بررسی روزنامه های صبح چهارشنبه تهران - پنجم خرداد

روزنامه های امروز صبح تهران در حالی که مذاکرات ظریف و اشتون را با اهمیت دیده اند محتاطانه درباره آن نوشته و احتمال داده اند که این گفتگوها مذاکرات هسته ای با کشورهای پنج به اضافه یک را به ریل برگردانده است. این روزنامه ها در عین حال بخشی به انتقادهای تند به دولت و اصلاح طلبان ادامه داده و بعضی به دفاع از دولت پرسیده اند که حد پایان مخالفت تندروها کجاست‫.

مذاکرات روی ریل

حمیدرضا آصفی در مقاله ای در شرق درباره مذاکرات ظریف و اشتون در استانبول نوشته: این گفت‌وگوها از این جهت قابل توجه است که آخرین دور مذاکرات در وین با پیشرفت محسوسی مواجه نشد و برخی در داخل و خارج، شتابزده، مذاکرات را «شکست‌خورده» قلمداد کردند.

سخنگوی پیشین وزارت خارجه در این مقاله نظر داده که: دو دور مذاکره طولانی در استانبول، بیش از هر چیز، نشانه تمایل طرفین برای پیشرفت و حرکت به جلوست. روشن است فرصت‌ها همیشه به دست نمی‌آیند و البته به‌سادگی از دست می‌روند. این نکته‌ای است که طرف‌های مقابل ایران ظاهرا اهمیت آن را دریافته‌اند.

سرمقاله روزنامه دولت اضافه کرده: مشکل کنونی از آنجا ناشی می‌شود که دو طرف مذاکره‌کننده، دنبال آن هستند که حداقل امتیاز را بدهند و حداکثر امتیاز را کسب کنند و تلاقی این موضع مشترک دستیابی طرفین به توافق را دشوار می‌سازد. در چنین شرایطی دیدار روزهای اخیر اشتون و ظریف اقدامی بسیار به موقع و مناسب است که مطابق عرف دیپلماسی جهان، اگر مانعی غیرمترقبه ایجاد نشود، می‌تواند بسترساز بازگرداندن مذاکرات به ریل توافق باشد.

حق نشر عکس mardom
Image caption تیتر و عکس صقحه اول مردم سالاری

سرنوشت استخدام ها و میراث احمدی نژاد

سهیل سراییان در گزارشی در اعتماد نوشته: بلافاصله بعد از خداحافظی و پایان کار احمدی‌نژاد، دولت حسن روحانی تصمیم به تغییر و حذف بعضی از مصوبات هیات وزیران دولت گذشته گرفت. معاون اول رییس‌جمهور دولت تازه در نخستین بخشنامه‌ای که به امضا رساند، دستور توقف اجرای برخی از تصویب‌نامه‌های هیات دولت را صادر کرد که کمیسیون‌های وزرا یا شوراهای عالی به آن ها ایراد گرفته یا باطلشان کرده بود.

به نوشته این گزارش: براساس این دستور، آن قراردادها تا وضع مقررات جایگزین یا اصلاح باید متوقف می‌شد. یکی از طرح هایی که با این دستور متوقف شد، طرح مهرآفرین بود. بر اساس این طرح مقرر شده بود، دولت شرایط استخدام حدود ۵۰۰ هزار نفر نیرو را فراهم آورد که جزییات اجرای طرح جنجالی مصوبه مهرآفرین در دوم اردیبهشت ۹۲ از سوی غلامحسین الهام، معاونت توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رییس‌جمهور به دستگاه‌های اجرایی ابلاغ شد. اما روز گذشته جانشین وی در دولت روحانی اعلام کرد که دولت در حال پیگیری جدی برای تعیین تکلیف آزمون‌های استخدامی است.

این روزنامه اضافه کرده چند شرط اساسی برای استخدام‌های دولتی وجود دارد و از زبان مقام دولت نوشته: اول اینکه اگر قرار است هر استخدامی انجام شود، باید پست سازمانی مصوب برای آن تعریف شده و دستگاه مطمئن باشد که پست خالی و همچنین نیاز برای انجام استخدام وجود دارد.

