بررسی روزنامه های صبح یکشنبه تهران - چهارم خرداد

روزنامه های مختلف تهران اعدام ناگهانی مه آفرید امیرخسروی را با اهمیت دیده و در صدر اخبار خود نقل کرده اند اما در مقالاتی پرسیده اند مقامات دولتی که چنین فساد اقتصادی و رانت خواری را ممکن کرده اند چرا محاکمه نمی شوند.

حق نشر عکس Shahrvand Newspaper May25
Image caption تیتر و عکس صفحه اول شهروند

شهروند در پایان گزارش اصلی خود نوشته: مردی که کارش را با خرید و فروش صندوق میوه در یکی از شهرهای شمالی کشور آغاز کرد به جایی رسید که به گفته همسرش، سودای ریاست‌جمهوری را در سر می‌پروراند و دست آخر هم سر از چوبه اعدام درآورد اما سوالی که باقی می‌ماند این است که ساختارهای اقتصادی کشور پس از مه‌آفرید تا چه اندازه در مقابل فساد و رانت‌خواری مقاوم‌سازی خواهند شد؟

مصطفی عابدی در همین روزنامه نوشته: مه آفرید امیرخسروی فرد از حیث سلسله‌ مراتب سیاسی واجد جایگاه قابل اعتنایی نبود، از این‌رو این پرسش مطرح می‌شود که چرا وی در فاصله دو یا سه‌سال محکوم و اعدام شد. حالا این انتظار وجود دارد پرونده کسان دیگری که برخی از آنان از جهات سیاسی واجد مراتب بالاتری هستند، هم رسیدگی و به صدور حکم قطعی برسد.

به نوشته این روزنامه نگار در شهروند: ولی وظیفه حکومت‌ها فقط در محاکمه و مجازات مجرمین خلاصه نمی‌شود، حتی اگر این محاکمات کاملا عادلانه و بی‌طرفانه انجام شوند، باز هم کفایت از مسئولیت دولت‌ها نمی‌کند. وظیفه مهم‌تر هر حکومتی، برنامه‌ریزی برای پیشگیری از جرم است.

آیا فساد پایان گرفت؟

جهان صنعت هم در گزارش خود نوشته: در تمام موارد فساد مالی، پول از جیب مردم رفته است پس حق همه مردم است که بدانند چگونه یک آدم معمولی که گاه برای گذران زندگی‌اش هم لنگ می‌مانده یا دست بالا، مثلا صاحب یک یا دو کارخانه بوده، یک‌باره پشتش به کوه احد وصل می‌شود.

و سووال این که: آیا اعدام مه‌آفرید خسروی نقطه پایان فساد مالی در کشور خواهد بود یا دوباره روز از نو روزی از نو.

مسعود سلیمی هم در سرمقاله همین روزنامه نوشته: در سال‌های میانی دهه هفتاد هنگامی که پرونده فساد مالی معروف به فاضل خداداد مطرح شد و سروصدای زیادی به راه انداخت بسیاری به عبارت بهتر طبقه متوسط و فرودست جامعه فکر می‌کردند چگونه می‌توان صفرهای جلوی مبلغ اختلاس شده را شمارش کرد! اعدام فاضل خداداد که صدالبته در کار اختلاس تنها نبود و تعداد زیادی شریک کوچک و بزرگ او را یاری داده بودند باعث نشد تا روند اختلاس در کشور از حرکت و سرعت باز بماند

به نظر نویسنده: اعدام مه‌آفرید خسروی که همراه با سه متهم دیگر حکمشان تایید شده بود مانند احکام عاملان فسادهای قبلی همچنان یک سوال بی‌پاسخ را در ذهن متبادر می‌کند؛ تکلیف دولتی‌ها که در راه‌اندازی باند فساد مالی دست داشتند تا جایی که بدون وجود و حضور آنها به اصطلاح «ویژه‌خواری» امکان‌پذیر نبود، چه می‌شود؟

حسین راغفر در آرمان نوشته: همه افرادی که در پرونده 3هزار میلیارد تومانی شرکت داشتند در تمام جرائمی که به وجود آمده است شریک هستند از این جهت این جرائم را تنها جرائم اقتصادی تلقی نمی‌کنند، در واقع این جرائم به نوعی جرائم سیاسی نیز تلقی می‌شود.

