بررسی روزنامه های صبح تهران - شنبه سوم آبان

روزنامه های امروز صبح تهران همچنان به اخبار و گزارش ها و مقالات علیه اسید پاشی در اصفهان پرداخته اند. روزنامه های اصولگرا بیشتر به انتقاد از رسانه های رقیب خود برخاسته و همچنن روزهای گذشته رسانه های خارج از کنترل جمهوری اسلامی و قدرت های ناشناخته خارجی را مسوول انتشار اخبار اسیدپاشی در دنیا قلمداد کرده اند.

انتشار تصمیم وزارت علوم درباره بورسیه های غیرقانونی که در دولت سابق برگزیده شده اند در نشریات متخلف انعکاس وسیعی دارد گرچه روزنامه های تندرو و مخالف دولت آن را با عنوان «کوه موش زایید» بی اهمیت دانسته اند.

ورود اولین قطار تشریفاتی گردشگران ثروتمند خارجی به ایران دیگر خبر روزنامه هاست که آن را نشانه بهبود وضعیت گردشگری و تصویر جهانی کشور دیده اند.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption تیتر و عکس صفحه اول دنیای اقتصاد

اسیدپاشی، منکر بزرگ یا کار دشمن

علیرضا بهشتی فرزند اولین رییس قوه قضاییه جمهوری اسلامی از اولین روزهای جمهوری اسلامی نقل کرده که وقتی دو روحانی سرشناس نزد وی آمده و خواستار عفو کسی شده بودند که مرتکب قتل شده بود و اصرار داشتند که وی متدین است و قصد نهی از منکر داشته آیت الله بهشتی گفته مگر کشور قانون و حکومت ندارد که کسی بتواند خودسرانه دست به چنین اعمالی بزند.

فرزند دکتر بهشتی در این مقاله که در شرق چاپ شده نوشته: در آن سال‌ها، ماجراهایی نظیر این کم نبودند. اما باید توجه داشت که در سال‌های اولیه پس از پیروزی انقلاب، ما با چیزی به‌عنوان حکومت یکپارچه و مستقر سروکار نداشتیم. نسل من به یاد دارند همه آن آشفتگی‌ها را که هر گروهی و هر کسی در گوشه‌ای از شهر و کشور بساط خودمختاری و بی‌قانونی پهن کرده بود، هرچند در مقایسه با تاریخ دیگر انقلاب‌های معاصرش، انقلاب اسلامی کوتاه‌ترین دوران هرج‌ومرج را تجربه کرد.

به نوشته این مقاله: درست است که امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر یک وظیفه اجتماعی واجب است. اما باید توجه داشت که هم معنای آن بسیار گسترده‌تر و عمیق‌تر از صورت تقلیل‌یافته‌ای است که امروزه در میان منتقدان وضعیت فرهنگی کشور مطرح است. و بیش از هرچیز با دعوت عملی و در درجه بعد دعوت زبانی مرتبط است و اعمال آن با توسل به هر درجه در ید ماموران حکومتی است که هم آموزش‌های لازم را دیده باشند، هم دارای کارت شناسایی معتبر باشند و هم مسوول و پاسخگو. در غیر این صورت، چه‌بسیار انتقامجویی‌های شخصی که تحت این عنوان انجام گیرد و جامعه به دامان هرج‌ومرج و زورمداری درغلتد.

فاطمه معتمدآریا، بازیگر مطرح سینما و تئاتر ایران، در یادداشتی کوتاه که شرق آن را منعکس کرده نوشته: هجوم وحشیانه فرد یا گروهی به چهره زنان این مرزوبوم با هر انگیزه و عقیده‌ای که صورت می‌گیرد از سوی بیماران روانی و خطرناکی است که زیبایی و امنیت چهره جامعه ایرانی را با شوم‌ترین روش‌های ضدبشری هدف گرفته‌اند.

به نوشته شرق: پیش از این چهره‌هایی همچون اصغر فرهادی، کیانوش عیاری، کمال تبریزی، لیلی گلستان، مجتبی راعی، هما روستا، زهرا اشراقی، تهمینه میلانی و... نسبت به اسیدپاشی‌های اخیر واکنش نشان داده‌ بودند.

دشمنان تابلودار

کیهان در شماره امروز خود هم همچنان بر خط تبلیغاتی خود در متهم شناختن رسانه های خارجی و مخالفان جمهوری اسلامی در بزرگ نمایی خبر اسیدپاشی ها تاکید کرده و در سرمقاله خود نوشته: شاید دشمنان تابلودار مردم و کشور در حوادث اصفهان نقش مستقیمی نداشته باشند -که با دستگیری عوامل حادثه این فرضیه نیز قابل بررسی است- اما بدون شک آنان به این قضیه به عنوان فرصتی مغتنم نگریسته و چگونگی برخورد آنها با ماجرای مذکور، به روشنی موید این ادعاست.

