بررسی روزنامه‌های صبح دوشنبه تهران - ۱۲ خرداد

روزنامه‌های امروز صبح در صدر اخبار خود سفر امیرکویت به تهران را منعکس کرده و در مقالاتی این سفر را بعد از دوران سردی روابط ایران و کشورهای جنوب خلیج فارس نوید بخش خوانده‌اند.

حق نشر عکس na
Image caption تیتر و عکس صفحه اول روزنامه ایران

ادامه بحث درباره بهشت و جهنم، شکایت سه وکیل از وزیر سابق نفت، مقالاتی درباره بی‌برنامه بودن ساخت سدها و لزوم تخریب آن ها، حمله روزنامه‌های اصولگرا به وزارت ارشاد به جهت انتشار دو نشریه نزدیک به اصلاح طلبان از جمله دیگر مطالب این روزنامه‌هاست.

بهشت یا دوزخ؟

اشکان بنکدار جهرمی در سرمقاله مردم‌سالاری با اشاره به اختلافاتی که بین راه بهشت و دوزخ بین رجال کشور درگیر شده است نوشته: رسانه‌های بخش افراطی جریان اصولگرا از همان ابتدا، در واکنش به این اظهارات، تمام تلاش خود را بر این قرار دادند که تفسیری واژگونه از این بحث معرفتی بدیهی ارائه دهند. امامان جمعه برخی شهرها با تکیه بر همین تفاسیر غلط، انتقاداتی را متوجه روحانی نمودند.

نویسنده با نقل گفته‌های علم الهدی، امام جمعه مشهد که گفت شلاق که سهل است با همه قدرت جلوی کسانی که مانع بهشت رفتن مردم می‌شوند خواهیم ایستاد نوشته: سخنان ائمه جمعه در کنار اظهارات روحانی جملگی صحیح به نظر می‌رسند و هردو یک مفهوم را تداعی می‌کنند ولی از این پاسخ‌ها چنین به نظر می‌رسد که روحانی مدعی شده که باید راه بهشت را بست و دستور بر ایجاد مانع در راه بهشتی شدن مردم داده است!

مردم‌سالاری نوشته: این موضوع نشان می‌دهد که حتی یک بحث بدیهی معرفتی در کشاکش برخورد سیاسی و بی‌اخلاقی رسانه‌ای چگونه به بی‌راهه می‌رود. روحانی تنها کاری که کرد این بود که یک مساله معرفتی و بدیهی را بیان کرد. او اصل روشنی از اسلام، که اجبار و اکراه در اسلام وجود ندارد، را یادآوری نمود.

امید مسعودی در سرمقاله روزنامه ایران نوشته: جامعه در خیلی از موقعیت‌ها نیاز به انسجام اجتماعی، وحدت عمومی و همکاری دینی و مذهبی دارد. بهترین نمونه‌اش در جامعه ما درمورد جنگ تحمیلی است که مسیحیان، یهودی‌ها و زرتشتی‌ها در کنار هم از تمامیت ارضی دفاع کردند و شهید دادند. در مقابل داشته‌ایم کسانی که ادعای مسلمانی هم داشتند ولی راه نفاق را پیش گرفتند و علیه مسلمان‌ها جنگیدند.

نویسنده روزنامه دولت تصریح کرده در سطح جامعه گاهی نیاز به همکاری با هم داریم. در جامعه‌ای که همه چیز قطب‌بندی می‌شود، رسانه‌ها ابزار قدرتند و آن‌گونه اطلاع‌رسانی می‌کنند که دایره قدرت خودشان را افزون‌تر کنند و به این ترتیب است که قطبیت بیشتر شکل می‌گیرد.

روزنامه‌ای که طرفدار جریان سیاسی «آ» هست تمام این جریان را قبول دارد و در مقابل کوچکترین خطای جریان سیاسی «ب» را بر نمی‌تابد و برعکس. در چنین جامعه‌ای نشریات حزبی ما به جای این ایجاد انسجام باعث تفرق و اختلاف و مناقشات قومی می‌شوند. در حالی که مردم گاه هم یک روزنامه اصلاح‌طلب و هم یک روزنامه اصولگرا می‌خرند، زیرا می‌خواهند با خواندن همه مطالب درنهایت خودشان جمع‌بندی کنند.

