بررسی روزنامه های صبح تهران؛ شنبه ۲۴ اسفند

بحران اوکراین، ماجرای هواپیمای گمشده مالزیایی، پی آمدهای سفر خانم اشتون به تهران و ملاقاتش به خانم های فعال مدنی، از جمله مطالب روزنامه های امروز صبح است که در عین حال به سفر رییس جمهور به عمان و وزیر خارجه به ترکیه اهمیت بسیار داده و آن را نشان توجه دولت روحانی به همسایگان خود دیده اند.

حق نشر عکس n
Image caption تیتر و عکس صفحه اول شرق

ایران و بحران اوکراین

داوود هرمیداس باوند در مقاله ای در آرمان نوشته: روسیه به دنبال راه‌حلی است که همه‌پرسی در شبه‌جزیره کریمه برگزار شود ولی اگر مذاکرات روسیه و غرب به نتیجه مثبتی منتهی نشود بحرانی در روابط غرب و روسیه به وجود خواهد آمد و تحریم‌های اقتصادی و سیاسی برای روسیه را به دنبال خواهد آورد.

به نظر این استاد دانشگاه : این بحران احتمالی در روابط روسیه با کشورهای دیگر هم تاثیرگذار خواهد بود. روسیه برای پیش‌بینی چنین وضعیتی سعی می‌کند با کشورهایی مانند چین و ایران که منافع اقتصادی مشترک دارد، روابط جدیدی تدارک ببیند.

در مقاله آرمان آمده: چنین روابطی نمی‌تواند نتیجه مثبتی برای ایران داشته باشد، زیرا اگر ایران بخواهد خیلی به سمت روسیه تمایل پیدا کند در دریچه کوچکی که برای رابطه با غرب باز کرده، تاثیرگذار خواهد بود. منافع ایران در این است که بی‌طرفی خود را اعلام کند و خود را وارد این درگیری‌ها نکند. ایران و روسیه دارای منافع مشترک در دریاچه خزر هستند و کشورهای حاشیه این دریاچه نمی‌توانند بدون ایران تصمیمات مهمی اتخاذ کنند و باید هر تصمیمی را به صورت جمعی اتخاذ کنند.

صبوری‌کنید آقای علوی

احسان مازندرانی در سرمقاله فرهیختگان به ماجرایی اشاره کرده که در دیدار محمود علوی وزیر اطلاعات با تعدادی از نمایندگان مجلس رخ داده در این ماجرا نمایندگانی که از اعضای جبهه پایداری و حامیان احمدی نژاد هستند وزیر را برای دادن اطلاعاتی به مجلس کشانده بودند و موقع حضور وی با اعتراض به یکی از همکاران وی کوچک‌زاده و رسایی به علامت سوال تبدیل شده و جلسه را به حاشیه می‌برد تا جایی که ضمن پرخاش، توهین و تهدید مسئول دستگاه امنیتی کشور، از جلسه خارج می‌شوند و پس از آن تصمیم می‌گیرند سوال از وزیر اطلاعات درباره هویت شخص همراه را در دستور کار مجلس قرار دهند.

نویسنده با این مقدمه چند نکته را توضیح داده: آن تصوری که در دوره‌ای ۴ ساله نسبت به وزارت اطلاعات ایجاد شده بود با یک شیب ملایم در حال برطرف شدن است. دیگر از رفتارها و عملیات‌های جیمز باندی خبری نیست و فعالیت سربازان گمنام امام زمان بنا به ذات امور اطلاعاتی با چراغ خاموش و بدون سر و صدا در حال اجراست. جریان افراطی از همین موضوع غضبناک است.

این مقاله افزوده: دیرزمانی نگذشته از دوره‌ای که آنها با خاطری آسوده مشغول واگذاری پروژه‌های عظیم نفتی، عمرانی، اقتصادی و... به امثال «ب. ز» بودند. حالا دستگاه امنیتی بار دیگر مدافع حقوق ملت- دولت و نه یک جناح سیاسی خاص شده و به همین دلیل ساده، سنگ‌اندازی‌ها به هر بهانه‌ای ادامه خواهد داشت.

نویسنده سرمقاله فرهیختگان با این وجود نوشته: محمود علوی حداقل تا پایان عمر مجلس نهم همچنان با چنین مواردی روبه‌رو خواهد بود. چاره چیست؟ آیا رئیس دستگاه امنیتی کشور باید در مواجهه با جریان افراطی رفتاری برابر از خود نشان دهد یا راه دیگری هم وجود دارد؟ در نوع مواجهه با جریان تمامیت‌خواه از نوع عصبانی یک الگوی موفق در نظام ما وجود دارد و آن هم رفتار آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی طی ۸ سال اخیر است.

