بررسی روزنامه های صبح تهران؛ دوشنبه ۲۶ اسفند

روزنامه های امروز، دو روز مانده به آخرین چهارشنبه سال در مقالات متعددی به موضوع انفجارها و آتش سوزی هایی پرداخته اند که در سال های گذشته در شهرها معضلاتی به بار آورد و از زبان هنرمندان و چهره های محبوب جامعه از مردم به خصوص نوجوانان خواسته اند که از مصرف مواد خطرناک و آتش زا و ایجاد صداهای مهیب خودداری کنند.

بخش دیگری از مطالب روزنامه های امروز به گزارش های مربوط به بحران اوکراین و همه پرسی در کریمه اختصاص دارد، در حالی که پیروزی کشتی گیران ایرانی در لس آنجلس بر کشتی گیران آمریکایی هم تیتر اول برخی روزنامه هاست.

اوکراین، دیپلماسی و کشتی

حق نشر عکس shargh
Image caption تیتر و عکس صفحه اول شرق

در حالی که روزنامه های نزدیک یا وابسته به اصولگرایان همچنان به حمایت از روسیه در جریان بحران اوکراین مشغولند و همه پرسی کریمه را هم حق مردم می خوانند برخی روزنامه های میانه رو نظری دیگر دارند.

علی ودایع در سرمقاله مردم سالاری نوشته: جنگ سنتی بلوک غرب و شرق که پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی برای مدتی فروکش کرده بود با احیای سیستم حکومت اتحاد جماهیر شوروی و زرق و برق تزاری ولادیمیر پوتین بار دیگر نمود پیدا کرده است. از یک سو، جنگ داخلی سوریه نمودی از منفعت طلبی‌های رنگارنگ است که نتیجه ای جز قربانی شدن مردم بی گناه سوریه ندارد.

به نوشته این مقاله: امروز رسما با دموکراسی تحت نظر کرملین که بوی ترکمنچای می‌دهد شبه جزیره کریمه ضمیمه خاک امپراتوری کرملین می‌شود. مسکو با این اقدام، رسما یک پیام واحد با مخاطبان متفاوت مخابره می‌کند. مجازات تخطی هرکشوری از خطوط قرمز کرملین غیرقابل محاسبه است. نه اتحادیه اروپا و نه ایالات متحده هیچ کاری جز چند تحریم و مانورهای نمایشی انجام نخواهند داد تا کی یف شاهد فروپاشی اوکراین باشد.

سرمقاله مردم سالاری در نهایت نوشته: در حاشیه جدال‌های سیاسی و در جام جهانی کشتی، آمریکا با ایران و روسیه با اوکراین سرشاخ شدند. تیم ایران، کشتی گیران ایالات متحده را به زانو در آوردند. روسیه هم از اوکراین عبور کرد تا در فینال مقابل ایرانی‌ها صف آرایی کنند.

آوردگاه تشک کشتی با میز مذاکرات دیپلمات‌ها تفاوتی ندارد. احتمال الحاق مناطق شرقی اوکراین نیز موضوعی است که نمی‌توان از کنار آن بی‌تفاوت عبور کرد. این سرنوشت مردم هرکشوری است که به حمایت اجنبی جماعت دل خوش کند!

دو پاسپورت جعلی در هواپیما

محمد حسین عمادی در مقاله ای در شهروند نوشته: هنوز جهانیان به‌دنبال حل معمای ناپدید شدن هواپیمای مالزیایی در مسیر چین بودند که معمای دو جوان ایرانی با گذرنامه‌های جعلی نیز به آن افزوده شد. به‌نظر میرسد این روزها، ایران و ایرانی باید چاشنی هر معمای جهانی باشد. معمایی که دوربین رسانه ها و ذهن همه را از تراژدی سقوط به سوی تروریسم و نقش ایران کشاند. اما ساعتی از این خبر نگذشته بود که پلیس بین الملل اعلام کرد که ماجرای دو جوان ایرانی و گذرنامه‌های دزدیده شده، به موضوع تروریسم ربطی نداشته و به مقوله پناهندگی و مهاجرت غیر قانونی مرتبط است.

به نوشته این مقاله چنان که مستندات نشان داد این ۲ جوان صرفا به دنبال زندگی بهتر و رسیدن به آغوش وابستگان، ریسک را به جان خریده و با گذرنامه جعلی به دامان مرگ پر کشیده‌اند. خبری که قلب هر شهروند ایرانی را منقلب و ذهن هر غیر ایرانی را متاثر می‌سازد. سهم مسئولان ایرانی و ایرانیان از این تراژدی انسانی نه‌تنها سوگواری در غم مفقود شدن شهروندان خویش است، بلکه انگیزه‌ای برای درک عمیق‌تری از ابعاد ناشناخته پناهندگی شهروندان خود و روایت‌های ناشناخته‌ای از گریز جوانان از وطن مادری‌شان را طلب می‌کند.

