بررسی روزنامه های صبح تهران؛ دوشنبه ۲۳ تیر

روزنامه های امروز صبح تهران در صفحات اول خود به گردآمدن وزیران خارجه کشورهای طرف مذاکره با ایران پرداخته و از زوایای مختلف به گمانه زنی درباره آینده این مذاکرات پرداخته اند.

گزارش هایی درباره موشک باران غزه توسط ارتش اسراییل، بدون اشاره ای به موشک هایی که به سوی بیت المقدس و شهرک های اسراییلی پرتاب شده است در روزنامه های مختلف آمده و همراه همه این گزارش ها مقالاتی در محکوم کردن دولت اسراییل و ابراز نفرت از کشتار زن ها و بچه ها به چشم می آید.

گرچه خبر مربوط به نتیجه مسابقه فینال مسابقات جام جهانی به بیشتر روزنامه های امروز صبح نرسیده اما چند روزنامه با دادن چاپ دوم به انعکاس این واقعه پربیننده پرداخته و با عکس هایی در صفحات اول خود منعکس کرده اند.

ترفندهای مذاکرات هسته ای

حق نشر عکس na
Image caption تیتر و عکس صفحه اول فرهیختگان - چاپ دوم

کیهان در سرمقاله امروز خود با اشاره به گفته ها پیرامون جلسات اخیر مذاکرات هسته ای در وین نوشته جمع شدن وزیران با شتاب نشان می دهد که برای توافق نیامده اند بلکه همه شواهد حاکی از آنند، آنچه سیستم محاسباتی حریف را درهم ریخته و وزیران خارجه آمریکا، انگلیس، فرانسه و آلمان را با عجله به وین کشانده تا به قول دیپلمات‌های غربی، برای عبور از بن‌بست پدید آمده، چاره‌ جویی کنند، اعلام صریح خط‌ قرمز نظام در مذاکرات هسته‌ای است که روز دوشنبه هفته قبل از سوی رهبر مطرح شد.

به نظر حسین شریعتمداری در این مقاله: برخی از مسئولان، با اشاره به سانتریفیوژهای پیشرفته، اعلام کرده بودند که با برخورداری از هشت هزار سانتریفیوژ می‌توان نیاز سالانه کشور به میزان ۱۹۲هزار‌سو را تأمین کرد . این محاسبه اگرچه در عرصه تئوری و نظری قابل قبول است ولی با عمل فاصله‌ای پر نشدنی دارد، نتیجه این که اگر قرار بود نیاز کشورمان به اورانیوم غنی شده براساس تعداد سانتریفیوژها محاسبه و اعلام شود - که متأسفانه شده بود - نه فقط از غنی‌سازی صنعتی دور شده بودیم بلکه غنی‌سازی اورانیوم در مقیاس آزمایشگاهی - پایلوت - را هم آنگونه که باید، به دست نمی‌آوردیم.

نماینده ولی فقیه در موسسه کیهان در نهایت اظهار نظر کرده که: تأکید رهبر بر نیاز کشور به ۱۹۰ هزار سو، ترسیم رسمی خط قرمز نظام در یکی از اصلی‌ترین محورهای مناقشه و چالش مذاکرات هسته‌ای است. این خط قرمز، از آن جهت سرنوشت‌ساز و تعیین‌کننده است که از سوی بالاترین و عالی‌رتبه‌ترین مقام مطرح شده است و بدیهی است که به هیچ وجه قابل تغییر نخواهد بود و حریف نمی‌تواند و دلیلی هم ندارد که آن را یک تاکتیک تلقی کند.

محمد صفری در سرمقاله سیاست روز نوشت اکنون که مذاکرات هسته‌ای ایران و ۱+۵ در جریان است، بازی در مسابقه هسته‌ای با ۱+۵، یک نبرد سنگین و البته نابرابر است. در طرف مقابل ۶ کشور قرار دارد اما ایران یک کشور است. این ایجاب می‌کند که در این نبرد، هوشیاری، ذکاوت و مشورت با دیگر خبرگان وجود داشته باشد تا بتوان در مقابل ۶ کشور، ایستادگی کرد و شکست نخورد.

