بررسی روزنامه های صبح تهران ‫- دوشنبه ۲۸ بهمن

روزنامه های امروز صبح تهران در گزارش های خود از ادامه اسارات سربازان ایرانی در مرز پاکستان نوشته و قطع پخش یک سریال تلویزیونی را بعد از اعتراض یک گروه از اقلیت های قومی پر اهمیت دیده اند‫.

این روزنامه ها با نزدیک شدن تاریخ برگزاری دور تازه مذاکرات ایران و کشورهای پنج به اضافه یک، به انتشار گزارش ها و مقالاتی در این باره پرداخته و در عین حال به تحلیل علل شکست اجلاس ژنو ۳ پرداخته اند که در حل بحران سوریه ناتوان ماند‫.

حق نشر عکس shahrvand
Image caption تیتر و عکس صفحه اول شهروند

چاره ای نمانده است

داود هرمیداس باوند در مقاله ای در مردم سالاری با اشاره به نامه گروهی از سناتورهای آمریکایی نوشته‫: در بررسی این نامه باید گفت، دیپلماسی هرکشوری به شرایط مختلف همان کشور بستگی دارد. ایران به دلیل وضع تحریم‌های مختلف از جانب غرب در شرایط خاصی قرار گرفته بود، بنابراین ازاین موقعیت خارج می‌شد و از طرفی غرب هم به دلایل مختلف مایل بود تا مذاکرات برای حل مشکل هسته‌ای انجام شود. با این وجود انتظار این است که مسایل ایران و غرب گام به گام به سمت حل شدن پیش برود. اگرچه محتمل است در مراحل پایانی مذاکرات، بحث حقوق بشر و تروریسم هم مطرح شود، ولی در حال حاضر درباره مسایل فنی و تکنولوژیک هسته‌ای بحث می‌شود.

برای اینکه مذاکرات به نتیجه برسد باید ایران و ۱+۵ مواضع اولیه خود را تعدیل کنند زیرا اصرار بر مواضع موجب به شکست رسیدن مذاکرات می‌شود. بازی برد – برد و اصولا نتیجه پنجاه پنجاه در مذاکرات، شرایطی است که باید پیگیری شود تا مذاکرات ادامه یابد و البته لازم به ذکر است که در حال حاضر استراتژی واحدی درباره حمایت از سیاست خارجی دولت یازدهم وجود ندارد و در حالیکه اصلاح‌طلبان از سیاست خارجی دولت حمایت می‌کنند، بعضی اصولگرایان علاقه ندارند که دولت در مذاکرات پیش‌رو موفق باشد.

این استاد دانشگاه پیش بینی کرده: مخالفان دولت در ایران چاره‌ای جز عقب‌نشینی ندارند و اگر این مذاکرات به موفقیت برسد جایگاه این عده تثبیت می‌شود اما در صورت به نتیجه نرسیدن مذاکرات، این مخالفان نیز به جایگاه گذشته خود بازمی‌گردند که این بازگشت برای کشور بسیار خطرناک است.

سوریه، ژنو ۲ و نقش ایران

ابوالقاسم قاسم زاده در سرمقاله اطلاعات با تاکید بر این که در بحران سوریه ارتش آن کشور دست برتر را دارد نوشته مردم بطور عموم از خرابکاریها و خشونت‌های گروه‌های تروریستی انزجار پیدا کرده‌اند و شعار برگزاری انتخابات برای تشکیل دولت آینده ملی را پذیرفته‌اند. بشار اسد هم در جنگ و سرکوب مخالفان موفق است و هم در تنظیم سیاست راهبردی برای آینده سوریه دست برتر دارد.

نویسنده این مقاله با اشاره به پایان بی فرجام اجلاس ژنو ۲ تاکید کرده: اختلاف نظر واشنگتن ـ مسکو موجب بن‌بست برای راه حل سیاسی است. بسیاری از محافل سیاسی بین‌المللی معتقدند تا پوتین و اوباما به یک طرح مشترک و مورد قبول برای پایان بخشیدن به بحران سوریه نرسند، جنگ همچنان ادامه خواهد داشت و در عمل هم سوریه بزرگترین میدان در تعریف اوج خشونت‌ها و تقابل امواج تروریستی با ارتش سوریه خواهد بود.

هجیر تشکری در همین خصوص در سرمقاله ابتکار نوشته کمک‌های تسلیحاتی به مخالفان، جز افزایشِ شدت، دامنه و زمانِ بحران ماحصلِ دیگری نداشته و نخواهد داشت. به اختصار می‌توان گفت غیبتِ ایران در مذاکرات صلحِ ژنو و عدم توجه به راهکارهای پیشنهادی این کشور در بحران سوریه، پاشنه ی آشیل مذاکراتِ صلح است.