مردم سالاری در ابتدای گزارش اصلی خود نوشته حدود ۱.۲ میلیون مسکن نیمه کاره در کشور وجود دارد که اگر هر کدام از آنها به طور میانگین دو میلیون تومان متمم بخواهند در مجموع ۲۴۰۰ میلیارد تومان نیاز است.وزیر راه و شهرسازی در ۹ ماه اخیر همواره بر تکمیل واحدهای مسکن مهر تاکید داشته است، اما بروز برخی مسائل از جمله افزایش قیمت مصالح ساختمانی و افزایش قیمت سوخت باعث شد تا برخی از پیمانکاران حاضر به اتمام پروژه‌های مسکن مهر نشوند.

به گزارش این روزنامه : هم الان شرکت عمران پردیس از احتمال توقف پروژه‌های مسکن مهر و بلاتکلیف ماندن ۹۰ درصد از واحدهای مسکن مهر پردیس به دلیل اقدامات بانک مسکن خبر داده و از احتمال بروز اختلال در پروژه‌های مسکن مهر با توجه به اقدامات اخیر این بانک انتقاد کرده است. این در حالی است که بانک مسکن اعلام کرده که هیچ محدودیتی در پرداخت تسهیلات مهر به وجود نیاورده است.

جشن دلواپسی با کدام منطق؟

حسن وزینی در سرمقاله ایران نوشته: زمانی که در روزهای آغازین اردیبهشت یک جریان سیاسی با نشانه هایی از یک تدارک هدفمند سیاسی، موضوع مذاکرات هست ای را بهانه ای برای اعلام دلواپسی و نگرانی قرار داد و تحرکات خود را از لانه جاسوسی آغاز کرد، ناظران سیاسی گفتند قافله نگرانی و دلواپسی عزم دیگری دارد. در یک ماهی که دلواپسان هسته ای سفره نگرانی خود را گسترانده و در هر کوی و برزن علم نگرانی و تیرگی برافراشته اند، نشانه های آن پیش بینی در حال وقوع است.

نویسنده این مقاله افزوده: از نظر ناظران سیاسی ترویج و توسعه نگرانی و دلواپسی بیانگر آن است که یک اتاق فکر سیاسی و رسانه ای در پشت صحنه حضور خیابانی این جریان قرار دارد و در واقع دلواپسی نقابی است که برخی بر چهره زده اند تا دولت را در همه بخشها دچار چالش کنند. آن ها امروز یارگیری از همه بخشها را هدف خود قرار داده اند و از طریق وارونه سازی رسانه ای و گاه دروغ پردازی، بدبینی و بی اعتمادی به دولت را ترویج میکنند.

مقاله یادآوری کرده که اگر حمایت های رهبر جمهوری اسلامی و هشدارهای بی سابقه اخیر سردار فیروزآبادی نبود، این جریان رسانه ای تحرک تازه تری را نیز کلید زده بود.

رضا رئیسی در مقاله ای در آرمان نوشته: از همان لحظاتی که ملت در خیابان‌های جای جای ایران به صحنه آمده و پیروزی کاندیدای اعتدالی را دستمایه ابراز احساسات و شور و نشاط خود کردند، شکست خوردگان انتخابات که افول سیاسی خود را حتمی می‌پنداشتند، صحنه را تنازعی و تقابلی تعریف و ترسیم کردند. هجمه‌ها و حمله‌ها آغاز شد.

به نوشته این روزنامه: از کوچک‌ترین فعل و انفعال تا سیاست‌های کلان به انحای مختلف در چارچوب‌های جنگ روانی، رسانه‌ای به نقد کشیده شدند. رئیس‌جمهوری سعی وافری داشت که به حاشیه‌پردازی‌ها پاسخ نگوید و معطوف به رتق و فتق امور نابسامان تحویلی باشد اما تخریب‌ها که از حد گذشت دیگر مجال سکوت و ملاحظه نبود.

نویسنده مقاله آرمان با اشاره به هشدارهای تازه حسن روحانی افزوده: حال سئوال اینجا بود که حد یقف و نقطه غایی اینگونه اقدامات کجاست و طیفی که در برابر سخنان دومین شخصیت عالیه نظام اینگونه واکنش نشان می‌دهد و به جای اصلاح بر تکرار روندهای پیشین اصرار می‌ورزد، چگونه باید مهار و کنترل شده و کشور از این فضای مجادلات سیاسی ناموزون و غیر سازنده خلاصی یافته و دولت بتواند در فضایی آرام به رتق و فتق امور جاریه مردم بپردازد؟

در راه بهشت یا جهنم؟

ابراهیم رها در ستون طنز اعتماد با نقل جمله حسن روحانی که نمی‌توان به زور شلاق مردم را به بهشت برد. نوشته:

ما مدام فکر می‌کنیم حسن روحانی اخیرا با پروازی از ژنو به ایران تشریف آورده. در شرایطی که برج میلاد را عده‌ای خرد می‌کنند توی پاچه شلوار مردم (پاچه شلوار، مثلا) این حرف‌ها عجیب است.

