عضویت در هیات علمی دانشگاه‌های ایران، رویای دست نیافتنی

حق نشر عکس ISNA

در جستجوی کار بودن، موضوع جدیدی برای نسل جوان ایران نیست. اما چیزی که بیش از همه نگران کننده است بیکاری قشر تحصیلکرده آنهم در مقطع تحصیلی دکترا است. طبق آخرین سرشماری در ایران، بیش از سه هزار دکترای تخصصی بیکار وجود دارد که از این میان ۲ هزار و ۲۵۷ نفر مرد و هزار و ۱۳۱ نفر زن هستند.

بیشتر این افراد در رشته های علوم اجتماعی، بازرگانی و حقوق تحصیل کرده اند و رشته های مهندسی و علوم نیز از این قاعده مستثنی نیستند. این در حالی است که محمدرضا رضوان طلب رئیس مرکز جذب اعضای هیئت علمی وزارت علوم بر خلاف این آمار؛ در یک نشست خبری اعلام کرد نزدیک به ۳۰ هزار نفر هیئت علمی از سال ۸۸ تاکنون به استخدام دانشگاه‌ها در آمده اند و رسیدگی به پرونده سه هزار و ۵۰۰ نفر برای جذب در هیئت علمی دانشگاه در پایان سال ۹۲ در دستور کار است.

چگونگی جذب هیات علمی

در یک نگاه کلی، باید گفت که هیات علمی در ایران به دو دسته هیات علمی آموزشی و هیات علمی پژوهشی تقسیم بندی می شود. در هیات علمی پژوهشی، فرد موظف به تدریس نیست بلکه به امور پژوهشی می پردازد ولی هیات علمی آموزشی، علاوه بر امور پژوهشی، موظف است ساعاتی در هفته را نیز تدریس داشته باشد.

از سال ۱۳۸۶ شورای عالی انقلاب فرهنگی با تغییر شیوه جذب اعضای هیات علمی دانشگاه‌ها و مراکز تحقیقاتی کشور روش جدیدی را برای جذب هیات علمی پایه گذاری کرد. در این روش برای جذب نیروهای کارآمد، سایت اینترنتی تاسیس شده است که از طریق آن دانشگاه ها برای جذب افراد تحصیلکرده در مقطع دکترا برای جذب قراردادی، بورسیه، هیات علمی پیمانی، سربازی، تبدیل رسمی پیمانی به رسمی آزمایشی و در نهایت رسمی آزمایشی به رسمی قطعی اعلام نیاز می کنند و از سوی دیگر افراد واجد شرایط که به دنبال کار هستند با ثبت نام در این سایت و پیدا کردن دانشگاه مورد نظرشان مدارکی را که مورد نیاز است ارسال می کنند. سایت مرکز جذب اعضای هیات علمی وزارت علوم و فناوری، دو بار در سال شهریور و بهمن باز می شود. پیش از این سایت به صورت عادی در اختیار متقاضیان قرار می گرفت اما حدود دو سال است که افراد ابتدا باید حدود ۱۸ هزار تومان را به صورت اینترنتی بپردازند تا بعد از ۳۶ ساعت لیست دانشگاه های مورد نیاز را دریافت کنند.

سارا.م دارای دکترای ادبیات انگلیسی از مالزی است و در این باره می گوید: "پنج سال است که این سایت را پر می کنم. اگر وارد صفحه من شوید و قسمت مشاهده نتایج بررسی دانشگاه ها را ببینید تنها می توانید این جمله را بخوانید: 'پرونده به دانشگاه ارسال شده.' بدون جواب مثبت و یا منفی در طول این پنج سال تنها یکبار برای مصاحبه دعوت شدم و در روز مصاحبه ۱۷ نفر آمده بودند اما دانشگاه تنها یک نفر را می خواست."

