بررسی روزنامه های صبح تهران؛ چهارشنبه ۲۸ اسفند

روزنامه های امروز صبح تهران در آخرین شماره خود در سال ۹۲ در مقالاتی به گردش سال در زمینه های مختلف پرداخته و به نقل از مقامات دولتی ابراز امیدواری کرده اند که سال بهتری برای اقتصاد و سیاست خارجی کشور در پیش باشد.

سالگردملیکردننفت

عسل عباسیان در ابتدای گزارشی در شرق نوشته: برای جوان‌های امروزی شاید فقط یک روز باشد که تعطیلات نوروز را بیشتر کرده، اما برای بسیاری ماجرا طور دیگری است. ۲۹اسفند؛ روز ملی‌شدن صنعت نفت، برابر است با خاطره تحقق یکی از نخستین آرمان‌های شهروندی‌شان. ماجرای ملی‌شدن صنعت نفت برای ایرانی‌ها از آن دست اتفاقاتی است که هر کس از منظر خودش آن را تعبیر می‌کند.

به نوشته این گزارشگر محمد بسته‌نگار هم تصاویری از آن اتفاقات را در ذهن دارد و می‌گوید: آن روزها من ۹ ساله بودم و در مدارس همه اظهار شادی می‌کردند از اینکه دولتی روی‌ کار آمده و دارد در جهت خواسته‌های مردم ایران تلاش می‌کند. عملا ما مستعمره بودیم. رفتار خفت‌آمیزی که با مردم در شرکت نفت می‌شد و در چنین فضایی با رهبری دکتر مصدق نفت ایران ملی شود.

داوود رشیدی که در آن روزها نوجوانی بوده که به‌تازگی روزهای ۱۸ سالگی را پشت‌سر گذاشته نیز از این حال و هوا چنین می‌گوید: آن روزها جوان بودیم و قهرمان، مصدقی شده بود که از رختخواب، پوزه انگلیس را به خاک می‌مالید. در خیابان‌ها دسته‌دسته راه می‌افتادیم و زنده‌باد مصدق سرمی‌دادیم. دکتر مصدق مردم را راهنمایی کرد و با تحقق آرمان ملی‌شدن صنعت نفت، دل میلیون‌ها ایرانی را مملو از شادی و شعف کرد.

اما کامران عدل این اتفاق را واقعه‌ای ناگزیر می‌داند و معتقد است که خیلی از ایرانی‌ها را تنبل کرده است. او معتقد است: اگر نفت نبود شاید ما وضعمان بهتر بود. با ملی‌شدن صنعت نفت، درآمدمان بیشتر شد و از سه‌درصد رسید به ۵۰ درصد اما خب مسایل جانبی‌اش اذیتمان کرد. اگر نفت به‌وفور نبود شاید رقم‌های نجومی اختلاس و... هم نبود. نهایتا مردم گناهی ندارند اما همه دعواها همیشه سر پول نفت است.

حق نشر عکس firooz
Image caption کارتون فیروزه مظفری، شرق

سالبیموامید

مسعود رفیعی طالقانی در توصیف سال کهنه و نو در شهروند نوشته: سال پیش در همین روزها بود که جامعه ایرانی در بیم و امید بر آستان سالی نو ایستاده بود. و امروز همان جامعه، با کسر شماری از سرشناسان و گمنامانش که به‌هزار دلیل طبیعی و غیرطبیعی رخ در نقاب خاک کشیده‌اند، دیگر بار بر آستان سالی تازه‌تر ایستاده است لیکن این بار با غلبه امید بر بیم. فارغ از این‌که نمی‌توان انکار کرد این روزها و آن روزها، ایامی عمیقا متفاوت و متمایز از یکدیگرند و این هر دو را با هم نمی‌توان در یک ظرف گنجاند.

نویسنده کوشیده با چند مثال سخن را واضح کند: جامعه ایرانی، در ۲۴ خرداد ۹۲ بر روند مدیریت ۸ ساله‌ای پایان داد که به گواه آمار و ارقام و واقعیات و عینیات یکی از سخت‌ترین دوران‌های زیست سیاسی- اجتماعی و اقتصادی را برای ایرانیان رقم زد لیکن زدن مهر پایان بر آن مدیریت حیرت‌آور، باز با بیم و امید میسر شد.