نویسنده ادعا کرده مهمترین آلترناتیو پراگماتیستی و معطوف به نتیجه برای حل یا دست کم رفعِ بحرانِ سوریه حضور ایران در دورِ سومِ مذاکراتِ صلحِ ژنو است. این مهم می‌تواند یکی از راههای جدید موردِ نظر و اشاره ی رئیس جمهور امریکا نیز باشد. این تمهید می تواند به مثابه ی کاتالیزوری برای نزدیکی بیش از پیشِ ایران و غرب، و مرتفع کردنِ مسائلِ متنازع فیه ایران و آمریکا نیز باشد.

آزاد شدن کلنل

آسمان و شرق در صفحات اول خود با چاپ عکس هایی از محمود دولت ابادی نویسنده کلیدر خبر داده اند که سرانجام چاپ و انتشار کتاب زوال کلنل آخرین نوشته دولت آبادی مجوز یافت.

حق نشر عکس aseman
Image caption تیتر و عکس صفحه اول آسمان

مهدی یزدانی خرم در سرمقاله آسمان نوشته: تجربه هشت سال گذشته عملا فضای ادبیات و نشر را در ایران راکد و جامد کرده بود و مسایل اقتصادی ناشران نیز به وخامت اوضاع افزوده بود. با این شمایل ساختار پراشتباه، ارشاد مدیران تازه ای را به خود دیده که دم ازتغییر میزنند و درسخنرانی شان ازخطوط قرمزی میگذرند که انجام و اجرای اش به نظر ناشدنی میآید. فارغ از اینکه رفتاری به نام سانسور باید از ادبیات ایران حذف شــود اما هیجان زده گی نسبت به این امر پذیرفتنی نیست.

اما اتفاق بزرگی که بسیاری از اهالی فرهنگ منتظرش بودند و چند بار تا مرحله ی اجرا رفته و با فشار تندروها ناکام مانده بود، سرانجام افتاد. نشر چشمه رفع تعلیق شــده و بعد هم خبر رسید رمان زوال کلنل نیز مجوز انتشار گرفته. دو نمادی که در چند سال اخیر مظاهر برخورد با فرهنگ و ادبیات بودند، توانسـتند رها شوند و ای نقطع ه ها درمسیِر همان تغییر است. امری چون تغییر و آب شدن یخها. در این پروســه بیش از آنکه با نگاهی آرمانی ورادیکال دیده شود، نیازمند تعقل است و قدم به قدم جلورفتن برای رسیدن به آزادی بیان.

چرا این همه دروغ

نادر کریمی جونی در سرمقاله جهان صنعت با اشاره به این که به افشاگری های تازه وزیر صنعت که تیتر اول روزنامه های اقتصادی امروز است نوشته: پس از رییس دیوان عدالت اداری، نعمت‌زاده دومین مقامی است که احمدی‌نژاد و همکارانش را به دروغ‌گویی متهم می‌کند. نمی‌توان باور کرد که در هنگام گفتن این دروغ‌ها، رییس‌جمهور پیشین و همکارانش از دروغ بودن آن ها مطلع نبوده باشند.

به نظر نویسنده این مقاله: پرسش مهم آن است که چرا رییس‌جمهوری با این صراحت و در مقابل تمامی شهروندان در ملاء عام دروغ گفته است. اگر چنین باشد در حالی که احمدی‌نژاد و همکارانش به واسطه گفتن دروغ‌های آشکار از عدالت ساقط شده بودند، چگونه گفتمان عدالت را برای خود برگزیدند و تا پایان ماموریت دولتشان از حصول و اجرای عدالت دم می‌زدند.

سرمقاله جهان صنعت بدان جا رسیده که: مردم حق دارند بپرسند که آیا هیچ‌کس متوجه دروغ بودن برخی ادعاهای دولت گذشته در همان زمان نشده بود؟ و اگر دروغ بودن ادعاها در دولت گذشته برای برخی افراد محرز شده بود، چرا آنان براساس وظیفه اخلاقی و دینی خویش این دروغ‌ها را افشا نکردند؟

کراوات سریع القلم

آیدین سیار سریع در صفحه آخر آسمان با اشاره به بحرانی که مخالفان دولت بر سر کراوات آقای سریع القلم ایجاد کردند و تکذیب این که این استاد دانشگاه اصلا مشاور رییس جمهور هست نوشته: چند روز پیش یکی از نمایندگان مجلس گفته بود چرا آقای ظریف عمدا انگلیسی صحبت می کند که ما نفهمیم چه می گوید؟ من نمی دانم آقای آشنا آن موقع چرا سکوت کردند. در حالی که انتظار می رفت قاطعانه به صحنه بیایند و بگویند: چرا اصرار بر خلق وزیر دارید؟ خجالت بکشید از این همه دروغ. وزیر امور خارجه دولت منوچهر متکی است و انگلیسی هم بلد نیست!

