بررسی روزنامه های صبح تهران - یکشنبه ۲۳ شهریور

روزنامه های امروز صبح تهران در مقالات خود از تحولات تازه منطقه و ایجاد ائتلاف علیه گروه دولت اسلامی (داعش) بدون دعوت از تهران نوشته و در بیشتر آن ها، نسبت به رفتار کشورهای عضو این ائتلاف با سوریه، کشور همپیمان ایران، ابراز نگرانی کرده اند.

جشنواره عروسکی در تهران و چالش وزارت کشور با انصار حزب الله از جمله دیگر مطالبی است که روزنامه ها بدان پرداخته اند.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption تیتر و عکس صفحه اول مردم سالاری

بهای سرکوب داعش

حسین موسوی در مقاله ای در شرق به بررسی وضعیت جدید منطقه بعد از تشکیل ائتلاف غرب برای سرکوب داعش پرداخته و چند سووال مطرح کرده، از جمله این که: اگر عملیات هوایی فشرده علیه نیروهای داعش در شهرهای شمالی عراق صورت گیرد و نیروهای داعش ناگزیر از عقب‌نشینی به سوریه شوند، عکس‌العمل ائتلاف بین‌المللی چه خواهد بود؟ وضعیت نظامی منطقه چگونه خواهد بود؟

نویسنده ادامه داده که: شهرهای شرقی سوریه در صورت کوچ‌ داعش به این منطقه و نیز درگیری‌های نظامی دیگر گروه‌های مسلح مخالف دولت دمشق با داعش چه تاثیری بر روند اوضاع سوریه برجا خواهد گذاشت؟ آیا ائتلاف بین‌المللی در صورت وقوع این احتمال ناگزیر از ائتلاف با دولت سوریه خواهد شد و در این صورت رابطه کشورهای غربی و نیز کشورهای عرب خلیج‌فارس، نظیر عربستان‌سعودی و قطر، با نیروهای اپوزیسیون مسلح سوریه چه شکلی به خود خواهد گرفت؟

نویسنده مقاله شرق سرانجام به سووال اصلی رسید: آیا طرح این پرسش زودرس، یعنی احتمال ورود نیروهای ائتلاف بین‌المللی به خاک سوریه، به بهانه پیگرد «داعش»، با هدف تضعیف و در نهایت سرنگونی دولت سوریه نیست؟ ه‌خصوص با توجه به اینکه حجم نیرو‌های «داعش» به اندازه‌ای نیست که ریشه‌کن‌کردن آن به چنین ائتلاف بزرگ بین‌المللی‌ای نیاز داشته باشد. اینها البته پرسش‌هایی است که به‌زودی پاسخ خود را خواهد گرفت، اما پرسش مهم‌تر و پایانی این نوشته این است که چرا منطقه و جهان به‌صورت ناگهانی به چنین درجه‌ای از وحشت از یک نیروی تروریستی رسیده است؟ اصلاح‌طلبی برچسب یا برنامه؟

ثمینا رستگاری در مقاله ای در اعتماد نوشته: واکنش اصلاح‌طلبان به اعلام موجودیت تشکیلات جدیدی با همین هویت و همچنین شکست مسجدجامعی در انتخاب رییس شورای شهر باعث شده است تا مساله اصلاح‌طلبی و وضعیت آن در سیاست ایران بیشتر از گذشته مورد توجه قرار گیرد و این سوال مطرح شود که اصلاح‌طلبان در کجای سیاست ایران هستند؟ آنچه از بیرون می‌توان دید این است که اصلاح‌طلبان تحرک سیاسی خاصی ندارند، از نظر آنها اصلاح‌طلبان آن هنگام که رای مردم و مشارکت حداکثری لازم است، به صورت خودجوش به صحنه می‌آیند و طرفداران‌شان را به صحنه می‌خوانند و بعد هم به خانه‌هایشان برمی‌گردند.