به نظر این کارشناس: از یک سو این گونه جرائم نقض قانون و مقررات و دور زدن قوانین است و از طرف دیگری هم اخلال در نظام اقتصادی کشور محسوب می‌شود بنابراین تصور غالب این است که در این پرونده طیفی از تخلفات صورت گرفته و از این حیث برخی به اعدام محکوم شدند که البته حکم در مورد یکی از آنها اجرا شد.

حق نشر عکس Etemaad Newspaper May25
Image caption کارتون فیروزه مظفری، اعتماد

سیاست های غلط فساد می آورد

پویا جبل‌عاملی در سرمقاله دنیای اقتصاد نوشته: بی‌تردید دستگاه قضایی باید با رانت‌خواران و مفسدان اقتصادی فارغ از جنجال‌های رسانه‌ای برخورد کند؛ در این امر هیچ شکی نیست، اما مساله اختلاس بزرگ تاریخ ایران، بیشتر از همه باید گوشزدی باشد به سیاست‌گذاران اقتصادی. این سیاست‌ها و چارچوب‌ها و رویه‌های اشتباه است که می‌تواند حتی کارآفرینان را تبدیل به مفسد کند. بعد همانی که پایه‌گذار چارچوب‌های سیاستی غلط و فسادآور می‌شود، طلبکار می‌شود که مفسدان، اقتصاد را به نابودی برده‌اند.

نویسنده بعد از نام بردن از مواردی که دخالت دولت موجب پدید آمدن فضای رانت خواری می شود نوشته: اقتصاد ایران پر از این واقعیت‌‌های تلخ است و اعدام اخیر هم از جنس همین واقعیت‌ها است. سیاست‌گذار باید بخشی را که خود در این فرآیند مقصر بوده، بازبینی و اصلاح کند . این واقعیت‌های تلخ وقتی رخ می‌دهند که دولت برخلاف رویه بازار و مکانیسم قیمتی شفاف، در آن دخالت می‌کند. دولت نمی‌گذارد بازار کار خود را کند.

بهمن کشاورز در مقاله ای در شرق نوشته: ظاهرا همه چیز به یک کلمه جادویی برمی‌گردد که قدمتی بیش از 20 یا 30 سال ندارد؛ «رانت» که گویا در عین اینکه چیزی در عین مزیت و اعتبار و مانند اینهاست اما در عین حال با همه اینها تفاوت دارد.

این «رانت» را مطمئنا بخش خصوصی نمی‌تواند به کسی بدهد زیرا تا آنجا که تاکنون دیده‌ایم آنچه به رانت‌خواران رسیده، ارث پدر کسی نبوده بلکه از کیسه مردم و اموال عمومی برداشت شده است.

به نوشته این حقوقدان: در سال‌های اخیر مکرر مواردی مطرح شد که استفاده از امتیازات، ارتباطات و امکانات سیاسی به تحصیل اموال به طور غیرعادی منجر شده بود و در نهایت نیز به اصطلاح «تق قضیه در آمد». البته مقامات قضایی وقتی از قضیه آگاه و دست به کار شدند کار خود را خوب انجام دادند و درپیگیری قضایا کوتاه نیامدند. اما ناچار این سوال مطرح شد و باقی ماند که سایر مقامات که وظیفه نظارت و پیگیری را در همه مراحل فعالیت‌ها و اقدامات مالی و اقتصادی بر عهده دارند پیش از رو شدن ماجرا و دخالت قضایی، چه می‌کردند؟

مقاله شرق به این جا می رسد که: هر چند گفته شده است مومن از یک سوراخ دوبار گزیده نمی‌شود اما ما ناظر گزیده شدن جامعه –که در ایمانش تردید نیست- از سوراخ‌های مشابه به کرات و مرات بوده‌ایم. بدیهی است تا آنجا که از سیر تاریخی وقایع می‌توان فهمید اقدامات دستگاه‌های مسوول از جهت بازدارندگی، تاثیر مورد انتظار را نداشته ؛ بنابراین، فوریت مجازات‌ها در مورد این مقولات، منتفی است.

