بررسی روزنامه‌های صبح تهران؛ دوشنبه پنجم آبان

روزنامه های امروز صبح تهران همچنان موضوع بورسیه های غیرقانونی را در صدر اخبار خود نگاه داشته اند، در حالی که روزنامه های جناح راست و تندرو، همچنان در دفاع از عملکرد دولت احمدی نژاد، افشاگران ماجرای بورسیه های غیرقانونی را به جنجال متهم می کنند.

ادعای حضور سردار سلیمانی در صحنه جنگ علیه داعش و فتوحاتی که در آزاد سازی یک شهر به دست آورده تیتر اصلی روزنامه کیهان است که در عین حال به رسانه های خارجی و داخلی و حتی صدا و سیمای جمهوری اسلامی تاخته که چرا این فتوحات را منعکس نمی کنند.

حق نشر عکس na
Image caption تیتر و عکس صفحه اول کیهان

سلیمانی با عملیات عاشورا ائتلاف ضد داعش را تحقیر کرد تیتر بزرگ صفحه اول کیهان است که در آن نوشته: نیروهای ارتش عراق با حمایت نیروهای مردمی و عشایر در یکی از بارزترین و بزرگ‌ترین عملیات نظامی خود توانست بطور کامل بر شهر «جرف الصخر» و اطراف آن تسلط یابد و پرچم گروهک تروریستی داعش را از ساختمان‌های شهر پایین کشد.

در متن گزارش این روزنامه آمده: در عملیات «عاشورا» که منجر به آزادسازی دروازه بغداد، نجف و کربلا شد، ۴۰ نفر از نیروهای آموزش‌ دیده داعش و بیش از ۲۰۰ عنصر میدانی این گروهک تکفیری تروریستی به هلاکت رسیدند و ۲۳۰ کارت نیروهای نفوذی آنها کشف و لیست رابط‌های داعش برای ۱۳۶ بمب‌گذاری نیز افشا شده است.

کیهان در عین حال در سرمقاله خود از رسانه های مختلف و حتی صدا و سیما گلایه کرده که چرا خبر فتوحات سردار سلیمانی را منعکس نکرده بلکه طبق دستورعمل آمریکایی همان طور که رسانه های مجازی و شبکه های ماهواره ای عمل کرده اند و خبر از ناموفق ماندن جبهه مقاومت در برابر داعش داده اند.

به نوشته این روزنامه: عده‌ای در داخل کشور گمان کردند که داعش به دروازه‌های بغداد نزدیک شده است این در حالی است که داعش طی دو ماه اخیر در کل عراق تنها در یک منطقه کوچک تحت عنوان «هیت» در شمال غرب شهر رمادی سیطره پیدا کردند. فاصله این نقطه تا بغداد دست کم ۱۰۰ کیلومتر بود.

به نوشته کیهان همین الان وقتی وضعیت مناطق غربی عراق را با دقت بررسی می‌کنیم درمی‌یابیم که در فاصله خرداد- که داعش حرکت برق‌آسای خود در سه استان غربی عراق را انجام داد- تا امروز حداقل دوسوم از مناطق از سیطره داعش خارج شده است. غرب و رسانه‌های آن و عوامل منطقه‌ای غرب و دنباله‌های داخلی آنان در ایران این حقیقت شگرف را گزارش نمی‌کنند چرا که لازمه گزارش آن این است که همه بفهمند جبهه مقاومت و انقلاب اسلامی ایران از چه قدرت عجیبی برخوردار است.

فرصت طلایی حل مشکلات

مهدی روزبهانی در سرمقاله ابتکار نوشته: یازده سال گذشت و حالا کمتر از یک ماه به پایان فرصت طلایی حل مناقشه هسته ای باقی مانده است. ضرورت درک این فرصت که سایه افراطیون داخلی و خارجی بر آن سنگینی می‌کند در عوامل مختلفی نهفته است که بعد از یازده سال در کنار هم جمع شده اند تا برای همیشه حق هسته ای ایران را با مشروعیت جهانی حفظ کند.

مسئله هسته ای ایران بعد از یک دهه کشمکش و هزینه در برهه ای از زمان قرار گرفته که حتی مخالفان سرسخت این حق که روزی پرونده هسته ای ایران را به شورای امنیت سازمان ملل بردند؛ با تحرکی فزاینده به دنبال دست یابی به توافق نهایی در موعد مقرر یعنی پایان مهلت توافق موقت ژنو هستند. دستگاه سیاست خارجه آمریکا و همچنین اوباما رئیس جمهور این کشور در هفته های اخیر به طرق مختلف از “فرصت طلایی" مذاکره سخن گفته و خواستار توجه به این موضوع شده اند.