به نوشته این مقاله: در یک دهه گذشته و به خصوص بعد از سال ۸۸ این جریان سیاسی در شرایط طبیعی رقابت سیاسی؛ چه آن هنگام که در قدرت بودند و چه سال‌هایی که از آن خارج شدند موانع و مشکلات جدی داشته‌اند. ذکر این موانع و سختی‌ها برای ارایه تحلیلی واقع‌بینانه لازم است اما وجود آنها نمی‌تواند بی‌عملی سیاسی و گوشه‌نشینی را توجیه کند.

خلاصه مقاله اعتماد این است که: با گذشت یک سال از انتخابات و بازشدن نسبی فضا وقت آن رسیده که اصلاح طلبان بگویند برای ایران امروز، با مختصات سیاسی و فرهنگی و اقتصادی حال حاضر، چه برنامه‌هایی دارند.

به زبان دیگر: تا سال ۸۴ هیچ جناحی آنقدر قدرت نداشت که جناح دیگر را کنار بزند، اما بعد از آن این قدرت به وجود آمد. اصلاح‌طلبان از قدرت کنار نهاده شدند. ضعف تشکیلاتی و سرخوردگی طرفدارانشان هم کاتالیزوری برای این واکنش بود. تهدید نظامی ایران توسط امریکا و اسراییل هم از اواسط دوران اصلاحات جا را برای ظهور سیاستمدارانی که زبان جنگ و تهدید را بهتر می‌فهمند باز کرد. اکنون زمان مناسبی برای تبیین این اتحادهای انتخاباتی و نسبت آن با هویت اصلاح‌طلبی است.

اشرف بروجردی در مقاله در آرمان نوشته: هر چند عرصه سیاسی ایران به کرات به خاطر تندروی‌های افراطیون آسیب دیده است اما نباید فراموش کرد افرادی که در عرصه سیاست دست به عصا راه می‌روند نیز به نوبه خود به فضای سیاسی کشور آسیب می‌زنند. این افراد را می‌توان به دو دسته تقسیم کرد؛ دسته اول کسانی هستند که همواره از انتقادات مخالفان واهمه دارند و همین ترس و واهمه مانع به سرانجام رسیدن بسیاری از اهداف آنان می‌شود و به این ترتیب بسیاری از ظرفیت‌ها برای فعالیت سیاسی در کشور نادیده گرفته می‌شود.

به نظر این فعال اصلاح طلب: مخالفت هاییی که این روزها در برابر هر عمل دولت ابراز می شود از سوی کسانی است که در دوران قبل در مدیریت خرد و کلان کشور حضور داشتند امروز بنا دارند با بهانه‌گیری‌های متعدد از دولت، نیروهای معتقد را از قطار نظام پیاده کنند و با این کار فرصت بازگشت دوباره خود را به مدیریت کشور حفظ نمایند. در برابر این زیاده‌خواهی‌ها، برخی نیروهای کندرو یا مدیران دست به عصا هستند که در برابر این زیاده‌خواهی‌ها کوتاه می‌آیند.

نویسنده مقاله از مدیرانی انتقاد کرده که: با هر تشر و انتقادی که از سوی مخالفان و مدیران سابق صورت می‌گیرد از اصول و عقاید خود کوتاه می‌آیند و به رقیبان فضای بیشتری می‌دهند. این رفتار به سرانجام نخواهد رسید و اگر کسی در برابر زیاده‌خواهی‌های تمامیت‌خواهان تسلیم شود قافیه را باخته است؛ چراکه جامعه ایران یک جامعه اصلاح‌طلب است و حضور افرادی را که با تفکر اصلاح‌طلبی نزدیکی نداشته باشند را نمی‌پذیرد.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption تیتر و عکس صفحه اول روزان

مجرمانی که به مسولان گره خورده اند

فضل الله یاری در سرمقاله ابتکار با اشاره به گفته های محمدرضا رحیمی، معاون اول رییس جمهور سابق که پس از اشکار شدن حکم زندان و جریمه اش تهدید کرده که افشاگری خواهد کرد افزوده: بابک زنجانی هم پس از بازداشت گفته بود که من تنها یک ویترینم و برخی دیگر پشت من پنهان شده اند. شهرام جزایری هم در دادگاهِ بررسی اتهاماتش لیستی از چهره‌های مشهوری را برشمرد که به آنها پول داده بود. چنان که مه آفرید خسروی، نفر اول متهمِ اختلاسِ بزرگ نیز در دادگاهِ تهدید به افشاگری درباره برخی از افراد مشهور بود.