- غروب ۲۵ خرداد ۹۲، انبوهی از هواداران رفرم سیاسی- اجتماعی در ایران در خیابان‌های پایتخت و سایر شهرهای بزرگ و کوچک کشور به شادمانی از نتیجه انتخابات پرداختند اما باز با بیم و امید!

- وزرای کابینه حسن روحانی از مجلس اصولگرای نهم رأی اعتماد گرفتند و کابینه تشکیل شد، اما کماکان با بیم و امید!

- سیاست داخلی کشور و شماری از عدیده‌ترین موضوعات مرتبت بر آن آرام‌آرام به ورطه‌ای افتاد که دست کم می‌شد درباره حل آنها سخنی بر زبان آورد، اما همچنان با بیم و امید!

- موضوع پرونده هسته‌ای ایران که سال‌های متمادی در مصاف با قدرت‌های بزرگ جهانی همچون کوهی از معماهای لاینحل بر زمین مانده بود، در سوم آذر ماه ۹۲ به یک توافق تاریخی با ۱+۵ دست یافت و ساختمان تحریم‌های بین‌المللی علیه ایران ترک برداشت، اما باز با بیم و امید!

- معضلات عدیده اقتصادی که سال‌ها در اثر سوءمدیریت بر جامعه ایران تحمیل شده بودند، اندکی رنگ تحلیل واقع‌بینانه به خود دیدند و فرصتی فراهم آمد تا معاش و معیشت مردم در سایه اقتصادی کارآمدتر قرار گیرد و به سمت بهبود نسبی گام زند، اما باز با بیم و امید!

محمدعلی وکیلی در سرمقاله ابتکار نوشته: بهار ۹۳ با گفتمان اعتدال قرین شده است. یکی از جلوه‌های اعتدال، در طبیعت است؛ فصل بهار طبع متعادل فصول است. ایرانیان از پی حوادث بی‌شمار و زمستان پر بلای اتفاقات، به خواست خود بهار را، با انتخاب گفتمان اعتدال، طلب کردند. ۲۴ خرداد ۹۲ نه به زمستان بداخلاقی، سخت‌گیری‌، غم، دل آشوب‌، اضطراب ، جدایی، تلخی‌ و نا امیدی‌ها بود.

به نظر این نویسنده در میان حوادث جهانی مهم نیز بهار اعراب‌ چون با تدبیر و آگاهی پیشین توأم نبود و در بستر عقلانیت صورت نپذیرفت و همچنین به دلیل فقر تاریخی و فرهنگی عمری کوتاه داشت و به سرعت دچار خزان گردید. اما حرکت مردم ایران در بستر عقلانیت، با پشتوانه ای تاریخی و چشمان باز در موضعی اثباتی صورت گرفت. هر حرکتی که دارای چنین مشخصه ای ‌باشد از مانایی برخوردار است.

مقاله با این امید پایان می گیرد که: دولت یازدهم با رأی اکثریت مشروعیت یافته است اما حفظ این مشروعیت به نحوه ی تدبیر دولتمردان وابسته است. هر چقدر رئیس جمهور بر عهد خویش با مردم بماند به همان میزان بر عمر اعتدال و تدبیر خواهد افزود و به میزانی که دولت از عهد خود فاصله بگیرد، از عمر بهارِ تدبیر خواهد کاست.

حمیدرضا آصفی در مقاله ای در آرمان نوشته: سال جدید به معنای آغازی دوباره برای دولت یازدهم است. دولت یازدهم در حالی در سال ۹۲ آغاز به كار كرد كه كشور به لحاظ سیاست خارجی با چالش‌های عمده‌ای روبه‌رو بود. اما به واسطه اتخاذ سیاست‌های معقول و البته معتدل از سوی دولت یازدهم این امكان فراهم شد تا ایران نقش موثرتری در تحولات جهانی و البته منطقه خاورمیانه ایفا كند.

