بررسی روزنامه‌های صبح یکشنبه تهران - ۲۱ اردیبهشت

سفر نخست وزیر پاکستان به تهران، نزدیک بودن تاریخ برگزاری جلسه توافق جامع هسته ای، حمله گروه اندکی به یک کنسرت در یزد، تصمیم مجمع تشخیص مصلحت نظام در مورد لزوم بررسی دارایی مقامات از جمله مطالب و گزارش های مهم روزنامه های امروز تهران است.

این روزنامه ها در مقالات خود نسبت به تشدید حملات گروه های تندرو و اصولگرا به دولت ابراز نگرانی کرده و خواهان برخورد جدی تر دولت با خودسران شده اند.

حق نشر عکس araman Newspaper May11
Image caption تیترها و عکس های صفحه اول آرمان

احسان انصاری در ابتدای مصاحبه خود با عیسی سحرخیز روزنامه نگار اصلاح طلب که به تازگی بعد از چند سال زندان آزاد شده است نوشته: یکی از نکاتی که دکترحسن روحانی را دربین دیگر نامزد‌های انتخابات ریاست‌جمهوری متمایز می‌کرد، تاکید وی بر ایجاد فضای باز مدنی، احیای احزاب و آزادی بیشتر مطبوعات به عنوان رکن چهارم دموکراسی بود. این در شرایطی بود که با کنار کشیدن محمد‌رضا عارف‌، رأی اغلب روشنفکران تحول خواه ونیروهای اجتماعی مردمسالار به سبد تنها نامزدی که لباس روحانیت به تن داشت سرازیر شد.

آرمان از قول عیسی سحرخیز نوشته: «دولت یازدهم تنها به ۱۰ درصد از شعارهایی که درباره توسعه فرهنگی و سیاسی و آزادی احزاب و گروه‌ها در زمان انتخابات می‌داد، عمل کرده است . در همین حال ما در ایران امروز شاهد جریان اصلاح‌طلبی جدید و با کارکرد متفاوتی هستیم‌.

مشکل فیلم من روحانی هستم

پخش فیلم مستندی با عنوان من روحانی هستم جنجال برانگیزترین موضوع هفته گذشته بود و در این هفته روزنامه های مختلف به دنبال کارگردان و سرمایه گذار این فیلم رفته اند.

علی ذهابی در گزارش اصلی شرق نوشته: کارگردان موردنظر کلا در دسترس نمی‌باشد. فردی به نام «معصومه نبوی» اصلا وجود خارجی ندارد و به گفته «زهرا حقی» پژوهشگر و نماینده مرکز چند رسانه‌ای «شفق» نبوی نام مستعار کارگردان فیلم جنجالی "من روحانی هستم" است.

به نوشته این گزارش خانم حقی در نشست خبری عوامل فیلم "من روحانی هستم" در خبرگزاری نسیم در پاسخ به اینکه چرا کارگردان این فیلم مستند در این نشست حضور ندارد؟» گفت: کارگردان این فیلم سال‌های سال در عرصه مستندسازی فعالیت می‌کند و در تمام این سال‌ها با نام مستعار نبوی فیلم ساخته است.

در این جلسه توضیح داده شده در پایان تیتراژ اسم واقعی این مستندساز دیده می‌شود. شرق نوشته در تیتراژ پایانی فیلم چنین آمده: تحقیقات: زهرا حقی، زهرا سیاوشی. مدیر تولید: علی نبوی. تصویرساز: زهرا عسگرزاده، سمانه کمرروستا. تدوین: فریده انصاریان. انیماتور: فاطمه هاشم‌مقدم. فیلمنامه: منصوره اخوان. همچنین از علیرضا زاکانی نماینده اصولگرای مجلس تقدیر و تشکر شده است.

حالا احتمالا معمای بعدی، یافتن «معصومه نبوی» واقعی از میان این افراد است. پیش از این مشاور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی درباره سوابق معصومه نبوی گفته بود: "هیچ سابقه‌ای از ایشان در وزارت ارشاد وجود ندارد و فردی به نام معصومه نبوی تاکنون هیچ موجودیت عینی ندارد."

در حالی که روزنامه های اصلاح طلب و هواداران دولت در پی یافتن کارگردان مستند من روحانی هستم برآمده اند حسین شریعتمداری در یادداشت روز کیهان این جست و جو ها را جوسازی اصلاح طلبانی خوانده که قصد دارند روحانی را به سمت خود و خواست های خاینانه شان بکشانند.

به نوشته مدیر این روزنامه با توجه به تاکید فیلم بر سوابق و مواضع اسلامی و انقلابی آقای روحانی مخالفت اعلام شده ایشان با آن را می‌توان در سه احتمال زیر جستجو کرد.

