جدال 'جمهوری اسلامی و مومنان' در ماه رمضان

استهلال حق نشر عکس Fars
Image caption جمهوری اسلامی ایران مستمرا - و به ویژه در دورران رهبری آیت‌الله خامنه ای - به مخدوش کردن زندگی مذهبی گروه هایی از مومنان در ماه رمضان متهم بوده است

روی کار آمدن جمهوری اسلامی در ایران، به تقویت ظواهر مذهبی در سطح نهادهای عمومی منجر شد. حکمرانان مذهبی ایران در طول عمر جمهوری اسلامی، همراه بر نقش حکومت در ترویج مناسک اسلامی – از جمله مناسک مرتبط با ماه رمضان – تأکید کرده اند.

با وجود این، به نظر می رسد که در طول این مدت، و مشخصا در دوره رهبری آیت الله خامنه ای، به کرات روابط میان "جمهوری اسلامی و مومنان" تنش آلود شده و حکومت ایران، مستمراً به مخدوش کردن زندگی مذهبی گروه هایی از مسلمانان متهم بوده است.

ماه رمضان را می توان از جمله مقاطع معروف اوج گیری چنین تنشی دانست: تا جایی که در طول رهبری آیت الله خامنه ای، به سختی می توان رمضانی را یافت که شاهد اصطکاک میان حکومت و مجموعه ای از مومنان نبوده باشد.

گزارش حاضر، مروری خواهد داشت بر تنش های "رمضان-محور" جمهوری اسلامی ایران و مومنان در طول بیش از یک دهه گذشته. گزارش، با تمرکز بر موضوعاتی مشخص تهیه شده است: اعلام پایان ماه رمضان (روز عید فطر)، حال و هوای سفره های افطار (از "ربنای" محمدرضا شجریان گرفته تا سریال های پس از افطار) و برگزاری مراسم مذهبی رمضان (از "شب های احیا" گرفته تا نماز عید فطر).

تنش های پایان ماه رمضان

در طول سال های گذشته، اعلام رسمی پایان ماه رمضان و فرا رسیدن عید فطر در ایران، به کرات خبرساز شده است. زمان این عید، که بر مبنای "رویت هلال" پایان ماه توسط آیت الله خامنه ای اعلام می‌شود، در موراد متعدد با زمان اعلام شده توسط تعدادی از دیگر مراجع شیعه ایران تفاوت داشته است.

اهمیت چنین تفاوتی، به دلایل مختلف ممکن است برای مومنان سنتی ناخوشایند باشد. مثلا، اگر کسانی -بر مبنای نظر مرجعی غیر از آقای خامنه ای- رمضان را یک روز زودتر از پایان "رسمی" پایان دهند و در روز عید فطر اعلام شده توسط مرجع تقلید خود، در اماکن عمومی چیزی بخورند یا بیاشامند، بر طبق قوانین مبارزه با روزه خواری مجرم تلقی می شوند.

از سوی دیگر، کسانی که -بر مبنای نظر مرجع تقلید خود- رمضان را یک روز دیرتر از زمان اعلام شده توسط رهبر پایان دهند نیز، لاجرم در روز "عید فطر رسمی" روزه خواهند بود، در حالی که روزه گرفتن در روز عید فطر "حرام" تلقی می شود. در شرایط عادی، راه حل ساده این مشکل برای مسلمانان سنتی این است که چون به فتوای مرجع خود در مورد پایان ماه رمضان عمل می کنند، "تکلیف از آنان ساقط می شود".

اما طبق فتوای آیت الله خامنه ای: "همینکه ولی امر مسلمین حکم کند که مثلا امروز اول ماه است، بر جامعه اسلامی لازم می آید که آن روز اول ماه بدانند." این فتوا، برای کسانی که رهبر جمهوری اسلامی را قبول داشته ولی مقلد مرجعی جز او باشند، مشکل پیچیده ای ایجاد می کند: در صورتی که آن مرجع، عید فطر را بعد از روز مورد نظر رهبر اعلام کند، چنین مومنانی در مقابل این ابهام قرار می گیرند که آیا با روزه گرفتن در روز "عید فطر رسمی"، عمل "حرام" انجام می‌دهند یا خیر؟

فتوای آقای خامنه ای، نه تنها در ارتباط با مقلدان سنتی، که در زمینه روابط او و سایر مراجع تقلید (حتی مراجع مدافع حکومت) نیز پیچیدگی های زیادی را ایجاد کرده است.