طنزنویس در ادامه چند فرض را پیش کشیده اول این که: در ابتدا به زور شلاق و کتک مردم را می‌کشند بعد چون مردم ما کلا اهل صالح هستند خودشان اتوماتیک به بهشت می‌روند!

در ادامه طنز اعتماد آمده: ما البته شاهد بوده‌ایم در مواقع ضروری برای به بهشت فرستادن مردم از وسایل دیگری نظیر باتوم هم استفاده شده، احتمالا باتوجه به طبقات مختلف بهشت و نسبت به بهشت فرستنده وسیله موردنظر فرق می‌کند. یعنی آدم تو بهشت می‌کنن مثل باقلوا.

حق نشر عکس shahrvand
Image caption کارتون نعیم تدین، شهروند

ویرانی مازندران

سیف‌الرضا شهابی در سرمقاله امروز اطلاعات با استناد به گفته های مقامات مسئول استان نوشته: ‏ اینکه مازندران تا ۱۰ سال دیگر زمین کشاورزی نخواهد داشت و ۵۰ درصد دشت‌های مازندران درمعرض تغییر است، برای هرایرانی که به آینده کشور می‌اندیشد،بسیار تکان دهنده است وبازگو‌کننده بروز یک فاجعه کشاورزی در آینده است.

نویسنده بر اساس همین گزارش ها تاکید کرده: اگرچه اکنون هم خیلی دیر شده اما اگرفکری جدی برای آینده‌ای که در‌هاله‌ای از ابهام قرار دارد نشود و بطور قاطع جلوگیری نشود، باید در آینده نزدیک بخشی عمده از محصولات کشاورزی را که به قوت لا یموت مردم تبدیل شده وارد کنیم و کشور علاوه براینکه بهشت واردات خواهد شد که البته الان هم تا حدودی است، تبدیل به جهنم تولیدات کشاورزی هم می‌شود.‏

مقاله اطلاعات از قول ‏ رئیس سازمان امور اراضی نوشته: تغییر کاربری اراضی در برخی از استان‌ها از جمله: مازندران، گیلان و گلستان از مرحله خطر هم عبور کرده است.‏ عبور از خطر یعنی نابودی و مرگ کشاورزی ایران که عمده محصول تولیدی آن در زمینه کشاورزی وباغداری درهمین سه استان است. در حالی که در عرصه صنعت هم در میان کشورهای صنعتی جهان از جایگاه ویژه برخوردار نیستیم. ‏

مستند احمدی‌نژاد هم ساخته شد

احسان بداغی در گزارشی در اعتماد نوشته: بیشتر از آنکه شبیه یک فیلم باشد، به یک تلافی سیاسی شباهت دارد؛ مشابه «احمدی‌نژادی» مستند «من روحانی هستم» هم در راه است. همه‌چیز روشن است، منتقدان دولت یازدهم برای رییس این دولت فیلم ساخته‌اند و حالا منتقدان دولت نهم و دهم برای رییس آن دولت‌ها فیلم می‌سازند؛ «در رویای بهار» در برابر «من روحانی هستم». به قول معروف چیزی که عوض دارد، گله ندارد.

به نوشته این گزارشگر: این دو سه ماه گذشته گلایه و شکایت زیاد بود، اما به جایی نرسید. هیچ‌کس نتوانست جلوی موسسه‌یی که گفته می‌شود مجوز فعالیت هم ندارد را بگیرد. قوه قضاییه اصرارش بر این بود که اگر مشکلی در کار مستند «من روحانی هستم» یا موسسه سازنده آن وجود دارد، اول از همه دولت باید شکایت کند تا امکان پیگیری وجود داشته باشد. دولتی‌ها هم خیلی علاقه‌یی به شکایت نشان ندادند.

اعتماد سرانجام گزارش داده که: با این وضعیت تنها یک راه باقی می‌ماند و آن اینکه هواداران دولت خود آستین همت را بالا بزنند و مستند را با مستند جواب دهند. حالا آنها برای پاسخ «مستند» خود به منتقدان دولت سراغ سوژه‌یی رفته‌اند که چند سالی است حتی خیال هواداران پر و پا قرص سابق خود را هم آشتفته کرده است؛ محمود احمدی‌نژاد. کسی که آمدن و رفتنش برای اصولگرایان بسیار گران تمام شد.

