طبیعت غول‌ها؛ نگاهی به کتاب 'درآمدی انتقادی درباره خمینی'

  • 21 ژوئیه 2014 - 30 تیر 1393
Image copyright b
Image caption کتاب توسط انتشارات کمبریج و در ۳۴۴ صفحه منتشر شده است

دانشگاه کمبریج از جمله مراکز آموزشی است که کتاب‌هایی را در قالب مجموعه مقالات تحت عناوینی مانند «بررسی آراء و افکار» و «درآمدهای انتقادی»منتشر می کند و به معرفی متفکران، سیاستمداران، نویسندگان و چهره‌های دوران ساز می‌پردازد.

چنین مجموعه‌هایی شامل مقالات فراگیری از متخصصان یک حوزه است که از زوایای مختلف یک اندیشه یا اندیشمند یا سیاستمدار تاثیرگذار یا حتی تاریخ یک کشور را بررسی می‌کند.

یکی از این مجموعه‌ها، کتاب معرفی آیت‌ الله روح الله خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی است که وجوه مختلف زندگی، آرای فقهی و سیاسی و راهبری معنوی او را به قلم محققان متعدد معرفی کرده است.

این کتاب با عنوان «درآمدی انتقادی درباره خمینی» A Critical Introduction to Khomeini به زندگی او قبل از انقلاب، دوران حضورش در مدرسه فیضیه قم، دروس فقهی او در حوزه، اعتراضات علنی اش به حکومت پهلوی، زندگی او در تبعید و سپس در سال‌های ۵۶ و ۵۷ و همچنین به شخصیت او بعد از انقلاب و رویدادهای پس از آن و درگذشت آیت الله خمینی و در نهایت میراثی که از او به جا مانده می‌پردازد.

ویراستار و گردآورنده این مجموعه آرشین ادیب مقدم است که استاد دانشگاه مطالعات شرق‌شناسی و آفریقا (سواس) در لندن است.

ادیب مقدم نویسنده کتاب‌های سیاست بین‌المللی خلیج فارس (۲۰۰۶)؛ ایران در سیاست جهانی (۲۰۰۸)؛ فراتاریخی بودن جنگ تمدن‌ها، ما و آنها ورای شرق‌شناسی (۲۰۰۱)؛ درباره قیام‌های عربی و انقلاب ایران: قدرت و مقاومت (۲۰۱۳) است.

کتاب تازه او درباره آیت الله خمینی با واژه شناسی و مرور تاریخ تشیع و ایران آغاز می شود، بعد گاهشماری از زندگی آیت الله خمینی دارد و سپس به مجموعه مقالات می رسد.

طبیعت غول ها

آرشین ادیب مقدم در همان ابتدا به نکته مهمی اشاره می‌کند و رویکرد کلی نویسندگان را نشان می‌دهد. ویراستار مجموعه معتقد است که به باور عموم نویسندگان حاضر در این مجموعه مقالات «آیت‌الله خمینی با یک طرح تضمینیِ از پیش موجود، وارد انقلاب نشد تا نظریه حکومت‌داری خود را نهادینه کند. او محصول روند انقلابی بود که ایرانیان را در مبارزه علیه نیروهای امنیتی شاه به خیابان کشاند.» وقتی نظام پهلوی سرنگون شد، آیت الله خمینی و یارانش به دنبال استقرار «نظام اسلامیِ آرمانی شان در ایران» بودند.

به گمان ویراستار کتاب، این انقلاب، به رهبری مردی که نسلی را مفتون خود کرده بود، «یکی از زمین‌لرزه‌های انقلابیِ مدرنیته» بود.

برای برخی نقش اصلی آیت الله خمینی در استقرار جمهوری اسلامی، عملی برخاسته از نبوغ سیاسی بود؛ و برای برخی دیگر، «خیانت» بود و به تعبیر ادیب مقدم «این طبیعت غول‌هاست.»

ادیب مقدم می نویسد که با معیارهای موجود، بنیانگذار جمهوری اسلامی جزو غول‌های دوران ساز قرن بیستم است: «دوره آیت الله خمینی، در قیاس با تاثیر رهبران انقلابی قرن بیستم مثل لنین، مائو، کاسترو، هم زندگی خصوصی مردم را و هم مسیر سیاست جهانی را تحت الشعاع قرار داد. ویژگی چنین رهبرانی تغییر تاریخ بوده است به همین صفت ادعاهای فراگیر برای نوع بشر مطرح کرده‌اند.»

برای همین به تعبیر ویراستار و دبیر این مجموعه، می‌توان گفت که «نظم سیاسی و اجتماعی که آیت الله خمینی مدعی آن بود، فقط برای ایرانیان نبود.»