در رمضان سال ۱۳۷۸، اختلاف نظر میان آیت الله خامنه ای و سایر مراجع تقلید در مورد زمان رویت هلال ماه به این نتیجه عجیب انجامید که رسانه های رسمی، از رویت هلال ماه توسط رهبر در شب بیست و هشتمین روز رمضان خبر دادند. چنین اعلامی، با این ابهام مواجه شد که چگونه ممکن است در شرایطی که یک ماه قمری به طور میانگین حدود ۲۹.۵ روز است، ماه رمضان در هیچ زمانی ۲۸ روزه بشود؟

راه حل جمهوری اسلامی ایران این بود که اعلام کرد لابد در اعلام اولین روز ماه رمضان اشتباه شده و این ماه، یک روز قبل از زمان اعلام رسمی رویت هلال شروع شده است. بر مبنای چنین استدلالی، از مومنان خواسته شد تا به ازای روز اول ماه رمضان که -اشتباها- روزه نگرفته اند، بعدا یک روزه قضا بگیرند. البته، اعلام جدید این معنی تلویحی را داشت که وقتی آیت الله خامنه ای شروع ماه رمضان در ۲۸ روز قبل را "محرز" دانسته بوده، اشتباه می کرده است.

اما شاید خبرسازترین اختلاف در مورد رویت هلال، در سال ۱۳۸۸ رخ داد. در این سال ماه رمضان، حدود سه ماه بعد از انتخابات پرمناقشه ریاست جمهوری دهم به پایان رسید که نوعی چالش در مقابل "فصل الخطابی رهبری" محسوب می شد. اما درست در چنان زمان حساسی بود که اکثریت قریب به اتفاق مراجع تقلید، فردای روز اعلام شده توسط رهبر جمهوری اسلامی را عید فطر اعلام کردند. این اعلام متفاوت، نه تنها توسط مراجع سنتی چون آقایان سیستانی، وحید خراسانی و صافی گلپایگانی یا مراجع اصلاح طلب چون آقایان منتظری، صانعی و موسوی اردبیلی، که حتی از سوی مراجع حکومتی همچون آقایان مکارم شیرازی و نوری همدانی نیز صورت گرفت.

در دومین رمضان پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم نیز، اختلاف نظر آیت الله خامنه ای و هفت مرجع تقلید شیعه (آقایان سیستانی، وحید خراسانی، مکارم شیرازی، شبیری زنجانی، مدرسی، شیرازی و فیاض) در مورد پایان ماه رمضان، مورد توجه افکار عمومی قرار گرفت. در سال ۱۳۸۹، به دنبال انتشار نظر متفاوت آقایان سیستانی، وحید خراسانی و مکارم شیرازی، وب سایت هایشان در شب اعلام عید فطر از دسترس خارج شد. واقعه ای که اگرچه علت دقیق آن مشخص نشد، اما به رواج به این تصور انجامید که نتیجه انتشار تشخیص متفاوت مراجع در مورد رویت هلال بوده است.

اختلاف نظر های پی در پی مراجع تقلید و آیت الله خامنه ای بر سر پایان ماه رمضان، به میزانی برای جمهوری اسلامی ایران ناخوش‌آیند بوده که بعضا، به بروز واکنش هایی نامتعارف از سوی مدافعان رهبری انجامیده است.

این واکنش، در سال حساس ۱۳۸۸ تا به آنجا شدت گرفت که به انتشار تحلیلی تحت عنوان "جنگ نرم در دهه چهارم" از سوی اداره سیاسی سپاه پاسداران انجامید. این تحلیل، "گسل مراجع و روحانیت با ولایت فقیه" را یکی از پنج "گسل" تهدیدکننده جمهوری اسلامی معرفی می کرد و آن را "ناشی از تقابل آرای فقهی در احکام عبادی ‌مثل رویت هلال و مسایل قضایی و حقوقی، شکاف ناشی از تقابل نظریه حکومت در فقه شیعه، و شکاف ناشی از تقابل احکام حکومتی با برخی نظرات مدیریتی و اجرایی و سیاسی خارج از قدرت" می دانست.

در آبان ماه ۱۳۸۴ نیز، حسین شریعتمداری نماینده ولی فقیه در موسسه کیهان، در سرمقاله ای در این روزنامه تاکید کرد که "اعلام عید فطر و اول ماه از شئونات رهبری است و نه هیچ مرجع دیگر". سرمقاله کیهان بر همین مبنا، حتی به مراجع گوشزد کرد که اطمینان پیدا کردن آنها در مورد پایان ماه رمضان "تنها برای خود ایشان حجت است و نه مقلدان ایشان" و نزدیکان آنان نیز باید در پاسخ به سوال مردم در مورد زمان عید فطر، تنها "بگویند که باید منتظر اعلام رؤیت هلال از سوی رهبر معظم انقلاب باشند".

