عشق به ایران؛ دغدغه همیشگی هوشنگ سیحون

پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.

هوشنگ سیحون، طراح، نقاش و هنرمندی که عنوان پدر معماری نوین ایران با نامش گره خورده، سحرگاه ۲۶ ماه مه دراثر پاره شدن رگ قلب در بیمارستانی در شهر ونکوور در سن ۹۴ سالگی درگذشت.

آقای سیحون درطول ۳۳ سال گذشته ساکن کانادا بود وبه طور مستقل و تنها زندگی می کرد. با این حال تا همین اواخر که پزشکان پرواز را برای او ممنوع کردند، چند ماه درسال را در لس آنجلس و درکنار اعضای خانواده، دوستان و شاگردانش می گذراند.

مریم سیحون دختر آقای سیحون می گوید: "پدرم تا روز آخر زندگی به همان شیوه ای که دوست می داشت زندگی کردند. در روز واقعه هم خودشان آمبولانس را خبر کردند و با کمک یکی از دوستانشان راهی بیمارستان شدند. ما در راه دقایق کوتاهی تلفنی صحبت کردیم و ایشان نیم ساعت بعد از رسیدن به بیمارستان درگذشتند."

آلبوم عکس: آثار معماری هوشنگ سیحون در ایران

آشنایی با هوشنگ سیحون

حق نشر عکس ka
Image caption هوشنگ سیحون با کلاه در وسط

در سال ۲۰۰۴ پس از وقوع زلزله کرمان، برای نخستین بار با هوشنگ سیحون مصاحبه ای درباره امکانات و چگونگی بازسازی ارگ بم انجام دادم.

در طول سال ها چندین باردیگر در رابطه با بناهای تاریخی ایران گفتگوهایی داشتیم که در آن او حفظ و مرمت آثار باستانی ایران را "معضل پیچیده ای" خواند که مورد توجه مقامات مسئول کشور نیست و احداث سد سیوند و "فاجعه تخریب احتمالی پاسارگاد و سایر آثار تاریخی این منطقه" را هم "نمونه بارزی از این بی توجهی" می دانست: "در منطقه ای که قرار است سد سیوند احداث شود، حدود ۱۷۰ محوطه خاص کشف و پژوهش نشده قرار دارد و هنگامی که آب روی آنها را بگیرد، دیگر امکان کشف آن ها وجود نخواهد داشت."

سیحون نظریه بحث انگیزی هم در رابطه با معماری اسلامی داشت: "پدیده ای به نام "هنراسلامی" وجود ندارد و باید بجای آن گفت "هنر ایرانی در زمان اسلام".

" وقتی ما به این آثار نگاه می کنیم می بینیم تماما دنباله رو پیشینیان ما هستند. مساجد چیزی نیستند جز همان آتشکده های دوران ساسانی – یک پلان چهارگوش با گنبد - ما باید افتخار کنیم که معماری ما یک معماری متداوم است که از گذشته تا امروز آمده و یک شیوه تکنیکی خاص است که بر حسب زمان جلو رفته و دنباله روی گذشته است."

در اواسط سال ۲۰۱۲ ، مهندس سیحون پس از خواندن کتاب "خاطراتی از هنرمندان" پرویز خطیبی، با من تماس گرفتند تا خاطرات او را نیزبا همان سبک و شیوه، یادداشت و ویراستاری کنم.

با شنیدن بخشی از این خاطرات که موازی و همگام با آغاز جنبش مدرنیته درایرانی نوین بود، صحبت از ارائه طرح مستند ۲ ساعته ای از زندگی و خاطرات مهندس سیحون پیش آمد و به یاری چند ایرانی فرهنگ دوست این طرح به اجرا گذاشته شد. تا اوائل سال ۲۰۱۳ ما توانستیم بیش از ۲۲ ساعت فیلم از او تهیه کنیم. فیلمی که درحال حاضر درانتظار ایجاد امکاناتی برای رسیدن به مراحل تدوین و نمایش است.

در چند ماه گفت و شنودهای چند ساعته با آقای سیحون توانستم این هنرمند برجسته را از نزدیک و بهتر بشناسم: طراح معماری که روزی هنگام نظارت بر ساخت بنای مقبره حکیم عمرخیام، فرصتی یافته بود تا جمجمه خیام را دردستش نگهدارد.

نقاشی که طرح های کلاف خط هایش، آن خطوط سیاه قلم موازی و پرپیچ و تابی که هیچ همدیگر را قطع نمی کنند، در کنار آثار نقاشان صاحب نامی چون پیکاسو و دالی در نمایشگاهی در دانشگاه ماساچوست به نمایش گذاشته شد.