ادیب مقدم اشاره می‌کند که آیت الله خمینی با تاکید بر دین اسلام به عنوان دین رهایی بخش، آن را از دیگر جنبش‌های قبلی خود در ایران متمایز کرد و این گفته از او را ذکر می‌کند که «مردم مسلمان از تاریخ درس آموختند زیرا دریافتند که دلیل اصلی شکست آن جنبش‌ها این بود که جنبش‌های دینی نبودند.» اشاره ای که به نظر می رسد به انقلاب مشروطه و نهضت ملی شدن صنعت نفت است.

نبرد بین خیر و شر

یکی از ویژگی‌های ساختار حکومتی آیت الله خمینی برای بقا به اعتقاد ادیب مقدم ایجاد مفهوم «ضدانقلاب» بود: «در پرتو دوگانه‌سازی جهان در نبرد فراگیر بین عدالت و شر، یک دیگری درون کشور به نام تهدید ضدانقلاب ساخت که باید ریشه‌کن شود تا بقایای نظم پیشین را پاکسازی کند.»

از طرفی دیگر، ساخت نهادهایی مانند ولایت فقیه، شورای نگهبان، مجلس خبرگان، امرتازه‌ای بود که قبلا سابقه نداشت، همچنین به نظر ویراستار ترکیب جمهوری و اسلام نیز بی‌سابقه بود. به اعتقاد ویراستار کتاب، گفتمانی که آیت الله خمینی عرضه کرد صرفا یک تغییر سیاسی نبود بلکه ایجاد مفهومی به نام «انسانِ اسلامی» بوده است.

کتاب با مروری کوتاه بر تاریخچه شکل‌گیری شیعه در دوره صفویه و تاثیر محمد کرکی روحانی که از حمایت دولت صفویه برخوردار بود، چگونگی ریشه‌دار شدن شیعه در ایران را شرح می‌دهد. در این دوره است که واژگان اجتهاد، مجتهد و تقلید همه گیر می شود.

طبق نظر نویسنده، چارچوب فکری نظریه ولایت فقیه آیت الله خمینی، ریشه در سلسله مراتب دینی در شیعه دارد که کرکی بنیان گذاشته بود. آیت الله خمینی زیر نظر میرزا محمدعلی شاه‌آبادی که در فلسفه اسلامی نامدار بود، عرفان و حکمت خواند. بعدها این تعلیمات در اندیشه سیاسی او اثر گذاشت.

«مدینه فاضله» سنت افلاطونی دارد که از طریق فارابی در فلسفه اسلامی وارد شد، این شهر آرمانی تحت تعالیم و احکام اسلامی است. انسان کامل ابن عربی و وحدت وجود او نیز در اندیشه آیت الله خمینی محوری هستند. در واقع به گفته نویسنده، مجتهد اعلم همان شاه-فیلسوف افلاطون است.

آیت الله خمینی در جایی گفته بود: «هر نوع دولتی جز دولتی که نماینده خدا نباشند، طغیان علیه حاکمیت خداست.» گفتمان سیاسی آیت الله خمینی با توجه به شرایط تاریخی که در آن قرار داشت، بازگوکننده دو نکته اصلی است: تاکید بر ایجاد دولت قدرتمند و استقلال از نفوذ خارجی. (او شاهد دولت‌های رضاشاه و فرزندش بود که از حمایت‌های خارجی برخوردار بودند) بر اساس این دو نکته، نقش اسلام برای او مهمتر از هر چیز است. این دولت قدرتمند باید تحت تعالیم شیعه باشد.

به گمان ادیب مقدم، آیت الله خمینی به یک دوگانگی در حکومتداری معتقد بود. از یک سو تنها دولت معتبر، دولتی است که در برابر حاکمیت الهی نباشد اما در همان حال ولایت فقیه صرفا از جانب دولت اسلامی نمی‌تواند مدعی حاکمیت الهی باشد زیرا آیت الله خمینی به «اعتبار عمومی» نیز باور داشت. بنا به نظر او، رهبری که عموم مردم او را نپذیرند، نامشروع است، حتی اگر «صالح» باشد.

بنابراین از یک سو، حکومت باید یک مشروعیت مقدس داشته باشد از سوی دیگر یک مشروعیت عامه. به نظر ادیب مقدم، این لویاتانی که آیت الله خمینی به عنوان راس دولت نشان می‌دهد، مانند اسطوره ژانوس دو چهره است که یک کالبد مقدس دارد و یک شکل ضعیف دموکراتیک. این تعارضی است که نزاع دو جناح عمده در جمهوری اسلامی هم از همین برخاسته است.

کتاب «درآمدی انتقادی درباره آیت الله خمینی» توسط انتشارات کمبریج در ۳۴۴ صفحه و در سال ۲۰۱۴ به چاپ رسیده است.