حضور سیاست پای سفره افطار

ترجیحات سیاسی حکومت ایران، به ویژه در سال های اخیر، بر شیوه وقت گذرانی خانواده های ایرانی در زمان افطار و پس از آن نیز تاثیرات مشخصی داشته است.

یکی از نمودهای این تاثیرگذاری، که در سال های گذشته با انتقاد گسترده گروه هایی از مومنان مواجه شده، سریال های "مذهبی" تلویزیون در شب های رمضان بوده است. این مومنان، مدیران تلویزیون را به نمایش سریال‌های مغایر با باورهای اسلامی در ماه رمضان متهم کرده و بعضا، این رویکرد را متاثر از گرایشات سیاسی دانسته اند.

شاید بارزترین مثال از این نوع سریال ها، مجموعه هایی تلویزیونی باشد که در دوره نفوذ تیم آقای احمدی نژاد در صحنه سیاست ایران، با محوریت دخالت ارواح، شیاطین، فرشته ها و نیروهای ماوراء الطبیعه در زندگی مادی افراد پخش می شدند.

پخش سریال های بعد از افطار با چنین مضامینی، مصادف با شروع نفوذ این تیم در قوای سه گانه در سال ۱۳۸۳ (سال انتخابات مجلس هفتم) بود که یک سال بعد، به ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد منجر شد. مجموعه های تلویزیونی "کمکم کن" (در سال ۱۳۸۳)، "او یک فرشته بود" (۱۳۸۴) ، "آخرین گناه" (۱۳۸۵)، "اغما" (۱۳۸۶)، "روز حسرت" (۱۳۸۷)، "پنجمین خورشید" (۱۳۸۸)، "ملکوت" (۱۳۸۹) و نهایتا "سقوط یک فرشته" و " سی امین روز" و"پنج کیلومتر تا بهشت" (هر سه در سال ۱۳۹۰)، سریال های خبرساز این ژانر بودند.

قابل توجه است که دوران استیلای چنین سریال هایی در تلویزیون ایران، در سال ۱۳۹۰ به پایان رسید که سال افول تیم محمود احمدی نژاد در صحنه سیاست ایران محسوب می شود.

در فروردین ماه این سال، ماجرای قهر ۱۱ روزه آقای احمدی نژاد و مقاومت شدید او در مقابل آیت الله خامنه ای بر سر وزارت اطلاعات، به واکنش گسترده منسوبان و منصوبان رهبری منجر شد. یکی از محورهای حملات نزدیکان آقای خامنه ای به تیم محمود احمدی نژاد، متهم کردن آنها به ارتباط با افراد مدعی داشتن "قدرت های ماورایی" بود. بر همین مبنا، افراد مشخصی نیز دستگیر و متهم شدند که بر باورهای "انحرافی" تیم دولت تاثیر گذاشته اند.

متنفذترین کسی که در همین ارتباط دستگیر شد، " علی‌یعقوبی" بود؛ نظریه پردازی که اعتقاد داشت زمان نیاز به روحانیت سپری شده است و "خواص" باید در دوره جدید، از طریق ارتباط با عالم غیب و امام زمان به معارف دینی دسترسی پیدا کنند. یکی از اعتقادات معروف آقای یعقوبی این بود که "در حال حاضر عوالم به هم نزدیک شده و اجنه و شیاطین وارد دنیا می شوند".

پس از دستگیری علی یعقوبی -که البته بعد از مدتی به آزادیش انجامید- چند رسانه اصولگرا مطالبی را در مورد نفوذ او بر برخی از حامیان ساخت سریال های ماورایی رمضان در صدا و سیما منتشر کردند.

فارغ از هرگونه قضاوت در مورد ریشه اصلی ساخته شدن سریال های ماورایی بعد از افطار در دوره تسلط تیم آقای احمدی نژاد، این سریال ها همواره مورد اعتراض بسیاری از مذهبیون یا حتی روحانیون محافظه کار قرار داشتند. معترضانی که معتقد بودند ترویج گسترده باورهایی از این قبیل که که شیطان و فرشته ها به صورت "اجسام قابل مشاهده" به تعامل با مردم کوچه و خیابان می پردازند، با مبانی مذهبی در تضاد جدی است.