حق نشر عکس ka
Image caption اسب‌ها نقاشی از هوشنگ سیحون

هنرمندی که نقاشی هایش، طرح هایی از اسب ها درحال حرکت، درهاروارد، برکلی و ام آی تی نگهداری می شود. نامش در در دو دانشنامه روسیه و کمبریج ثبت شده است. هنرمندی که شهروند افتخاری لس آنجلس و پاریس بود و آندره مالرو، وزیرفرهنگ وقت فرانسه چنان از مصاحبت او لذت برد که برخلاف معمول درمورد دیگران، بجای ۵ دقیقه وقت ملاقات، دوساعت تمام با او به گفتگو نشست.

مردی که د ربازسازی آرامگاه فردوسی، از طرح مقبره کوروش الهام گرفت و برای آنکه خشونت های کشورگشایی های نادرشاه افشار را نادیده نگرفته باشد، از رنگ قرمز در ساختمان آرامگاه او بهره گیری کرد، حالا روبروی من نشسته بود.

در لس آنجلس، هوشنگ سیحون روزهای سه شنبه در رستورانی در بولوار "ونتورا" در نزدیکی محل سکونتش با دوستانش که اغلب آن ها شاگردان قدیمی اش بودند ناهار می خورد. بعد از ناهاراغلب به پارک "بلبوآ" درهمان نزدیکی می رفتند و در کنار دریاچه کوچک با اردک های شناور به آرامی قدم می زدند.

سیحون، اغلب یاد گذشته های شیرین و سفرهای دانشجویی به اطراف و اکناف ایران را در میان جمع زنده می کرد و همگی از شوخ طبعی های او مسرور می شدند. در راه بازگشت به خانه، هر هفته از مغازه خرده فروشی که صاحب لبنانی آن ارادت خاصی به این ایرانی کهنسال اما زنده دل داشت یک بلیت بخت آزمایی شریکی می خریدند و او درحالی که یک دلاری از کیف بغلی اش بیرون می کشید به دیگران می گفت:"این دفعه دیگر حتما برنده ایم."

هوشنگ سیحون و از نسلی بود که ایران عصر پهلوی را ساخته بودند. او درطول سال ها با پیوندهای عمیقی که با فرهنگ و هنر ایران درزمینه های گوناگون داشت توانست علیرغم مشکلاتی که مثل هر هنرمند نوگرای دیگر بر سر راهش وجود داشت به پیشبرد این حرکت به سوی مدرنیته کمک های شایانی کند.

از این جمله درگیری هایی است که در آغاز کار با علی اصغرحکمت شیرازی ، رئیس انجمن آثار ملی دوران رضا شاه به عنوان طراح و معمار جوانی که طرحی برای بنای نادرشاه پیشنهاد داده است پیدا کرد. تا جایی که حکمت دستور داد پلاک نام طراح را از روی بنای یادبود "بوعلی سینا" نخستین اثر او بردارند.

پس از چهارسال مخالفت با طرح بنای مقبره نادرشاه، حکمت که با مقام سفارت ایران در هند راهی آن کشور شده بود، از همانجا اعتراض نامه ای به انجمن آثار ملی فرستاد که چون نادر فاتح هندوستان بوده است پس "مصلحت نیست چنین ساختمانی ساخته بشود " و "هندی ها دوست نخواهند داشت." اما درهمین جلسه میرزا ابراهیم خان حکیم الملک ، یکی از رجال حاضر در جلسه ناگهان فریاد زد:"به جهنم" و نهایتا طرح کار برای تصویب نهایی به رضاشاه نشان داده شد.

حق نشر عکس Isna
Image caption آرامگاه نادر شاه افشار

چند سال بعد، در عصر محمدرضاشاه پهلوی و دوران اعلام منشور انقلاب سفید شاه و ملت، هوشنگ سیحون می کوشد تا این بار، کوه صفه، یکی از آثار طبیعی ملی در زمینه شهر تاریخی اصفهان را از گزند و نابودی نجات دهد:"یکی از مقامات استان اصفهان برای خودشیرینی طرحی ارائه داد که بر اساس آن کتیبه ای شامل مفاد انقلاب سفید به مساحت ۸۵ متر در ۳۵ متر روی بدنه کوه صفه نوشته (کنده) بشود. ما گفتیم اگر این کار بشود، استان های دیگرهم ازروی چشم و هم چشمی ، کوه های دیگر را هم به همین سرنوشت دچار می کنند. با اعضای شورای عالی باستانشناسی تماس گرفتیم. درنهایت برای رضایت خاطر آقایان، طرح دیگری را به دفتر علیاحضرت شهبانو فرح ارائه دادیم و ایشان درحالی که می گفتند "ایران باید حفظ بشود" دستور دادند بجای کندن کوه، براساس طرح، یک لوحه فلزی مدرن و مطابق شرایط دوران با ابعاد ۶۵ در ۲۵ متر، کمی جلوتر از کوه صفه ساخته شود که هم حق مطلب ادا شود و هم کوه در امان بماند."

