بررسی روزنامه های صبح تهران - ۲۰ اردیبهشت

اخبار سوریه و اوکراین تیتر اول چند روزنامه اول هفته تهران است که در مقالاتی درباره رفتار گروه های تندرو و واکنش های دولت نوشته و همچنین ادامه بحث دلواپسی ها از جمله دیگر مطالب این روزنامه هاست.

کیهان از پیشروی ارتش بشار اسد در شهر همص با عنوان «حمص آزاد شد» در تیتر اول خود یاد کرده و جوان در صفحه اول خود از مانور پوتین در کریمه در مقابل غرب نوشته است.

حق نشر عکس Keyhan Newspaper May10
Image caption تیتر و عکس صفحه اول کیهان

چرا سکوت در برابر جنایت

مصطفی عابدی در سرمقاله شهروند نوشته: یک جامعه‌ زنده و پویا همچون یک موجود زنده است که نسبت به رویدادهایی که در محیط اطرافش رخ می‌دهد، اما نه یکسان برای نمونه؛ اگر یک زلزله یا اتفاقی شبیه رانش زمین در افغانستان که همسایه و هم‌زبان و هم‌فرهنگ ماست، رخ دهد، با این‌که مشابه چنین حوادثی در آمریکای لاتین رخ دهد، حساسیت و واکنش ما را با شدت یکسانی برنمی‌انگیزد.

نویسنده با این مقدمه به نقد سکوتی برخاسته که در جامعه‌ در برابر جنایاتی حاکم است که علیه بیش از ۲۰۰ نفر از دختران بی‌گناه نیجریه‌ای روا داشته شده. این دختران بی‌گناه از سوی گروه «بوکوحرام» که به افراطی‌ترین شکل، خود را مسلمان سلفی می‌دانند و بزرگترین ضربه را به اسلام می‌زنند، دزدیده‌ شده‌اند.

مقاله شهروند تاکید کرده: دلیل اصلی در فقدان واکنش مدنی نسبت به این جنایات؛ بازنبودن دست نهادهای مدنی در بروز واکنش مناسب است و متاسفانه اصراری هست که حتماً این‌گونه واکنش‌ها به‌نوعی مرتبط با ساختار رسمی باشد و روشن است که ساختار رسمی در چارچوب‌های خاص خود فکر و عمل خواهد کرد. جامعه تا وقتی که نتواند حرکت‌های مستقل برای بروز واکنش‌های مدنی در زمینه‌های مشابه از خود نشان دهد، از این حیث در رنج خواهد بود.

کمی هم احمدی نژاد شوید

مصطفی داننده در مقاله ای در ابتکار نوشته: رئیس جمهور روحانی یک تفاوت بزرگ با سه رئیس جمهور قبل از خود دارد. او به علت نزدیکی سیاسی به هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی، سعی کرده است در سال اول دولت خود، از شیوه آن دو استفاده کند و با آرامش خاتمی و سیاست ورزی هاشمی با مشکلات کشور برخورد کند.

به نظر نویسنده مقاله: روحانی امروز با طیفی روبرو است، که به هرشکلی به دنبال به بن بست رساندن دولت تدبیر و امید هستند. کشاندن وزرا به مجلس، برگزاری مراسم حاشیه‌ای به بهانه های نگران بودن. منتقدان دولت روحانی از جنس مخالفان دولت‌های هاشمی، خاتمی و احمدی نژاد نیستند، آنها شیوه جدید مخالف خوانی را در کشور اجاره کرده‌اند. .

نتیجه گیری مقاله ابتکار این است که: بسیاری بر این باور هستند که روحانی باید همچنان که تغییری در سیاست خارجی داده باید ادبیات سیاسی خود در داخل را نیز تغییر دهد. او در آستانه یک سالگی دولت خود، می‌تواند با تغییر گفتمان خود از خاتمی و هاشمی کمی به سوی احمدی نژاد بچرخد و از شیوه او برای برخورد با مخالفان استفاده کند.