به نوشته طنزنویس آسمان بعد آقای آشنا بگوید: «متاسفانه شش ماه است آقایی به اسم جنتی آمده و ادعا می کند وزیر فرهنگ و ارشاد است. هر چه می گوییم آقا برو بیرون اینجا جای آقای صفارهرندی است می گوید من پارتی دارم جرات داری به من دست بزن!»

در ادامه طنز آسمان آمده: حالا که فکر می کنیم می فهمیم مرضیه افخم هم از همین گیردادن ها ترسید و تصمیم به ازدواج گرفت. اگر کمی دیر می جنبید رسانه های اصولگرایی می گفتند یک خانم مجرد چگونه می تواند در برابر زیاده خواهی های غرب بایستد؟ آن هم این موقع شب! بعد آقای آشنا می آمد و می گفت: «مرضیه افخم سخنگوی وزارت خارجه دولت نیست. مرضیه افخم جزیره ای کوچک در غرب افریقاست.»

حق نشر عکس ghanon
Image caption عکس گزارش قانون

برای نجات سربازان

بهمن کشاورز در مقاله ای در قانون با اشاره به اسارت پنج تن از سربازان مرزی ایران به دست گروه معروف به جیش العدل نوشته: حفاظت از جان نفرات واحدهای نظامی به عهده فرماندهی مربوطه است نوشته در دام افتادن افراد گشتی رزمی یا شناسایی، موضوع نادر و بی‌سابقه‌ای نیست. این رویداد در جنگ یا در عملیات مبارزه با قاچاقچیان و اشرار ممکن است رخ دهد و مهم‌ترین عامل بازدارنده، آموزش است.

به نظر این حقوقدان: در این مورد خاص مشکل این است که افراد ربوده شده ظاهرا به آن سوی مرزهای ایران برده شده‌اند. واضح است نیروهای ایرانی نمی‌توانند برای یافتن و نجات آنها از مرز عبور کنند. این حادثه یک مسئله امنیتی است که ممکن است به یک بحران سیاسی تبدیل شود. اما اقدامات دیپلماتیک و تماس مرزبانی دو طرف می‌تواند موثر باشد و با حضور نیروهای ایرانی و پاکستانی انجام شود.

مقاله قانون تاکید دارد سابقه‌ای که در برخی از کشورها گاهی مشاهده شده این است که در چنین مواردی ناگهان افراد ربوده شده در کشور متبوع خود پیدا می‌شوند و در دراز مدت مشخص می‌شود عملیات نجات به‌وسیله یگان ویژه متخصص این امر که قادر به عملیات برون مرزی بدون جلب توجه بوده است انجام گرفته.

پارازیت ها خطرناک نیستند

دکتر حسن هاشمی در مقاله ای در ایران روزنامه دولت با اشاره به پارازیت ها و اخباری که درباره آن در کشور شایع شده نوشته گفته می‌شود تشعشعات پارازیت‌ها باعث بروز بیماری‌های مختلف، سقط‌های زودرس و بیماری‌ها و گرفتاری‌های روانی می‌شود، اما گزارش هایی که توسط کمیته مربوط به بررسی این موضوع تاکنون به دست ما رسیده، هیچ کدام از این شایعات را تأیید نمی‌کند.

وزیر بهداشت و درمان در ادامه این مقاله ادعا کرده آنچه از گزارش‌های مراجع بین‌المللی در زمینه تأثیر پارازیت‌ها در اختیار بود، تقدیم این تیم متخصص شد که توسط این افراد به‌طور کامل مرور و مطالعه شود. همچنین از این متخصصان درخواست شده نتایج این بررسی‌ها در گزارشی صادقانه بدون هیچ کم و کاستی ارائه شود.