حق نشر عکس Keyhan Newspaper May25
Image caption تیتر و عکس بالای صفحه اول کیهان

مذاکرات شکست نخورد یا بخورد

منصور فرزامي در سرمقاله ابتکار نوشته: در زندگي انسان‌ها و کشورها گاهي مراحلي سخت پيش مي‌آيد که حل معضلات آن با تعقل و تفکر و به دور از احساسات آن هم با افرادي کاردان ممکن است. در زندگي امروز جامعه ايران آن مرحله سخت مشکل امروز ماست. ملت ايران با نمايندگان سياسي خود راهي را به جانب اصلاح و بهبود پيموده است. غرب هم از موضع خود قدمي به سوي ما آمده است

نویسنده در عین حال تاکید کرده: يک نکته هم براي غرب و هم براي ما معلوم و مبرهن است اين که بازگشت به عقب به سود هيچ کدام نيست همان گونه که پس رفتن از مذاکرات در سال 2005 و پيمودن عبث آن تا دولت يازدهم به سود دو طرف نبود. هم ما اين را مي‌دانيم و هم غرب. و اروپا متضررتر از آمريکا. پس دوباره به نقطه صفر بازگشتن، صرف آن همه نيرو براي هيچ بوده است و اين از راه صواب و منطق انساني به دور است

و بالاخره سرمقاله ابتکار سخن معاون وزارت خارجه را نقل کرده که «اگر هم مذاکرات به نتيجه نرسد، دنيا به آخر نمي‌رسد» و نوشته اگرچه او از سر اضطرار گفت، اما به درستي هم ادا کرد. دنيا به آخر نمي‌رسد اما هم خود اين مذاکره کننده خبره و توانا مي‌داند که در کنه جمله اش چه حقيقتي نهفته است. در سال‌هاي قبل از مذاکرات اخير هم دنيا به آخر نرسيد اما چه حکايتي بر ما گذشته است.

اما حسین شریعتمداری مدیر کیهان نظر دیگری دارد وی که به نوشته کیهان در یک جلسه برای دانشجویان سخن می گفت با تاکید بر این که دولت مانند دو قوه دیگر قضائیه و مقننه، بخشی از نظام است که باید مأموریت خود را در چارچوبی که قانون اساسی برای آن تعریف کرده است به انجام برساند بنابراین دولت تحت فرمان نظام است نه اتاق فرمان نظام که بخواهد یا بتواند سیاست‌های کلی و کلان نظام را مطابق سلیقه خود تغییر بدهد.

شریعتمداری نتیجه گرفت: برخی از ادعاها، نظیر لوایح دو قلوی دولت اصلاحات و یا داعیه مدیریت جهانی دولت احمدی‌نژاد و یا تغییر بنیادین در برخورد با قدرت‌های استکباری و... ناشی از همین سوء برداشت رؤسای محترم جمهور بوده است که از دولت تلقی اتاق فرمان نظام را داشتند و تصور می‌کردند می‌توانند و یا حق دارند، برخی از سیاست‌های کلان نظام را به میل و سلیقه خود تغییر بدهند!

مدیر کیهان درباره مذاکرات هسته ای و سیاست برد - برد گفته: در یک تعامل عادی مانند تجارت و داد و ستد بایستی دو طرف سود ببرند ولی چنانچه اموال شما را دزدی به سرقت برده باشد مذاکره با وی فقط می‌تواند برای اثبات دزدی و ضرورت بازگرداندن اموال سرقت شده باشد وگرنه مفهوم و معنای قابل قبولی ندارد که آنها ۱۰۰ میلیارد دلار از اموال ما را بلوکه کرده‌اند یعنی به سرقت برده‌اند و حالا منت می‌گذارند که چهار میلیارد آن را پس می‌دهیم. این که برد نیست.

دلدادگی و دلواپسی

ابراهیم رها در ستون طنز اعتماد نوشته: گويا دلواپسان پسوند دلاور را هم به خود اضافه كرده‌اند. آنها كه دل‌نگران هستند بدون آنكه دل دل مي‌كنند هي زرپ زرپ‌ همايش و تجمع بدون مجوز برگزار مي‌كنند در همين راستا ابراز مي‌داريم:

الف) دل اي دل، دل اي دل...!

ب)اولين بار است از طريق دل و دلدادگي و دلواپسي مي‌خواهند كسي يا چيزي را به ويليام فاكنر بدهند. آن چيز كه سابقا به ويليام فاكنر مي‌دادند اسمش دل نبود.

ج) دلاوران نام‌آوران ورزشكاران پيروز باشيد... اين هم سرود ملي اين عزيزان

د) دل من ديگه خطا نكن/ با غريبه‌ها وفا نكن... زندگي رو باختي دل من/ مردمو شناختي دل من... دلواپس، دلنواز

حق نشر عکس Shahrvand Newspaper May25
Image caption کارتون سلمان طاهری، شهروند

مطالب مرتبط