چه باید کرد با این دولت

اما کیهان در مقام سخنگوی جناح تندرو، نظری کاملا متضاد دارد و ابتدا از همفکران خود می پرسد: چه باید کرد. آیا باید منفعل بود و نسبت به هر حرف سخیف و ضد دین و یا هر حرکت خلاف اصول و مبانی نظام چشم‌ها را بست و دم برنیاورد. آیا باید با جوش و خروش، کشور را به صحنه نبرد و تقابل دائمی تبدیل کرد و هر روز، پیگیر و درگیر بحران‌های ساخته و پرداخته شیاطین داخلی و خارجی و رسانه‌های زنجیره‌ای آنها شد!؟ و آیا راه میانه‌ای هم وجود دارد؟

به نظر کیهان عمده حرکت های ضد دولت، بر حق و از روی غیرت دینی و انقلابی است، درست مثل ضرورت کمک به مصدومان واقعی همان تصادف ساختگی. اما اولویت‌بندی و دید باز داشتن، اقتضا می‌کند که برای حفظ ارزشی عظیم‌تر و گوهری قیمتی‌تر، قربانی شدن آن چند نفر را با چشم اشکبار شاهد باشیم و آن نقد جان را برای حفاظت از آن گوهر پس‌انداز کنیم.

توصیه کیهان به گروه های تندرو این است: باید به هوش بود و فراموش نکرد که عقبه‌های مهم و تعیین‌کننده‌ای در پیش داریم. مذاکرات هسته‌ای به حساس‌ترین روزهای خود نزدیک می‌شود و بهانه‌های غرب وحشی برای پنجه کشیدن به روی انقلاب هر روز جدی‌ و جدی‌تر می‌شود. باید برای آن روزها و آن صحنه‌ها مهیا باشیم و فریب صحنه‌سازی‌ها را نخوریم.

چهره جدید طنز ایران

ابراهیم رها در ستون طنز اعتماد نوشته: جواد کریمی‌قدوسی. این نامی که با هیجان و تاکید آوردم طبعا کاشف پنی‌سیلین نیست یا همراه یوری گاگارین به فضا نرفته. او یک نماینده مجلس است (گویا) اما این هم اصلا مهم نیست او کشف جدید من در عرصه طنز و طنزپراکنی است. این نام را به خاطر داشته باشید. جواد کریمی‌قدوسی که پیداست به شدت در حلقه دوستداران ویلیام فاکنر است، اخیرا گفته قصد دارد گلیم را از زیر پای دولت بکشد.

نویسنده سپس کارهای آتی نامبرده گمانه زنی کرده است: درآوردن عرق‌گیر محمدجواد ظریف از پایش پیش از دیدار با کاترین اشتون. به بیرون پرتاب کردن دمپایی‌های موجود در اتاق‌های هتل محل اقامت تیم مذاکره‌کننده هسته‌یی

روی بند رخت پهن کردن زیرپیراهنی کل هیات دولت به جز نسوان محترم

طنزنویس در نهایت نوشته: بعضی دوستان تفاوت زیادی میان کارگاه نمدمالی و مجلس نمی‌بینند و به این شکل است که در ادبیات‌شان شأن مجلس را به ویلیام فاکنر پیوند می‌دهند.

با حسن خمینی

حق نشر عکس Ebtekar Newspaper May10
Image caption تیتر و عکس صفحه اول ابتکار

روزنامه های اول هفته با چاپ عکس هایی از نوه بینان گذار جمهوری اسلامی نسبت به حوادثی که باعث لغو سخنرانی وی در همایشی در بروجرد رخ داده بود واکنش نشان داده و چند روزنامه عنوان اصلی خود را به واکنش وی نیست به این حادثه اختصاص داده اند.

درس فرانسه و اوکراین

غلامحسین دوانی در پژوهشی که شهروند منتشر کرده نوشته: در چند دهه اخیر به علت اتخاذ سیاست‌های نادرست اقتصادی و هدردادن منابع عظیم مالی کشور، با انحراف اجرای طرح موسوم به «قانون یارانه هدفمند»، زیرساخت‌های اقتصادی کشور مورد هجوم قرار گرفت؛ کشوری که انتظار می‌رفت به حلقه ۱۰ کشور برتر جهان بپیوندد به رشد ۱.۵- در‌سال ۱۳۹۱ دست یافت و اجرای قانون یارانه هدفمند نیز عملاً نتوانست حتی هدف اصلی آن را که همانا صرفه‌جویی انرژی بود، تحقق بخشد.

نویسنده به عنوان نمونه نوشته: در این ایام از سه‌هزار طرح پیش‌بینی شده ‌سال ۱۳۹۰ صرفا ۳۳۳ واحد راه‌اندازی شده و طی سال‌های اجرای طرح هدفمندی حدود ۱۱‌هزار واحد تولیدی عملاً به تعطیلی کشیده شدند، که ۲۷۵‌هزار نفر به جمعیت بیکاران اضافه کردند. این رقم از آن‌جا حایزاهمیت است که گفته می‌شود «دولت پاکِ پاک» توانسته بود طی هشت‌سال حداکثر سالی ۱۴هزار شغل ایجاد کند.