ابتکار در نهایت نوشته: البته این ابراز خوش بینی جان کری ناشی از شرایط فراهم شده برای آمریکاست که اوباما را در پیچی سیاسی قرار داده است تا با متوسل شدن به حل پرونده سنگین هسته ای ایران بخشی از مشکلات سیاسی خود را حل کند.

از طرفی خاومیانه به مرکز نگرانی های جهانی تبدیل شده است و حالا هر سیاستمداری برای جلب نظر افکار عمومی جهان هم که شده ترجیح می‌دهد بر خلاف دهه های قبل، به دنبال حل مناقشات و استقرار آرامش در این منطقه باشد.

قیمت نفت فعلا برایمان مهم نیست

رضا زندی در مقاله ای در شرق نوشته: سقوط قیمت نفت حوالی ۸۵ دلار در هر بشکه، دولت را نگران کرده است. برای اقتصادی که مدت‌ها زیر چتر رکود تورمی زندگی کرده و بودجه‌اش نفت صددلاری لازم دارد، سنت - سنت قیمت نفت مهم است. وقتی بخش بزرگی از درآمدهای بودجه تحت تحریم نفتی ایران، از محل فروش نفت‌خام و مایعات نفتی و گازی تامین می‌شود، معلوم است که آقای‌رییس‌جمهور باید برای بررسی بازار نفت جلسه ویژه تشکیل دهد؛ جلسه‌ای که هفته گذشته برگزار شد. دولت سر به کدام راه بگذارد؟ مردم برای چه شرایطی آماده باشند؟

نویسنده کارشناس نفت تاکید کرده: ایران با صادرات روزانه بیش از یک‌میلیون‌بشکه نفت‌خام، بازیگر موثری در بازار نفت نیست، حتی اگر صادرات میعانات گازی را هم به آن بیفزاییم. قبل از اعمال تحریم‌ها ایران روزانه حدود دومیلیون‌ و ۵۰۰‌ هزاربشکه نفت صادر می‌کرد. امروز حتی با دورزدن تحریم‌ها نیمی از این مقدار را هم صادر نمی‌کند. پس هرگونه کاهش عرضه نفت از سوی ایران، به منظور افزایش قیمت‌های نفت، تنها به بیرون‌رفتن بیشتر ما از بازار منتج می‌شود. بازار آنقدر نفت مازاد دارد که به‌راحتی می‌تواند کاهش تولید نفت ایران را جبران کند.

مقاله شرق به این جا رسیده که: وقتی کشوری به هیچ‌وجه آمادگی ندارد از تولید نفتش بکاهد تا قیمت نفت رو به بالا شود، نمی‌تواند دیگر اعضای «اوپک» را به جلسه اضطراری فرابخواند چرا که در آن نشست باید اولین‌نفری باشد که از بشکه‌های نفتش کم می‌کند. زنگنه این بازی را به‌خوبی می‌داند. از این‌روست که حتی اگر قیمت نفت به۲۰ دلار هم برسد، ایران تولید نفتش را تا کسب سهمیه‌های قبل از تحریم افزایش خواهد داد. پس درخواست جلسه اضطراری «اوپک» از جانب ایران کاملا منتفی است.

جنجال بورسیه های احمدی نژادی

حق نشر عکس na
Image caption تیتر و عکس صفحه ایران

روزنامه های امروز همچنان به مساله بورس های غیرقانونی پرداخته اند. در حالی که نشریات اصولگرا و تندرو از خط و نشان ها برای سومین وزیر پیشنهادی علوم خبر می دهند و گزارش مربوط به بورسیه های غیرقانونی را جنجال سازی می دانند سرپرست وزارت علوم به دفاع از عملکرد این وزارت خانه پرداخته و تاکید کرده که بیش از سه هزار بورسیه غیرقانونی وجود دارد که دولت بدون افشای نام آن ها کوشیده تا با تسامح با آنان روبرو شود.

جعفر توفیقی وزیر سابق در مقاله ای در روزنامه ایران نوشته: مدیران وزارت علوم صرفاً براساس تکلیفی که از ناحیه دولت احساس می‌کنند، آسیب‌ها و چالش‌های وزارت را ارزیابی و گزارش کرده‌اند. خوشبختانه تا به امروز عکس‌العمل‌هایی که نسبت به رفع بی‌قانونی در قضیه بورسیه نشان داده شده مثبت بوده و حتی تعدادی از نمایندگان مجلس با وزارت علوم همصدایی داشتند و تأکید کردند که حتماً تکلیف این موارد تخلف باید روشن شود.