به نفع شماست

پوریا عالمی در ستون طنز شرق صحنه‌ای را تجسم کرده که به آقای محترمی برمی‌خورد که به او می‌گوید این‌وری که شما می‌خواهی بروی خوب نیست. نفع شما این است که بروی آن‌وری. گفتم: عزیز من، من مسیر زندگیم این‌وری است. آن‌وری که نمی‌شود. آقای محترم گفت: همینی که گفتم. یا می‌روی به آن سمت، یا می‌دهم آمبولانست را بخوابانند گفتم: زورکیه؟

به نوشته این طنزنویس: در همین لحظه است که: رییس‌جمهور، از رادیوی ماشین کناری گفت: «به‌زور نمی‌شود کسی را برد بهشت.» یک‌نفر گفت: این درست که به‌زور نباید بهشت برد، اما نباید جاده را هم برای جهنم صاف کرد. راست می‌گفت. یکسری با غلتک افتاده بودند و داشتند همه‌چیز را صاف می‌کردند تا راه باز شود. گفتم: ‌ای‌بابا. من فقط می‌خواهم بروم خانه.

حق نشر عکس na
Image caption کارتون فرهاد بهرامی، آرمان

در پایان طنز شرق آمده: در همین‌لحظه از ماشین پشتی، صفارهرندی، وزیر سابق ارشاد، گفت: «به‌زور نباید بهشت برد، اما چرا مردم را به‌زور به جهنم ببریم؟» حالا شما تصور کن ما همه ماندیم در ترافیک، یک‌سانت هم نمی‌شود پیشرفت کرد، بعد همه دارند درباره به‌زور بهشت‌بردن و جهنم بحث می‌کنند.

تورم و خوشحالی

مهدی حیدری در سرمقاله دنیای اقتصاد نوشته: آمار تورم که در اردیبهشت‌ماه جاری منتشر شد نشان می‌دهد در این ماه فقط ۰/۷ درصد بوده است در حالی که قیمت بنزین در راستای فاز دوم هدفمندی یارانه‌ها از پنجم اردیبهشت‌ماه با افزایش چشمگیری مواجه شد و بنزین سهمیه‌ای ۷۵ درصد و آزاد ۴۳ درصد گران شد.

نویسنده اقتصاددان یاد آور شده که: در گذشته همواره از افزایش قیمت بنزین به‌عنوان محرک تورم یاد می‌شد و شاید سابقه نداشته باشد در ماهی که بنزین بیش از ۶۰ درصد گران می‌شود، میانگین تورم تنها ۰/۷ درصد باشد و حتی آهنگ رشد آن نیز منفی شود. این خبر خوشحال‌کننده‌ای برای اقتصاد کشور است و بیش از پیش امید آن می‌رود که با استقلال بانک‌مرکزی و اتخاذ سیاست‌های صحیح پولی، معضل تورم حل شود. همچنین آمارهای فوق به‌خوبی نشان‌دهنده کارکرد علم اقتصاد در جامعه است.

سرمقاله دنیای اقتصاد در پاسخ این سئوال که چرا کاهش تورم اینقدر اهمیت دارد نوشته: نوسانات تورم تابعی از سطح و میزان تورم است و بنابراین وقتی کشور در شرایط تورم بالا به سر می‌برد پیش‌بینی تورم در سال‌های آینده دشوارتر می‌شود. هر گونه فعالیت اقتصادی همراه با سرمایه‌گذاری، نیازمند پیش‌بینی سود یا بازگشت سرمایه است که سود واقعی آن برابر سود اسمی منهای تورم خواهد بود.

اما یوسف حسن پورکارسالاری در سرمقاله جهان صنعت نوشته: یکی از پدیده‌های کهنه اما ماندگار در طول شش دهه اخیر که صنعت کشور همواره آن را تجربه کرده‌ است تورم می‌باشد. این پدیده (در صورت تثبیت نرخ ارز) برای تولید‌کنندگان خارجی به عنوان یارانه جهت حضور در بازار داخلی و برای صنعتگران داخلی یک مالیات برای حضور در بازار جهانی محسوب می‌شود. نتیجه نهایی آن برای بخش صنعت کشور بالارفتن هزینه رقابت با کالاهای خارجی و بالطبع تولید با ظرفیت پایین است.

نویسنده مقاله تاکید کرده: ادامه فعالیت صنعتی با ظرفیت پایین یعنی بالارفتن هزینه ثابت، ‌کاهش بهره‌وری و در نهایت ایجاد دور باطل کسادی و رکود در این بخش است. قریب به ۴۰ سال صنایع کشور آثار و معضلات نرخ تورم دو رقمی (بالای ۱۰ درصد) را تجربه کرده‌اند و به مدت ۱۷ سال هم با آثار مخرب تورم بالای ۲۰ درصد مواجه بوده‌اند. در سال‌های اخیر نرخ تورم از رقم ۳۰ درصد فراتر رفته است اگرچه هنوز به رقم نرخ تورم سال‌های یادشده نرسیده ولی صنایع کشور در طول چندین دوره آثار مخرب تورم بالا و غیرمتعارف را تجربه کرده‌اند.

