سود و زیان دخالت ایران در عراق

داعش حق نشر عکس Reuters
Image caption حضور داعش در عراق مناسبات منطقه را به هم ریخته است

منافع ملی ایران در این است که حکومت عراق حکومتی دوست باشد و موقعیت ایران را در معادلات سیاسی خود ملاحظه کند. چنین مناسباتی پس از دوران صدام حسین کم و بیش به وجود آمد و تاکنون ادامه داشته است.

اما حمله و پیشرفت اخیر نیروهای سنی مذهب در عراق، به رهبری داعش، شرایط را به نحوی تغییر داده که منافع ایران را مورد خطر جدی قرار داده است.

در این اوضاع باید پرسید سیاست بلند مدتی که بتواند منافع ایران را تامین کند کدام است؟ آیا اصولا ایران باید در عراق دخالت کند، و اگر بکند، نحوه و حوزه دخالت کدام است؟

الف – منافع دخالت در عراق برای ایران

سقوط حکومت فعلی عراق و هرج و مرج ناشی از آن و به روی کارآمدن یک حکومت متخاصم در بغداد می تواند آثار سوء برای ایران داشته باشد.

حضور یک جریان قوی ضد شیعه در مرزهای مشترک دو کشور (بالغ بر ۱۳۳۰ کیلومتر) ایران را ضعیف خواهد کرد.

مهاجرت‌های میلیونی، وجود نیروهای تندرو در مرز و احتمال عملیات تروریستی در خاک ایران، به اضافه فشارهای مالی ناشی از این شرایط، از جمله پیامدهای فروپاشی حکومت عراق خواهد بود.

به اضافه، واقعیت این است که حضور و فعالیت کنونی ایران در عراق به حدی است که نمی تواند خود را از آن خارج کند.

طبق گزارش‌های تایید نشده، برخی نیروهای سپاه در خاک عراق حضور دارند و سردار قاسم سلیمانی، از سپاه قدس، فرماندهی این نیروها را عهده ‌دار است. سپاه در هفته اول حمله داعش برخی نیروهای خود را فعال کرده و حتی پیکر یک "شهید" را به خاک ایران بازگرداند.

مهمتر اینکه، داعش نیرویی اصولا ضد شیعه، ضد ایرانی و ایدئولوژیک محسوب می شود که جنگ با "تشیع صفوی" را محور کار خود قرار داده است.

اعلام خلافت اسلامی و بیعت با ابوبکر بغدادی به عنوان "خلیفه مسلمین جهان" شاهد بر این مدعا است که این نیروی سنی موقعیت خود را در برقراری سلطه بر جهان اسلام و در رقابت با دستگاه شعیه ایرانی معنا و تفسیر می کند و راه گریزی به جز مقابله با آن برای ایران وجود ندارد.

اگر مداخله در حوزه‌های سیاسی و نظامی بتواند گروه داعش را مهار و منزوی کند و ثبات اجتماعی را به عراق بازگرداند و مرزها را امن کند موقعیت و منافع ملی ایران بیشتر تامین خواهد شد.

سابقه مداخله ایران در لبنان و سوریه نیز حاکی از عملی بودن تعقیب چنین روشی است. جمهوری اسلامی، علی‌رغم فشارهای بین‌المللی، در لبنان و سوریه سرمایه‌گذاری سیاسی و نظامی کرد و توانست از این طریق موقعیت خود را در منطقه تقویت کند.

در این موارد حکومت ایران برنامه خود را به صورت غیر علنی و پشت پرده پیش برد، از لشکرکشی علنی و یا بین‌المللی کردن قضایا پرهیز کرد و سیاستی پوشیده و آهسته را برای تقویت نیروهای بومی طرفدار خود به کار برد.

با توجه به موارد ذکر شده، برخورد منفعلانه و بی تفاوت ایران در قبال تحولات عراق عملا غیر ممکن و غیر عاقلانه است درحالیکه برخورد فعال، حساب شده و حسابگرانه می تواند به نفع ایران باشد.

ب – مخاطرات دخالت ایران در عراق

در عین حال، باید استدلال مخالفین را مد نظر داشت که دخالت ایران در عراق میتواند از هر نظر خطرناک و مضر باشد، و به خصوص خطر توسعه جنگ سنی و شیعه را به همراه آورد.

چنین جنگی می تواند ده‌ها سال به درازا بکشد و موجب بی ثباتی فزاینده خاورمیانه شود.

نمونه‌ جنگ‌های فرقه‌ای و مذهبی را در لبنان و سوریه دیده‌ایم که این کشورها را به مرز تجزیه و ویرانی کشاند.

اسرائیل از جنگ شیعه و سنی علنا استفاده خواهند کرد، چون دشمنانش را گرفتار باتلاق سیاسی می کند. حکومت اقلیم کردستان هم فرصتی برای تحکیم موقعیت خود و عملی کردن استقلال کردستان پیدا می کند.

به علاوه، دخالت ایران به معنای جنگ غیر مستقیم میان ایران و عربستان تلقی خواهد شد. نشانی قاطعی وجود ندارد که عربستان به تسلط ایران بر عراق تن بدهد. برعکس، سرمایه‌گذاری سعودی در جهت تضعیف موقعیت منطقه‌ای ایران بوده و خواهد بود.

همچنین، دخالت ایران بحران را در منطقه توسعه می دهد. شاهد بوده‌ایم که چگونه تشنج دهه اخیر در عراق بر اوضاع سوریه تاثیر گذاشت و سپس جنگ سوریه زمینه بحران فعلی عراق را فراهم کرد. دخالت ایران، بخصوص در بعد نظامی، می تواند تنش و تشنج را به کشورهای دیگر منطقه صادر کند.

خطر یک جنگ بلند مدت و فرسایشی را هم نمی توان در مد نظر نداشت. تصور اینکه جنگ عراق چند ماهه پایان پذیرد ساده اندیشی است. حمایت ایران می تواند جنگ داخلی عراق را به نحوی توسعه دهد که سالها به درازا بکشد.

اگر شیعیان، سنی‌ها و کردها به حال خود گذاشته شوند می توان امیدوار بود که در زمان کوتاه‌تری به تعادل قوا برسند و نیروهایشان خنثی شوند.

دخالت خارجی در جنگ داخلی عراق، از جمله دخالت ایران، باتلاقی است که فرار از آن کار آسانی نخواهد بود و پیروزی به همراه نخواهد داشت.

فقدان بحث آزاد

پاسخ حاضر و آماده‌ای به این سوال وجود ندارد که آیا ایران باید در عراق دخالت کند یا خیر. هم دخالت و هم عدم دخالت سود و زیان‌های مشخص خود را خواهند داشت و بر موقعیت ایران تاثیر استراتژیک می گذارند.

جمهوری اسلامی ایران عملا نمی تواند در قبال تحولات جاری بی‌فکر و بی‌برنامه باشد. مصالح این کشور ایجاب می کند که بهترین گزینه را تعیین و تعقیب کند.

علی‌رقم پیچیدگی و اهمیتی که قضیه برای ایران دارد بحث و بررسی کافی درباره آن، پیامدهایش برای مملکت و گزینه‌های موجود دیده نمی شود. در داخل کشور تحلیل‌گران زیر تیغ سانسور کار می کنند و در خارج کشور، اپوزیسیون موضوع را به نحوی خارج از حوزه ماموریت خود تلقی کرده است.

به نظر می رسد که در شرایط موجود، تشخیص سود و زیان استراتژی ایران در عراق – و متعاقبا امید به تعیین وظایف حکومت در تهران – از تکالیف مبرم نیروها و ناظران سیاسی باشد.

مطالب مرتبط