که چگونه مجریان تلویزیون در برابر رئیس جمهور پیشین همچون بازیگران فیلم صامت مرتباً سر خود را به نشانه تأیید تکان میدادند و هر از گاهی نیز لبخندی را چاشنی ارائه آمارهای خود ساخته وی مینمودند.

نویسنده با ذکر نمونه هایی اشاره کرده: کنشگران سیاسی به ویژه فعالان عرصه انتخابات به یاد دارند که چگونه در مبارزات انتخاباتی سال ۷۶ صداوسیما علناً به مردم هشدار میداد که به سید محمد خاتمی رأی ندهند و در عوض آنان را ترغیب مینمود به نفع کاندیدای مقابل آرای خود را به صندوقها بریزند. گرچه مردم با اقبال به کاندیدای مغضوبِ رسانه ملی تنفر خود را از رفتار جناحی این رسانه نشان دادند ولی این شکست مانع از ادامه رفتار نا بهنجار صداوسیما در هشت سال دولت اصلاحات نشد.

رفتار عزت دوگانه نبود، خصمانه بود

احسان ابراهیمی در صفحه طنزانه قانون به نقل از دفتر خاطرات حسن روحانی برای روز نوزدهم بهمن نوشته: با آقای مطهرنیا، یکی از مجری کارشناسان صداوسیما صحبت میکردیم. گفتم: «آقای مطهرنیا دیدی چه بلایی سر من آوردن؟ دیدی چیکارم کردن؟» گفت: «آقای ضرغامی کار درستی نکرد. از نظر من این برنامه اصلا مجری نمیخواست. شما باید مینشستی زل میزدی به دوربین صحبت میکردی.» گفتم: «وای تو رو خدا نگو! من همین الانش هم میترسم وقتی به این چیزی که میگی فکر میکنم.» گفت: «به هر حال اگر قرار به بودن مجری هم باشه، درست نیست صداوسیما برخوردش با رئیسجمهورها دوگانه باشه. خوبه یادش بیاد با دولت قبل چطور برخورد میکرد.» اخم کردم و گفتم: «آقای مطهرنیا بیانصافی نکنید راجع به عزت جون. برخورد عزت جون با ما اصلا دوگانه نبود، بلکه خصمانه بود!»

حق نشر عکس k
Image caption کارتون رولاند پاتور، شهروند

ایران احتیاط کند

در مقاله ای در شهروند، پیرمراد زهی در مورد موضع ایران در مناقشات اخیر میان دولتهای آمریکا و افغانستان بر سر توافقنامه امنیتی دو کشور نوشته ایران بهطورکلی مخالف امضای توافقنامه امنیتی فوق است، چراکه ۲ پایگاه نظامی مدنظر آمریکاییها در هلمند و شیندند در نزدیکی مرزهای ایران بوده و با توجه به اینکه مناسبات ایران و آمریکا خصمانه است، امنیت ملی ایران تا حدی تحت تأثیر حضور نظامی آمریکاییها قرار دارد. این مخالفتها را دیگر همسایههای افغانستان هم دارند، اما به نظر میرسد که

دیگران حاضر نیستند هزینه مخالفت علنی با آمریکاییها را بپردازند و تاکنون تنها ایران است که به صورت علنی مخالفت خود را اعلام کرده است.

نویسنده مقاله بعد از اشاره به احتیاط کشورهای دیگر نوشته ایران باید در سیاست های خود به سمت یک نوع واقعبینی حرکت کرده و اجازه ندهد مناسبات ایران و افغانستان تحت تأثیر امضای توافقنامه قرار گیرد. چرا که مناقشه جدی میان دولت های افغانستان و آمریکا مطرح نیست و این توافقنامه نیز بالاخره امضا میشود.

مقاله شهروند سرانجام بدان جا رسیده که ایران نباید تمام تخم مرغ های خود را در این سبد بچیند و در این صورت متضرر خواهد شد. طرفداران ایران در افغانستان ازجمله ازبک ها و تاجیک ها و شیعیان موافق امضای این توافقنامه امنیتی هستند، چرا که احساس میکنند با خروج نیروهای نظامی آمریکا، عدم امضای این توافقنامه مشکلات را برای آنها ایجاد کرده و مجددا طالبان در افغانستان قدرت گرفته و این کشور درگیر جنگ های داخلی خواهد شد. پس بهتر است ایران واقع بین باشد.

اعترافات نردبان

حق نشر عکس l
Image caption کارتون محمدرضا میرشاه ولد، قانون

پوریا عالمی در ستون طنز شرق با اشاره به گفته های ضد و نقیض درباره ماجرای آتش سوزی ساختمانی در تهران و کشته شدن دو زن به علت بازنشدن نردبان آتش نشانی نردبان را به محکمه کشانده:

- لطفا خودتان را معرفی کنید.

- من نردبانم. ۵۵ساله. اسم ننه بابام «یویکو ماگیروس» است. متولد آلمانم. که بعد مهاجرت کردم به ایران.

- چرا مهاجرت کردی اینجا؟ چون اصولا همه مهاجرت میکنند از اینجا.

- دست خودم نبود. مجبور شدم. ننه بابام ما را فروختند به یک دلالی که یک آشنایی داشت توی شهرداری. بعد ما آمدیم شهرداری. روز اول یک کم با دکمه هام ور رفتند، هی مرا بردند بالا، هی آوردند پایین، بعد انتقالم دادند به آتش نشانی. یک چند وقتی توی پارکینگ بودم تا اینکه فهمیدم شهرداری پولی را که به یویکو ماگیروس، ننه بابای مهربانم، قول داده بوده، نپرداخته و ۴۳۰ میلیون تومان بهشان بدهکار است. اختلاف شهردار و یویکو ماگیروس باعث شد کسی به من رسیدگی نکند و من زخم بستر بگیرم.

- از روز حادثه تعریف کن.

- روز حادثه من حالم خوب نبود. کسی من را معاینه نکرده بود. یک هو دور من حلقه زدند و گفتند: نردبان بلند شو. نردبان بلند شو... .

- شما چه گفتی؟

- من گفتم دوستان... مسوولان بلندپایه شهری... آیا شهرداری پول ننه بابام را داد؟ مسوولان گفتند تو که زخم بستر گرفتی و داری از دست می روی. چه فرقی میکند جواب این سوال چیست؟

- حقیقت را بگو. ما میدانیم که چند به ظاهر روزنامه نگار که دشمن قسم خورده شهردار تهران هستند، تو را گمراه کردند تا روز حادثه بالا نروی تا شهردار را بکوبند.

-تکذیب میکنم.

- هااااان؟ چیکار میکنی؟

-تایید میکنم. چند به ظاهر روزنامه نگار که دشمن قسم خورده شهردار بودند، آمدند و به من پول دادند و گفتند تو چرا برای دیگران نردبان موفقیت می شوی؟ و بعد به من گفتند اگر تو نردبان نجات مردم نشوی، نردبان موفقیت هیچ مسوولی هم نمی شوی و باعث نمی شوی آنها از تو بالا بروند.

مطالب مرتبط