رواج و تداوم چنین انتقادی، به آن معنا بود که مهمترین دستگاه تبلیغاتی جمهوری اسلامی ایران (صدا و سیما) متهم است که بر اثر تحولی سیاسی (قدرت گرفتن یک جریان خاص در معادلات حکومتی) به ترویج مستمر باورهای "غیراسلامی" بر سر سفره های افطار شهروندان پرداخته است.

یک نمونه جنجالی دیگر از دخالت حکومت در زمان افطار شهروندان را می توان سرنوشت مناجات "ربنای" محمدرضا شجریان استاد آواز ایران دانست. این مناجات، برای بیش از سه دهه معروف ترین دعای قبل از مراسم افطار در میان ایرانیان بوده است.

با وجود این، در پی انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ و انتقادات محمدرضا شجریان از عملکرد صدا و سیما بعد از انتخابات، این سازمان از مرداد ماه سال بعد پخش مناجات ربنای آقای شجریان را به‌طور کامل و در تمام شبکه‌ها ممنوع کرد.

در همان سال - و سال های بعد- رسانه های محافظه کار به نقل گسترده انتقادی از آیت الله خامنه ای در مورد مناجات ربنای شجریان پرداختند که اگرچه مربوط به ۱۹ سال قبل (اسفند ۱۳۷۰) بود، اما ظاهرا مجال "توجه بیشتر" به آن فرا رسیده بود. آقای خامنه ای، ربنای محمدرضا شجریان را فاقد حس و حال مناسب برای ماه رمضان دانسته و گفته بود: "مناسب نیست که بعد از اذان، کسى بخواهد آن‌طور چیزى را بگذارد... بعد از اذان، به نظرم مى‌رسد که همین صداى معمولىِ مسجدىِ ما بهتر و مناسب‌تر باشد."

با وجود دفاع سرسختانه گروهی از محافظه کاران از حذف مناجات ربنای شجریان، رسانه های ایران در طول چهار سال گذشته محل انتشار انتقادات مستمر به این تصمیم بوده اند. انتقاداتی که بسیاری از آنها از سوی فعالان مذهبی و از زاویه ابراز نارضایتی از دخالتی انجام شده که از سوی گروهی از مسئولان جمهوری اسلامی، در "فضای معنوی" مراسم افطار صورت گرفته است.

صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران در واکنش به چنین وضعیتی، در چهار سال گذشته تلاش زیادی را برای پیدا کردن یک مناجات ربنای جایگزین صورت داده که ناموفق بوده و واکنش های طنزآلود ناظران را به همراه داشته است.

در یکی از واکنش های انجام شده به این تلاش، در رمضان ۱۳۹۳ مطلبی در سایت اصولگرای خبرآنلاین منتشر شد که احتمال می داد "یکی از تفریحات روتین استاد مسلم موسیقی ایرانی [محمدرضا شجریان] در این روزها، شنیدن ربناهای متعددی باشد که در هر چه تفاوت داشته باشند در یک چیز مشترکند و آن هم تقلید از صدای ایشان است."

محدودیت در مناسک مرتبط با رمضان

موضوع بخشی دیگر از محدودیت های وضع شده از سوی جمهوری اسلامی ایران در ماه رمضان، مراسم مذهبی مرتبط با این ماه است.

احتمالا خبرسازترین محدودیت از این نوع در سال های گذشته، متوجه مراسم نماز عید فطر در پایان ماه رمضان بوده است.

حکومت ایران طی این مدت، به ویژه سرسختانه در مقابل تلاش های اهل سنت برای برگزاری مراسم عید فطر در برخی شهرهای بزرگ مقاومت کرده است. اهل سنت، اگرچه در مناطق سنی نشین ایران امکان برگزاری مراسم عید فطر را دارند، اما در شهرهای بزرگ کشور و به ویژه پایتخت، همواره با ممانعت نهادهای امنیتی در این زمینه مواجه بوده اند.

این ممانعت علی رغم پی گیری های نمایندگان جامعه اهل سنت ایران صورت گرفته است، که از جمهوری اسلامی ‌خواسته اند در شهرهایی چون تهران، سنیان معتقد را به انتخاب یکی از دو گزینه ترک نماز عید یا اقتدا به پیشنمازان شیعه مجبور نکنند.

