مهدوی کنی؛ سیاستمداری متفاوت در جمهوری اسلامی؟

حق نشر عکس jahannews

محمدرضا مهدوی کنی، یکی دیگر از نسل اولی های انقلاب اسلامی ۵۷ در ایران همقطاران سالخورده خود را ترک کرده است. او که در مرداد ۱۳۱۰ چشم به جهان گشوده بود، در خرداد امسال به کما رفت و صبح سه شنبه خبر درگذشتش اعلام شد.

به مناسبت درگذشت آقای مهدوی کنی دو روز عزای عمومی در سراسر ایران اعلام شده و قرار است مراسم تدفین او امروز پنجشنبه اول آبان (۲۳ اکتبر) برگزار شود.

آیت الله مهدوی کنی مانند هر سیاستمدار دیگری مورد نقد است و نظرات موافق و مخالف درباره او کم نیست. همقطارانش او را به خاطر ثبات قدم در همراهی با نظام جمهوری اسلامی و رعایت اخلاق در سیاست می ستایند.

او ریاست بر کمیته های انقلاب اسلامی را در کارنامه دارد، در سالهای آشوب و خودسری های ماموران انقلابی وقت. با این حال خود آقای مهدوی کنی در میان سیاستمداران جمهوری اسلامی به عنوان یک شخصیت میانه رو و دور از تندروی و افراط شناخته می شد.

در حوزه علم و روحانیت، آقای مهدوی کنی از نوجوانی تحصیل علوم دینی را آغاز کرد و نزد بزرگان حوزه در شهرهای مختلف درس خواند.

او با اداره دانشگاه امام صادق یک چهره علمی هم برای خود ساخته بود و شماری از مدیران، نمایندگان مجلس و صاحب منصبان علمی و سیاسی کنونی ایران فارغ التحصیلان این دانشگاه هستند. دانشگاه امام صادق از بسیاری از اساتید که طی سالهای اخیر در جمهوری اسلامی تحمل نشده اند، به مدت طولانی استفاده می کرد و رشته های علوم انسانی نظیر علوم سیاسی داشت که آیت الله خامنه ای در سال های اخیر عزم خود را برای تغییر آن جزم کرده است.

در عالم سیاست، آقای مهدوی کنی مناصب زیادی در کارنامه داشت. او که مبارزه سیاسی با رژیم شاهنشاهی پهلوی را از جوانی آغاز کرده بود، پس از پیروزی انقلاب به سرعت در مناصب مختلف حضور یافت، از وزارت کشور و نخست وزیری دولت موقت پس از کشته شدن آقایان رجایی و باهنر تا ریاست بر مجلس خبرگان در سالهای اخیر، که وقتی حضور اکبر هاشمی رفسنجانی به خاطر موضع گیری هایش در جریان اعتراضات انتخاباتی سال ۱۳۸۸ از سوی اردوگاه نزدیک به رهبری تحمل نشد، آقای مهدوی کنی جای آقای هاشمی رفسنجانی را در ریاست بر مجلس خبرگان گرفت.

به گفته بسیاری از مقامات حکومتی و غیر حکومتی، آقای مهدوی کنی همواره سعی کرد که در خط حراست و حمایت از رهبری وقت حرکت کند، چه در دوران آیت الله خمینی و چه در دوران جانشینش، آیت الله خامنه ای. محمد محمدی گلپایگانی، رئیس دفتر رهبر جمهوری اسلامی در یک مصاحبه تلویزیونی، "تبعیت آیت الله مهدوی از رهبری" را مثال زدنی خواند.

گروهی از ناظران این انتقاد را به آقای مهدوی کنی وارد می کنند که او هم تلاشی برای عملی کردن نظارت واقعی مجلس خبرگان بر عملکرد رهبری نکرد و این مجلس در دوره ریاست او هم تنها تأیید کننده بی چون و چرای اقدامات رهبری بود. آقای مهدوی کنی در واقع وظیفه مجلس خبرگان را کشف رهبری می دانست تا تعیین و نظارت بر او.

آقای مهدوی کنی با همه شهرتی که به عنوان معلم اخلاق و چهره میانه رو سیاسی داشت، در سالهای اخیر همواره در ایجاد اتحاد میان محافظه کاران یا اصولگرایان شکست خورد. او در آخرین انتخابات مجلس و در انتخابات اخیر ریاست جمهوری نتوانست وحدت مورد نظرش را در جناح اصولگرا برقرار کند. این وضع شاید بیشتر نتیجه شکل و ماهیت سیاست ورزی در جمهوری اسلامی باشد تا توانمندی یا ضعف آقای مهدوی کنی. با این حال از منظر سیاست ورزی، بسیاری از محاسبات او در عالم سیاست درست از آب در نمی آمد.

در زمان حیات آیت الله خمینی، در دوره ای که آقای خمینی اصطلاح "اسلام آمریکایی" را مطرح کرد، دوران تقابل دو جناح سیاسی بود که به مجمع روحانیون مبارز و جامعه روحانیت مبارز آن را نمایندگی می کردند. آقای مهدوی کنی در راس جامعه روحانیت مبارز بود و مهدی کروبی در راس مجمع روحانیون مبارز. آقای کروبی طی سالهای پس از بحران در انتخابات ۸۸ با نظر مستقیم آقای خامنه ای در حصر خانگی بود و در مقابل، رقیب روزهای سیاست ورزی در دوران آقای خمینی، یعنی آقای مهدوی، به ریاست مجلس خبرگان ارتقا داده شد. آقای کروبی در زمان حیات آقای خمینی بسیار به او نزدیک بود و آقای مهدوی از سوی چپ های آن زمان به "اسلام آمریکایی" متهم می شد. ولی زمانه ای رسید که جایگاه های سیاسی و نزدیکی افراد به قدرت تغییر کرد.

حالا با درگذشت آقای مهدوی کنی، جمهوری اسلامی یکبار دیگر با این سوال چالش برانگیز روبرو شده است که با رفتن نسل اولی های انقلاب، چه کسانی جای آنها را خواهند گرفت و کشتی جمهوری اسلامی را چگونه هدایت خواهند کرد. این مشکل استراتژیکی است که جمهوری اسلامی با آن دست به گریبان خواهد شد. این مشکل از مشخصات نظام هایی است که کارگزاران دیروزش یا محبوس می شوند یا خانه نشین یا منزوی و آنها که ارادت و وفاداری خود را به تمامی اثبات می کنند، تا واپسین روزهای عمر در قدرت می مانند و با رفتن آنها، پر کردن جای خالی شان بسیار سخت است چون نظام سیاسی در زمان مناسب حاضر به کادر سازی نشده است.

حق نشر عکس khamenei.ir
Image caption آیت الله خامنه‌ای و محمدرضا مهدوی کنی