اول این که رئیس‌جمهور فیلم را ندیده و به ابراز مخالفت برخی از نزدیکان - به شدت غیر قابل اعتماد - خود اعتماد کرده و دیگر این که شاید جناب روحانی از باب فروتنی، تعریف از خود را مذموم دانسته است

یادداشت روز کیهان سومین احتمال را چنین آورده: انشاءالله چنین نباشد، این که آقای دکتر روحانی خدای نخواسته قصد آن دارند از گذشته انقلابی خود خداحافظی کرده و با چهره دیگری که تصور می‌کنند همخوانی بیشتری با برخی از قدرت‌های غربی دارد! در عرصه حضور پیدا کنند وگرنه چرا باید از فیلم مستندی که سوابق انقلابی و اسلامی دکتر روحانی را ارائه می‌کند، تا این اندازه عصبانی باشند؟!

حق نشر عکس Ebtekar Newspaper May11
Image caption تیتر و عکس صفحه اول ابتکار

چند روزنامه امروز خبر حمله گروهی به کنسرتی که با مجوز دولتی قرار بود در یزد برپا شود در صفحه اول خود آورده و در مقالاتی آن را تقبیح کرده اند. عبدالحسین مختاباد نماینده شورای شهر تهران با عنوان "یکی بر سر شاخ، بن می‌برید" در شرق نوشته کنسرت موسیقی از سوی وزارت ارشاد مجوز گرفته و مراحل اداری را طی کرده، ایجاد اختلال در برگزاری آن به هر شکل و حالتی تبعاتی دارد که بخشی از آن به لطمه‌خوردن قدرت فرهنگی و مدیریتی وزارت ارشاد بازمی‌گردد.

نویسنده با یادآوری این که یکی از معضلات اصلی جامعه ما، پرکردن اوقات فراغت به شکل مطلوب و مناسب است. اگر نتوانیم اوقات فراغت مفیدی برای مردم مخصوصا جوان‌ها ایجاد کنیم، ناهنجاری‌های اجتماعی پدید می‌آید. یکی از بهترین شیوه‌هایی که می‌توان وضعیت اوقات فراغت در جامعه را ارتقا بخشید و آن را هدایت کرد، مانوس‌کردن مردم با هنر و در راس آن، موسیقی است. ۳۵ سال از انقلاب گذشته است، با این حال، هنوز، از نظر سخت‌افزاری و نرم‌افزاری در زمینه موسیقی دچار عقب‌ماندگی‌های زیادی هستیم. هنوز سالن‌های مناسبی برای برپایی کنسرت یا حتی اکران فیلم‌های سینمایی ساخته نشده است.

نویسنده مقاله شرق تاکید کرده: باید از حالت «ملوک‌الطوایفی» خارج شده و همه پایبند به قانون باشیم. مگر برگزاری یک کنسرت در شهرستان با تهران چه تفاوتی دارد که هنرمندان برای اجرای برنامه‌های خود در شهرستان‌ها تا این حد دچار مشکل می‌شوند؟ راه‌حلی که می‌تواند نوعی مدیریت واحد در این حوزه ایجاد کند و جلو خودسری و خودسری‌ها را بگیرد، التزام به قانون است.

تنها نامی از قانون مانده

فضل الله یاری در سرمقاله ابتکار به مظلومیت قانون اشاره کرده و نوشته «ای کاش حجاب وعفاف به اندازه قوانین راهنمایی و رانندگی اهمیت داشت.» این نوشته که روز چهارشنبه بر پلاکارد برخی از شرکت کنندگان در راهپیمایی بدون مجوز نقش بسته بود، خود گویای جایگاه مفاهیم در ذهن برخی از این افراد است. بیشتر گردانندگان این گونه تجمعات با در برابر هم قرار دادن دو مفهوم حجاب و قوانین راهنمایی و رانندگی می خواهند القاء کنند که مسئولان دولت( که فعلاً با آنان هماهنگ نیستند) به قوانین راهنمایی و رانندگی چسبیده اند و بی خیال عفاف و حجاب شده اند.

مقاله ابتکار به لغو همایشی در بروجرد و تظاهرات خیابانی مخالفان مذاکرات هسته ای و حمله گروهی به آرامگاه یک ایرانشناس در اصفهان اشاره کرده نوشته در دو دهه اخیر به موارد بسیاری می رسیم که این گروه ها در یک طرف ارزشهای دینی را مستمسک قرار داده اند تا طرف دیگر یعنی خواسته های مشروع مردم را به عقب برانند. همین افراد در سایر زمینه ها عقب نیستند هم ماشین آخرین سیستم دارند و هم آژانس هواپیمایی، هم خانه های رویایی دارند و هم سرگرم تجارت های کلان شده اند.