حق نشر عکس m
Image caption تیتر و عکس صفحه اول شهروند

تاییدی بر دژ آهنین برخی رسانه‌ها

حمیدرضا شکوهی در سرمقاله مردم سالاری با اشاره به نقد هفته قبل رییس جمهور از مطبوعاتی که دٰژ اهنین دارند نوشته : جالب اینجاست که این رسانه‌ها با اینکه هر آنچه در دل دارند بی‌محابا مطرح می‌کنند و هیچگونه نگرانی از عواقب کارهای خود هم ندارند باز هم مظلوم نمایی می‌کنند و ادعا می‌کنند که دولت آنها را در تنگنا گذاشته است. اگر ذره‌ای از موضع‌گیری‌های آنها در قبال دولت فعلی و تیم مذاکره‌کننده در زمان دولت قبلی در روزنامه‌های اصلاح‌طلب نقش می‌بست، چه برخوردی با روزنامه‌های اصلاح‌طلب می‌شد؟

نویسنده در توضیح بیشتر نوشته: اگر روزنامه ای اصلاح‌طلب عکس فردی را با برچسبی بر روی دهان – به معنای سکوت اجباری – و بدون تیتر در صفحه اول خود منتشر می‌کرد – یا همین حالا منتشر کند کاری که دور روز روزنامه مخالف دولت کرد – آیا توقیف آن روزنامه سرنوشت محتوم آن نبود؟

مردم سالاری سووال دیگری هم مطرح کرده: کدام روزنامه اصلاح‌طلب را در زمان دولت گذشته و تیم مذاکره کننده هسته‌ای قبلی به یاد می‌آورید که علیه مذاکرات هسته‌ای تیتر زده باشد؟ روزنامه‌های اصلاح‌طلب دریافته بودند که باید تمام

محمدعلی وکیلی در سرمقاله ابتکار نوشته: روحانی یک نخبه گرا است و با روش‌های نخبه‌گرایانه بنای حل مشکلات را دارد. او در مقابل حملات مخالفین، دانشگاه، اساتید و نخبگان را به یاری طلبید. این درحالیست که جامعه ایران ظرف هشت سال گذشته به رفتارهای پوپولیستی عادت کرده‌ و در بعضی موارد رفتارهای نخبه گرایانه را فانتزی و لوکس تلقی می‌کند.

به نوشته این مقاله: هیچ کدام ازرؤسای جمهور پیشین مشکلات‌شان چنین نبود. اگرچه مشکلات دوران سازندگی خاص بود، چرا که اولین دولت پس از جنگ به حساب می‌آمد، ولی کاریزمای آقای هاشمی و همچنین مقبولیت بالای ایشان درساختار حکومت، مسیر حرکتشان را هموار کرد. دوران ریاست جمهوری سید محمد خاتمی نیز با مشکلات ویژه ای روبرو بود و در مواردی شبیه به شرایط کنونی. اما خاتمی مشکلات اردوگاهی نداشت. وی همچنین در گفتمان با ابهام روبرو نبود.

به نظر سرمقاله ابتکار: ریاست جمهوری احمدی نژاد نیز قابل مقایسه با دوران روحانی نبود.

او برآمده از جریان اصول‌گرایی بود که دارای بالاترین پایگاه مشروعیت در لایه‌های مختلف حاکمیت بود. در شش سال اول دوران ریاست جمهوری‌اش حمایت بی سابقه ای از او شد. هیچ رئیس جمهوری چنین مورد حمایت قرار نگرفت. در شش سال اول هر چه خواست کرد؛ هیچ گروه و فردی در آن دوران یارای تقابل و مخالفت با وی را نداشت.

و سرانجام این که: می‌بینیم که چقدر این مسیر با موانع پیچیده روبه‌روست. البته این موانع دلیل بر ناکارآمدی و ناصحیح بودن راه نیست؛ راهِ درست همین است. ما به اعتدال نیاز داریم. کلید توسعه و نجات کشور در اعتدال نهفته است، اما هر راه نجات بخشی هزینه‌های خاص خود را دارد. آسان پنداری این راه مشکل برخی دولتمردان کنونی است.

کسی نمی‌توانست مانع اشتون شود

قانون در گزارشی با عنوان سفر اشتون دامن لطیف و علوی را گرفته نوشته: در حالی نمایندگان به دیدارهای اشتون با برخی فعالان جامعه زنان انتقاد وارد می‌کنند که مدیرکل پیشین آفریقای وزارت‌خارجه تاکید دارد این نوع ملاقات‌ها ارتباطی با وزارت‌خارجه ندارد. به گفته جاوید قربان اوغلی در عرف دیپلماتیک، هیچ یک از مقام‌های وزارت خارجه مخصوصا آقای ظریف چه از لحاظ قوانین و پروتکل‌های دیپلماتیک و چه از لحاظ اخلاقی اجازه ندارند که مانع دیدار مقام دیپلماتیک کشور دیگری شوند.

