مهندسی فرهنگی یا فرهنگ مهندسی؟

غلامعلی حداد عادل حق نشر عکس Fars
Image caption غلامعلی حداد عادل، عضو شورای انقلاب فرهنگی، فارغ‌التحصیل فیزیک و فلسفه است

غلامعلی حداد عادل، رئیس فراکسیون اصولگرایان مجلس ایران اخیرا در نشست ماهانه جامعه مهندسین بار دیگر بر لزوم "مهندسی فرهنگی" برای پیاده کردن نظریه‌های حکومتی در سطح کشور تاکید کرده است.

آقای حداد عادل که عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی هم هست، شاید با آگاهی نشست ماهانه جامعه اسلامی مهندسین که یک تشکل سیاسی قدیمی اصولگراست را برای ایراد این سخنان برگزیده است.

او به اعضای این گروه گفت: «شما عضو جامعه اسلامی مهندسین هستید و مقام معظم رهبری هم سال‌ها پیش عنوان مهندسی فرهنگی را مطرح و امسال را هم سال فرهنگ و اقتصاد نام‌گذاری کردند. آیا در طول این سال ها در جامعه اسلامی مهندسین این سوال پیش آمده که مقصود از مهندسی فرهنگی چیست؟»

آقای حداد عادل در ادامه دست کم نظر فردی خود را در مورد این مقوله که از اهداف اولیه و قدیمی جمهوری اسلامی بشمار می‌رود مطرح کرده و گفت: «فعالیت‌های فرهنگی نظام‌مند نیست و ما باید در تلاش باشیم برای گسترش فرهنگ اسلامی در کشور فرهنگ خود را مهندسی کنیم».

مهندسی یکی از مقولاتی است که در سالهای اخیر در فرهنگ سیاسی ایران جا باز کرده و به عنوان تاثیرگذاری برنامه‌ریزی شده زبدگان بر یک روند اجتماعی تعریف می شود.

شورای عالی انقلاب فرهنگی در وبسایت خود مهندسی فرهنگی را چنین تعریف می‌کند: «تهیه الگو یا مدل حرکت جامعه از وضع موجود به وضعیت مطلوب است. یعنی تلاشی برای تغییر آگاهانه در بینش، احساسات، ارزش‌ها، عقاید و سلوک نسبتاً پایدار یک جامعه در گذر زمان در قالب برنامه‌ای بلند مدت و همه جانبه».

آقای حداد عادل که از نظر تحصیلی هم دستی در علوم طبیعی (فیزیک) دارد و هم بعدا دکترای فلسفه گرفته، کوشیده واژه مهندسی را که در دهه‌های اخیر معمولا به فارغ‌التحصیلان رشته‌های صنعتی اطلاق می‌شده، با مفاهیم فرهنگی که بسیار پیچیده‌تر هستند، در جمع مهندسان در یک جهت قرار دهد.

در عین حال نوعی گلایه‌مندی از پیاده نشدن اندیشه‌های مهندسانه در سطح فرهنگ در گذشته در صحبت‌های او دیده می‌شود: «کمتر دست اندرکار فرهنگی پیدا می شود که فکر مهندسی داشته باشد و در بین مهندسان هم اقلیتی هستند که سراغ فضای فرهنگی بروند».

او می‌گوید هرچند شورای عالی انقلاب فرهنگی مصوباتی در مورد مهندسی فرهنگی دارد ولی نگاه دولت فعلی به این مصوبات انتقادی است.

آقای حداد عادل "مهندسی فرهنگی" را در ابعاد تاریخی آن از صدر اسلام تا زمان صفویه و تا کودتای ۲۸ مرداد گوشزد می‌کند، ولی به نمونه‌های تاریخی آن در سیستم‌های تک‌اندیشه‌ای قرن بیستم اشاره‌ای نمی‌کند.

تجربه شوروی و چین

نزدیک به هشتاد سال پیش، غلامرضا بهار یک فیلمساز که گمان می‌رود از ایرانیان مهاجر در تاجیکستان شوروی آنزمان بوده، فیلمی مستند به نام "مهندسین روح آدمیزاد" ساخت.

در این فیلم او زندگی دو ادیب فارسی‌زبان، صدرالدین عینی، نویسنده مشهور تاجیک، زاده بخارا؛ و ابولقاسم لاهوتی، شاعر کمونیست ایرانی و زاده کرمانشاه که در تب داغ سوسیالیسم به شوروی مهاجرت کرده بود را به تصویر کشید.

این دو هنرمند برای غلامرضا بهار که قبلا در فیلم "از دوشنبه تا استالین‌آباد" تغییر و تحولات صنعتی و شهرسازی پایتخت تاجیکستان را نشان داده بود، مهندسین روح انسان بودند که در کنار مهندسین صنعتی، البته در جهت حکومت نوپای شوروی، معماران فرهنگ محسوب می‌شدند.

