گروهی از دانشگاهیان آلمان آماده همکاری برای نجات دریاچه ارومیه هستند

دریاچه ارومیه در حال خشک شدن است حق نشر عکس MEHR
Image caption دریاچه ارومیه در حال خشک شدن است

در آستانه تشکیل هایش جهانی برای نجات دریاچه ارومیه، گروهی از دانشگاهیان و فعالان محیط زیست آلمان آمادگی علمی، فن آوری و مالی خود را برای مشارکت در پروژه های نجات این دریاچه اعلام کرده اند.

گروه های پارلمانی، سازمان های زیست محیطی دولتی و غیر دولتی و ده ها استاد نامدار از دانشگاه های آلمان خواهان حمایت جهانی از ایران شدند.

معصومه ابتکار، رئیس سازمان حفاظت از محیط زیست ایران در پیام خود به این همایش ۳ روزه که از امروز دوشنبه ۲۸ بهمن در ارومیه آغاز شده، گفت که "دریاچه ارومیه آزمونی برای همه جهان است".

حسن روحانی، رئیس جمهوری ایران نیز پیش از این هشدار داده بود بلایی که گریبانگیر دریاچه ارومیه شده یک فاجعه ملی است و باید چاره اندیشی کرد.

در همین زمینه با پروفسور احد رحمان زاده، کارشناس و سخنگوی گروه "نجات دریاچه ارومیه" گفت و گو کردیم که از حدود دو سال پیش با ابتکار دانشگاه بن و با شرکت استادان صاحب نظر تشکیل شد و طرح هائی در این زمینه به دولت ایران ارائه کرده است.

* دولت ایران و مشخصا آقای روحانی به صراحت از فاجعه ملی و پیامدهای بسیار اسف انگیز برای ایران صحبت می کنند و نجات دریاچه ارومیه را در دستور روز قرار داده اند. یک کنفرانس جهانی برای نخستین بار در این سطح آغاز بکار کرده است . مشکلات و راهکارها چیست؟

حق نشر عکس
Image caption پروفسور احد رحمان زاده از دانشگاه بن

- نسل های آینده هم در خطرند. این مطلب که آقای حسن روحانی و دیگر مقام ها از وضعیت اسف بار دریاچه ارومیه یاد کرده اند کاملا درست است و اینکه او گفته باید هرچه زودتر برای این فاجعه ملی چاره اندیشی کرد البته خیلی جدی است. مصیبت دریاچه ارومیه یک مصیبت تاریخی در ایران است که تا کنون در این سطح اتفاق نیفاده است و اثر آن تنها به منطقه ارومیه و آذربایجان شرقی و غربی و یا در حدود غرب ایران محدود نخواهد شد، بلکه تاثیر آن تمام ایران را در بر خواهد گرفت و تمام محیط زیست ایران و کشاورزی کشور را به نحو هولناکی دگرگون خواهد کرد. مگر آنکه همانطور که رئیس جمهوری در دیدار با استانداران کشور با تاکید بسیار گفت این موضوع به عنوان یک فاجعه ملی تلقی شود و برای نجات این دریاچه پر اهمیت دست بکار شد، زیرا کمترین اتلاف وقت و امروز و فردا کردن باعث می شود که پیامد آن دامن نسل های آینده ایران را هم بگیرد. اینکه آقای روحانی در کنفرانس استانداران چنین هشدارهائی را داده خود گواه آن است که این یک "فاجعه ملی" است و مسئولان در سراسر کشور باید هوشیار باشند.