به نوشته این گزارش: نماینده سابق ایران در سازمان ملل در گفت‌وگو با «قانون» تاکید کرد: شاید وزیر امور خارجه کشور می‌توانست با دیدارهای اشتون مخالفت کند، اما باید این مخالفت را از زاویه دیگر نگاه کرد. اگر مخالفت می‌شد، چهره ایران در جامعه بین الملل مخدوش می‌شد. با این حال نایب رئیس مجلس در آخرین اظهار نظر خود تاکید کرد: نباید فضای باز سیاسی به ولنگاری و بی‌حساب و کتاب بودن تعبیر شود.

اما کیهان در سرمقاله خود سخن چند روز گذشته چهره های اصولگرا را تکرار کرده و نوشته:ناگهان، مهمانی که براساس عرف دیپلماتیک و اخلاق حرفه‌ای، لازم است درباره برنامه‌هایش با میزبان خود هماهنگ باشد، سر از سفارت اتریش در می‌آورد و با برخی فتنه‌گران و بدنامان دیدار می‌کند و مثلاً درباره حقوق بشر و آزادی‌های مدنی و فعالان مدنی با هم صحبت‌هایی می‌کنند. اینکه آنها چه گفته‌اند، نه موضوع این نوشتار است و نه اصلاً اهمیتی دارد.

کیهان در پاسخ این که چرا اهمیت ندارد؟ چون افرادی که با اشتون دیدار داشتند همان کسانی هستند که در ایام فتنه هر چه در چنته داشتند رو کردند، رسانه‌های خارجی و عوامل زنجیره‌ای داخلی‌اشان هم، همه حرف‌های آنها را به بلندترین صدا گفتند. حنجره‌ها دریدند و گریبان‌ها چاک کردند، دروغ گفتند، جنایت کردند، وطن‌فروشی و خیانت کردند و با آنکه غرب، یکسره و به صراحت از آنها حمایت می‌کرد و رئیس جمهور آمریکا و بسیاری از مقامات مهم اروپایی به اسم از آنها طرفداری می‌کردند

حق نشر عکس n
Image caption کارتون محمد طحانی، آرمان

در این میان روزنامه جوان که سه روز قبل با چاپ عکسی از ملاقات خانم اشتون با چهره های مورد اعتراض اصولگرا که تصویر مادر ستار بهشتی از آن محو شده بود ماجرای این فتوشاپ را به دنیا کشاند امروز در گزارشی به مخالفان پاسخ داده . گرچه این پاسخ باعث نشده که طنزنویسان با اشاره به حذف چهره یک نفر از یک عکس رسمی نکته ها نوشته اند.

جوان ماجرا را چنین توضیح داده که چون نمایندگان مجلس تاکید کرده بودند که دیدار اشتون با فتنه گران دخالت در امور داخلی ایران است روزنامه سپاه پاسداران مادر ستار بهشتی ( وبلاگ نویس که چندی پیش به دلیل برخی تخلفات انتظامی در بازداشتگاه پلیس درگذشت و پرونده‌اش در محاکم قضایی به سرانجام رسید) فتنه گر نمی داند به همین جهت تصویر وی را حذف کرد..

جوان در ادامه توضیح ادعا کرده که روزنامه های منقد که اینک حذف مادر ستار بهشتی از عکس دیدار با خانم اشتون دست گرفته اند اگر جز این می کرد می نوشتند مادر ستار هم فتنه گر شد.

حذف و اضافه با کمک فتوشاپ

آیدین سیارسریع در طنزانه قانون نوشته‫: فتوشاپ یکی از معدود اختراعات بشر است که توانسته او را تقریبا به تمامی آرزوهای خود برساند. بشر از یک زمان به بعد هر آرزویی که داشت می‌توانست با فتوشاپ به دست پیدا کند. این میل قوی در وجود انسان باعث می شد در زمان قدیم که هنوز فتوشاپ اختراع نشده بود اشخاص قدرتمند عملیات حذف و اضافه را به صورت دستی انجام دهند.

طنزنویس قانون با اشاره به توضیحات روزنامه جوان نوشته: به نوبه خود تشکر می کنیم از این روزنامه عزیز که به همین حذف اکتفا کرد و مادر ستار بهشتی را با فتوشاپ به تصاویر دیدار کاترین اشتون و سعید جلیلی اضافه نکرد. می توانست بالای تصاویر فتوشاپی تیتر هم بزند «دیدار اشتون با جلیلی و مادر ستار بهشتی» یا از قول مادر ستار بهشتی بنویسد: ظرفیت بالایم را مدیون امثال جلیلی هستم.