به عنوان نمونه در شهریور ماه ۱۳۹۰، چهارده نماینده سنی مجلس، در نامه ای خطاب به محمود احمدی نژاد رئیس جمهور وقت خواستار رفع موانع پیش روی اهل سنت برای برگزاری نماز عید فطر در تهران شدند. در همان سال، مولوی عبدالحمید اسماعیل زهی، امام جمعه اهل سنت زاهدان نیز از رهبر جمهوری اسلامی خواست اجازه ندهد مسئولان، جلوی اقامه نماز عید فطر توسط سنی ها را "در شهرهای بزرگ که اهل سنت در اقلیت هستند" بگیرند. اما این پیگیری ها، با هیچ گونه پاسخی از سوی مسئولان حکومتی ایران مواجه نشد.

در سال های قبل و بعد از آن نیز، تلاش های مشابه نمایندگان اقلیت سنی برای برگزاری نماز عید فطر در شهرهایی چون تهران بی نتیجه مانده و این، علی رغم تصریح اصل ۱۲ قانون اساسی ایران بوده که بر حقوق اهل سنت در انجام مراسم مذهبی و تعلیم و تربیت دینی تاکید دارد.

حکومت ایران، از سوی دیگر همواره با تلاش های پراکنده گروه هایی از منتقدان شیعه حکومت برای برگزاری مراسم نماز عید نیز مقابله کرده است. این مقابله، با هجوم نیروهای امنیتی به منزل شخصی میزبانان مراسم نماز عید فطر در شهرهای مختلف همراه بوده است.

در عین حال حساسیت های حکومت، به برگزاری نماز عید فطر محدود نمانده و در سال های گذشته، متوجه تلاش های گروه های ناهمسو با محافظه کاران برای برگزاری مراسم "شب های احیا" (شب های ۱۹، ۲۱ و ۲۳ رمضان) نیز شده است.

سخت گیری در خصوص مراسم شب های احیا، به ویژه پس از انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ شدت گرفت. در همین سال، حتی برگزاری مراسم شب احیا در آرامگاه آیت الله خمینی، از سوی خانواده رهبر سابق جمهوری اسلامی لغو شد. تصمیمی که ظاهرا، به دنبال تاکید نهادهای امنیتی بر سخنرانی نکردن محمد خاتمی در این مراسم گرفته شده بود و از نارضایتی خانواده آیت الله خمینی از چنین دخالتی حکایت داشت.

در سال ۱۳۹۰ نیز، به دنبال ممانعت نیروهای امنیتی با برگزاری مراسم احیای اصلاح طلبان در حسینیه ارشاد تهران در شب های ۲۱ و ۲۳ رمضان، مدیریت این مرکز به صدور اطلاعیه ای پرداخت که با "انا لله و انا الیه راجعون" شروع می شد. جمله ای که هنگام تسلیت گفتن مورد استفاده قرار می گیرد و بیان آن، ظاهرا نشان دهنده شدت ابراز تاسف از ممنوع شدن مراسم مذهبی شب های احیا بود.

اتفاقات کم سابقه در تاریخ ایران

موارد ذکر شده در این گزارش، تنها نمونه هایی از تنش های "رمضان – محور" میان مومنان و حکومت در زمان رهبری آیت الله خامنه ای هستند. تنش هایی که نمونه های دیگر آنها نیز، به کرات در معرض توجه افکار عمومی قرار گرفته اند.

هشدارهای رسانه های ایران در خصوص کاهش تدریجی "روزه داری" در کشور (که حداقل بخشی از آن در واکنش به "مذهب سیاسی" تلقی می شود)، مناقشه بر سر سیاست های حکومت در ترویج روزه داری (از تغییر ساعت کار در ماه رمضان گرفته تا نحوه مقابله با "روزه خواری")، استفاده از مناسبت های مذهبی برای مقابله با رقبای سیاسی (تا مرحله انجام تبلیغات انتخاباتی در مراسم مرتبط با رمضان) و موارد مشابه، از نمونه های دیگری هستند که در سال های گذشته، مورد توجه افکار عمومی قرار گرفته اند.

ممکن است موارد مشابه با این نمونه ها، در برخی دیگر از کشورهای اسلامی نیز کمابیش اتفاق بیفتند. اما حتی بی نظیر نبودن وقوع چنین مواردی، تغییری در این واقعیت ایجاد نمی کند که دخالت جمهوری اسلامی ایران در زندگی مذهبی بسیاری از مومنان در ماه رمضان، تنش فراوانی را به دنبال داشته است.

تنشی که بعضی از نمودهای آن، همچون مقابله حکومت با تشخیص مراجع تقلید شیعه در مورد آغاز و پایان ماه رمضان، در تاریخ ایران کم سابقه به نظر می رسند.