آیا نیویورک صحنه تحولی تازه در مذاکرات اتمی خواهد بود؟

حق نشر عکس European Photopress Agency
Image caption محمدجواد ظریف و کاترین اشتون در شروع مذاکرات نیویورک

در حالی که وزرای خارجه و سران کشورهای جهان آماده شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل متحد می شوند و انتظار می رود وزرای خارجه گروه ۱+۵ مذاکره برسر برنامه هسته ای ایران را از سرگیرند، شمار کسانی که به نتیجه این مذاکرت خوش بین هستند، اندک است.

امیدواری هایی که یک سال پیش در پی گفتگوی تلفنی باراک اوباما با حسن روحانی رئیس جمهور جدید ایران به وجود آمده بود حال جای خود را به بیم و نگرانی از این بابت داده است که نه ایران و نه آمریکا آماده انجام اقدامات ضروری برای پرهیز از شکست فاجعه بار مذاکرات نیستند.

شاید برای بسیاری این تصور پیش آمده بود که آمریکا مایل به یافتن راه حل برای مشکلی است که اگر لاینحل بماند، بالقوه می تواند منشاء خونریزی های بیشتر در خاورمیانه، اختلال در اقتصاد جهانی و تضعیف رژیم و نظم جهانی شود که شمار کشورهای دارنده تسلیحات هسته ای را به ۹ کشور محدود کرده است.

هم چنین این تصور پیش آمده بود که ایران می خواهد به بی اعتمادی جهان در مورد برنامه هسته ای خود پایان دهد و رابطه بازرگانی و سرمایه گذاری را که می تواند به بالا بردن سطح زندگی در این کشور کمک کند، از سرگیرد.

هم چنین این تصور وجود داشت که شاید ایران و آمریکا می خواهند به خصومت بیهوده ۳۵ ساله خود خاتمه دهند و زمینه را برای ایجاد یک چارچوب همکاری های دو جانبه، فراهم آورند. هردو کشور می دانند که در جنگ با تروریسم اسلامی، مبارزه با قاچاق مواد مخدر در جنوب غرب آسیا و پاکسازی منطقه خاورمیانه از تسلیحات شیمیایی و هسته ای، منافع مشترکی دارند.

اما چنین نیست. در حال حاضر بنظر نمی رسد که ایران و آمریکا دارای انگیزه کافی برای پایان دادن به تقابل مواضع خود در قبال برنامه هسته ای باشند.

البته این یکی از رسوم رایج مذاکرات است که تا آخرین ساعات طرفین برمواضع خود پافشاری کنند وامیدوار باشند که دیگری اولین حرکت را در جهت دادن امتیازانجام دهد. و احتمالا درخواست های اخیر مبنی بر مغتنم شمردن این فرصت یکی از نشانه های چنین رسم رایجی در مذاکرات است که هردو کشور درگیر آنند.

اما پذیرفتن چنین تعبیری در صورتی آسان بود که سابقه مذاکرات هسته ای در نظرگرفته نشود. در پایان دو هفته و نیم گفتگو در ماه ژوئیه (اواخر تیرماه) که انتظار می رفت مذاکرات به نتیجه برسد، طرفین بدون تغییر درمواضع خود مذاکرات را تا ۲۴ نوامبر (سوم آذر) به تعویق انداختند.

از آن گذشته درخواست های اخیر از طرفین مذاکره مبنی بر این که حرکتی در جهت رسیدن به توافق انجام دهند تماما به مسئله ای مربوط است که نمی شود آن را تا آخرین ساعات مذاکره لاینحل باقی گذاشت یعنی استفاده ایران از سانتیریفیوژهای غنی سازی اورانیوم.

موضع آمریکا در قبال غنی سازی اورانیوم درمقایسه با گذشته معتدل تر شده است.

۱۰ سال پیش آمریکا خواستار برچیده شدن تاسیسات هسته ای نظنزبود در صورتی که استفاده از این تاسیسات برای مقاصد صلح جویانه از سوی پیمان منع گسترش سلاح های هسته ای (ان پی تی) بلامانع شمرده می شود و تاکنون هم نشان داده نشده که تاسیسات نطنز برای مقاصد نظامی مورد استفاده قرارمی گیرد.

سه سال پیش آمریکا هنوز بر تعلیق تمام فعالیت های غنی سازی اورانیوم ایران تاکید می کرد اما حال آمریکا ادامه فعالیت در تاسیسات نظنز را پذیرفته که در نهایت می تواند سوخت مورد نیاز راکتورهای هسته ای بزرگ ایران را برای تولید برق تامین کند.

با وجود این به دو دلیل می شود موضع آمریکا را غیرمنطقی خواند: یک آمریکا هنوز خواستار بستن تمام راه های ایران برای دستیابی به تسلیحات هسته ای با کاهش شمار سانتریفیوژهای این کشور به چند هزار دستگاه است. آمریکا خواستار کاهش سانتریفیوژها در دو تاسیساتی است که از زمان تکمیل شان، به روی بازرسان بین المللی باز بوده است.

