بررسی روزنامه‌های صبح تهران؛ چهارشنبه ۳۰ مهر

روزنامه های امروز صبح تهران در صفحات اول خود به مرگ آیت الله مهدوی کنی پرداخته و با چاپ واکنش مقامات مختلف و مقالات افراد گونه گون نشان داده اند که جناح راست از یک ظرفیت بزرگ بی بهره شد.

ادامه واکنش ها نسبت به اسید پاشی در اصفهان، با وجود اصرار جناح تندرو به نسبت دادن آن به خارج از مرزها و مخالفان جمهوری اسلامی، همچنان بخش عمده ای از روزنامه ها را به خود اختصاص داده است.

نومیدی دها و امیدواری ها به پایان بحران هسته ای و توافق با کشورهای پنج به اضافه، موضوع اختصاص دو جناح سیاسی است. هواداران دولت و گروه های میانه رو از ابراز امیدواری درباره توافق ها می نویسند و جناح تندرو همچنان از یاس و نومیدی خبر می دهد.

اسید پاشی و آثار آن

Image caption کارتون نعیم تدین، شهروند

کامبیز نوروزی در مقاله ای در شرق نوشته: چهار حادثه اسیدپاشی از حیث میزان جریحه‌دارکردن احساسات عمومی، در نوع خود بی‌نظیر است. قربانی‌شدن چهارزن در چهار جنایت مشابه، تاثیر هراس‌آلودی بر جامعه گذاشته است. هنوز هیچ اطلاعی از جزییات این جنایات در دست نیست، تنها چیزی که در حد «فرضیه»، قابل طرح است، این است که این چهار جنایت، به‌دلیل وحدت زمانی و مکانی با یکدیگر کاملا مرتبط بوده و می‌توان آنها را در شمار جرایم سازمان‌یافته قرار داد.

به نوشته این حقوقدان از جمله خصلت‌های این جرم (اسیدپاشی) اگر به‌صورت سازمان‌یافته واقع شود، آن است که عامه مردم را در معرض تهدید و نگرانی قرار می‌دهد. زیرا ویژگی‌های آن به‌گونه‌ای است که می‌تواند همگان را در معرض خطر قرار دهد و موجی از ترس و رعب در جامعه ایجاد کند.

سعید خراط‌ها هم در مقاله ای در همین روزنامه نوشته: تهدید دختران جوان به «اسیدپاشی» با بطری آب، شوخی و تفریح جدیدی است که در بعضی شهرها رایج شده و خود، به تهدیدی اجتماعی علیه زنان تبدیل شده است. این اقدام را می‌توان الگو‌برداری نادرست از یک رفتار دانست که خودش به‌عنوان رفتار پایه (اسیدپاشی) تبعات وسیع اجتماعی دارد و می‌تواند زاینده «بحران‌ اجتماعی» باشد. تداوم چنین رفتارهایی، می‌تواند ناامنی گسترده‌ای را در سطح جامعه تولید کند.

مقاله شرق به این جا رسیده که: باید افراد و افکار عمومی بدانند که استفاده از این روش هم همان اثر «اسیدپاشی» را دارد و در جامعه رعب‌ و وحشت و ناامنی ایجاد می‌کند ضمن اینکه ممکن است این رفتار منتشر و تکثیر و در شهرهای دیگر نیز از این کار الگو‌برداری شود بنابراین، در همین آغاز ماجرا باید جلو آن گرفته شود زیرا ممکن است تعداد آن خیلی سریع افزایش پیدا کند و آرامش روانی جامعه، به‌ویژه بانوان را برهم بزند.

آمنه شیرافکن در صفحات داخلی شرق نوشته: نگاهی به تذکرهای آخر وقت نمایندگان به مقام‌های‌مسوول در روز گذشته، آدمی را به حیرت می‏ اندازد، نمایندگان انواع و اقسام مسایل را دیده‌اند، از تخلف اوقاف گرفته تا تک‌خوانی زنان و مسایل حاشیه‌ای دیگر. اما درست در روز سیاه اسیدپاشی در اصفهان و به خاک‌سیاه نشستن زندگی چهارزن جوان، هیچ صدای اعتراض و انتقادی از بهارستانی‌ها بلند نمی‌شود.

