مدارهای بسته و یک سویه در نظام آموزشی ایران

حق نشر عکس AFP

پژوهش‌های تازه نشان می‌دهد که نزدیک به یک چهارم وقت دانش آموزان در نظام آموزشی ایران صرف آموزش دین و امور اعتقادی می‌شود.

سعید پیوندی استاد دانشگاه لورن در فرانسه با بررسی پژوهش‌های انجام شده درباره نظام آموزشی ایران، آن را نظامی بسته و یک سویه توصیف کرده است. این جامعه شناس در سخنرانی در کتابخانه مطالعات ایرانی در لندن گفت که از نظر میزان اهمیت آموزش دینی در مدارس، ایران فقط با دو کشور یمن و عربستان سعودی قابل مقایسه است.

به نظر این کارشناس امور آموزشی، نظام آموزشی ایران از سال ۱۳۵۷ دچار نوعی گسست با پیشینه خود شده است و سمت گیری‌های اصلی در تربیت دانش آموزان تغییر کرده است. در نظام پس از انقلاب هدف آموزش و پرورش تربیت دانش آموزانی وفادار به ارزش‌های دینی مورد نظر حکومت و پایبند به ولایت فقیه و ارزش های سیاسی مورد نظر حکومت است.

به گفته آقای پیوندی این اهداف در سخنان آیت الله خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی و قانون آموزش و پرورش مصوب سال ۱۳۶۶ آمده است و بررسی مطالب کتاب های درسی هم در اولویت بودن این اهداف را نشان می دهد. آقای پیوندی مواردی را از کتاب های درسی نشان می دهد که در آن به دانش آموزان یاد داده می شود که در حمایت از رهبر انقلاب باید نسبت به آنچه در کتاب درسی با عبارت "قلع و قمع منحرفین" نام برده شده اقدام کنند.

آقای پیوندی می گوید چارچوب های اصلی نظام آموزشی ایران پس از انقلاب با وجود برخی اصلاحات در دوره ریاست جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی همچنان ثابت مانده است اما به گفته او اقدام‌های اخیر مقام های آموزشی ایران و اجرای طرح تغییرات بنیادین در آموزش و پرورش نشان می‌دهد که از دید مسوولان آموزش و پرورش، این نظام آموزشی به اهداف مورد نظر خود دست پیدا نکرده است.

به گفته آقای پیوندی بر خلاف تصور رهبران انقلاب ایران که تصور می کردند با در اختیار داشتن آموزش و پرورش می توانند نسل های بعدی را چنان که خود می خواهند بارآورند، این نظام آموزشی نیست که به تنهایی در تربیت یک نسل موثر است.

از این دیدگاه نظام آموزشی ایران نظامی با سمت گیری مذهبی در حدی است که نمونه آن تنها در دو کشور یمن و عربستان سعودی دیده می شود. در حالی که متوسط جهانی میزان مطالب دینی و اعتقادی و صرف وقت دانش آموزان در این زمینه ۸ درصد است در ایران این میزان در سطوح ابتدایی و متوسطه به طور متوسط ۲۵ درصد است. به گفته آقای پیوندی این میزان از صرف وقت آموزشی صرف نظر از ۱۲۶ مراسمی است که سالانه در مدارس ایران در مدارس برگزار می شود که بخش عمده آن مراسم های دینی و سیاسی است.

بنا بر شواهد به دست داده شده در این سخنرانی، در متون کتاب‌های درسی تبعیض میان شهروندان شیعه و شهروندان غیر شیعه در سطوح متفاوت دیده می شود. و در چارچوب آموزش های مذهبی صاحبان ادیان دیگر نجس و غیر خودی توصیف می شوند و حتی در مواردی مانند بهاییان به صراحت علیه آنان سخن رانده می شود.

بنا بر همین شواهد رابطه علوم غیر دینی و دین به گونه ای تعریف شده است که هر جا میان دین و علوم غیر دینی تعارضی وجود داشته باشد باید به نفع دین این تعارض حل شود و در مواردی هم به دانش اموزان یادآوری می شود که به یافته های علمی چندان اعتماد نکنند. این درحالی است که در امور دینی و آموزش های سیاسی ارزش های مطلق و غیر قابل تردید به دانش آموزان آموخته می‌شود.

