آیا سایه امام حسین بر امام حسن در سیاست ایران ابدی است؟

بیلبورد محرم حق نشر عکس a
Image caption بیلبورد "شمر زمانه ات را بشناس" که در خیابان‌ها نصب شده و گویی گفتگو با آمریکا را به مذاکره با قاتلان امام حسین تشبیه می‌کند

ایام عزاداری تاسوعا و عاشورای امسال در حالی فرا رسیده که مهلت مذاکرات هسته ای ایران، رو به پایان است. این همزمانی باعث شده تا رد پای پرونده هسته ای، در بسیاری از مراسم یا تبلیغات مرتبط با محرم قابل تشخیص باشد: از انتقادات برخی سخنرانان و مداحان از "هواداران سازش با دشمن" گرفته تا نصب گسترده بیلبوردهایی که تلویحا، گفتگو با آمریکا بر سر پرونده هسته ای را به مذاکره با قاتلان امام حسین تشبیه کرده اند.

استفاده از مفاهیم مرتبط با عاشورا برای اعلام موضع در عرصه سیاست، اتفاق جدیدی نیست و معمولا نیز، به صراحت مورد تاکید رهبران جمهوری اسلامی قرار داشته است. آیت الله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی ایران، سال گذشته در سخنانی در جمع اعضای "هیات رزمندگان اسلام" گفت: "هرکس علاقه‌‌مند به امام حسین است، یعنی علاقه‌‌مند به اسلام سیاسی است... اینکه آدم در یک مجلس روضه یا هیات عزاداری مراقب باشد که نبادا وارد مباحث اسلام سیاسی بشود، این غلط است."

اما شاید آنچه نوع استفاده سیاسی محافظه کاران حاکم از مراسم محرم امسال را ویژه می کند، آن است که جمهوری اسلامی ایران، در آستانه دستیابی یا عدم دستیابی به توافق بر سر یکی از پرهزینه ترین پرونده های دوران حیات خود قرار دارد. پرونده ای که مذاکره بر سر آن، در بیش از یک سال گذشته، به دنبال زمینه سازی هایی جدید با استفاده از "کلید-واژه های مذهبی" صورت گرفته است.

رجوع به تجربه "صلح امام حسن" از جمله همین زمینه سازی ها بوده است. رجوعی که گویی بسیاری از معتقدان به جمهوری اسلامی را در مقابل پرسشی مشخص قرار داده است: اینکه حکومت ایران، باید در ارتباط با پرونده هسته ای صلح امام حسن را الگو قرار بدهد یا سازش ناپذیری امام حسین را؟

سایه قیام امام حسین بر صلح امام حسن

انقلابیونی که پس از استقرار جمهوری اسلامی در ایران به قدرت رسیدند، از همان ابتدا کلمه "سازشکار" را به عنوان فحش به کار بردند و طبیعتا، تجربیاتی از نوع صلح امام حسن، جزو بخش های منتخب آنها از تاریخ اسلام نبود. رسانه های جمهوری اسلامی معمولا از "ویژگی های اخلاقی" امام حسن، در مناسبت هایی همچون سالروز تولد یا وفات او تمجید کرده اند، ولی علاقه ای به رفتار سیاسی او نشان نداده و اگر هم این کار را انجام داده اند، از این زاویه بوده که چطور "خیانت" پیروانش، او را به صلحی ناخواسته وا داشته است.

این در حالی است که در مقابل، زندگی سیاسی امام حسین، همواره در کانون تبلیغات حکومتی در جمهوری اسلامی ایران قرار داشته است. امامی که حاضر به سازش با دشمنان نشد و به قیمت جان خود و نزدیکانش با آنها جنگید، همواره به عنوان نماد مورد اشاره قرار گرفته و رفتار او، موضوع کتاب ها، سخنرانی ها و گردهم آیی های مذهبی و سیاسی بیشماری بوده است.

امام حسین به عنوان نماد مبارزه، معمولا در سخنرانی ها و پیام های آیت الله خامنه ای نیز حضور بسیار برجسته ای داشته است. وی حتی در یک سخنرانی خبرساز در اول اردیبهشت ۱۳۷۹، صراحتا تجربه این امام را در جایگاهی فراتر از تجربه برادر او نشاند: "امروزه نه آمریکا و نه بزرگتر از آمریکا قادر نیستند حادثه‌ای مثل حادثه صلح امام حسن را بر دنیای اسلام تحمیل کنند. اینجا اگر دشمن زیاد فشار بیاورد، حادثه کربلا اتفاق خواهد افتاد."

رهبر جمهوری اسلامی پیش از آن، سال ۱۳۷۹ را به نام امام اول شیعیان، "سال امام علی" نامیده بود؛ اقدامی که این تصور را ایجاد کرد که قرار است سال بعد به نام امام دوم شیعیان، "امام حسن" نامید شود. اما شاید برای اجتناب از سوء برداشت های حاصل از این نامگذاری بود که آیت الله خامنه ای سال ۱۳۸۰ را نیز "سال امام علی" نام گذاری کرد. حتی سال بعد نیز نوبت به امام حسن نرسید و رهبر ایران برای نامگذاری سال ۱۳۸۱، با صرف نظر کردن از دومین امام، به سراغ امام سوم شیعیان رفت و آن سال را "سال عزّت و افتخار حسینى" نامید.