سخنگوی پیشین وزارت خارجه تاکید کرده : همگان امیدوارند سال93 آغازی برای عمل به وعده‌های انتخاباتی رئیس‌جمهور و پایانی بر مشكلات و مسائل ایران باشد اما در كنار مسئولیت دولت نقش رسانه‌ها هم در عمل به این وعده‌ها بی بدیل است.

ایرانبهروسیهجراتداد

حق نشر عکس kayhan
Image caption صفحه اول روزنامه کیهان

کیهان برای دومین روز پی در پی اخبار مربوط به الحاق کریمه به روسیه را در صفحه اول و به عنوان تیتر اصلی خود آورده و در یادداشت روز خود نیز از حرکت پوتین رییس جمهور روسیه استقبال کرده است.

به ادعای کیهان بعد از حوادثی که به فرار رییس جمهور اوکراین انجامید مقامات اسراییل با غرور اعلام کردند که ده‌ها تن از صهیونیست‌ها در برنامه‌ریزی آشوب‌های اوکراین دخالت داشته‌ا‌ند اما، چند ساعت بعد، آنچه آمریکا و متحدانش هرگز انتظار نداشتند به وقوع پیوست، مردم در شبه‌جزیره کریمه علیه نارنجی‌های تحت حمایت آمریکا دست به تظاهرات زده و خواستار الحاق این شبه جزیره به روسیه شدند.

در ادامه یادداشت روز کیهان بدون ذکر منبع آمده: رسانه‌های غربی نوشته‌اند شوروی سابق در اوج اقتدار خود - زمان خروشچف - در مقابل تهدید آمریکا در خلیج خوک‌ها، ناچار به عقب‌نشینی شد و نتیجه گرفته‌اند که ایستادگی مقتدرانه امروز روسیه با توجه به قدرت غیرقابل مقایسه آن با دوران شوروی سابق تنها و تنها مدیون ایران است که طی ۳ دهه گذشته، ابهت و هیمنه آمریکا را شکسته است.

سالوسلفی

علی اكرمی در مقاله ای در اعتماد نوشته: واژه‌های هم جناس سلفی ( Salafiyye) و سِلفی (Selfie) مدتی است در فضای خبری تكرار می‌شود. واژه‌های همسانی كه هر دو از موطن مشترك مدرنیته برخواسته‌اند، یكی ده‌ها و بلكه صدها سال قدمت دارند اما فقط در مصاف با همان بطن است كه معنا می‌یابند و دیگر تنها دوسال از ابداعش و كمتر از یكسال از رواجش می‌گذرد اما امروز از مهم‌ترین نمادهای مدرنیته است.

به نوشته این مقاله: سلفی دوم خود به تنهایی نماد همه آن چیزی است كه در ذكر فجایع مدرنیته می‌توان تصور كرد، خودِ تنهایی كه حتی برای گرفتن یك عكس نیاز به دیگری را انكار می‌كند، اما در لحظه‌یی بعد همان تصویر را با صدها و هزاران دوست نادیده و یار ناآشنا به اشتراك می‌گذارد.

نه آسایش می‌گذارند و نه آرامش و این دو متجانس بی‌قرار یكی «تهدید سال» می‌شود و دیگری «عكس سال» است، مهم‌ترین خبر «سال آینده» شاید این خواهد بود كه سوژه و ابژه در هم بیامیزند و تروریستی سلفی در هنگام قتل مردمان عكسی سلفی از خود بگیرد و در اینستاگرام به اشتراك بگذارد.

یارانهنقدیزنجانی

حق نشر عکس etemad
Image caption طرح جمال رحمتی، اعتماد

در گوشه ای از صفحه آخر شهروند خبریست که تنها این روزنامه آن را چاپ کرده و همراه با عکس فتوشاپ شده بابک زنجانی با ریش چاپ شده است. گزارشی که علی اناری نوشته نشان می دهد: شب گذشته در پی تامین قرار وثیقه ۲۰‌هزار‌میلیارد تومانی، بابک زنجانی - معروف به ب. ز - بازرگان جوان و خبرساز این روزهای سپهر سیاسی و اقتصادی کشور، پس از ۷۷ روز بازداشت از ندامتگاه اوین آزاد شد.