سرپرست سابق وزارت علوم تاکید کرده: آن ها که مخالف با ادامه بررسی بورسیه‌ها هستند، شاید تصور می‌کنند که وزارت علوم دنبال اهداف سیاسی است در حالی که اگر بیطرفانه و منصفانه در پرونده بورسیه نگاه شود، چاره‌ای جز پذیرش بررسی‌های وزارت علوم نخواهند داشت. آنچه مسلم است در این موضوع، مجلس و دولت باید وحدت نظر داشته باشند تا تخلفات به‌طور ریشه‌ای بررسی و با خاطیان برخورد شود.

صادق زیباکلام هم در مقاله ای در روزنامه دولت نوشته: دست کم یک چهارم بورسیه‌های اعطایی در دور دوم دولت آقای احمدی‌نژاد درست نبودند. حتی با اینکه وزارت علوم دولت دوم احمدی‌نژاد ضوابط را به گونه‌ای تغییر داده بودند تا به کسانی که خودشان می‌خواستند، بورس تعلق گیرد، معذلک در مواردی همان ضوابط شکسته و بسته خودشان را هم دستکاری کردند. اگر هیچ‌کس نداند، اتفاقاً مسئولان وزارت علوم دولت دهم نیک می‌دانند که چگونه بورس ادامه تحصیل در مقطع دکترا به «دوستان» واگذار کردند.

این استاد دانشگاه با این وجود تاکید کرده که: برخلاف تصور بسیاری مناقشه با دکتر فرجی دانا اساساً بر سر بورسیه‌های غیر‌قانونی نبود. فرجی دانا چهار گناه کبیره مرتکب شده بود که به واسطه آن تندروها استیضاح او را طراحی کردند. گناه اول آن بود که وی فضای سکوتی را که بعد از حوادث خرداد ۸۸ در دانشگاه ها حاکم شده بود تا حدود زیادی تغییر داد و خیل عظیم دانشجویانی را که «ستاره‌دار» و از تحصیل محروم شده بودند شروع به وارد کردن به دانشگاه کرد.

به نوشته مقاله روزنامه ایران: وزیر استیضاح شده علوم استادانی را که بازنشسته اجباری شده و اخراج یا ممنوع‌التدریس شده بودند مجدداً دعوت به همکاری کرد و برای همین رؤسای دانشگاه‌‌ها از استادان دانشگاه‌ها نظرسنجی کرد. از دید تندروها این اقدامات چهار گناه نابخشودنی بودند و به همین خاطر هم فرجی‌دانا را استیضاح کرده و به وی رأی کبود دادند.

این جا تهران است؟

حق نشر عکس na
Image caption کارتون محسن اسدی، جهان صنعت

جمال هادیان طبایی در گزارشی در اعتماد از گذری بر منطقه پانزده تهران خبر داده و نوشته: آنچه بیش از همه من و جمع تهرانگردان را متاثر و متالم کرد حضور در میان مردمی بود که معضلی به نام فقر با همه ابعادش چون اعتیاد، کارتن‌خوابی، سوء‌تغذیه، بیماری و عدم امنیت بلای جان‌شان شده بود. مردمی در دل بافت متراکم و فرسوده که گویی فراموش شده‌اند و حتی زباله‌های خیابان‌ها و کوچه‌های‌شان هم دیر به دیر جمع می‌شود. چراغ‌های معابرشان مدت‌هاست خاموش شده و تعویض نمی‌شود و اعتیاد و ناامنی عذاب‌شان می‌دهد.

به نوشته این گزارشگر: باور نمی‌کردیم که اینجا تهران است و قلب تپنده ایران اسلامی. ما در آنجا کوچه‌های تنگ و کثیف بسیاری دیدیم که ساکنان بسیاری از خانه‌های آن معتادان یا موادفروشان بودند. ما در اینجا ساختمان‌های فرسوده‌یی را مشاهده کردیم که در هر اتاق آن یک یا چند نفر معتاد زن یا مرد مستاجر بودند و عجیب‌تر آنکه کودکانی گاه پنج یا شش ساله در کنار مادر یا پدر معتاد و در حال مصرف مواد خود، بازی می‌کردند و به همین دلیل در این سن یا اعتیاد دارند یا در حال گرفتار شدن به این بلای خانمانسوزند.