مقاله شهروند به این جا رسیده که: شاید معمای مفقودشدن هواپیما و مرگ سرنشینان با کشف جعبه سیاه حل شود، اما از هم ‌اکنون می‌توان به‌وضوح دلیل معمای ترک وطن و پناهندگی این ۲ جوان را «خطای مدیریت شهروندی» نامید. باید با واقع‌بینی به درک ریشه‌های عیان واقعیت‌های تلخ بنگریم و دیگر قاچاق انسان یا سراب جوانان را تنها راه حل معمای تلاش برای زندگی بهتر شهروندان جوان خود ننامیم.

کجا بودید زمان آن دولت؟

حق نشر عکس pakdel
Image caption کارتون علیرضا پاکدل، اعتماد

آمنه شیرافکن در گزارشی در شرق نوشته: نمایندگان منتقد دولت «تدبیر و امید» روزهای پرکاری را پشت‌سر می‌گذارند، روزهایی پر از شور و امید. روزهای مبارزه با مفاسد و شناسایی پی‌درپی پرونده‌های تخلف مالی و انواع مچ‌گیری‌ها. گویی همین که دولت عوض شده، برخی آقایان عینک تیزبینی به چشم زده‌اند و یاد مبارزه با فساد مالی و افشاگری افتاده‌اند. جالب‌تر اینکه چیزهایی از چنته برون ریخته‌اند که بخشی از آنها بی‌کم‌وکاست با دوره‌های مدیریتی قبل سروکار دارد.

به نوشته این گزارشگر: حالا سوال این است که نمایندگان ریزبینی چون آنها که امروز بر طبل افشای مفاسد می‌کوبند، چطور در دولت عدالت‌محور آقای احمدی‌نژاد از کنار پرونده‌های متعدد فساد مالی گذشتند و سکوت اختیار کردند. مگر نه اینکه رییس کمیسیون اجتماعی مجلس نهم بر طبل حمایت از سعید مرتضوی کوبید و پای نامه حمایت از مرتضوی۱۶۰ امضای نماینده ثبت شد.

گزارش شرق بدان جا رسیده که: به‌همین‌دلیل در برابر حمله‌های زیرکانه برخی نمایندگان، دولت یازدهم باید هوشمندانه گام برداشته و در بزنگاه‌ها از انتشار برخی جزییات و مستندات، کوتاهی نکند. اگر برخی این نمایندگان مجلس نهم که گویی دلشان برای قانونگرایی دوران آقای احمدی‌نژاد تنگ شده، برخی مسایل به فراموشی رفته تاریخ را باید بلندبلند برایشان خواند و به جز این گفت که در این سال‌ها چه بر سر کشور رفته است.

وقتی کوچک زاده هست

آیدین سیارسریع در طنزانه قانون در پاسخ این سووال که شخصیت های سیاسی در چهارشنبه آخر سال چه می کنند نوشته: روایتی است که می گوید اصولگرایان در سال ۸۴ که با احمدی نژاد ائتلاف کردند تحت تاثیر آلبوم جدید خواننده لس آنجلسی برای او می‌خواندند: بیا باز با من –ائتلاف کن- تا گل بریزم زیر پات / تا به آتیش بکشی صحنه رو با دلبریات ... آقای احمدی نژاد هم به دعوت آن عزیزان لبیک گفت و هشت سال همینطور داشت صحنه را با دلبری‌هایش به آتیش می کشید. مسلما چهارشنبه سوری را هم با همین آتش ها و با پریدن از روی اونجایی که می سوزه جشن می گرفت. ولی خب الان فرصت خدمتگزاری از ایشان گرفته شده و مجبور است این چهارشنبه آخر سال همراه با مشاور پاک آریایی خود اسفندیار همیشه مشایی ترقه و بمب و نارنجک جمع کند برای انتخابات آینده مجلس.

نویسنده سپس به بررسی احوالات گروه شحرک (شریعتمداری، حسینیان، رسایی، کوچک زاده) پرداخته: هر ساله در زمان فرارسیدن چهارشنبه آخر سال از محل اجتماع گروه شحرک صدای انفجارهای مهیبی به گوش می‌رسد و‌آسمان هم در آن ناحیه به‌طور شگفت انگیزی نورافشانی می شود. این صحنه‌ها چیزی نیست جز واکنش (شیمیایی) کوچک زاده نسبت به مسائل مختلف.