چرایی عدم موفقیت در جذب هیات علمی

عدم موفقیت جذب هیات علمی به موارد زیادی بستگی دارد:

نگاهی ایدئولوژیکی و عقیدتی

اعتقاد به اسلامی کردن دانشگاه و دور نگه داشتن آن از فعالیت های سیاسی، همچنین نگاه ایدئولوژیکی و عقیدتی که بر روی اساتید دانشگاه وجود دارد یکی از مواردی است که زمینه ورود همه افراد دارای صلاحیت را برای هیات علمی بسیار محدود کرده است و صرفا افراد خاصی می توانند از این فیلتر عبور کنند. همین نگاه، سرمنشا بسیاری از تقلب‌ها در مدرک سازی و دکترای تقلبی بوده؛ نگاهی که صرفا علمی نیست و یکی از مهم ترین نقطه ضعف ها در جذب هیات علمی به شمار می رود. همین موضوع سبب شده است تا محمدرضا رضوان طلب، رئیس مرکز جذب اعضای هیات علمی وزارت علوم در میان دانشگاهیان اعلام کند که در روند جذب، دیگر گزینشی وجود ندارد و هیچکس با هیچ سفارش و مزیتی غیر از وزنه علمی نمی تواند وارد دانشگاه شود.

این در حالی است که آقای رضوان طلب در جمع دانشگاهیان به نوعی سخنان خود را نقض کرده و گفت: "معیار ما ولایت است و نمی پسندیم که دانشگاه ها باشگاه سیاسی شوند. از سوی دیگر تظاهر به ضروریات دین یکی از وظایف اساتید دانشگاه است و باید با حضور خود در نماز و آئین های دیگر الگو سازی کنند." صحبت با کسانی که به تازگی مصاحبه شده اند خلاف ادعای اخیر را نشان می دهد. مریم. ح که دکترای مردم شناسی خود را از انگلستان گرفته است چنین می گوید: "در مصاحبه علمی مشکلی نداشتم اما در مصاحبه عمومی از من سوال شد آیا زمانی که در انگلستان تحصیل می کردم به عنوان یک زن ایرانی مسلمان حجاب داشتم یا خیر؟ و یا در اتفاقات سال ۸۸ در ایران بودم یا خیر و موضع من درباره این اتفاقات چیست؟ در نهایت پس از سه ماه از سوی دانشگاه مورد نظر پاسخ منفی دریافت کردم."

کمبود بودجه

کاهش پیدا کردن ۶ درصدی اعتبارات پژوهشی وزارت علوم در سال ۹۳ نسبت به سال قبل، همچنین حذف شدن یک تا سه درصد اعتبارات دستگاه های اجرایی به تحقیقات در قانون بودجه امسال یکی از موانع و مشکلات دانشگاه ها برای استخدام و و طرح های پژوهشی است. برای نمونه دانشگاه های کوچک ترجیح می دهند تا با مدرس دانشگاهی به صورت حق التدریس، کار کنند زیرا تعهدی برای حقوق، مزایای و طرح‌های پژوهشی یک فرد عضو هیات علمی ندارند و عمده تمرکز این دانشگاه ها بر روی تدریس به دانشجویان و کسب درآمد از دانشگاه است. این دسته از دانشگاه‌ها داوطلبان را برای مصاحبه دعوت نمی کنند و یا اعلام "عدم نیاز" را در فراخوان ‌ها ثبت می کنند. البته دانشگاه‌های بزرگ و مراکز استان‌ها نیز از این قاعده مستثنی نیستند و در زمان ارزیابی داوطلب برای دعوت به مصاحبه، به دلایل غیر منطقی او را رد می کنند.

همین امر سبب شده است که برخی از دانشگاه‌ها به خصوص دانشگاه های غیرانتفاعی مایل به جذب هیات علمی در مقطع کارشناسی ارشد باشند. دلیل این امر را کمبود افرادی دانستند که در برخی رشته ها مثل کامپیوتر و هنر دارای مدرک دکتری هستند. این در حالی است که در سال های اخیر وزارت علوم، تحقیقات و فناوری استخدام دانش آموختگان مقطع کارشناسی ارشد به عنوان عضو هیات علمی را ممنوع اعلام کرد. یکی از اساتید همین دانشگاه ها در جمع خصوصی گفت که دانشگاه ترجیح می دهد کارمندان فوق لیسانس خود را برای مقطع دکترا بورس کند زیرا کارمند خودشان است که ارتقا پیدا می کند و فرد جدیدی وارد نمی شود همچنین هزینه کمتری نیز در بر دارد.