نتیجه گیری این پژوهشگر اقتصادی این است که برخلاف گفته برخی اقتصادخوانده‌ها اجرای فاز دوم در شرایطی که تولید و صنعت زمینگیر هستند مصیبت به‌ بار خواهد آورد و این همان امیدی است که دلواپسی‌ها منتظرند بر آن سوار شوند و دوباره به صحنه بازگردن. همان‌طور که بازگشت راست‌های افراطی در فرانسه و اوکراین می‌تواند درس خوبی برای کسانی باشد که به آینده مردم می‌اندیشند و فرصت‌های آنی، آنان را مدهوش نسازد.

ز چه دلواپس باید بود

صادق زیباکلام در مقاله ای ابتدا اشاره کرده در سال های گذشته ۱۲۰ هزار میلیاردتومان ثروتی را که می‌توانستیم در پارس‌جنوبی از آن ملت ایران کنیم، تقدیم قطری‌ها کردیم. در حالی که کل بودجه عمرانی کشور در سال ۹۲، اندکی بیش از ۳۷هزارمیلیاردتومان بوده است. بودجه آموزش‌وپرورش در همین سال، ۱۳هزارمیلیاردتومان و بالاخره کل بودجه بهداشت و درمان و خدمات پزشکی، برای امسال که اضافه هم شده است۱۷هزارمیلیاردتومان است.

نویسنده سپس در تعریضی به برپایی همایش دلواپس ها نوشته: اما دلواپس ها هرگز نگرانی از این دست خسارت‌ها پیدا نکرده‌اند. هرگز نگران این واقعیت نشدند که به‌واسطه تحریم‌ها چه شد. چقدر خوب می‌شد سری به چند بیمارستان دولتی و بخصوص در مناطق محروم می‌زدند تا دریابند که تحریم قطعات و لوازم‌یدکی چگونه خدمت‌رسانی را برایشان به حداقل رسانده است. این واقعیت‌ها متاسفانه نه در گذشته و نه امروز هیچ‌گاه باعث «دلواپسی» خانم‌ها و آقایان «دلواپس» نشد.

مقاله شرق بدان جا رسیده که : دلواپس ها در بهترین حالت از خود رفع تکلیف و مسوولیت کرده و همه مشکلات را سر سوءمدیریت دولت اصولگرای احمدی‌نژاد ریختند، چنان که امروز هم البته با صدایی بلندتر، دولت روحانی را متهم به سوءمدیریت می کنند. در حالی که یکی از جدی‌ترین دلواپسی‌ها، باید دلواپسی درقبال چهره‌ها و شخصیت‌ها و جریانات سیاسی باشد که متاسفانه مصالح و منافع ملی را فدای مصالح و منافع باندی و خطی خود می‌کنند.

حق نشر عکس Farhikhtegan Newspaper May10
Image caption کارتون فیروزه مظفری، فرهیختگان

حق تجمع برای همه یکسان باشد

دو روز بعد از اجتماع گروهی در برابر وزارت کشور برای تبلیغ علیه بدحجابی، این سووال که این گروه بدون مجوز چطور توانستند اجتماع کنند همچنان در روزنامه ها مطرح است.

بهمن کشاورز در مقاله ای در آرمان با اشاره به اصلی از قانون اساسی نوشته: تشکیل راهپیمایی صرفا مقید است به «عدم حمل سلاح» و اینکه «محتوا و موضوع آن مخل به مبانی اسلام نباشد». عدم حمل سلاح بلافاصله بعد از گردهم‌آمدن نخستین راهپیمایان قابل احراز است اما مخل به مبانی اسلام بودن یا نبودن محتوای راهپیمایی منوط و موکول به آن است که شعارها، پلاکاردها و خواسته‌های راهپیمایان عنوان و علنی شود.

نویسنده حقوقدان با نگاهی به تصریح های قانونی به این جا رسیده که: مردم عادی یعنی کسانی که عضو حزب خاصی نباشند و صرفا به ملاحظه خاصی درباره مساله ویژه‌ای قصد ابراز وجود و ابراز عقیده‌ای داشته باشند، نیازی به ثبت و ضبط آن ندارند. مثلا برای آلودگی هوا یا گرانی اجناس.