نویسنده این مقاله تاکید کرده: این ماجراها به خوبی نشان می‌دهد که مجرمانی که در نظام اقتصادی کشور مشغول اختلاس و اختلال هستند، یک رابطه دو طرفه به وجود آمده که در آن مجرم به مسئولانِ فوق الذکر منافعی می‌رساند و مسئولان نیز از نفوذ خود فرصت‌هایی”ویژه” برای آنان فراهم می‌کنند.

مقاله ابتکار به این جا رسیده که از همین روست که مسئول بی خرد را به دامی می اندازند تا از او سندی داشته باشند و در صورت لزوم نه تنها او را، بلکه کل نظام را- به خیال خود - تهدید کنند. تا شاید دستگاه عدالتِ کشور را وادار به اغماض در برابر اعمالِ مجرمانه خود کنند. در همه این موارد اختلاس گران و ویژه خواران تلاش می‌کنند تا سرنوشت این مسئولان خطاکار را به آبروی نظام گره بزنند و از این منظر متولیانِ دستگاه قضایی را وادار به چشم پوشی از خطاهای خود کنند.

منصور فرزامی در مقاله ای در مردم سالاری نوشته دولت فعلی نمی‌بایست می‌آمد اما به اقتضای شرایط، علی رغم ناخواسته‌ها آمد به همین علت چوب الف تذکر و سوال و استیضاح بی سابقه را از آغاز آمدن به استناد آمارها برسر خود دید و اگر چه رای اعتماد گرفت اما این دغدغه به همراه دولت به وزارتخانه‌ها رفت و باعث شد که وزیران به سبب برخی مخالفت‌ها و حرف و حدیث‌ها، تمرکز لازم را در اداره امور نداشته باشند که نمونه‌هایش اکنون در ادارات مختلف، «مبتلا به» جامعه است و هزینه‌هایش را مردم همیشه هزینه پرداز ما می‌پردازند‌!

نویسنده معتقد است: این همه مخالفت ها در حالی صورت می گیرد که در این زمان، قوه مجریه، حمایت قوای دیگر را می‌خواهد تا بتواند برای بیکاری روزافزون جوانان تحصیلکرده بیکار و دهها هزار طرح نیمه کاره و در راه مانده پر از لطف و کرم و نبوغ دولت پاک پیشین و گرانی‌های افسار گسیخته و رشد منفی اقتصادی و در امور خارجی، تحریم ها، رابطه معقول و مسالمت آمیز با همسایگان و مراکز هسته‌ای در منطقه ای که خطری ریشه برانداز بیخ گوش ماست و ده‌ها مورد دیگر، نسخه درمان و نجات بنویسد‌.

سرمقاله مردم سالاری در پایان یادآوری کرده: اگر چنین نکنیم، مردم ناراضی از مسئولان و نظام اداری قائم به فرد، کم‌کم به خود القا می‌کنند که این دولت و مجلس و در نهایت، خود حکومت، گویا نمی‌خواهد به حل مشکلات موجود در عرصه داخلی و خارجی بپردازد. در چنین صورتی نظام، پشتوانه مردمی‌خود را به تدریج از دست می‌دهد و بدیهی است که پیامد این تلقیات، نه مطلوب آینده کشور است و نه خواست مسئولان و مجلسیان.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption تیتر و عکس حسین خدمتی، شهروند