سرمقاله جهان صنعت تاکید کرده: دولت همچنان یارانه‌ بالایی به اقتصاد تزریق می‌کند و آزادسازی قیمت کالاهای شرکت‌های دولتی به‌طور کامل اجرا نشده است. از آنجایی که رسیدن به نرخ تورم همسطح با کشورهای منطقه (پنج درصد) در کوتاه مدت تحقق نمی‌یابد بخش صنعت به ویژه صنعت کارخانه‌ای همواره با معضل تاریخی تورم دو رقمی در چند سال آتی نیز مواجه خواهد بود.

قلیان، نماد آزادسازی اجتماعی؟!

وحید معتمدنژاد در مقاله‌ای در شرق نوشت: دولت‌های پس از انقلاب، همیشه قدرت سیاسی خود را در ترازوی جوانان سنجیدند و او را در پذیرش الگوهای سیاسی ترغیب کرده‌اند و بر این اساس به توازن رسیده‌اند و کمترزمانی به خواسته‌های او جامه‌عمل پوشیدند. نگاه به جوان و دخانیات، گرچه نویدی دوباره بر بستر‌سازی همان آزادسازی‌هاست که با شتاب در جامعه ایرانی نضج می‌گیرد؛ اما اجتماع را با عواقبی نظیر «ورود به دنیای عاداتی دیگر» مواجه می‌سازد و از نگاه آسیب‌شناسی آن می‌کاهد.

حق نشر عکس na
Image caption کارتون امین منتظری، فرهیختگان

به نوشته این فعال مدنی: وقتی که تفریحات با «نگاهی متفاوت» همراه است، پناه‌آوردن به لذات آنی و پنهانی از عواملی است که جامعه جوان ایران را در خود غرق کرده و پدیده قلیان نیز از جمله این عوامل است. نگرش تفریحی به این پدیده و عدم برنامه‌ریزی برای اوقات فراغت جوانان نیز از دیگرعواملی است که در بروز ناهنجاری‌های اجتماعی نقش بسزایی داشته و دولت را در کنترل نبض جامعه با مشکلاتی همراه می‌کند.

مقاله شرق در نهایت به این جا می‌رسد که: اگر مصرف قلیان برای جامعه آرمان‌گرای کنونی در بین تمامی سطوح مردمی به‌ویژه جوانان مضر است که باید از ریشه حذف شود در غیر این صورت با یک‌بام ‌و دوهوا نمی‌شود باران را به باریدن ترغیب کرد. از این‌سو، «خواسته جوان ایرانی» را کدام گفتمان پاسخگو است که بر لغزش‌های احتمالی سر نخورد و به آینده‌ای درخشان امیدوار باشد؟ و کدام جایگزین می‌تواند به هیجانات او پاسخی منطقی بدهد.

بدقولی روس‌ها

محمدحسن نجمی در گزارشی در شرق نوشته: پس از پایان سال‌ها بدقولی‌ «روس‌»ها حالا نوبت «تعویض سوخت» و «ژنراتور»هاست که نیروگاه بوشهر را از مدار خارج کند چنان که سخنگوی سازمان انرژی اتمی از راه‌اندازی مجدد نیروگاه بوشهر خبر داد. و گفته روز شنبه 10خرداد نیروگاه اتمی بوشهر که برای جایگزینی یک‌سوم سوخت جدید خاموش شده بود، مجددا فعالیت خود را از سر گرفتکرده است. ضمن اینکه تعویض سوخت نیازی به تعطیلی بلندمدت ندارد.

همین روزنامه در مصاحبه‌ای با احمد شیرزاد استاد دانشگاه از وی پرسیده: آیا روس‌ها در این تاخیر مقصراست وی پاسخ داده: روس‌ها شریک قابل اعتمادی نیستند. وابستگی نیروگاه بوشهر به روس‌ها نگران‌کننده است. برخی تصورشان این است که فقط وابستگی به آمریکا و اروپا بد است و وابستگی به روسیه مشکلی ندارد اما در حقیقت وابستگی کلا امری ناپسند است. ما یک شریک انحصاری به نام روسیه داریم که هر رفتاری دلش بخواهد می‌تواند داشته باشد. برخی دلواپسان که ژست «مصدقی» هم می‌گیرند طبیعتا باید نسبت به این مساله هم دلواپس باشند.

