توقیف 'کشتی حامل سلاح از ایران' یادآور ماجرای 'کارین آ'

ایران و اسرائیل حق نشر عکس r
Image caption تنها ۲۶ روز بعد از واقعه کشتی 'کارین آ' بود که جورج بوش در سخنانی غیرمنتظره ایران را عضو 'محور شرارت' دانست

اظهارات امروز مقام های اسرائیلی در مورد توقیف یک "کشتی حامل سلاح‎‌ از ایران"، که توسط دولت ایران تکذیب شده، با ماجرای "کشتی کارین آ" در ژانویه ۲۰۰۲ شباهتی تامل برانگیز دارد.

در آن زمان نیز -درست مانند امروز -در میانه فرایند لرزان تنش زدایی میان دولت اصلاح طلب و ایالات متحده، اسرائیلی ها خبر از کشف یک کشتی "اسلحه ایرانی" در دریای سرخ دادند که عازم غزه بوده است. ماجرایی که بعدها، به "پرونده کارین آ" معروف شد.

انتشار خبر کشتی کارین آ، که درست مانند امروز با پوشش خبری گسترده رسانه های اسرائیلی همراه بود، با واکنش شدید دولت اسرائیل و سپس ایالات متحده آمریکا مواجه شد: تنها ۲۶ روز بعد از این واقعه بود که جورج بوش رئیس جمهور وقت ایالات متحده، در سخنانی غیرمنتظره ایران را عضو "محور شرارت" دانست.

آنچه در هفته ها و ماه های بعد به وقوع پیوست، در یک کلام عبارت از نقش بر آب شدن مجموعه تلاش های دولت محمد خاتمی برای تنش زدایی با واشنگتن بود.

نام گذاری ایران به "محور شرارت"، پس از آن صورت گرفت که جمهوری اسلامی - نه فقط دولت اصلاح طلب، که مجموعه حکومت و از جمله سپاه پاسداران – به گونه ای بی سابقه بر سر افغانستان با آمریکایی ها همکاری کرده بودند. در پی واقعه ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، آمریکایی ها در اکتبر همان سال به افغانستان حمله کردند و در حالی که در شروع تهاجم خود نسبتا سردرگم بودند، توانستند با همکاری متحدان ایران در آن کشور و استفاده از همکاری موثر امنیتی و نظامی تهران، طالبان را ساقط کنند.

رضایت دادن آیت الله خامنه ای و متحدانش به چنین سطحی از همکاری با آمریکایی ها، نتیجه تلاش های دولت محمد خاتمی بود که سقوط طالبان را به نفع ایران می دانست و به علاوه، مایل به کم اثر کردن تلاش های نیروهایی در واشنگتن بود که اصرار داشتند باید هدف عملیات بعدی ایالات متحده، به جای عراق، ایران باشد.

این واقعیت که علی رغم همکاری غیر منتظره – و به لحاظ داخلی هزینه دار- تهران با واشنگتن بر سر افغانستان، رئیس جمهور آمریکا ایران را عضو محور شرارت دانست، تاثیر ذهنی درازمدتی بر رهبران ایران گذاشت. تحلیل محتوای اظهارات آیت الله خامنه ای در سال های بعدی نشان می دهد که وی درسال های بعد، به کرات نتیجه سیاست تنش زدایی دولت خاتمی را جسور شدن آمریکایی ها و قرار گرفتن ایران در محور شرارت دانسته است.

نمی توان با قاطعیت گفت که ماجرای کشتی کارین – آ، ساخته و پرداخته نیروهایی در ایران بود یا اسرائیل، ولی هر چه بود، بی تردید بر "فضای سیاسی" نوظهور میان ایران و ایالات متحده به طور موثر تاثیر گذاشت.

امروز نیز، درست در میانه تلاش های بی سابقه یک دولت ایران برای رفع تنش با ایالات متحده، سر و کله یک کشتی اسلحه در دریای سرخ پیدا شده که، از هر کجا آمده باشد، می‌تواند بر سازوکار سیاسی لرزان شکل گرفته میان دو دولت موثر باشد.

در مورد ماجرای اخیر نیز، شاید هرگز نتوان با قطعیت قضاوت کرد که طراحان ماجرا در ایران بوده اند یا اسرائیل. اما شباهت این ماجرا و پرونده کارین آ، گمانه زنی هایی مشخص را به ذهن متبادر می کند. مثلا اینکه "هدف اصلی" کشتی امروز، نه سواحل غزه، که میز مذاکرات تهران و واشنگتن باشد.