آقای پیوندی، همچنین در گزارش خود از مجموعه تحقیقاتی که در باره نظام آموزشی مدرن در ایران انجام گرفته است سیر تحول آن را از زمان تصویب نخستین قانون آموزش و پرورش ایران در سال۱۲۹۰ تاکنون بررسی کرد.

آموزش و پرورش نوین در ایران با گسترش درک جدید از انسان همراه بوده است که انسان را فردی خود مختار و دارای فرهنگی رو به رشد و همراه با آینده نگری می بیند. نظام آموزشی سنتی ایران تا قرون میانه مبتنی بر مدارس دینی بوده و علومی مانند ریاضیات و نجوم و جغرافیا و ادبیات در کنار آموزش کتب دینی و فقه و کلام و فلسفه اسلامی آموزش داده می شده است.

اما پس از آن و به تدریج آموزش این علوم از مدارس دینی حذف شد که از دید ناظران یکی از دلایل عقب ماندن سیستم آموزشی ایران تا سال های پس از مشروطیت است. در سال های پیش از مشروطیت و با مطرح شدن مساله تجدد در ایران ابتدا مدارس مسیونر های خارجی در نیمه قرن نوزدهم شکل می گیرد و سپس مدارس خصوصی رشدیه و اعزام دانشجویان به خارج از کشور و در نهایت با بنا نهادن دارالفنون، گروه هایی از ایرانیان با نظام آموزشی نوین آشنا می شوند.

با تصویب نخستین قانون آموزش نوین با عنوان "قانون تعلیمات اجباری" در سال ۱۲۹۰ و با بر سر کار آمدن رضاشاه، نظام آموزشی در یک گسست و تغییر اساسی به نظام آموزشی پیشرفته تبدیل می شود و دولت به تدریج همه کودکان ایرانی را راهی مدارس جدید می کند. البته این گذار با مقاومت های اداره کنندگان مدارس دینی و مراجع روبرو شده است. بر اساس اسناد تاریخی در مدارس رشدیه حتی نشستن کودکان بر روی نیمکت مورد انتقاد علما بوده و صاحبان مدارس جدید گاه ناچار بوده اند نیمکت ها را از کلاس های درس حذف کنند.

نظام آموزشی ایران در دوره پهلوی با قوانین مصوب سال های ۱۳۲۲ و ۱۳۵۳ توسعه می یابد اما بنا بر گزارش آقای پیوندی، ویژگی های اصلی این نظام تا زمان انقلاب سال ۵۷ تقریبا ثابت می ماند و به معیارهای جهانی آموزش و پرورش نزدیک است.

آقای پیوندی در بررسی رابطه میان آموزش امور دینی و آموزش علوم جدید و اصول مدنی زندگی در جامعه جدید، نظام آموزش ایران را نمونه ای از نظام های آموزشی می داند که در آن آموزش امور دینی وجود دارد اما بر اساس قانون سال ۱۲۹۰ این آموزش ها برای غیر مسلمانان الزامی نیست. در این سیستم آموزشی علوم غیر دینی به طور مستقل و بدون تعارض با آموزش های دینی تدریس می‌شود. در این دوره حکومت پهلوی در یک سیستم نوین اختیار آموزش دینی را به روحانیون مورد اعتماد مراجع شیعه سپرد. در این دوره سهم مطالب دینی و اعتقادی و زمان آموزش برای دانش آموزان به طور متوسط نزدیک به شش و نیم درصد زمان آموزش را در بر می گیرد.

آقای پیوندی در جمع بندی نهایی خود می گوید در نظام آموزشی فعلی ایران با ضعف نگاه انتقادی روبرو هستیم که با آموزش نسبی گرایی که یکی از پایه های آموزش و پرورش امروز است در تعارض است. در این نظام آموزشی با نوعی دوگانگی و تعارض ارزشی روبرو هستند که به شکل دادن نوعی دوگانگی درونی منجر می شود. در این نگاه آموزشی همچنین به مواردی مانند تبعیض های جنسیتی و مذهبی و هویتی مشروعیت بخشیده می شود.

به گفته آقای پیوندی بیشتر این انتقادات به نظام آموزشی ایران در کتاب ها و پژوهش هایی دیده می شود که به زبان های غیر فارسی در سطح دنیا منتشر می شود اما در مطالعاتی که در ایران منتشر می شود امکان انتشار این واقعیت ها در باره نظام آموزشی ایران وجود ندارد.