شهروند در گزارش اصلی خود نوشته: یک حادثه، یک ویروس یا بیماری مادرزادی، حتی یک بی‌احتیاطی، آنها را تا پایان عمرشان میزبان صندلی‌های چرخ‌دار کرده. معلولان، چه آنها که جانباز جنگ‌اند و چه آنها که پس از بیماری یا حادثه، ضایعه نخاعی شده‌اند، مشکلات فراوانی دارند؛ از تهیه وسایل بهداشتی‌شان با قیمت‌هایی که هر روز به آن اضافه می‌شود، گرفته تا رفت و آمدهای پرهزینه‌شان که خیلی وقت‌ها خانه‌نشینی را به تردد خیابانی ترجیح دهند.

به نوشته این گزارش فراخوان شانزده هزار معلوم نخاعی برای دریافت ویلچر در حالی صورت می گیرد که آکه برخی از آنها به دلیل ناتوانی مالی، شاید برای تهیه گاز استریل به‌عنوان ارزان‌ترین وسیله بهداشتی، هم دچار مشکل شوند. هزینه‌هایشان بالاست، حالا عده‌ای تحت پوشش بنیاد جانبازان هستند و کمتر درگیر مسائل مالی‌اند و عده‌ای که کم هم نیستند از بهزیستی خدمات می‌گیرند، معضلاتشان بیشتر. زندگی‌هایشان هزینه فراوانی دارد.

گزارشگر شهروند تصویری دیگر هم ترسیم می کند: وقتی که صندلی‌هایی که ناغافل در خیابانی، کوچه‌ای، پیاده‌راهی، چرخ‌هایش از جا کنده می‌شود، می‌شکند و معلولان را با تمام وزنشان، کف زمین می‌اندازد؛ صندلی‌هایی که پای معلولان ضایعه نخاعی است. هر جا بروند، بیایند، باید روی این صندلی باشند. سازمان بهزیستی خیلی وقت است که به خاطر کمبود منابع مالی و‌ هزار و یک دلیل دیگر، نمی‌تواند مرتب ویلچرهایشان را تعویض کند.

ما به کجا رسیده ایم

پوریا عالمی در ستون طنز شهروند تزهایی داده است از آن جمله که: ما الان به جایی رسیده‌یم که به دلیل گرانی گوشت، رستوران‌ها، قورمه‌سبزی و خورش قیمه را بدون گوشت درست می‌کنند. یعنی قورمه‌سبزی را فقط با لوبیا درست می‌کنند که کار واقعا سختی است. خورش قیمه را هم فقط با لپه درست می‌کنند. یعنی الان اگر خورش قیمه را به خورش لپه و خورش قورمه‌سبزی را به خورش لوبیاسبزی تغییرنام دهیم درست‌تر است.

طنزنویس در تز دیگری نوشته: ما الان به جایی رسیده‌ایم که نمی‌دانیم چه نظری داریم. برای همین وقتی توی تلویزیون از قول ما اظهارنظر می‌کنند یا یکی از مسوولان در دولت و مجلس از قول ما می‌گوید که چی دوست داریم و چی دوست نداریم، نباید خیلی تعجب کنیم چون در مرحله پیچ آخریم.

و بالاخره طنز شرق به این جا رسیده که : ما الان به جایی رسیده‌ایم که اگر کسی از راه راست منحرف شود و زورگیری کند و تبدیل به اراذل‌واوباش‌بازی شود، بشمار سه می‌گیرند و تلویزیون نشانش می‌دهد. اما اگر کسی فقط انحرافی شد و زورگیری نکرد و راهش را بلد بود، در ابتدا به‌عنوان کارآفرین برتر تقدیر می‌شود و تلویزیون نشانش می‌دهد. بعد یا می‌رود کانادا بغل سلین‌دیون، یا می‌رود زندان وردست بابک زنجانی، یا می‌رود قاطی باقالی‌ها، یا می‌رود و سرش را می‌کند زیر برف، یا می‌رود و سرش را می‌کند در یک آبشخور دیگر.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption کارتون ساسان خادم، شرق

مطالب مرتبط