به نوشته طنزانه قانون: از آنجایی که خرید کپسول و ترقه و فواره آتش و آبشار ۱۵ ثانیه ای اسراف است و خلاف اصول ساده زیستی محسوب می‌شود با آوردن نقل قول هایی از اصلاح‌طلبان و اعتدالگرایان عمدا کوچک‌زاده را تحریک می کنند تا نسبت به اظهارات آنها واکنش نشان دهد. ایشان هم بزرگواری می کنند و ضمن چند واکنش شیمیایی از چند جهت منفجر شده و با پرتاب خود به سوی آسمان آن را نورافشان می‌کنند. دستشان درد نکند.

اقتصاد مقاومتی چیست

سعید لیلاز در مقاله ای در اعتماد نوشته: واقعیت این است که اقتصاد مقاومتی معنای مجزایی از اقتصاد آزاد ندارد. اقتصادی که به واسطه آن قدرت تولید ملی تا حدودی افزایش می‌یابد، مبادلات خارجی کاملا متناسب و برابر شده و دیگر یکسویه باقی نمی‌ماند، مردم در رشد اقتصادی سهیم شده و ثروت به شکل عادلانه‌یی توزیع می‌شود و بالاخره مردم مقتدرانه از حکومت‌شان دفاع می‌کنند.

در ماجرای تحریم ایران شاهد بودیم که برخی کشورها از تحریم ایران مستثنی شدند. این‌گونه نبود که امریکا علاقه‌مند باشد که کشورهای ترکیه، کره، چین و هند را از تحریم ایران مستثنی کند؛ بلکه مساله این بود که وابستگی این کشورها به اقتصاد ایران به‌گونه‌یی بود که برای این کشورها امکان پیروی از دستورات امریکا وجود نداشت. به این نوع اقتصاد، اقتصاد مقاومتی می‌گویند و این در شرایطی است که آحاد مردم به قدری علاقه‌مند به حفظ موقعیت اقتصادی و اجتماعی‌ خود هستند و به میزانی احساس مشارکت در تصمیم‌های سیاسی و اقتصادی دارند که به بیگانگان اجازه تهدید به کشورشان را نمی‌دهند. ضمن اینکه این نوع اقتصاد بسیار نیرومند و آزاد است.

اقتصاد مقاومتی با این تعریف نه‌تنها موجب افزایش هزینه‌های دولت نخواهد شد بلکه برای دولت سود بسیار بالایی هم خواهد داشت. از سوی دیگر نباید از پیامدهای اجتماعی آن غافل شد چرا که در اقتصاد آزاد، وقوع نابرابری امری اجتناب‌ناپذیر است و این نابرابری چیزی است که گروه‌های اجتماعی را ناراضی می‌کند اما در هر صورت و با وجود روبه‌رو شدن با این مسائل باز هم باید به اقتصاد مقاومتی تن داد. اقتصادی که به واسطه آن، چشم‌انداز روشنی برای کشور ترسیم خواهد شد.

اگر ایران نفت نداشت چه می شد

حق نشر عکس sharvand
Image caption تیتر و عکس صفحه اول شهروند

نادر هوشمندیار در مقاله ای در شهروند نوشته شماری معتقدند اگر ایران نفت نداشت همچون ترکیه، مالزی یا کره‌جنوبی (مانند ژاپن و آلمان) مجبور می‌شد که به‌هرحال فکری برای رفاه مردم بکند و گروهی نیز در نقطه عکس این فکر می‌کنند. در ایران، درآمدهای نفتی باعث شد تا دولت‌ها به مردم احساس نیاز نکنند یا مردم‌محوری را تجربه نکنند. درآمدهای نفتی درواقع تئوری هویج و چماق را طی چند دهه گذشته به وجود آورد و صرف‌نظر از آن‌که مردم چه احساس و نظری داشته باشند، حکومت‌ها قادر بودند به حیات خود ادامه دهند.

به نوشته این مقاله: آن‌چه می‌توان با قاطعیت گفت این است که مصرف درآمدهای نفتی در ایران اثرات همسانی بر تمامی بخش‌های اقتصادی نداشته است. توزیع درآمد در کشورهایی که می‌خواهند با مصرف درآمدهای نفتی رشد و توسعه سریع اقتصادی را تجربه کنند باعث می‌شود مشارکت نیروی کار بومی آنها ناچیز شود.

نتیجه گیری مقاله شهروند این است که: اگر نتوانیم به وضوح درباره تأثیر نفت بر توسعه‌نیافتگی سخن بگوییم این فرآیند چیزی است که می‌توانیم بعد از ۶۰‌سال برای نوع توسعه در ایران از آن یاد بکنیم که خود علتی بزرگ بر معلول توسعه‌نیافتگی است. مختصر توسعه اقتصادی و ایجاد بسیاری از پروژه‌های زیربنایی در کشور با اتکا به نفت و از محل درآمدهای نفتی به وجود آمده است. اگر درآمدهای نفتی نبود، ما چیزی در حد افغانستان، بورکینافاسو و عراق بودیم.