به گزارش اعتماد: کارتن‌خواب‌هایی را دیدیم که در کوچه‌ها، پارک‌ها و حتی کف جوی‌های پر از آلودگی روز را به شب و شب را به روز می‌رسانند و گاه در اثر سرما، گرما یا فشار آب در داخل جوی‌ها و مسیل‌ها جان می‌دهند. کودکان و نوجوانان بسیاری که در این مکان‌های فاسد در حال بازی با سرنگ آلوده والدین معتادشان هستند و زنان و دختران بیچاره‌یی که از ترس گرفتار شدن به دام اراذل جرات خروج از خانه را ندارند. چندهزار خانه فرسوده ۳۰،۴۰ چهل متری در این منطقه در حال فروریختن بر سر ساکنان‌شان هستند و با کوچک‌ترین لرزه‌یی فاجعه خواهند آفرید.

دومین خانه ویران شد

وحید معتمدنژاد در مقاله ای در اعتماد خبر داده: دومین اثر هم از خانه‌های تاریخی شیراز در اثر جهل فرهنگی و تعصب بیجا در محدوده اثری مذهبی تخریب شد و مهر بی‌کفایتی را بر پیشانی دست‌اندرکاران این تخریب جاهلانه به جا گذاشت. این روزها تخریب نه‌تنها در سیمای انسانی روی می‌دهد که تاریخ سرزمین کهن ایران را نیز نشانه رفته تا سندی بر امحای فرهنگ زرین این دیاربر اثری ثبت شده تاریخی و آن هم با غرض ثبت شود.

نویسنده به طعنه نوشته: شکایت به که بریم که صدالبته بردند و بردیم تا مانع از این تخریب شوند و نشد؟! و شبانه و سحرگاه به جان بی‌جان خانه‌یی تاریخی افتادند که کم از جان گرفتن به وقت سحر نیست. زبان قاصر است و قلم نابیان و قدم ناتوان. چه بر سر تاریخ این دیار می‌آید آن هم زمانی که به سیاست، قصد در صدور فرهنگ داریم؟ و به اقتصاد، قصد در شکوفایی آن؟ چه بر سر تاریخ این دیار می‌آید زمانی که ما را متهم به بی‌فرهنگی در جوامع مترقی امروزی می‌کنند در حالی که خود ثابت می‌کنیم «فرهنگ‌زدا» هستیم. حال که هیچ کس پاسخگو نیست، پس شلاق اتهام و مجازات را به سوی کدام دست فرود آوریم که نشانه عبرت دیگران باشد؟

مقاله اعتماد بدین جا رسیده که: اگر سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری به بزرگی نامش که اصالت فرهنگ ایران را یدک می‌کشد، هیچ گونه ضمانت واعتبار اجرایی ندارد، پس گردشگر را با هزار بوق و کرنا بر «سفره‌یی تهی از تاریخ» دعوت نکنیم که بر ناداشته‌های سفره فرهنگی‌مان خجل شویم و بیهوده وقت و سرمایه تلف کنیم، همچنین راهنمای گردشگری را به تحریر در نیاوریم که فقط در نوشته و تصویر به گردشگر، خاطرات تاریخ فرهنگ ما را گوشزد کرده و لمس آن را به خیال و رویای او بسپریم!

بی تفاوت یا مسوولیت پذیر

حق نشر عکس na
Image caption کارتون حسن کریم زاده، شهروند

پدرام ابراهیمی در ستون طنز شهروند پرسیده: مسئولان کشورهای مختلف در مقابل مشکلات و معضلات چه می‌کنند؟ مثلا گزارش شده که در شیر و لبنیات کشور فقط از شیر استفاده نمی‌شود و - خدا را شکر - تمام املاح و مواد در آن موجود است.

ژاپن: مسئول مربوطه خودکشی می‌کند. در بقیه دنیا چی؟

آمریکا: رئیس‌جمهور، طرح «مبارزه با همه‌چیز در شیر به جز شیر» را به کنگره می‌برد ولی اعضای کنگره که همه از شیر خارجی استفاده می‌کنند شعار: «تا آخرین قطره شیرمان می‌جنگیم» سر می‌دهند.

چین: اقدام به تولید شیر مصنوعی از خرده‌شیرهای برگشتی مغازه‌ها می‌کند.

کره‌شمالی: روزنامه رسمی کشور عکسی از پیشوا چاپ کرده که دارد درحال لبخند زدن شیر می‌نوشد ولی درواقع درون لیوان دوغ است. یاد عکاس گرامی، راهش پررهرو باد.

سومالی: به چه چیزهایی می‌گویید مشکل!

ایران: مشکل را ریشه‌ای حل می‌کنند. (می‌گردند ببینند کدام خبرنگاری این دروغ‌ها را تحویل ملت داده و ذهن مردم را مشوش ساخته. اگر لازم شد اینترنت را هم کند – کندتر - می‌کنند تا آرامش کاملا به جامعه برگردد)

مطالب مرتبط