* با این توصیف و خبرهایی که روزانه از گوشه و کنار نه تنها در باره دریاچه ارومیه، بلکه در مورد مجموعه ای از تهدیدهای زیست محیطی در چهار گوشه ایران منتشر می شود چاره اساسی چیست؟

- من فکر می کنم پیش از آنکه از چاره اندیشی یا طرحی که گروه ما برای رهائی از این مصیبت زیست محیطی ارائه داده صحبت کنیم، بهتر است به اوضاع وخیم زیست محیطی ایران در کلیت آن اشاره داشته باشیم. خشکیدن آب ها در ایران قفط به دریاچه ارومیه محدود نیست، در تمام ایران رودخانه ها خشکیده یا در سیر خشک شدن هستند، دریاچه ها در حال کوچک شدن هستند، دریاچه هامون، رودخانه کارون، سفید رود و کرخه و غیره در حال نابودی هستند و این روند در سراسر خاک پهناور ایران مشاهده می شود. دریاچه ارومیه بزرگترین آن ها است. به علاوه این یک دریاچه شور و بسیار پر نمک است و اگر خشک شود -که در واقع نیمی از آن خشک شده- مصیبت آن به انواع گوناگون به تمام نقاط غربی ایران سرایت خواهد کرد.

* شما تدابیری را که تا بحال شده کافی می بینید؟ از جمله در آلمان هم مطالعاتی شده و خیلی از دانشمندان و کارشناسان بنام این کشور و خود شما که سخنگوی گروهی از این استادان هستید، طرح هائی را به مقام های مسئول در ایران داده اید. آیا این تلاش ها نتیجه روشنی داشته که در آستانه کنفرانس بین المللی دریاچه ارومیه که در حال حاضر در اولویت قرار گرفته بتوان به آن اشاره کرد.

- پل عجیب دریاچه باید هرچه زودتر از میان برداشته شود. ما پیش از آنکه طرح را بدهیم مطالعاتی انجام دادیم که علل روند خشک شدن را دریابیم. علت نخست تغییرات آب و هوای جهانی است. گرم شدن هوا در تمام دنیا کم شدن آب در جهان و بویژه ایران و خاورمیانه را در پی داشته و هر کشوری دیرتر وارد اقدامات پیشگیرانه شود، اثرات مخرب آن را بیشتر خواهد دید. البته این یک طرف قضیه است. بی توجهی دولت و مردم هم به مشکلاتی که اکنون در سراسر کشور همه را آسیب پذیر کرده سوی دیگر مشکل است.

برگردیم به دریاچه ارومیه، ما نخست دریاچه را مورد مطالعه همه جانبه قرار دادیم و مواردی را که تشخیص دادیم برشمردیم و از مسئولان امور در ایران هم تقاضا کردیم که در این باره مطالعه کنند. نکته اول را ما در مطالعات علمی خود در این می بینیم که این دریاچه حدود چهار سال پیش به طور قطعی در واقع به ۲ قسمت تقسیم شده است. این روند از اواسط دهه ۱۹۹۰در ایران شروع شده بود، به این ترتیب که در آن موقع مطالعه کردند که بین شرق و غرب دریاچه یک پلی را احداث کنند تا از این طریق راه میان تبریز و ارومیه تقریبا نصف شود و در سال های آخر دهه ۱۹۹۰ دست به کار شدند. وقتی خوب دقت کنیم از همان دوران روند خشک شدن دریاچه شروع شد. وارد کردن انبوه مصالح ساختمانی مثل آهن، شن و سیمان و شیوه مهندسی آن خواه ناخواه جلو حرکت آب را سد می کرد ولی در طول زمان مقام ها متوجه اشتباهات و خلاف کاری هایی در احداث این پل شدند که خطراتی را هم در پی داشت. قسمت هائی هم که از پل ساخته شده بود خراب شد و در آب فرو ریخت. بعد از مدت ها فکر کردند که حالا پل بهتر و با مطالعات بیشتری را احداث کنند. چندین سال احداث پل طول کشید و سرانجام در سال ۲۰۰۹ رئیس جمهوری وقت این پل را افتتاح کرد.