به نوشته این مقاله یازده روز از زمان آغاز این نبرد می‌گذرد و هر روز حساس‌تر می‌شود، این حساسیت البته بر روی هر دو طرف تأثیر می‌گذارد. اما باید توجه داشت که این یک بازی معمولی نیست. نبرد حق در برابر ناحق است. اکنون، علاوه بر این که باید از اشتباه محاسباتی جلوگیری کرد، مدیریت استراتژی محاسباتی آن را هم باید در اولویت قرار داد.

و خلاصه مقاله سیاست روز این که: آمریکا گرچه پای میز مذاکره نشسته و ژست گفت وگو را به خود گرفته است، اما در کنار این ژست راه‌حل گفت‌وگو، هم تهدید می‌کند و هم تطمیع. تهدیدات او روشن است، همواره گزینه نظامی و کمتر از آن گزینه تحریم‌های بیشتر روی میز کاخ سفید بوده است. اما تطمیعش بی‌ارزش و ناچیز است.

صباح زنگنه در مقاله ای در آرمان اظهار نظر کرده که: در میان اعضای ۵+۱ مهم ترین كشور ایالات متحده آمریكاست. كشورهای زیادی تا كنون بر روند پرونده هسته‌ای ایران موثر بودند اما سایه ایالات متحده در طول ۱۰ سال گذشته همواره بر پرونده هسته‌ای ایران سنگینی كرده است. بنابراین گفت‌و‌گوی مستقیم با آمریكا در خصوص تحولات پرونده هسته‌ای ایران می‌تواند راه‌ حل بحران ۱۰ ساله باشد.

حق نشر عکس na
Image caption تیتر و عکس صفحه اول ابتکار

این استاد دانشگاه در عین حال مناقشه سیاسی را صحنه نبرد دیپلماتیک قدرت‌های جهانی از جمله آمریکا، چین، روسیه و اتحادیه اروپا دانسته و نوشته: در واقع پرونده هسته‌ای ایران تنها یک مناقشه با محوریت هسته‌ای ماندن یا نماندن ایران نیست بلکه ساحتی است که در آن قدرتهای جهانی هر کدام به نوبه خود سعی دارند تا در این مجال قدرت و مهارت دیپلماتیک خویش را به رخ دیگران بکشند و منافع حداکثری خویش را تامین کنند.

در بخشی از مقاله آرمان آمده: در واقع بازیگر اصلی و آغاز کننده موضوع هسته‌ای ایران، ایالات متحده آمریکا بود. حضور دیگر کشورها تنها به عنوان همراه و دنبال کننده سیاست‌های آمریکاست و هر آنچه میان ایران و آمریکا به نتیجه برسد، خواست دیگر کشورهای گروه ۵+۱نیز هست.

هزینه رفاه را نمی دهند

فتح الله آملی در سرمقاله اطلاعات به یکی از ضعف های اساسی اقتصاد و فرهنگ پرداخته و نوشته این ضعف همان است که بعد از انقلاب درباره اش مدام حرف زده شده اما در عمل کمتر محاسبه شده است. می‌گوییم باید به روستاییان کمک کرد و به مدد آنها شتافت. حال اگر یک روستایی بخواهد یک انشعاب برق تهیه کند چه رقمی باید بدهد؟ هزینه انشعاب برق او با هزینه انشعاب برق برجسازی که در بهترین منطقه تهران انشعاب برق خریداری می‌کند چقدر تفاوت دارد؟ یک انشعاب برق در یک منطقه تجاری مرغوب و گران چرا باید همان مقداری باشد که در یک منطقه فقیر و محروم؟

نویسنده مقاله معتقد است: کسی که می خواهد در بهترین نقطه شمالی و منطقه جنگلی ویلا داشته باشد، استخر داشته باشد، اسب داشته باشد، هواپیمای اختصاصی داشته باشد، اما باید هزینه‌هایش را بپردازد و حتی هزینه آب و برق و عوارض شهرداری و آسفالت و تلفن یک ویلا برای یک آدم مرفه نباید همان هزینه‌ای باشد که یک شهروند محلی کشاورز در همان منطقه می‌پردازد.