به نظر این روزنامه نگار: سکوت ۲۸۱ مرد بهارستان به کنار، اما سکوت ۹ نماینده زن درست چند روز پس از حادثه اسیدپاشی زنجیره‌ای در اصفهان علامت‌سوال بزرگی پیش‌روی مخاطبان و افکار‌عمومی ایجاد می‌کند. خانم «زهره طبیب‌زاده‌نوری» از نمایندگان نزدیک به جبهه پایداری به‌ مساله تک‌خوانی زنان اشاره کرده و به وزیرارشاد در این زمینه تذکر می‌دهد اما گویا برای ایشان و هشت‌نماینده زن دیگر هیچ سوال و پرسش و تذکری درباره فاجعه رخ‌داده در اصفهان شکل نگرفته است.

به نوشته مقاله شرق: این نخستین بار نیست که پیکان نقد به‌سوی زنان مجلس نشانه می‌رود، آنها در خیلی مسایل منفعلانه عمل می‌کنند و اغلب به‌هنگام تخلف رخ‌داده از سوی زنان از تک‌خوانی گرفته تا بدحجابی به نهادهای مسوول در این زمینه تذکر می‌دهند اما مجلس به آرامی از کنار این مساله عبور کرده، باید دید آیا زنان مجلس این‌بار آستین بالا می‌زنند و صدای اعتراضی از آنها در این زمینه خاص بلند خواهد شد یا نه؟

جبهه اسیدی

پوریا عالمی در ستون طنز شرق نوشته: آدم می‌ماند چه کار کند. از آن‌طرف بعضی‌ها مرض دارند و ترس به دل مردم انداخته‌اند و اسید می‌پاشند. آدم هم می‌ترسد بیاید توی خیابان‌های اصفهان. از این‌طرف فلان‌جا یک باران بزند، سریع می‌گویند باران اسیدی است و نروید زیر باران باز ترانه بخوانید چون پوستتان تاول می‌زند و باید بروید بیمارستان. واقعا چه‌کار کنیم؟ این طرف اسید، آن طرف باران اسیدی، محل زندگی است یا آزمایشگاه پزشکی؟ ما نمی‌دانیم.

درگذشت آیت الله

Image caption تیتر و عکس صفحه اول اعتماد

مصطفی داننده در سرمقاله ابتکار نوشت: چیزی که در پنج ماه اخیر ذهن اصول گرایان را به خود مشغول کرده، وضعیت آنها بعد از آیت‌الله مهدوی کنی است. این جریان سیاسی کشور سال‌ها به ویژه پیش از ظهور محمود احمدی نژاد و جبهه پایداری، زیر عبای زعامت آیت‌الله مهدوی کنی فعالیت می‌کردند و سخنان او را فصل الخطاب جریان راست سنتی دیروز یا اصول گرای امروز می‌دانستند. حالا با درگذشت این روحانی شناخته شده اصول‌گرا، جریان راست دچار تحولات بنیادین در رفتار و روش‌های سیاسی خود خواهد شد.

به نوشته این روزنامه: اصول گرایان طی سال‌های اخیر، چهار نیروی شناخته شده خود را از دست دادند. دونفر رخت ازسرای خاکی بربستند و دو نفر نیز از اردوگاه اصولگرایی دور شده اند. حبیب الله عسگر اولادی و آیت‌الله مهدوی کنید دار فانی را وداع گفتند، آیت‌الله هاشمی رفسنجانی و حجت الاسلام ناطق نوری که نماد مدیران اجرایی اصول گرایان بودند، به دلیل کج خلقی‌ها و کج سلیقگی‌های برخی از اعضا این تفکر سیاسی و همچنین حوادث سال ۸۸ از اردوگاه راست گرایان جدا شدند.

ابتکار با تاکید بر این که اصول گرایان بیش از هر زمان دیگر با فقدان شیخوخیت روبرو شده اند نوشته: آنها همیشه در مقاطع مختلف پرچم زعامت خود را به دست نیروی شناخته شده‌ای سپرده بودند اما درگذشت آیت‌الله مهدوی کنی، علامت سوال بزرگی در جلوی نام رهبری این جریان سیاسی ایجاد کرد.