البته مردم خوشحال شدند که به این ترتیب راه تا حد زیادی کوتاه شده ولی از لحاظ علمی پل عجیبی است، شما اگر به پل هائی که برای چنین مواردی در اروپا روی آب ها احداث شده کمی نگاه کنید، بخصوص در اسکاندیناوی یا فرانسه، خواهید دید که این پل ها بسیار دراز و با پایه های بسیار کم هستند. اما پلی که در دریاچه ارومیه ساخته شده چند قسمت است که بخشی از آن یا قسمت سوم آن واقعا پل نیست بلکه سد است و آب به کلی بسته شده و جلو جریان آن به دریاچه گرفته شد. از طرفی یک پل حدود ۵۰۰ متری گویا ۱۸ پایه دارد این نوع پل ها با پایه های زیاد دیگر هیج جای دنیا ساخته نمی شود. به طور مثال پل روی بسفر در استامبول که با کمک ژاپنی ها ساخته شده در دریا پایه ندارد بلکه در دوسوی دریا پایه زده شده و در نتیجه، پل در جریان آب مانعی ایجاد نمی کند.

وقتی جریان آب قطع یا کم شود گردش آب بین شمال و جنوب دریاچه مختل می شود و گرم شدن آب دریاچه را هم به دنبال دارد و در نتیجه این نوع پل، گرمایش دریاچه ارومیه حدود ۲ در صد افزایش نشان می دهد. خود این افزایش حرارت، یک علت مهم به وجود آمدن وضعیتی است که امروز شاهد آن هستیم.

ما پیشنهاد می کنیم که برای بررسی اثرات این پل و نتیجه گیری نهایی، دولت ایران از کارشناسان بین المللی پل سازی دعوت کند تا در این مورد نظر دهند. ما اطمینان داریم که کارشناسان نظر تیم دانشگاه بن و همکاران دانشگاه های دیگر را که در این طرح مشارکت دارند تائید خواهند کرد و در این صورت حتی یک هفته هم نباید صبر کرد و این پل باید تخریب شود زیرا راه های دیگر بی نتیجه خواهد بود. مسئله دیگر سدهای بی شماری است که بدون حساب های دقیق و آینده نگری در مسیر صدها رودخانه ایجاد شده که در این مورد هم پیشنهادهای علمی ارائه شده و در این باره باید تجدید نظر و مطالعات زیادی انجام شود. این خود این نتیجه را در بر خواهد داشت که در مورد آبیاری سنتی برای کشاورزی ایران که ۹۰ در صد مصرف آب را دارد و در بسیاری از موارد آب به هدر می رود تجدید نظر شود که مستلزم به کار گرفتن روش ها و صنعت آبیاری مدرن برای کشاورزی خواهد بود.

* در مورد دریاچه ارومیه آیا ایران به تنهائی حریف مشکلات خواهد بود یا به مشارکت جهانی نیاز دارد؟

- خوشبختانه دولت آقای روحانی از همان روزهای اول به این مسئله توجه کرده و حتی آقای کلانتری از وزیران دوره آقای خاتمی را مامور این امر کرده است. آقای کلانتری، دانشگاه ها و مسئولان دیگر به طرح گروه استادان آلمان توجه دارند ولی البته در مورد گام های عملی هنوز باید صبر داشت. البته خانم ابتکار هم که در کابینه آقای خاتمی کارنامه مثبتی دارد اکنون مسئول سازمان محیط زیست است. دریاچه دارد می میرد و جای درنگ نیست. کمک جهانی بی تردید لازم است و تمایل به مشارکت بین المللی کم نیست. اما در درجه اول این خود ایران است که باید زود وارد عمل شود و بگوید چه می خواهد. پیشنهاد ما این است در تمام مواردی که در طرح ۱۰ ماده ای هیات بن آمده، کمیسیون های بین المللی تشکیل شود و در قسمت آب، دولت بویژه از کشورهای اسکاندیناوی و سازمان ملل و گروه های زیست محیطی غیر دولتی و متخصصان امور پل سازی دعوت کند تا در مورد معنی وجودی پل دریاچه و مسائل مربوط به سدها و چاهها که متجاوز از دهها هزار است -و به گفته خود مقام های دولتی دست کم نیمی از آنها غیر قانونی اند- تحقیق کنند و نظر کارشناسی بدهند. در کنار این اقدامات ایجاد یک صندوق یاری به کشاورزانی که ممکن است زیانی به آنها وارد شود ضروری است.