سیحون با دقتی که در انتخاب مصالح ساختمانی آثار خود به کار می برد، به تماشاگر نشان می داد که در پشت هر طرح و نقشه ساختمانی، تفکری نیز نهفته است. او دربخشی از خاطرات شفاهی اش می گوید: "من موقع طرح هر بنا، شخصیت آن شخص را مطالعه کرده ام."

"در آرامگاه نادر، با استفاده از سه سنگ عمودی بین دو ستون، نبردهای فوق العاده نادرشاه، حرکت های جهشی و همینطور پابرجایی او را نشان داده ام. خط های افقی علامت آرامش و سکون است. در آن زمان با تریلی که سپهبد علوی فرمانده لشگر خراسان به پیمانکار قرض داده بود، پانزده تن سنگ خارا از کوهسنگی مشهد آوردیم به محل ساختمان. این یکی ازمقاوم ترین سنگ هایی است که درایران وجود دارد و اشاره ای است به صلابت و عظمت نادرشاه."

شکل کلی مقبره نادر هم به شکل شش ضلعی سیاه چادرها ساخته شده بود: "دلیل این امر همین نکته است که نادر به جای کاخ در زیر چادر زندگی می کرد."

حق نشر عکس s
Image caption سه معمار برجسته ایرانی از راست: هوشنگ سیحون، حسین امانت و کامران دیبا

حسین امانت طراح و معمار بنای "شهیاد" (برج آزادی) تهران، از شاگردان سیحون، چندی پیش در جلسه گرامیداشت او در موزه هنرهای معاصر لس آنجلس ضمن اشاره به ذهن خلاق این هنرمند به حاضران گفت: "معماری ایران حتی در دوره‌ تحصیل من بسیار منزوی بود و احترامی نداشت. کسانی بودند که در دوره تجدد ایران، در طراحی هایشان مراجعاتی به درون‌مایه ‌های ایرانی داشته‌اند ولی همه‌اش قرض کردن یک فرم و گذاشتن آن روی نمایی دیگر بود. در صورتی که سیحون با تعبیری مدرن، معماری قدیم ایران را احیا کرد."

اولین تعبیر مدرن هوشنگ سیحون از معماری قدیم بنا برگفته آقای امانت، در مقبره بوعلی سینا دیده می شود: "سیحون بنای گنبد قابوس را که همزمان با دوران حیات بوعلی سینا ساخته شده، برای آرامگاه او تغییر داده است. او ضمن حفظ هنر قدیم معماری، معماری مینی‌مالیستی و مدرن دنیای امروز را نیز با آن ترکیب کرده و ارامگاه بی نظیری برای بوعلی سینا ساخته است. بعدها این تکنیک را در آرامگاه خیام و آرامگاه نادرشاه نیز به کار برد."

تالین گرگور تاریخ نگار و استادیار معماری مدرن و معاصر دانشگاه "برندیس" در شهر بوستون نیز در سخنرانی خود به حاضران گفت: "اولین خط نقاشی موجود درمعماری ایران، کار هوشنگ سیحون و خط نقاشی است که روی مقبره خیام با خط نویس مرتضی عبدالرسولی به چشم می خورد."

کودکی و نوجوانی

حق نشر عکس s

با نگاهی به گوشه هایی از زندگی هوشنگ سیحون می بینیم که او در سال ۱۲۹۹ در تهران و در خانواده ای هنرمند و اهل موسیقی به دنیا آمد. پدر بزرگ او میرزا عبدالله فرزند علی اکبر فراهانی، بنیانگذار موسیقی سنتی، نوازنده معروف تار در دربار ناصرالدین شاه بود که در مکتب عموی خود آقا غلامحسین پرورش یافت. او به خاطر سخاوتی که در آموختن دانسته ها به شاگردانش داشت شناخته می شد و نظام موسیقی دستگاهی را در هفت دستگاه وضع کرد و ردیف برایشان نوشت که امروز بهترین مرجع رسمی موسیقی دستگاهی محسوب می شود.