سرمقاله اطلاعات پرسیده آیا فردی که یک مازارتی میلیاردی می‌خرد آیا هزینه‌ای برای این رفاه و عبور و مرور در خیابانها می‌پردازد؟ راستی عوارض سالیانه شهرداری یک ماشین یک میلیاردی با یک ماشین ده میلیونی در سال چه میزان با یکدیگر تفاوت دارند؟ مالیات و عوارض سالیانه خانه‌ای که متری پانزده میلیون معامله می‌شود با خانه‌ای که متری یک میلیون تومان هم مشتری ندارد چقدر از هم فاصله دارند؟ مالیات معاملات چطور؟

بنزین ارزان

حق نشر عکس na
Image caption کارتون حسن کریم زاده، شهروند

مصطفی عابدی در سرمقاله شهروند نوشته: برخی فكر می‌كنند كه ما چون نفت داریم باید بنزین را ارزان‌ بفروشیم. فرض كنید كه دولت به هر ایرانی روزی ۱۰ لیتر بنزین مجانی بدهد. آن را به قیمت جهانی می‌فروشیم یا چون مال خودمان است، آن را اتلاف می‌كنیم؟ طبعا آن را به قیمت جهانی می‌فروشیم. اگر ما حداكثر بهره‌مندی را از آن می‌طلبیم، چرا از دولت می‌خواهیم كه آن را اتلاف كند؟ مگر نه این كه شدت مصرف انرژی در ایران بیش از ۵ برابر ژاپن است. چرا؟ آیا این هنر است كه ما چون نفت و گاز داریم، آن را با قیمت ارزان تلف كنیم؟

به نظر نویسنده این مقاله: قیمت بنزین در تركیه نسبت به ایران ۲۰ برابر و با در نظر گرفتن درآمد سرانه نیز ۹ برابر است. مردم تركیه به این ترتیب مصرف انرژی خود را متعادل كردند و سرمایه‌های خود را به جای اینكه صرف اتلاف انرژی كنند، در مسیر سرمایه‌گذاری و اشتغال به كار بردند و امروز از اكثر كشورهای منطقه هم توسعه‌یافته‌تر هستند. مردم ونزوئلا از مصرف ارزان بنزین چه نفعی می‌برند كه ما ببریم؟

و خلاصه مقاله شهروند این که: ظاهراً كسانی كه دلشان برای بنزین ارزان لک زده است، هوای آلوده سال‌های ۹۰ و ۹۱ را فراموش كرده‌اند. هوایی كه انسان را از هر چه زندگی شهری و خودروی مصرف‌كننده بنزین است ناامید می‌كرد.

غبار از کجا می آید

حسین ثنایی نژاد در مقاله ای در دنیای اقتصاد نوشته: وقوع توفان‌هایی مانند آن که در تهران رخ داد در منطقه‌ای به وسعت چند صد کیلومتر را نمی‌توان در مدل‌های عادی شبیه‌سازی کرد و بر اساس آن پرسید آیا پدیده تغییر اقلیم جهانی در حال حاضر به درجه‌ای از شدت رسیده است که چنین تغییرات شگرفی را در مقیاس محلی ایجاد کند؟ بلکه عامل دیگری هم در این ماجرا دخیل است. آن جا که به مدد تراکتورها و بولدوزرهای پرقدرت بخش‌های وسیعی از زمین‌هایی را که قبلا دارای پوشش گیاهی طبیعی بوده‌اند خراشیده‌ایم و شخم زده‌ایم و خاک دست نخورده تثبیت شده در طبیعت بکر آنها را آشفته کرده‌ایم.