خواسته آمریکا مبنی بر کاهش سانتریفیوژهای ایران به چند هزار دستگاه تمام راه ها را بروی ایران نمی بندد و بعضی از راه ها را هم چنان باز نگاه می دارد.

دوم این که ظاهرا آمریکا حاضر نیست فشارهای سیاسی که بر مذاکره کنندگان ایرانی در داخل کشورشان وارد می آید در نظر بگیرد با وجود این که مذاکره کنندگان آمریکایی هم تحت فشارهای مشابهی از سوی دولت و لابی اسرائیل در کنگره قراردارند.

تاریخ رابطه ایران با غرب برنظر این کشور درباره مذاکرات هسته ای تاثیر می گذارد و برای هررئیس جمهور در ایران قبول شرایطی را غیرممکن می سازد که مخالفانش آن را بعنوان تحقیر و یا توهین به شئون ایران بعنوان یک کشور مستقل تلفی کنند.

حق نشر عکس Reuters
Image caption محمدجواد ظریف در اواین روز سفر به نیویورک، در شورای روابط خارجی آمریکا سیاست خارجی ایران از جمله مواضع کشورش در مذاکرات اتمی را تشریح کرد

در موضع ایران هم می توان نکات غیرمعقولانه ای یافت. اول این که ایران هم چنان بر توسعه عظیم ظرفیت غنی سازی اورانیوم خود تا سال ۲۰۲۱ اصرارمی ورزد که هدف از آن تولید سوخت راکتور بوشهر است برغم آن که ایران به دلایل فنی بدون رضایت تامین کننده روسی این راکتور، قادر به تولید سوخت بوشهر نخواهد بود و تامین کننده روسی هم هیچ علاقه ای به دادن رضایت ندارد بنا براین منطق ایجاب می کند که ایران منتظر فرصت بماند و با بالا بردن توانایی و مهارت فناروری سانتریفیوژهای خود زمانی به توسعه ظرفیت غنی سازی خود بپردازد که راکتورهای بزرگ ساخت ایران به مرحله تکمیل نزدیک شده اند.

دوم این که مذاکره کنندگان ایرانی نتوانسته اند خواسته کاملا مشروع آمریکا را برآورده کنند و آن :

ایجاد اعتماد در مورد صرف صلح آمیز بودن مقاصد برنامه هسته ای ایران است. عدم اعتماد در این مورد توطئه غرب برای تحقیر ایران یا جلوگیری از حق این کشورنیست بلکه ناشی ازنقض بعضی از تعهدات بین المللی بین سال های ۱۹۸۵ و ۲۰۰۳ از سوی ایران است.

در این سال ها احتمالا رهبران ایران معتقد بودند که نقض این تعهدات به دلیل ملاحظات امنیتی صورت می گیرد ولی به هر حال وقتی این موضوع از سوی آژانس بین المللی انرژی هسته ای در سال ۲۰۰۳ مورد تایید قرار گرفت، بیشتر از آمریکا و متحدانش، دیگر کشورهای عضو این آژانس را تکان داد.

این موضوع اعتبار ایران را دچار مشکل ساخت اما این مشکل فقط در صورتی قابل حل است که ایران با تلاش فراوان نشان دهد که دیگرهیچ گونه فعالیت هسته ای خود را از جامعه جهانی پنهان نخواهد کرد.

در یک مقاله که برای انستیتوی سلطنتی امور بین الملل نوشته شده و در پنجم ماه سپتامبر انتشار یافته است چنین استدلال شده است که دستیابی به توافق غی رممکن بنظر نمی رسد. آمریکا باید از تاکید بر کاهش شمار سانتریفیوژهای ایران دست بردارد و در مقابل ایران هم باید تا زمانی که اولین راکتور بزرگ ساخت ایران تکمیل نشده است ظرفیت کنونی غنی سازی را در سطح کنونی نگاه دارد.

این توافقی است که وزرای خارجه در این مذاکرات می توانند به آن دست یابند و به تاثیر این توافق بر دیگر مسائل باقیماند (قید شده در طرح اقدام مشترک در ۲۴ نوامبر ۲۰۰۳) بپردازند و جزئیات دیگری را که هنوز باقی است به عهده هیئت مذاکره کننده خود بسپارند.

بنا براین دیدار احتمالی هفته آینده وزرای خارجه آمریکا و ایران با حضور یا بدون حضور نمایندگان روسیه، اتحادیه اروپا و چین می تواند به پیشرفت چشمگیری دست یابد اما اگر طرفین به جای نشانه رفتن انگشت اتهام به سوی هم از فرصتی که بدست آورده‌اند استفاده کنند.