سرمقاله ابران در نهایت تاکید کرده: براساس آخرین گزارشی که این تیم متخصص در اختیار ما قرار داده تاکنون در تهران به جز یک نقطه همه مناطق و نقاطی که مورد بررسی قرار گرفته، میزان تشعشعاتی که ساطع می‌کنند کمتر از استانداردهایی است که مضر اعلام شده و جای هیچ نگرانی نیست. کمیته بررسی موضوع تأثیر پارازیت‌ها تشکیل شده و با جدیت موضوع را دنبال می‌کند. تقریباً بررسی‌ها به انتها رسیده است، اما مسأله این است که باید به یک نتیجه کلی و جمع بندی مناسب دست یابیم.

قطار مرگ به وقت ۲۹ بهمن

سعید برآبادی در مقاله ای در شرق به ماجرایی اشاره کرده که ده سال قبل در همین روز رخ داد و ابتدا درباره بچه های قد و نیم قد روستای کریم آباد نیشابور نوشته که داشتند به سمت شهر می رفتند. آن ها خیره می‌شدند به واگن‌های چسبیده به هم با صدای تلق‌تلق فلز. آن‌روز قطارهای باری، چسبیده به هم در صف انتظار حرکت بودند. یک‌باره، ۵۱ واگن باری بدون لوکوموتیو از ایستگاه «ابومسلم» آرام‌ آرام حرکت کرد، بچه‌ها دو، سه‌ساعت بعد آنها را روی شیب دیدند. نمی‌دانستند بخندند یا بترسند اما هرچه بود، قطار نزدیکتر می‌شد.

نویسنده یادآوری کرده که: سوزن‌بان ایستگاه «خیام» کاری از دستش برنمی‌آمد، واگن‌های پر از «نفتا، پنبه و گوگرد»- طبق اعلام رسمی - به سمت ایستگاه خیز برداشته بودند و حتی نمی‌شد، مسیرشان را تغییر داد. اندکی بعد، با قدرت هرچه‌بیشتر با واگن‌های متوقف‌شده در ایستگاه برخورد کردند و تصویر بچه‌ها محو شد. محلی‌هایی که آن روز را به یاد دارند به اینجا که می‌رسند جز اشک، تصویر دیگری ندارند.

نوشته شرق حالا ۱۰ سال گذشته و هنوز معلوم نیست این اتفاق عجیب‌وغریب چطور افتاده و چه کسی باید پاسخ مرگ ۳۰۰ نفر و زخمی‌شدن ۷۵۰ نفر را بدهد. آنهایی هم که هنوز خاطره‌ای از آن بیست‌ونهم بهمن دارند حاضر به گفت‌وگو نیستند. یکی از آن نیشابوری‌ها که خودش در روز حادثه، مسوولیت مهمی در هلال‌احمر شهرستان داشته حتی در معذوریت اخلاقی خبرنگار هم قرار نمی‌گیرد: بعد از آن حادثه چندسالی توسط مقامات برای کشته‌شدگان، مراسم برگزار شد اما الان پنج‌سالی است که حتی سالگردشان هم برگزار نمی‌شود.

خر خر ماند

مسعود مرعشی در ستون یادداشت شب آسمان با اشاره به اعتراض بزرگواری نماینده کهکیلویه به انتخاب خرس از سوی مسوولان محیط زیست به عنوان نماد جانوری استان با این عنوان که خرس نشانه نفهمی است نوشته :محیط زیستی ها باید حیوانات فاخر و شیک و باهوش را انتخاب کنند. مانند سرند پیتی که به چشم خواهری بسیار مهربان و رئوف بود و دست به خیر داشت، یا مثلاً اسب لوک خوش شانس که بسیار فهیم بود و حتی حرف هم می زد. یا حتی پدر پسر شجاع که قدرت تشخیص بسیار بالایی داشت و اگر موردش پیش می آمد، پیپ هم می کشید!

به نوشته این طنزنویس اگر استدلال آقای بزرگواری را بپذیریم، سیستم جنگل کلاً مختل می شود. خرس خر می شود. گاو نیز که بدبخت مدت مدیدی بود گاو بود و بی شعور، یکهو ادعای نجابتش می شود که اسب شود. اسب نیز تصمیم می گیرد مدتی مفید تر باشد، شیر هم بدهد.

در آخر یادداشت شب آسمان آمده: اما خر خر می ماند. هر چه گشتیم حیوانی پیدا کنیم که خر به آن تبدیل شود، پیدا نشد که نشد! طفلک خرس که خر شد! خر چه شود! به گمانم در دنیای وارونه ها، خر خر می ماند!

حق نشر عکس cartoon
Image caption کارتون محسن ظریفیان، شرق

مطالب مرتبط