خبر نشان می دهد: زنجانی در پاسخ به سوال خبرنگار روزنامه شهروند که دلیل مقاومت او در بازگرداندن بدهی ۵.۲‌میلیارد یورویی نفتی به خزانه و همچنین پولی که از دولت قبل برای دور زدن تحریم‌ها گرفته بود را جویا شد گفت: من به خاطر کشورم در مقطعی به فروش نفت ایران در بازارهای جهانی کمک کردم براساس چه قانون عرفی و شرعی باید پولی که روزی از دولت‌دهم برای دور‌زدن تحریم‌ها گرفتم را به دولت یازدهم پس بدهم؟!

به گزارش شهروند که در هیچ یک از روزنامه های صبح و خبرگزاری های رسمی نقل نشده: بابک زنجانی با اشاره به ادعای وزیرنفت مبنی بر بدهی ۱۱۰‌هزار تومانی زنجانی به هر ایرانی گفت: ما یک قدم هم از ایشان فراتر می‌رویم و اعلام می‌کنیم رقم اصلی بدهی فوق با احتساب سود آن چیزی در حدود ۱۳۳ هزارو ۷۵۰ تومان و ۳۰ شاهی به ازای هر نفر ایرانی است که با تمهیدات اندیشیده شده به زودی و طی یک فرآیند مالی به حساب سرپرستان خانوار واریز خواهد شد.

پوریا عالمی هم در سرمقاله شرق به بررسی سال پرداخته و به زبان طنز نوشته: در سال‌های گذشته اقتصاددانان چون کاری از دستشان برنمی‌آمد، شروع کردند به کار فرهنگی. فرهنگیان چون کاری نداشتند زدند به کار اقتصادی. سیاستمداران بیزنس‌من شدند و کار آزاد کردند. ورزشکاران سیاستمدار شدند. بعضی از روزنامه‌نگاران رفتند روابط‌عمومی سازمان‌ها. روابط‌عمومی‌ها شدند مشاور وزیر. وزیرها زدند در کار ساخت‌وساز. هنرمندان تغییر کاربری دادند و یکهو سالخورده و خانه‌نشین شدند.

به نوشته این طنزنویس‫: استادان دانشگاه کرسی‌شان را در دانشگاه نداشتند رفتند خانه زیر کرسی. روستاییان آمدند شهر. شهری‌ها رفتند پاتایا. مغزها رفتند. آنها که دل داشتند ماندند. برای همین اوضاع احساساتی شده است. من هم دلم به شما خوش است، بیایید دست به دست هم دهیم به مهر برویم بانک وام ازدواج بگیریم باهاش موتور بخریم، من بروم پیک، روی موتور کار کنم، پول جمع کنیم، خانه بخریم بدهیم اجاره، با اجاره قسط موتور را بدهیم، من بابا بشوم شب‌ها بیایم خانه، روزنامه «شرق» بیاورم شما بگویی هنوز درست نشده‌ای؟ این روزنامه‌ها چی داشتند برای تو که ول‌کنشان نیستی. من گریه کنم. زنگ بزنم تلویزیون یک آدم خیر بیاید روی خط بگوید من قسط موتورت را می‌دهم.

در ادامه طنز شرق آمده: بعد من پول‌هایم را جمع کنم بگویم دارم می‌روم ماموریت کاری شیراز، بعد بفهمی رفتم پاتایا. بگویم از کجا فهمیدی، بگویی از سلطان غم مادر که روی شکمت تتو کرده‌ای. مهریه‌ات را بگذاری اجرا. من بیفتم زندان. یک خیر پیدا بشود زنگ بزند بدهی من را بدهد، من بیایم بیرون بروم راننده رییس بانک مرکزی بشوم، بعد چهارسال، برای خودم بانک خصوصی بزنم، هواپیمایی بزنم، هرچه جلو دستم آمد بزنم، بعد بیفتم زندان از توی زندان مازراتی رونمایی کنم بروم توی گینس و باعث سربلندی خودم و تو و کشور و بقال سر کوچه شوم.

مطالب مرتبط