به نوشته این روزنامه سال‌هاست که دشمن پروژه‌های مختلفی را با موضوعیت زنان در دستور کار خود قرار داده که ظاهر همگی حمایت از زنان و حقوق آنان است. آنان به خوبی بر نقش محوری زنان در مقاطع مختلف تاریخ معاصر آگاهی دارند و در برنامه‌ای حساب‌شده، بلندمدت و چند وجهی به دنبال آن هستند که این پایه استحکام و ثبات جامعه و نظام را به تهدیدی علیه آن تبدیل کنند.

جعفر تکثیری هم در گزارش اصلی روزنامه جوان نوشته: جریانی در روزهای اخیر کوشیده ماجرای اسید پاشی را به بازی‌های سیاسی پیوند بزند و موجی از ناآرامی را در کشور رقم بزند. بر این اساس، اپوزیسیون به کمک رسانه‌های خود سه محور اصلی را در این خصوص دنبال می‌کند؛ ارائه آمار و اطلاعات غلط در خصوص تعداد قربانیان. در این محور رسانه‌های اپوزیسیون سعی می‌کنند تعداد قربانیان اسید پاشی را بیش از آمار واقعی جلوه دهند دوم اپوزیسیون و ضد انقلاب، تلاش برای گسترده جلوه دادن ماجرای اسید پاشی در کشور است.و خلاصه تلاش برای ایجاد تجمعات غیر قانونی و اعتصاب در کشور است.

روزنامه سپاه پاسداران شاهد آورده که: یک روز پس از اوج‌گیری اخبار در خصوص وقایع اسید پاشی، پیام‌هایی در شبکه‌های اجتماعی دست به دست می‌شد که از مردم شهرهای مختلف دعوت می‌کرد تا در اعتراض به این موضوع دست به تجمع و اعتصاب بزنند. محور چهارم در خصوص این پروژه تلاش برای ادامه‌دار کردن اعتراضات و به دنبال آن یافتن بهانه‌های جدید برای ایجاد ناآرامی است.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption تیتر و عکس صفحه اول جهان صنعت

مریم باستانی در سرمقاله جهان صنعت ضمن تحسین از فعالیت های وزیر بهداشت نوشته: مطبوعات و مردم به خوبی می‌بینند و می‌دانند کدام مسوول دولتی در بحران‌ها همراهشان بوده و کدام‌یک فقط حرف زده بدون آنکه اقدام موثری انجام دهد. حضور دکتر ‌هاشمی در بالین قربانی اسیدپاشی اگرچه از نفرت مردم از مسببان این حادثه کم نکرده و از خواست اصلی آنها برای معرفی و برخورد با مسببان این حادثه تلخ نکاسته اما مرهمی براین زخم بوده است.

به نوشته سرمقاله جهان صنعت: نسخه‌پیچی‌های چند ماه اخیر نتیجه مثبت خود را هنوز نشان نداده اما فقط می‌شنویم و می‌خوانیم که برای افزایش کیفیت زندگی تصمیم‌گیران اقتصادی برنامه می‌نویسند. کسی مسوولیت دلجویی از سرپرست خانواری که به دلیل «رکود» کار خود را از دست داده، نمی‌پذیرد و به خانواده‌ای که دغدغه نان شب دارد- نمادین هم که شده- سر نمی‌زند، این کارهاست که آرامش را به جامعه برمی‌گرداند. کاش مسوولان اقتصاد کشور هم کمی مثل «هاشمی» کابینه باشند.

بورسیه های غیرقانونی

رضا منصوری در مقاله ای در ایران روزنامه دولت نوشته: بورسیه‌های غیرقانونی موضوع جدیدی نیست و قبل از دولت یازدهم نیز در جامعه دانشگاهی مطرح بوده است و موارد بسیاری شناخته شده بود و دانشگاهیان آن را می‌دیدند اما در سطح دولت و وزارت علوم منعکس نمی‌شد. فشار در فضای دانشگاه‌ها هم آن قدر بود که دانشگاهیان در مقابل این تخلفات آشکار سکوت کنند. به عنوان نمونه در یکی از دانشگاه‌های معتبر اطلاع پیدا کرده بودیم که ۱۷۰ نفر را بدون طی کردن مراحل و ضوابط قانونی و بدون کار تحقیقاتی و شایستگی علمی بورسیه کرده‌اند و همین موضوع بشدت دانشگاهیان را نگران کرده بود.