تردید و امیدواری بر توافق ها

جوان روزنامه سپاه پاسداران در گزارش اصلی خود با عنوان «رنگ تردید بر توافق تا سوم آذر» نوشته یك هیئت كارشناسی ایرانی به سرپرستی بعیدی‌نژاد از امروز در وین دور جدیدی از مذاكرات كارشناسی را شروع می‌كند تا آن طور كه عباس عراقچی گفته اختلافات موجود بر سر «موضوعات بسیار مهم باقی مانده‌» را حل و فصل كند ولی هرچه به مهلت تعیین شده نزدیك می‌شویم، امید‌ها برای دستیابی به توافق در مهلت تعیین شده كمتر می‌شود.

به گزارش جوان، دیپلمات‌های اروپایی گفتند كه ایران در مذاكرات وین، طرح جدیدی برای توافق با طرف غربی ارائه كرده ولی مذاكره‌كنندگان غربی طرح ایران را قبول نكرده‌اند. دیپلمات‌های اروپایی می‌گویند كه هرچند ایران همچنان بر لغو كامل تحریم‌های اقتصادی اصرار دارد ولی در مذاكرات وین گفته كه حاضر است پای توافقی را كه گام اول آن برداشته شدن آخرین تحریم هایی است كه غربی علیه ایران اعمال كرده، امضا كند، تحریم هایی كه مقام‌های ایران گفته‌اند در مقایسه با تحریم‌های قبلی، بسیار مخرب‌تر هستند.

اما رضا رییسی در مقاله ای در آرمان نوشته: تحولات ژئوپلتیکی خاورمیانه این روزها روندی بس متزلزل و غیرقابل پیش بینی به خود گرفته و این سخن به هنگامه‌ای اهمیت دوچندان می‌یابد که بزرگ‌ترین چالش چند دهه‌ای میان ایران و غرب یعنی پرونده هسته‌ای به پیچ غایی و نهایی خود نزدیک شده است.

نویسنده با اشاره به شرایط سخت منطقه خاورمیانه تاکید کرده: با این اوصاف هیچ دلیل عقلانی و منطقی برای مانور بر سر پرونده هسته‌ای و بسط منازعه پیرامون آن موضوعیت ندارد. ایران اکنون به دانش و فناوری بومی هسته‌ای دست یافته و غرب هم می‌داند که این توانایی را نمی‌تواند از ایران باز ستاند. اکنون صورت مسئله بسیار ساده است، ایران برخوردار از انرژی هسته‌ای که هیچ هدف گذاری تخاصمی برای آن نداشته و آماده اعتماد‌سازی است، به عنوان یک قدرت منطقه‌ای نقش بسیار مهمی را بر عهده دارد. دشمن مشترک بدون نقش آفرینی ایران ممکن و میسر نیست.

مقاله آرمان در پایان نوشته: بعید است اختلافات شکلی و تاکتیکی بتواند بر منافع راهبردی مستتر در توافق جامع فایق آید و بازی برد- برد را که در دسترس است، از حیز انتفاع ساقط کند. تنها نکته باقیمانده در این میانه شجاعت و جسارت برای برداشتن گام نهایی است، نکته‌ای که روحانی و اوباما به نظر می‌رسد برای آن آمادگی کافی را داشته باشند.

طرح بی معنا مجلس

Image caption کارتون رضا جنگی، فرهیختگان

اعتماد در مقاله ای طرح تازه نمایندگان مجلس را برای امر به معروف و نهی از منکر به نقد کشیده و پرسیده: آیا در ۳۵ سال گذشته مردم ما فریضه امر به معروف و نهی از منكر را انجام می‌داده‌اند یا خیر؟ اگر انجام نمی‌داده‌اند، با نوشتن یك قانون كه نمی‌توان آنان را به انجام این وظیفه اخلاقی و اسلامی وادار كرد، اگر مردم این فریضه را انجام می‌داده‌اند، در این صورت باید پرسید كه مشكل كار آنان كجا بوده كه اكنون برای انجام آن فریضه اقدام به قانون‌نویسی شده است؟

نویسنده مقاله به نمایندگان مجلس توجه داده که در جوامع پیشرفته، به دلیل تراكم جمعیتی و كم شدن روابط چهره به چهره، بخش مهمی از مسوولیت‌های اجتماعی از سوی مردم به دولت منتقل شده است و دولت عهده‌دار اجرای قانون است. برای نمونه اگر كسی خودروی خود را در محل ممنوعی پارك كند، تذكر افراد عادی ممكن است موجب درگیری و نزاع شود، در حالی كه وظیفه پلیس راهنمایی و رانندگی است كه متخلف را جریمه كند. بنابراین رودررو قرار دادن افراد در جوامع جدید ممكن است عوارض بسیار ناخوشایندی داشته باشد، كه افزایش نزاع و قتل و اسیدپاشی بخشی از آن است.