مقاله ابتکار در نهایت به مسوولان امنیتی و قضایی یادآوری کرده که گاه دقتی بیش از اندازه لازم نیز به خرج می دهند و در مواردی از کنار قانون شکنی ها به راحتی می گذرند و آنچه که در پایان می ماند یک قانون تضعیف شده و در حقیقت یک شیر بی یال و دم و اشکم است، که تنها نامی از قانون بر خود دارد .

با پاکستان چه باید گفت

متین مسلم در مقاله ای در شهروند با اشاره به حضور امروز نخست وزیر پاکستان در تهران نوشته : اختلاف‌نظر بر سر احداث خط لوله انتقال گاز به هند موسوم به «خط لوله صلح» مهمترین آنهاست که از دید تهران، اسلام‌آباد آشکارا و به بهانه‌های گوناگون از انجام تعهداتش سر باز زده و سرمایه‌گذاری‌های وزارت نفت ایران در این پروژه سنگین ۵.۲ میلیارد دلاری را با ضررهای هنگفتی روبه‌رو کرده است. اما این برای پاکستانی‌ها ظاهرا هیچ اهمیتی نداشته و نگران آن هم نیستند. به همین دلیل ترکیب هیأت وارد شده به تهران تعجب‌آور است. چراکه طی سال‌های اخیر ایران اساسا برای آنها به‌عنوان یک نقطه استراتژیک اقتصادی مطرح نبوده است.

نویسنده پس از اشاره ای به ضعف دولت پاکستان و نفوذ گروه های تندرو در آن جا نوشته این‌که ایران با دولت پاکستان در اثباتی‌ترین حالت، دقیقا به چه توافقاتی می‌تواند دست یابد؟ بخش زیادی از آن به تحولات سیاسی منطقه و قدرت رانش دیپلماسی منطقه‌ای ایران مربوط می‌شود، اما بخش مهم‌تر آن به کارآمدی همین دولت نوازشریف تحت‌تاثیر نگاه ارتش بازمی‌گردد.

نویسنده در نهایت پییشنهاد کرده توافق های امنیتی و سیاسی در اولویت مذاکرات دو دولت قرار گیرد چرا که روابط حاکم بر مناسبات دو کشور نشان می‌دهد در شرایط فعلی هیچ مزیت اقتصادی ایران نمی‌تواند جاذبه یا تعهد پایداری برای پاکستان نسبت به ایران ایجاد کند. اما امنیت منطقه‌ای مهمترین موضوعی است که لازم است ایران بر سر آن با پاکستان به توافق برسد

انفعال سراسری در برابر فاجعه

جمیله کدیور در مقاله ای در روزان با اشاره به این که قریب یک ماه از ربوده شدن دویست دختر دانش آموز توسط گروه شورشى نیجریه ای به اصطلاح اسلام گراى بوکوحرام می گذرد نوشته: مهم سکوت امت و علماى مسلمان اعم از شیعه و اهل سنت در قبال محکومیت این عمل شنیع و قبیح است که باید برای زدودن چنین تصاویر زشتى توسط وابستگان القاعده شکل گیرد

نماینده سابق مجلس تاکید کرده: ایران به عنوان کشورى مسلمان ضرورى بود که اول از همه در قبال این فاجعه موضعگیرى کند تا تلقى جهانى درقبال کشورهایى که در مقابل این چهره هاى مخدوش از اسلام و گروههایى که تصویرى وارونه از اسلام ارایه مى دهند روشن باشد.

به نظر مقاله روزان: بى موضعى فعالان حقوق بشر ایرانى در محکوم کردن این اتفاق ضدحقوق بشر عجیب است، به خصوص که شیرین عبادى به عنوان یک فعال ایرانى هم یکى از برندگان حقوق بشر صلح نوبل بوده است طبیعى است که این انتظار بیشتر بوده است.

فاطمه راکعی یک نماینده دیگر پیشین مجلس در مقاله ای در آرمان از همگان خواسته در برابر بوکوحرام موضع بگیرید.

حق نشر عکس shahrvand newspaper may11
Image caption کارتون سلمان طاهری، شهروند

مردم قانع نمی شوند

صالح نیکبخت با اشاره به مصوبه دیروز مجمع تشخیص مصلحت نظام درباره لزوم حسابرسی به ثروت و دارایی مقامات دولتی نوشته: قانون اساسی در اصول خود مقرر کرده است، رئیس‌جمهور و وزرا باید دارایی خود را در زمان پیش از تصدی مقام خود اعلام کنند و دارایی این مقامات پس از پایان تصدی آنان در مقام مربوطه نباید به طور غیرمتعارف افزایش یابد. این هم در یک قانون عادی باید به تصویب مجلس برسد .

به نظر حقوقدان در سال های گذشته این نحوه رسیدگی به دارایی ها کافی بود اما اینک با توجه به این که مقاماتی از دولت گذشته در پرونده های مالی درگیر هستند که از نزدیکان دولت محسوب بودند چنان که در پرونده مه‌آفرید خسروی و هم در پرونده بابک زنجانی افراد و اشخاصی درگیر ماجرا شدند که به نوعی خود را جزو حامیان دولت قبل تلقی می‌کردند. سازوکار جدی تری لازم است.