پیش از آیت الله خامنه ای، زمانی آیت الله خمینی -در پاسخ به تلاش های انجام شده برای میانجیگری بین ایران و عراق در جریان جنگ- گفته بود: "آن صلح تحمیلی که در عصر امام حسن واقع شد و آن حکمیت تحمیلی که در زمان امیرالمؤمنین واقع شد، هر دویش به دست اشخاص حیله‌گر درست شد . این ما را هدایت می‌کند به اینکه نه زیر بار صلح تحمیلی برویم و نه زیر بار حکمیت تحمیلی".

تصریحی که مشخصا، دو سال قبل از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ صورت گرفته بود.

ورود امام حسن از حاشیه به متن

با وجود تمام تجربیات سال های گذشته احتمالا مهم ترین کسی که در ارتباط با پرونده هسته ای "الگوی امام حسن" را از حاشیه به متن سیاست ایران بازگرداند، شخص آیت الله خامنه ای بود.

آقای خامنه ای، حدود یک هفته پیش از نخستین سفر حسن روحانی به نیویورک گفت همان طور که "سال ها پیش" گفته به " نرمش قهرمانانه"معتقد است، که اشاره ای آشکار به عنوان کتابی بود که قبل از انقلاب اسلامی از عربی ترجمه کرده بود: "صلح امام حسن، باشکوه ترین نرمش قهرمانانه تاریخ".

این اشاره رهبر جمهوری اسلامی، به طور طبیعی دلایل رجوع به "نرمش قهرمانانه" امام دوم را در کانون بحث رسانه‌ها قرار داد.

برداشت غالب در میان رسانه ها این بود که منظور رهبر، الگوگیری از صلح امام دوم است، هرچند دیدگاه های متفاوتی نیز وجود داشت. از جمله، دیدگاه محمدرضا نقدی رئیس بسیج، که امیدواران به تکرار ماجرای صلح امام حسن را "نادان" هایی می‌نامید که در صورت پافشاری بر دیدگاه خود، "از ملت تودهنی خواهند خورد". آقای نقدی در اظهارنظری جداگانه تاکید داشت: "هرچند صلح امام حسن یک اقدام مقدس، هوشمندانه و الهی است و به آن افتخار می کنیم ولی آن مورد مربوط به روزگاری است که مردم دور و بر ولایت را به خاطر بی بصیرتی رها کردند و سرداری برای مقاومت نمانده بود، نه برای مردم قهرمان، دلاور و بصیر ایران که با همه وجود در صحنه اند."

شخص آیت الله خامنه ای نیز چند ماه بعد، تلاش کرد جلوی این برداشت را بگیرد که به دنبال مدارای بیش از حد در سیاست خارجی است. او با تاکید بر اینکه هدف "نرمش قهرمانانه" مورد نظر "شکست دادن حریف" است گفت: "اگر کسی قدرت داشته باشد اما انعطاف لازم را در جای خود به کار نگیرد قطعاً شکست می‌خورد اما اگر انعطاف و قدرت را به موقع مورد استفاده قرار دهد پشت حریف را به خاک می‌نشاند."

قرائت آیت الله خامنه ای از صلح امام دوم شیعیان به عنوان تاکتیکی برای "به خاک نشاندن پشت حریف"، البته با روایت رایج تا آن زمان از ماجرای صلح امام دوم همخوانی نداشت، اما همچنان، نشانه ای از تمایل یا نیاز حکومت ایران به رجوع -دیرهنگام- به تجربه صلح امام حسن بود.

این تمایل، آنجا قابل فهم تر می شود که قرائت قبلی آیت الله خامنه ای که فشار آمریکا به جای "صلح امام حسن" به "حادثه کربلا" می انجامد، گرچه نوعی تاکید بر آمادگی برای مبارزه است، گویی این معنی تلویحی را هم دارد که تشدید رویارویی با غرب، حکومت ایران را به سرنوشتی همانند سپاه امام حسین مواجه می کند. سرنوشتی که اگرمحافظه کاران حاکم بر ایران حاضر به استقبال از آن نباشند، ممکن است انگیزه بیشتری برای انتخاب الگوهایی متفاوت -چون صلح امام حسن- داشته باشند.

چند روز پیش یکی از سایت های نزدیک به سپاه پاسداران، مطلبی را در مقایسه تجربه امامان دوم و سوم منتشر کرده که ظاهرا، بازتاب دهنده دشواری های خاص انتخاب میان این دو الگو است. مطلب، با این پرسش باز خاتمه می یابد که "آیا ما در شرایطی مثل امام حسن زندگی کرده و باید صلح تحمیلی را بپذیریم؟ یا اینکه چیزی برای از دست دادن نمانده و باید علیه استکبار جهانی و ایادی داخلی آنها، قیام حسینی کرد؟"

به نظر می رسد که تلقی محافظه کاران حاکم از سازش هسته ای، به میزان زیادی بستگی به نحوه پاسخگویی به همین سوال دارد. آیا به راستی وضعیت فعلی جمهوری اسلامی ایران به گونه ای است که "چیزی برای از دست دادن باقی نمانده"؟

مطالب مرتبط