مادر او مولود خانم، از نوازندگان تار و سه تار و خواهر احمد عبادی نوازنده برجسته سه تار بود. هوشنگ سیحون از دوران کودکی با دایی اش خاطرات زیادی داشت. از جمله خاطره رفتن به بنگاه ضبط صدا و دیدن قمرالملوک وزیری هنگام ضبط

پرویز شیبانی، تهیه کننده قدیمی سینمای ایران و پسرخاله سیحون درباره اخلاق و روحیه سیحون نوجوان می گوید: "او غالبا سرش به کار خودش گرم بود و چنان درگیرکارهایش بود که کمتر او را می دیدیم."

آقای سیحون خود نیزدرخاطرات شفاهیش به این مسئله اشاره می کند که دردوران ساختمان مقبره نادرشاه، چنان سرگرم پایان پروژه و مسائل کاری در دفتر موقتی که در باغ آرامگاه قرارداشت بود که از تولد پسرش "نادر" درتهران، از طریق یک تلگراف با خبر شد.

هوشنگ سیحون که نقاشی را درسنین خردسالی با کشیدن ذغال روی دیوارهای گچی آغاز کرده بود معتقد بود شانس نقش زیادی در پیشرفت و موفقیت های او داشته است: "به محض فارغ التحصیلی از دبیرستان ، دانشکده معماری هنرهای زیبای دانشگاه تهران هم تاسیس شد و من با علاقه ای که به طراحی داشتم فورا در آنجا به تحصیل مشغول شدم."

درمسابقه معماری که هیئت موسسان انجمن آثار ملی بین دانشجویان آن دوره ترتیب داد، با نظرمساعد "آندره گدار" رئیس باستانشناسی وقت و فروغی رئیس دانشکده، طرح هوشنگ سیحون به عنوان بهترین طرح برگزیده شد.

حق نشر عکس w
Image caption آرامگاه کمال الملک در نیشابور

ارسال هوشنگ سیحون و فرد دیگری به عنوان دو دانشجوی ممتاز فارغ التحصیل از این دانشکده به دانشسرای عالی هنرهای زیبای پاریس – "بوزآر" – به مدت ۳ سال تحت آموزش "اوتلو زاوارونی"، پیش تر، سوار هواپیمای جنگی فرانسوی شدن و از بیروت با کشتی به بندر مارسی رفتن و گرسنگی کشیدن دردوران جنگ دوم جهانی در پاریس از خاطرات دانشجویی آن دوران است.

آقای سیحون دربازگشت به ایران در سن ۲۵ سالگی اولین اثر معماری خود، بنای یادبودی بر آرامگاه بوعلی سینا را به اجرا گذاشت و از آن پس بهره گیری از دانش مدرن و میراث غنی معماری بومی ایران به طراحی بناهای تاریخی و حتی جامعه صنعتی و مدرن ایران پرداخت.

از خدمات دیگر هوشنگ سیحون دردوران ریاست دانشکده هنرهای زیبای تهران علاوه بر ساختمان مجسمه سازی و کارگاه های معماری درمدت یک سال و نیم، تاسیس هنرکده شهرسازی (آموزش شهرسازی) ، تئاتر و هنرهای نمایشی و رشته تعلیم موسیقی بود: "شش پیانو از خارج وارد کردیم. نورعلی خان برومند برای موسیقی ایرانی. استادان اروپایی برای موسیقی اروپایی....و آموزش علمی موسیقی ، که دینی بود که من به خانواده خودم داشتم."

بعد از انقلاب، کلیه اموال و آثار هوشنگ سیحون در تهران مصادره شد: "یک روز در پاریس در زمانی که منتظر گرفتن اقامت برای کانادا بودم با یکی از همشاگردی های قدیمی فرانسوی ام روبرو شدم. او به من گفت ۳۶ قطعه از کارهای سیاه قلم تو را در مغازه ای در پاریس پیدا کردم و خریدم...و بعد مرا به منزلش برد و آن ها را یکجا به من هدیه کرد."

مراسم خاکسپاری زنده یاد هوشنگ سیحون روز ۷ ژوئن در گورستان فارست لاون لس آنجلس انجام خواهد شد و مراسم یادبود ایشان دردانشگاه لس آنجلس در روز ۱۵ ژوئن برگزار خواهد شد.

مطالب مرتبط