بازار این روزها

مریم طالشی در گزارشی در ایران نوشته: خیال می‌کنی کار و بارشان باید این روزها سکه باشد، آخر هرچه باشد شب عید است و خرید عید هم از آن رسم‌هایی است که به این زودی‌ها رنگ کهنگی به خود نمی‌گیرد. هر خانواده‌ای به فراخور درآمد و سطح زندگی‌اش بودجه‌ای را برای خرید سال نو کنار می‌گذارد تا نوروز را با تکه‌ای رخت و لباس جدید، آغاز کند. اما حالا که باید کاسبی فروشندگان پوشاک و کیف و کفش پر رونق‌تر از همیشه باشد، خلوتی فروشگاه‌ها و مراکز خرید، حرف دیگری می‌زند.

نویسنده به گشتی در شهر مشغول می شود و می نویسد: خیابان صف که از گذشته‌های دور به عنوان بازار کفش و کیف تهران به شمار می‌رفته، با انواع و اقسام مدل‌ها به خریدار اجازه می‌دهد تا امکان انتخاب خود را از محدودیت خارج کند. کارگاه‌های تولید کفش که روزی کمرشان داشت زیر بار واردات کفش‌های چینی می‌شکست، حالا مجال یافته‌اند تا کمری راست کنند و دوباره خودی نشان دهند. با این حال فروشندگان از کسادی بازار شب عید شکایت دارند و این‌که خیابان صف این روزها باید شلوغ‌تر از اینی باشد که هست.

یک مغازه دار در خیابان صف در گفت‌و‌گو با خبرنگار ایران گفته : در حال حاضر واردات کفش بسیار کم شده اما مواد اولیه همچنان وارداتی است و ابزار و یراق کفش‌های تولید داخل هم معمولاً از کشور چین وارد می‌شود. البته تولید این لوازم در داخل کشور هم صورت می‌گیرد اما واردات آن بیشتر است.

انفجار در چهارشنبه‌سوری

حق نشر عکس mir
Image caption کارتون محمدرضا میرشاه ولد، قانون

پوریا عالمی در ستون طنز شرق نوشته: خوشبختانه یا متاسفانه هر سالی که می‌گذرد ظاهر و باطن چهارشنبه‌سوری بیشتر از هم دور می‌شوند. وقتی ما بچه بودیم یک فشفشه می‌دادند دستمان، دوساعت خوش بودیم. بعد یک آتش قدر کف دست روشن می‌کردند و از رویش می‌پریدیم و زردی‌مان را می‌دادیم به آتش و سرخی‌اش را می‌گرفتیم و بعد می‌رفتیم خانه می‌خوابیدیم. الان ولی همه‌چیز تغییر کرده. الان حجم آتشی که مردم روشن می‌کنند طوری است که دود سیاهش تا آسمان هفتم می‌رود و سرخپوست‌ها در آمریکای‌جنوبی فکر می‌کنند ما داریم بهشان پیام خاصی می‌دهیم. یا طرف درخت آتش می‌زند. بعد سریع با موبایل فیلمش را می‌گیرد.

به نوشته این طنزنویس: این هم در راستای این است که تلویزیون هی می‌گوید بزرگ‌ترین چیز را (پرچم و کیک و چی‌وچی را) ایرانی‌ها ساختند. ایرانی‌ها هم فکر می‌کنند باید هرکاری می‌کنند از همه بزرگ‌تر باشد. برای همین طرف درخت آتش می‌زند، آن یکی جنگل. البته ما بچه بودیم یک ترقه می‌انداختیم می‌گفت «تق» چهارساعت خوش بودیم. الان طوری شده که مردم با ماشین زرهی محموله را می‌آورند و یک بمبی می‌ترکانند که کل محله می‌لرزد. اگر مثلا کشور ما به اندازه کشورهای اروپایی کوچک بود، چنین انفجاری را همسایگان اعلان‌جنگ فرض می‌کردند.

شرق در نهایت نوشته: بعضی‌وقت‌ها شدت انفجار این ترقه‌ها یا بمب‌ها طوری است که ماهواره‌های فرنگی فکر می‌کنند ایران آزمایش هسته‌ای کرده و مذاکرات را به تعویق می‌اندازند. آقای آژانس، عزیز من، من به شما قول می‌دهم تمام انفجارهای آخر سال، در راستای سنت درکردن ترقه است و ترقه هم یک چیز غیرهسته‌ای است. شما ذهنت را درگیر نکن.

مطالب مرتبط