مقاله آرمان نتیجه گرفته: اگر کسانی می‌گویند برای اعتراض به بی‌حجابی راهپیمایی و گردهمایی داشته‌اند و نیازی به مجوز وزارت کشور نداشته‌اند، البته درست می‌گویند اما اگر کسانی هم باشند که بگویند برای بیان این معنا که فعلا در جمهوری اسلامی ایران اصولا چیزی به اسم بی‌حجابی درباره افراد عاقل وجود ندارد و می‌خواهند گردهم بیایند و اعتراض کنند نمی‌توان از آنها انتظار داشت که مجوز بگیرند یا برای حمایت از دولت در مذاکرات ۵ +۱

با طبیعت چه کرده ایم

فتح الله آملی در مقاله ای در روزنامه اطلاعات به تخریب محیط زیست در کشور پرداخته و نوشته:تخریب محیط‌زیست تنها در ارومیه و یا در کنار زاینده‌رود و یا تالابهای فارس اتفاق نیفتاده است. مگر پایتخت که مثلاً آبادترین نقطه ایران است، درحال مرگ خاموش در عین هیاهو و داد و فغان و نمایش حیات و سرزندگی و نشاط نیست؟ صاحبان قدرت و ثروت با این شهر چه کرده‌اند؟ شهرداری‌ها با این شهر چه کرده‌اند؟

نویسنده مقاله به یاد آورده که: باغها و ییلاقها و رودخانه‌های پر آب این شهر کجاست؟ اصلاً آیا این شهر محدوده‌ای دارد؟ خارج از محدوده کجاست؟ تهران در سالهای نه چندان دور محدوده‌ای داشت و خارج از محدوده‌ای. ساخت و ساز در آن تعریفی داشت. در هر زمینی نمی‌شد هر کاری کرد. اما حال، چه با این شهر کرده‌ایم؟ صاحبان ثروت و قدرت با همکاری شهرداری در هر کجا و به هر شکل هرچه خواستند ساختند و فروختند و به بهای پول کم یا زیادی که به شهرداری بابت تراکم اضافه و یا تغییر کاربری پرداختند، چند برابر پول به جیب زدند.

به نوشته اطلاعات: محصول این تجارت ناپسند، شهری بی‌قواره با درخت‌های بریده و باغ‌های سوخته و ییلاق‌هایی از بین رفته و انبوه برجهای مسکونی و مجتمع‌های تجاری بی‌فایده و ایجاد میل کاذب و خطرناک و ضد توسعه برای جذب ثروت و سرمایه و مهاجرت‌های بی‌رویه بوده است. راستی تهران تا چند سال دیگر می‌میرد؟ نه اینکه بمیرد بلکه به حال و روزی می‌افتد که زندگی در آن چندان تفاوتی با مرگ تدریجی ندارد.

مشهد با بلیت تبریز

حق نشر عکس Shahrvand Newspaper May10
Image caption کارتون هادی حیدری، شهروند

شهرام شهیدی گفته های جهرمی وزیر سابق کار دولت احمدی نژاد را نقل کرده گفته است فعالیت دولت قبل مانند فردی بود که برای رفتن به مشهد قطار تبریز را سوار شده باشد، و حدس زده که شخصیت های دیگر دنباله این گفته را خواهند گرفت از جمله:

محمد باقر قالیباف: قصد شهر ما را داشت یره؟ ما می‌گذاشتیم بیاد؟ چی فکر کرده شما اون کلاهش را برعکس گذاشته بود. معلوم نبود داره میا یا داره مره!

حداد عادل: ایشان قطار لوکس سریع السیر گرفته بود برای بهشت اما متاسفانه مقصدش را تغییر داد به نقاط گرمسیری

اسفندیار رحیم‌مشایی: ما را که فرستاد نیویورک محمود. قول مشهد داده بود‌ها اما برد نیویورک. تو دیگه کی هستی محمود

صفار هرندی: بهش گفتم اوستا این قطار میره تبریز‌ها گفت نچ میره مشهد. گفتم برادر من نوشته میره تبریز. گفت برو استعفاتو بده و از قطار پیاده شو.

هاشمی ثمره: از بس به ترن علاقه داشت، گفت ترن وحشت بسازیم. گفتیم زشته برادر گفت مونوریل بزنین پس. هم هواییه هم چون ما ساختیمش وحشتناکه. دید فراخی داشت به مسائل

سعید لو: وقتی سوار می‌شد همه پیاده می‌شدن. وقتی پیاده می‌شد همه سوار می‌شدن. کرامات عجیبی داشت. تو سازمان ملل یادتونه...؟

مطالب مرتبط