خبرنگار اعتماد از شیرزاد پرسید برای رفع این مشکل چه پیشنهادی دارید؟ و او در جواب گفت: باید شرایطی فراهم شود تا همه کشورها مانند روسیه در ایران امکان فعالیت داشته باشند. در صورت تحقق این امر اگر کشوری با قیمت بالا بخواهد کار کند یا به تعهداتش عمل نکند، می‌توانیم برویم سراغ یک کشور دیگر.

سدهای زیادی

مریم عربی در گزارشی در شهروند نوشته: خشک‌شدن رودها و تالاب‌ها یکی پس از دیگری و فراگیری خشکسالی از‌ هامون تا ارومیه در ماه‌های اخیر، مسئولان را برای چاره‌جویی به تکاپو انداخته است. تا پیش از این به بهانه استحصال آب برای بخش کشاورزی تعدد پروژه‌های سدسازی به آسانی توجیه می‌شد؛ اما حالا اوضاع آن‌قدر بحرانی است که وزیر نیرو به اسراف در سدسازی طی سال‌های گذشته و ساخت سد برای آب نداشته اعتراف می‌کند.

در ادامه گزارش از زبان منابع مطلع آمده: حجم ساخت و ساز سد، بالغ بر ۷۶‌میلیارد مترمکعب است. این درحالی است که فقط حدود ۴۶‌میلیارد مترمکعب آب برای تنظیم وجود دارد. به عبارت دیگر میزان ظرفیت ذخیره‌سازی سدهای احداث شده در ایران، ۵.۱ برابر موجودی آب رودخانه‌های کشور است. با این وجود تنها در ‌سال ۱۳۹۰ کار احداث ۱۳۰ سد جدید در کشور آغاز شده است.

گزارش شهروند نشان می‌دهد: گذشته از این افراط کاری، ارتفاع تعدادی از سدهای ساخته شده بیش از حد آب موجود در آن منطقه بوده و حتی سدهایی وجود دارند که مخزنشان آب کافی برای ورود به نیروگاه ندارد.

نامه به بابا لنگ دراز

پدرام ابراهیمی، طنزنویس برای گذر از دیوار سانسوری که به گفته وی در ایران وجود ندارد و کلا داریم وسط سوییس زندگی می‌کنیم شکایت از پارتی بازی در اعزام دانشجوی بورسیه در دولت پیش را به صورت نامه جودی ابوت به بابا لنگ دراز آمده و نوشته: از وقتی که انتقالی من را از پرینستون به آکسفورد جور کردی، تمام روز به تو فکر می‌کنم. هر چند من تا به حال تو را از نزدیک ندیده‌ام ولی هر بار که در رادیو با لری‌کینگ مصاحبه می‌کنی کلی فیض می‌برم. هفته قبل هدیه‌هایت رسید و من از خوشحالی گریه کردم. تا حالا کسی برایم سیب‌زمینی نفرستاده بود. حالا نه فقط گل سرخ و غروب و بوی نفت، که سیب‌زمینی هم من را یاد تو می‌اندازد.

در ادامه نامه طنزنویس آمده: راستی بابای عزیز! دلارهایی که فرستاده بودی خیلی به کارم آمد. چنان از موضع تهاجمی، عزت و اقتداری به این جولیای گند دماغ نشان دادم که بیا و ببین. فقط دلواپسم که اگر تو نباشی، چگونه ادامه بدهم.

در نهایت طنزنویس شهروند اضافه کرده: بابای عزیز! شما یک هفته دیگر از نیویورک برمی‌گردید به شهرتان و آن‌جا خلوت می‌شود. باید معلم خصوصی بگیرم. این‌جا دیگر خبری از بچه‌ها نیست که کارم را راه بیندازند. میدان انقلاب هم ندارد که برویم پایان‌نامه بخریم. آخر میدانی که؟ تغییر مقطع تحصیلی همیشه باعث افت می‌شود آن هم تغییر از سیکل به دکترا که واقعا درد دارد. امیدوارم زودتر درسم تمام شود و تا این کشور به زوال و نابودی کامل نرسیده، بیایم پیش تو. شرمنده شما، جودی.

کارتون روز

حق نشر عکس na
Image caption کارتون حسن کریم زاده، شهروند

مطالب مرتبط