مقاله اعتماد در نهایت به این پرسش رسیده مردم قرار است درباره چه رفتاری یكدیگر را امر به معروف و نهی از منكر كنند؟ آیا نهی از انجام آن رفتار در قانون آمده است یا خیر؟ اگر آمده، در این صورت مسوول اجرای آن نیز در قانون ذكر شده است و باید آن مسوول اقدام كند. اگر حكومت نمی‌تواند مسوولیت خود را به درستی انجام دهد، راهش این نیست كه این مسوولیت را بر دوش مردم بیندازد.

ایستادن پای تفکر فرهنگی دولت اعتدال

آفرین چیت ساز اوّل در سرمقاله روزنامه ایران نوشته: بیش از یک سال از گشوده شدن قفل خانه سینما می‌گذرد اما مدیران دولت روحانی در حوزه فرهنگ و هنر همچنان در تقلای گشودن گره‌های دیگری هستند که در کاروبار اهل هنر افتاده است. آخرین اظهارات وزیر ارشاد و دستیارش گواه این ماجرا است که راه عرضه محصولات و تولیدات هنری در پیچ و خم سلیقه‌ها و رفتارهای غیر قانونی گرفتار است.

نویسنده از پاسخ وزیر ارشاد به مخالفان به این نتیجه رسیده: مرزهای اندیشه اعتدال در حوزه فرهنگ و هنر بیش و پیش از سایر قلمروهای سیاسی و اقتصادی دولت تحت فشار و هجمه است. آهنگ زورآزمایی تندروها در عرصه سیاست و اقتصاد همواره دستخوش جزر و مد بوده است اما در عرصه هنر، توپخانه تندروها هیچ گاه از حمله و شلیک بازنایستاده است.

حریم خصوصی کجاست؟

Image caption کارتون پیام برومند، شرق

میرفتاح در اعتماد نوشته: علی‌الظاهر گفته‌اند و تصویب كرده‌اند كه قسمت‌های مشاع آپارتمان و وسایل نقلیه جزو حریم خصوصی به حساب نمی‌آیند. عجیب است؛ مگر كسی شك داشت؟ و مگر داخل خانه حریم خصوصی است كه بیرونش نباشد؟حریم خصوصی دیگر چه صیغه‌یی است؟ این ادا و اطوار را دیگر از كجا در آورده‌اند؟ جامعه، حمام نیست كه خصوصی، عمومی داشته باشد.

به نوشته طعنه آمیز این مقاله: این حرف‌ها جزو القائات سكولارهای از خدا بی‌خبر است كه می‌خواهند به این بهانه‌های واهی گوشه دنج و خلوتی پیدا كنند برای فسق و فجور. كتاب می‌خواهی بخوانی؟ بیا توی پارك بنشین بخوان. آنقدر بخوان تا به قول آن حكیم بزرگوار كتاب دانت پاره شود. می‌خواهی كار خیر انجام دهی؟ بیا جلوی مردم انجام بده تا لااقل چهارتا ببینند و اسمت به نیكی در برود. می‌خواهی چه كار كنی؟

در انتهای مقاله اعتماد آمده: این سوءتفاهم حریم خصوصی از اینجا ناشی می‌شود كه چون داخل چهاردیواری درشان را می‌توانند ببندند و قفل كنند، فكر می‌كنند «چهار دیواری، اختیاری» است و دور از جان هر غلطی دل‌شان بخواهد مجازند حال آنكه این در و پنجره نه به معنای حریم خصوصی بلكه برای مقابله با سرما و گرما و ورود حیوانات درنده و مار و عقرب و شیر و پلنگ است نه اینكه در را ببندی و میوه ممنوعه را ببلعی.

مطالب مرتبط