در آن زمان دوشنبه، پایتخت تاجیکستان استالین‌آباد نامیده می‌شد.

حق نشر عکس RIA Novosti
Image caption در زمان استالین می‌کوشیدند اندیشه‌های حکومتی را در همه جای شوروی سابق پیاده کنند

غلامرضا بهار که چندی بعد مورد خشم حکومت شوروی قرار گرفت، در تاریخ فیلمسازی تاجیکستان به عنوان هنرمندی صاحب سبک شناخته می‌شود که کوشیده بود واقعیت‌های جامعه را، آنطور که می‌دید نشان دهد.

او پیش از جنگ جهانی دوم مانند بسیاری از هنرمندان و صاحبان اندیشه دیگر جلوی جوخه اعدام‌های وسیع استالینی قرار گرفت.

از علت اعدام بهار (و احتمالا نام اصلی او) تاکنون اطلاعاتی به دست نیامده، اما به نظر می‌رسد با توجه به کارهای فرهنگی و هنری او "مهندسین فرهنگی حکومت شوروی" از او ناراضی شده بودند.

هویت های فرهنگی جوامع تحت حکومت شوروی، اگرچه در آن دوران با مهندسی‌های گسترده و با فشار نیروی نظامی در عمق جامعه جایگزین شد، اما بسیاری از آنها پس از فروپاشی شوروی از زیر «تل مهندسی اندیشه» دوباره جوانه زد و به سرعت در این جوامع گسترش یافت.

سرنوشت انقلاب فرهنگی چین هم که در دهه ۵۰ میلادی کوشیده بود فرهنگ را، حتی در حد لباس پوشیدن در چهارچوب اندیشه‌های انقلابی مائوتسه تونگ و حزب کمونیست محصور کند، نتوانست دیرپا باشد.

حق نشر عکس AP
Image caption همگرایی فرهنگی یکی از شعارهای انقلاب چین بود

تاثیر پذیری فرهنگ‌ها از همدیگر پدیده‌ای عادی است و لزوما با یک مهندسی سیاسی همراه نبوده است. بخصوص اختراعات صنعتی و تکنیکی در دو سده گذشته، جامعه‌های بشری را در برخی ابعاد بسیار به هم نزدیک کرده است.

استفاده از وسایل ترابری، وسایل ارتباط جمعی، فرهنگ غذایی و فرهنگ لباس از جمله عرصه‌هایی هستند که در دهه‌های گذشته، در آنها همگرایی شدید فرهنگی در بخش بزرگی از جهان ایجاد شده است.

در این سالها که اختراعات بیشمار روزانه زندگی و فرهنگ بشر را تغییر می‌دهند و با پشت سر گذاشتن مرزهای سیاسی به سرعت در جوامع دیگر رسوخ می کنند، انجام مهندسی فرهنگی بر خلاف اوایل قرن پیش در بسیاری از عرصه‌ها بسیار دشوار می‌نماید.

به نظر می رسد که پذیرش ارزش‌های فرهنگی دیگران در کنار فرهنگ خودی با حفظ فرهنگ ملی و مذهبی الگویی است که بسیاری از کشورهای صنعتی در پیش گرفته‌اند، هرچند این روند هم با مقاومت برخی اقشار جامعه همراه است.

این مقاومت نه تنها در کشورهای در حال توسعه، بلکه در کشورهای صنعتی هم وجود دارد ولی بخش بزرگی از این جامعه‌ها آنها را پذیرفته‌اند.

شاید به همین دلیل است که سیاست‌گذاران فرهنگی ایرانی مثل غلامعلی حداد عادل بعد از گذشت ۳۵ سال از انقلاب اسلامی، و سرمایه‌گذاری‌ در زمینه‌‌های فرهنگی هنوز نه به ایده‌آل‌های خود دست یافته‌اند و نه به یک اندیشه واحد.

این نکته حداقل بر اساس این جمله حداد عادل که در این سال ها سمت های گوناگون سیاسی و فرهنگی داشته، روشن است: «باید بین خودمان تصوری از مهندسی فرهنگی داشته باشیم و آن را تصدیق کنیم؛ ما هنوز در مرحله تصور مانده ایم... انقلاب فرهنگی در سال ۵۹ صورت گرفت. در آن زمان بحث اصلی بحث فرهنگ بود، اما گویا طرف مقابل ما نیز به بحث فرهنگ تاکید و توجه داشت».

در کشورهای دارای نظام دمکراتیک که بر چندگرایی سیاسی بنا شده اند، یک نوع چندگرایی فرهنگی هم حاکم شده که شاید بر اساس قانون هدفمند است ولی حداقل امروز بسختی می‌شود آن را مهندسی کرد.

اما در کشورهای دارای نظام‌های تک‌اندیشه‌ای گویا فرهنگ مهندسی در همه عرصه‌ها در نظر گرفته می‌شود و به نظر می‌رسد از مهندسی فرهنگ جا افتاده‌تر باشد.

مطالب مرتبط