حق نشر عکس arman
Image caption تیتر و عکس صفحه اول آرمان

آرمان با چاپ عکس بزرگی در صفحه خود خبر داده که سید حسن خمینی نوه بینان گذار جمهوری اسلامی در خمین مورد استفبال مردم قرار گرفته است.

مطهره شفیعی در گزارش آرمان نوشته: دیروز چهره این شهر مانند روزی بود که امام خمینی گام در آن می‌گذاشت، مردم به استقبالش آمده بودند. آنها با شعارهایشان پاسخ کوبنده‌ای به کسانی دادند که می‌گفتند با حضور سیدحسن خمینی امنیت قابل تامین نیست.

معمار آرامگاه‌ها، ‌مقبره خواهد داشت؟

سعید برآبادی در مقاله ای در صفحه آخر شرق نوشته: هوشنگ سیحون، تاریخ قرن اخیر معماری ایران است؛ هنری که قصد داشت مثل سینما و شعر آن روزگار، آوانگارد دوباره از نو زاده شود. تا پیش از او، معماری ایران با ظاهری متفاخر، تنها یادبود قرون گذشته بود و شاهکارهای بی‌بدیل باستانی؛ اما سیحون با ساختمان‌های مدرنش نشان داد که معماری هم می‌تواند مثل شعر نو نیما، مثل سینمای موج نو شهید ثالث، پوست بیندازد و همچنان مردم دوستش بدارند.

پیش از آنکه آندره گدار به سفارش دولت، برای تنها شاعر شناخته‌شده زبان فارسی، آرامگاهی در شیراز بسازد، هیچ‌کس اینگونه با حافظ و شعر فارسی مانوس نشده بود. سیحون همان راه را ادامه داد، منتها با رفتن به سمت چهره‌هایی که در ادبیات فارسی عجیب و درعین‌حال مشهور بودند و همین موضوع نمی‌گذاشت هر معماری به آسانی، ساختن مقبره‌شان را بپذیرد و نتیجه آن شد: ساخت بیش از ۱۰ بنای یادبود و آرامگاه برای چهره‌هایی چون خیام، فردوسی، ابوعلی سینا، کمال‌الملک، عطار و…

هوشنگ سیحون که می‌توان او را تنها معمار ایرانی آرامگاه‌ها و مقبره‌ها به شمار آورد؛ اما حالا خود بی‌مقبره به سوی دیار باقی خواهد رفت. مقبره‌های او امروز پل‌های ارتباطی مردم با شاعران و فیلسوفان ایرانی به شمار می‌روند، اما آیا خود او بنایی برای یادبودش در ایران خواهد داشت؟

همه چیز می خورند

پوریا عالمی: ما امروز با پدیده «کوهخواری» روبه‌رو شدیم، که البته طبیعی هم است. چون تا الان همه‌چیز را خورده بودند، فقط کوه مانده بود. به همین مناسبت ما اسم این دوره را دوره خواری می‌گذاریم. دوره خواری یعنی همه‌چیز خورده می‌شود و همه‌خوارنده هستند و همه‌چیز را می‌خورند. مثل چی؟

طنزنویس شرق مثال آورده: دارند کوه مردم را می‌خورند. ما مانده‌ایم اگر کوه‌ها هم تمام شود چی را می‌خورند. برخی مال‌مردم‌خوار بودند. مال مردم را می‌خوردند. مردم هم دستشان به جایی بند نیست. خیلی‌ها هم بیت‌المال‌خوار بودند. که طی مراسم باشکوهی می‌رفتند خارج.

در ادامه ستون طنز شرق آمده: اما خیلی‌ها هم که گوشتخوارند گوشت اینقدر گران شده که دیگر نمی‌توانند گوشت بخورند و ادای گیاهخوارها را درمی‌آورند.خیلی‌ها هم هستند که هواخوارند چون همه خوردنی‌ها گران شده. منتها هوا هم آلوده شده و تنها راهی که برای هواخواران مانده فتوسنتز است.

و بالاخره: بعضی‌ها هم مثل من و شما غصه‌خوارند؛ چون چیزی نمانده برای خوردن و فقط باید غصه هم را بخوریم.

حق نشر عکس farhikhtegan
Image caption انتخابات اروپایی، کارتون فیروزه مظفری، فرهیختگان