نویسنده مقاله آرمان در نهایت با اشاره به حجم بدهی های افراد به بانک ها که جمعا حدود پنجاه میلیارد دلار است نوشته: افرادی با حمایت مقامات صد میلیون دلار که امروز هفتصد میلیارد تومان می شود دریافت داشته اند و حتی یک آپارتمان کوچک هم وثیقه نگذاشته اند، پس دیگر افکار عمومی تنها به تصویب این قانون در مجمع تشخیص مصلحت نظام قانع نمی‌شود و باید به معنای واقعی کلمه در مورد ثروت‌ها و دارایی‌های افرادی که به جاهایی رسیده‌اند. قانون از کجا آورده‌ای را اجرا کرد.

اگر دلواپس بودیم

منصور فرزامی در سرمقاله مردم سالاری با زبان طنز نوشته: اگر دلواپس بودیم، امروز همه دشت و بیابان، مسکن مهر چشم نوازی و دلبری می‌کرد، اکنون قیمت زمین ۹۰ برابر و ارزش خانه ۶۰ برابر می‌شد آنوقت همه سود می‌بردند و خانه‌هایشان پراز سکه‌های دومیلیونی و دلارهای چند هزار تومانی می‌شد!

پس، دلواپس نبودیم که آن آقا قهر کرد و رفت و گرنه حالا همه جا پراز کارت‌های هدیه بود و سکه‌ها از کیسه‌ها سرریز می‌کرد! و کشور ما هم پر از نفت فروشان مامانی مثل بابک زنجانی بود و همه سرکار گذاشته می‌شدند و دیگر در این دیار ما تنابنده‌ای بیکار نبود که در غفلت ما سخن از بیکارگان ۲۰ و ۳۰ درصدی بگویند و حالا که قلم به دست دشمن افتاده هرچه می‌خواهد بنویسد.

به نوشته این مقاله: اگر حواسمان سرجایش بود و دلواپس این روزگار وانفسا می‌شدیم، در این مملکت نابغه پرور، امروز روز از زیرزمین هرخانه‌ای صدای چرخش سانتریفیوژها می‌آمد و صاحب خانه‌ها می‌آمدند بسته بسته انرژی هسته‌ای تحویل می‌دادند نه آن که این دولت پرادعا با طمطراق بیاید و سانتریفیوژهای نازنین رابرعکس بچرخاند.

قطار که عقب عقب می رود

حق نشر عکس shargh newspaper may11
Image caption کار آروین، شرق

محمد حسین روانبخش در ستون طنز مردم سالاری در فهرست کارهای ابتکاری دولت سابق به قطار شیراز - اصفهان رسیده و نوشته: داستان این قطار، از ۱۳ خرداد ۸۸ آغاز شد ؛ یعنی ۹ روز قبل از انتخابات عجیب خرداد ۸۸ . در آن زمان دولت بسیار محترم احمدی‌نژاد احتیاج داشت که پروژه‌ بزرگی را افتتاح کند، افتتاح شد‌... اما بعد از انتخابات، معاون وزیر راه با اعتماد به نفس اعلام کرد که این راه آهن قرار است به صورت کامل و صددرصد در دهه فجر دوباره به بهره‌برداری برسد. و دوباره رسید.

نویسنده یادآوری کرده که: چند وقت گذشت و وزیر راه وقت در مجلس استیضاح شد و برکنار شد و وزارتخانه‌های راه و مسکن ادغام شد و علی نیکزاد وزیر راه و مسکن شد‌... و نیکزاد در خرداد ۹۰ با اعتماد به نفسی بالاتر از حمید بهبهانی خبر داد که ۸۵ درصد کارهای این راه آهن به پایان رسیده و دو ماه دیگر افتتاح می‌شود‌.

در نهایت دو سال گذشت تا قطار به حرکت در آمد؛ حالا نماینده جهرم در مجلس اعلام کرد که ایستگاه راه‌آهن شیراز زیرساخت گردشی ندارد و قطار بعد از رسیدن به ایستگاه شیراز برای برگشت به اصفهان باید دنده‌ عقب حرکت کند و تا اصفهان به همین شیوه طی مسیر کند.

طنزنویس مردم در نهایت نوشته: زمانی احمدی‌نژاد می‌گفت قطار پیشرفت ایران ترمز و دنده عقب ندارد؛ اما گویا دنده عقب‌هایی که از آنجا برداشته بودند را به طور ابتکاری روی قطار اصفهان – شیراز بسته اند تا بلا استفاده نماند... واقعا چه دولتی داشتیم و قدرش را ندانستیم!

مطالب مرتبط