در ادامه طنز قانون آمده: فقط داریم به این فکر می‌کنیم که اگر همین دوستان به جای تیم روحانی در نهاد ریاست جمهوری بودند چه اتفاقات خوبی می‌افتاد. تحریم‌ها را به راحتی با فتوشاپ برمی‌داشتند. دستمزدها را با اکسل می‌بردند بالا. نرخ تورم را می‌آوردند پایین. غرب را از روی google map با ماژیک حذف می‌کردند. البته سخنرانی برای صندلی های خالی، قاچاق اعضای انسان توسط لولو، ریختن آب به جایی که می سوزد و اینگونه اقدامات در زمینه دیپلماسی تهاجمی کمی تخیلی تر از حد توان فتوشاپ است و باید با تری‌دی‌مکس ساخته شود.

باورکنیم عید را

ایرج اسلامی در یادداشتی در شهروند نوشته: شهروند عادی پارسال خود را دیده است امسال را هم دارد می‌بیند. ۱۰‌سال پیش را هم به یاد می‌آورد و حتی ۳۰‌سال پیش را. چیزی تغییر نکرده الا این‌که او تغییرش داده باشد. شهروند عادی خیلی دلش می‌خواهد بهتر شود. ته دلش می‌خواهد. حالا یک عوامل بیرونی هست که هی ساز مخالف می‌زند و هی ان‍رژی منفی می‌دهد که بی‌خود تلاش مکن. دنیا تا بوده همین بوده و تو هیچ‌کاره‌ای.

به نوشته گلایه آمیز نویسنده این مقاله: می گویند سرنخ امور، دست از ما بهتران است. این از ما بهتران از ما بهتر نیستند ولی زورشان می‌چربد و فامیل دارند و آشنا دارند و صدایشان هم بلندتراست. شهروند عادی هر سال همین دم دمای عید به صرافت تغییر می‌افتد و بعد که چند روزی یا ماهی می‌گذرد پشیمان می‌شود و می‌شود همان آدم قبلی. تا دوباره برسیم به نزدیک‌های عید ‌سال بعد.

درانتهای مقاله شهروند آمده امسال اگر تصمیم گرفتیم بهتر شویم، فقط به جای خودمان حرف بزنیم. تا وقتی نظرسنجی معتبر یا علمی یا رفراندوم انجام ندادیم به جای همه ملت ایران یا همه مردم تحت ستم دنیا و ملت‌های کشورهای دیگر صحبت نکنیم. بگوییم من این‌طور فکر می‌کنم. یا حداکثر بخشی از مردم ایران چنین فکر می‌کنند. بپذیریم که سطح دانش و آگاهی شهروندان عادی امروز از بسیاری از دانشمندان دهه‌ها و سده‌های پیش اگر بیشتر نباشد کمتر نیست.

خانه‌تکانی سیاسی

پوریا عالمی در ستون طنز شرق نوشته: برای خانه‌تکانی روی حرف هیشکی حساب نکنید. مثلا ما زنگ زدیم به آقای هاشمی‌رفسنجانی بیاید کمک، گفت: «سال‌هاست که دست‌تنها مانده‌ام. پاشو بیا کمک. سر راه لباس‌ها را هم از خشکشویی بگیر. خاطره می‌شود. می‌نویسم.» گفتم: «هیچ‌کس چنین خطری را به چنان خاطره‌ای تاب نمی‌آورد.»

زنگ زدیم آقای خاتمی، گفت: «می‌آیم. کمک می‌کنم. خانه‌تکانی می‌کنم.» گفتم: «خاتمی‌جان، یعنی نمی‌آیی. کمک نمی‌کنی. خانه‌تکانی هم نمی‌کنی. درسته؟» زنگ زدم آقای احمدی‌نژاد، گفت: «کمک؟ خانه‌تکانی؟ شما خانه‌تکانی می‌کنید؟ الان توی آمریکا دارند همدیگر را می‌تکانند، شما می‌گویی چرا توی ایران خانه‌تکانی می‌کنند؟» زنگ زدم آقای روحانی، گفت: «تو برو. نگران نباش. دارم میام. کلید دارم.» گفتم: «ای‌بابا. با این کلیدت. در باز است عزیزم. فقط بیا.»

طنزنویس شرق در انتها نوشته: پس پرده‌ها را بفرستید خبرگزاری فارس تا خوب چنگ بخورد. وقتی پرده‌ها شسته شد روی طناب پهنش کنید. بعد زنگ بزنید نصاب بیاید پرده‌ها را نصب کند و روی مسایل درون خانه پرده بکشد. لباس‌های رنگی را بفرستید صداوسیما تا با وایتکس سفیدشویی‌اش کنند. بعد هم زنگ بزنید ۲۰:۳۰، بیاید و آب پاکی را بریزد روی دستتان. خانه‌تکانی شما تمام است، البته کارتان هم تمام است. خسته نباشید.

مطالب مرتبط