نویسنده افزوده: به‌خصوص پس از رشد ناگهانی قیمت زمین در یک دهه گذشته، افراد سودجو به جان زمین‌های منابع طبیعی افتادند و با قصد تصرف زمین‌ها، دیم‌زارهای صوری ایجاد کرده‌اند. عموما این دیم‌زارها فاقد توجیه اقتصادی برای دیم‌کاری بوده و به حال خود رها شده‌اند. علاوه‌بر این زمین‌های کشاورزی آبی که در چند دهه گذشته چندین برابر وسعت یافته‌اند در دوره آیش خود می‌توانند منشا بالقوه دیگری برای تشدید این گرد و غبارها باشند.

مقاله دنیای اقتصاد نتیجه گیری کرده: مدیریت اراضی منابع طبیعی و کشاورزی کشور نیازمند توجه ویژه است و ضروری‌ است این زمین‌ها و سرمایه‌های ملی در چارچوب یک طرح جامع که بر اساس آمایش سرزمین تهیه شده باشد مدیریت شده و سرنوشت سلامت میلیون‌ها انسان در کف بی‌تدبیری افراد به حال خود رها نشود.

صنف خرده ریز منزل

حق نشر عکس na
Image caption تیتر و طرح جمال رحمتی در صفحه اول اعتماد

سوشیانس شجاعی‌فرد در ستون طنز شهروند نوشته: فکر می‌کنیم این وانتی‌هایی که پشت بلندگو داد می‌زنند که خرده‌ریز منزل و آهن‌آلات و شیرآلات می‌خرند، همین‌جور الکی و هور هوری است. نه بالام جان، صحبت یکی‌شان که بنشینی می‌فهمی که این جوریا هم نیست!

طنزنویس در تشریح اهمیت کار این صنف نوشته: آن ها صنف دارند!. مثل این روزنامه‌نگاران یک لاقبا، بی‌صنف نیستند، شأن و شخصیتی دارند. صنفشان هم به این راحتی تعطیل نمی‌شود، مثل این روزنامه‌نگاران یک لاقبا. در این صنف صداپیشگان وانتی، امتیازات و مراتبی هست، مثلا هر کس صدایش گرفته‌تر باشد، خفن‌تر است، هر کس کلمه «آهن‌آلات» را از ته‌ حلق‌تر بگوید استاد‌تر است. این وانتی‌ها از نوار ضبط‌شده استفاده می‌کنند، ولی مطمئنم که نمی‌دانید این نوارها، همین جوری ضبط نمی‌شود، حساب و کتاب دارد، مثل اوضاع موسیقی مملکت، بلبشو و هر کی هرکی نیست که طرف شکست عشقی می‌خورد، بیاید خواننده شود، یا حتی خوانندگی ارثی نیست، یا حتی اینجور نیست که برای خوانندگی پوست برنزه و ته‌ریش و زیر ابروی تمیز ملاک باشد.

در ادامه طنز شهروند آمده، برای خوانندگی در این صنف باید شش دانگ صدای گرفته داشته باشید، باید بتوانید چنان مردانه داد بزنید که خانه‌دار و بچه‌دار، ته دلش بلرزد و شیرآلات و آهن‌قراضه و پلاستیک کهنه‌اش را بردارد بیاورد بدهد به وانتی! صدایی باید باشد که نان بیاورد به سفره، نه از این صداهایی که می‌خواهند نفت بیاورند سر سفره و بعد از هشت‌سال خدمت صادقانه به اشکنه ختم می‌شود!

حالا گفتند که سیاسی ننویس وگرنه من وارد جزییات می‌شدم!

مطالب مرتبط