وضعیت نامناسب جذب نخبگان و بورسیه

مدرک گرایی و وجود رابطه بازی از مواردی است که بحث های زیادی را پس از فاش شدن بورسیه های تقلبی و عدم پذیرش نخبگان به وجود آورد تا جایی که این افشاگری موجب استیضاح رضا فرجی‌دانا وزیر علوم، تحقیقات و فناوری دولت حسن روحانی شد و در میان این لیست افرادی چون فرزند وزیرعلوم دولت سابق وجود داشت که با معدل ۱۳ از بورس نخبگان استفاده کرده و اکنون مشغول تحصیل در مقطع دکتراست. همچنین پسر و داماد وزیر ارتباطات دولت پیشین نیز سهمی در بورسیه های غیرقانونی داشتند.

تبعیض میان دانشگاه های دولتی و دیگر دانشگاه ها

از سوی دیگر دانشگاه های دولتی ترجیح می دهند افرادی را استخدام کنند که هر سه مقطع تحصیلی خود را در دانشگاه دولتی گذرانده‌ باشند و یا آخرین مدرک تحصیلی شان از دانشگاه دولتی باشد. بنابراین افرادی که در دانشگاه آزاد، پیام نور و دانشگاه های غیردولتی و یا خارج از کشور دکترای خود را گرفته اند شانس کمتری برای ورود به دانشگاه های دولتی به عنوان هیات علمی دارند و به نوعی مدارک این دانشگاه ها را از اعتبار علمی کمتری می سنجند. البته این افراد اگر در دانشگاه های خارج از کشوری که مورد تایید وزارت علوم است تحصیل کرده باشند امید بیشتری نسبت به دیگر دانشگاه ها دارند.

پیامدهای عدم جذب هیات علمی

عدم اعتماد بیشترین چیزی است که در میان قشر تحصیلکرده وجود دارد. این روی خوش قضیه است و باب شدن دکترای تقلبی، همراه با بورسیه غیرقانونی، سخت گیری در جذب و توجه به فرعیات به جای صلاحیت علمی از یکسو و پارتی بازی، سنگ اندازی،اعلام آمارهای دروغین و در نهایت تاخیر در پاسخ به نتیجه پرونده همگی باعث شده است دیگر اعتمادی وجود نداشته باشد. حال اگر کسی در این میان واقعا بر اساس لیاقت و شایستگی اش توانسته جذب هیات علمی شود زمزمه هایی از این دست را زیاد می شنود که حتما پارتی داشته، آنهم یک پارتی بزرگ در حد رئیس یا وزیر.

پایین آمدن سطح آموزشی و پژوهشی یکی دیگر از زیان هایی است که برای دانشگاه و دانشجویان وجود دارد. افرادی که صرفا برای گرفتن مدرک و نه دانش وارد عرصه های دانشگاهی می شوند و همین امر سبب خالی شدن صندلی های دانشگاه ها و مهاجرت دانشجویان و اساتید به کشور های دیگر است.

طبق آمار منتشر شده سالانه نزدیک به ۱۸۰ هزار ایرانی کشور را ترک می کنند که ایران در سال ۲۰۰۹ مقام اول را در میان ۹۱ کشور برای مهاجرت نخبگان اختصاص داد. به نقل از رادیو آلمان نتایج بررسی سالانه نام‌نویسی‌های بین‌المللی دانشگاه‌های آمریکا نشان می‌دهد در سال تحصیلی ۲۰۱۱-۲۰۱۰ حدود ۵ هزار و ۶۲۶ ایرانی در حال تحصیل در این کشور بودند. این رقم نسبت به سال تحصیلی ۲۰۰۹ - ۲۰۱۰ قبل نوزده درصد بیشتر بود و ۶۰ در صد اغلب افرادی که مهاجرت می کنند نفرات برتر المپیادهای علمی، نفرات بر‌تر کنکور و اساتید دانشگاه‌ها بوده‌اند.