به نوشته این استاد دانشگاه صنعتی شریف: اما حالا که وزارت علوم این تخلفات را در فضای آرام سیاسی بدون توجه به وابستگی‌های سیاسی مطرح کرده، بسیار برای جامعه دانشگاهی مطلوب است. اگر بر فرض در دوران جنگ فرماندهان بر اساس وابستگی حزبی، فامیلی و قومی و بدون توجه به آنکه فرماندهان چه وظیفه مهمی در جنگ دارند انتخاب می‌شدند چه بر سر سربازانی می‌آمد که از اوامر این فرماندهان پیروی می‌کردند و جنگ به چه سرنوشتی دچار می‌شد.

مقاله روزنامه دولت ابراز تعجب کرده که چرا کمیسیون آموزش مجلس در این سال‌ها واکنش نشان نداد و حتی در ماه‌های اخیر که دکتر فرجی دانا این مسأله را پیگیری می‌کردند واکنش منفی نشان دادند. باید توجه داشته باشیم که اگر فرزندانمان را به این مسئولان دانشگاهی بسپریم که شایستگی لازم را نداشته باشند با این کار نسلی را که باید آینده ساز کشور باشند در معرض خطر قرار می دهیم.

جعفر کامبوزیا نماینده پیشین مجلس در مقاله ای در شرق با اشاره به تحقق وعده رییس جمهور که گفته بود بورسیه های غیرقانونی را پی خواهد گرفت نوشته: از امار تازه می‌توان نتیجه‌گیری کرد که بالای ۶۵درصد از سه‌هزارواندی بورسیه بررسی‌شده دارای تخلف روشن هستند. آنچه نگارنده در دانشگاه شهیدبهشتی مشاهده کرده است در مصاحبه‌های علمی مقطع دکترا- باوجود اینکه در برخی رشته‌ها، رتبه‌های یک تا ۲۰ به‌مصاحبه راه پیدا کرده‌اند- انتخاب به سختی صورت می گیرد.

این استاد دانشگاه افزوده: فرض کنید سه‌هزارنفر از تسهیلات بورس که باید در اختیار بهترین‌های علمی کشور قرار گیرد، به شکلی غیرمنطبق با قانون بهره گرفته باشند. اگر افراد مذکور تحصیلات خود را به هر شکلی تمام کنند و جذب دانشگاه‌ها شوند سرنوشت تولید علم در دانشگاه‌ها چه خواهد شد. از دوران گذشته؛ مرسوم بود که اعضای هیات‌علمی دانشگاه‌ها با همه سختی‌ها و فرازونشیب‌ها، مانع تسری ناهنجارها و تخلفاتی که در سطح جامعه می‌بینیم به کادر هیات‌علمی و دانشجویان دانشگاه‌ها می‌شدند. این روند در هشت‌سال دولت احمدی‌نژاد به‌شدت زیرسوال رفت.

به نوشته مقاله شرق در دوران دولت پیشین اساتید شاخص با سطح علمی عالی، یا بازنشسته می‌شدند یا شرایطی برای آنها ایجاد می‌شد که عطای ماندن را به لقای آن ببخشند. سوال ما این بود که چه اصراری دارند اساتید را در سن اوج بهره‌برداری مفید، از ادامه تدریس بازدارند؟ به جرات می‌توان گفت سنین بین ۵۰ تا ۶۰ سالگی اوج شکوفایی اساتیدی است که علم را می‌فهمند و می‌توانند دانش تولیدکنند و آن را انتقال دهند. ولی آنها در پاسخ به ما می‌گفتند که بنای جذب «نخبگان جوان» را دارند و حالا معلوم شد منظور آنها از جذب این نخبگان، چه بوده است!

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption تیتر و عکس صفحه اول فرهیختگان

علیرضا خانی در سرمقاله روزنامه اطلاعات نوشته: استفاده از رانت‌های مالی توسط دولت‌ها، برای نزدیکان یا منسوبان خود، شاید تنها هزینه‌‌اش ضرر به بیت‌المال باشد اما بی‌پروایی در اعطای رانت‌های اینگونه، علاوه‌بر خسارت به بیت‌المال می‌تواند عواقب وخیمی برای آینده کشور داشته باشد. تصور این‌که سکانداران علمی کشور در آینده، کسانی باشند که از ضریب هوشی و سطح دانش کمتر از متوسط برخوردارند و صرفاً به خاطر نزدیکی به افراد یا گروه‌هایی، توانسته‌اند به این مناصب دست یابند، دشوار است.

به نوشته سردبیر این روزنامه: همانطور که پدیده پایان‌نامه فروشی که فغان و فریاد رئیس جمهوری را هم برآورده است، شلاقی بر گرده علم و دانشگاه است و گویی کسانی با هم همدست و همداستان شده‌اند تا حیثیت و اعتبار نظام آموزش عالی کشور را ـ که حاصل دهها سال خون دل استادان بزرگ است ـ یکسره زایل و تباه کنند.

سرمقاله اطلاعات نتیجه گیری کرده: آنچه در اطلاعیه وزارت علوم تحت عنوان «حداکثر اغماض» آمده است، معنایی ندارد، چه، وزارت علوم نباید و نمی‌تواند نسبت به کسانی که از موقعیت خود سوء استفاده کرده و مهمتر از آن، اعتماد مردم به حاکمیت را خدشه‌دار کرده‌اند، با حداکثر اغماض برخورد کند. در این میان اتفاقاً آنها که اصول‌گرای واقعی‌اند باید بر مجازات کسانی که به بنیاد اعتماد مردم به نظام آسیب‌زده و حیثیت دستگاه دولتی را زیر سئوال برده‌اند، بیشتر تأکید و پافشاری ‌کنند.

جای خالی هنر ایرانی در عزاداری مُحرم

سعید برآباد در گزارشی در شرق با اشاره به این که: فردا که بیاید محرم است نوشته: چندشهر مهم ایران از اصلی‌ترین تولیدکنندگان لوازم و ادوات مراسم‌های عزاداری هستند. اما اینک بازارشان کساد است و این کسادی نه به‌دلیل کمبود جنس است و نه قیمت‌های بالا، برعکس آنچه هرسال از رونق این بازار می‌کاهد، تولیدات کشورهای همسایه است که با قیمت‌های فوق‌العاده کم‌ و کیفیت کمتر، جای جنس اصل را گرفته‌اند.

نویسنده سپس از قول یک مرد که پنجاه سال است بی‌وقفه در دستگاه اباعبدالله، زحمت آهنگری و سیاه‌قلم گل‌های علم را کشیده. «حاج‌جواد ماه‌بین‌خالص»، خادم افتخاری حرم‌ امام‌رضا در پاسخ این سووال که سود سیاه‌فروشی چینی به جیب چه‌کسانی می‌رود گفت «قیمت هرکیلو ورق آهن داخلی را در نظر بگیرید، من به شما می‌گویم که مرغی که چینی‌ها از این میزان آهن درست می‌کنند تا برسد به دست مشتری‌اش در ایران، یک‌سوم قیمت آهنش تمام می‌شود، چرا؟ چون ضایعات است! آهن‌قراضه را آب می‌کنند، مرغ علم می‌سازند، کجا در مراسم‌های ما از مرغ بی‌کیفیت استفاده می‌شد؟

در آخر مقاله شرق آمد که: صنعتگر برگزیده کشور یک‌بار از یک توریست چینی شنیده که کارخانه‌های ذوب فلز در چین شبانه‌روزی فعالیت می‌کنند و هر شیئی را حتی اگر نمونه‌اش را نداشته باشند، با یک نرم‌افزار، ۲۴ساعته به تولید انبوه می‌رسانند و این داغی است روی دل مردی که نه‌تنها با این روند تولید، مشکل اقتصادی دارد بلکه دلش رضا نمی‌شود چنین جنس بی‌کیفیتی در دستگاه امام‌حسین باش.

میراث فرهنگی چه کار می‌کند؟

میترا زمانی در ستون طنز جهان صنعت نوشته: یعنی ما یک میراث فرهنگی داریم که نقشش در پاسداری از اماکن ملی یک جورهایی مثل نقش ارتش ترکیه لب مرز کوبانی است‌! نگاه می‌کنند و اظهار تاسف می‌خورند‌! چند روز قبل در شیراز خانه ثبت شده حلی‌ساز، به دست افراد ناشناس تخریب شد‌! دوستان میراث فرهنگی هم ناراحت شده‌اند و قضیه را گزارش کرده‌اند‌!

به نوشته این طنزنویس: در روزهای گذشته خانه پورنواب که یکی دیگر از خانه‌های تاریخی است، هم تخریب شد و دوستان میراث فرهنگی ضمن جویدن ناخن‌هایشان از خشم از این قضیه شکایت کردند‌! یعنی مثل آن دورانی که آرتیست فیلم فارسی دیگر خودش با آدم بدها درگیر نمی‌شد و می‌رفت آژان خبر می‌کرد دوستان میراث فرهنگی هم تنها کاری که بعد از نابود شدن دو خانه ارزشمند ملی ازشان برآمده این بوده که آژان خبر کنند‌!

در پایان ستون جهان صنعت آمده: یعنی در نهایت احترام اگر پاسداری از این دو تا خانه را به عتیقه‌چی‌ها هم سپرده بودند احتمالا این دو تا خانه الان سرجایشان حضور داشتند‌!

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption کارتون فرهاد بهرامی، فرهیختگان

مطالب مرتبط