بررسی روزنامه های صبح دوشنبه تهران - ۱۹ ابان

روزنامه های صبح امروز تهران با چاپ عکس هایی از دیدار مسقط گزارش داده اند که مذاکرات هسته ای به پیچ خطرناک خود رسیده است. و در مقالات خود به تحلیل شرایط پرداخته و بیشترشان احتمال توافق ایران و آمریکا را پیش از پایان مهلت تعیین شده بیشتر دیده اند.

نمایشگاه مطبوعات و تاکید بر نابسامانی وضعیت معیشت خبرنگاران و اهالی مطبوعات، بخش دیگری از گزارش روزنامه ها را در برمی گیرد که در عین حال در صفحات ورزشی خود از لغو میزبانی های ایران تا تعیین تکلیف حضور زنان در بازی های والیبال را نوشته اند.

مذاکرات هسته ای، پایان خوش یا...؟

حق نشر عکس etemaad newspaper nov10
Image caption تیتر و عکس صفحه اول اعتماد

حسین موسویان در سرمقاله ایران روزنامه دولت نوشته: اگر جمهوریخواهان در این انتخابات بیش از دوسوم آرا را کسب کرده بودند می‌توانستند از اختیارات بیشتری برای مقابله با ایران برخوردار شده و با تصویب قوانین جدید، اختیار تعلیق تحریم ها را از رئیس جمهوری بگیرند. اما در حال حاضر این اتفاق صورت نگرفته است و جمهوریخواهان کمتر از دوسوم صندلی های کنگره را در اختیار دارند و لذا قدرت سلب اختیارات اوباما برای تعلیق تحریم ها را ندارند.

به نظر این عضو سابق هیات نمایندگی ایران در مذاکرات هسته ای: اوباما به دو دلیل نیازمند توافقی است که بتواند در داخل از آن دفاع کند. دلیل اول متقاعد کردن کنگره است. شکست مذاکرات با ایران در افکار عمومی امریکا به معنی احتمال جنگ است و این مسأله‌ای است که جمهوریخواهان متوجه آن هستند و نمی‌خواهند به‌عنوان مسئول جنگ با ایران شناخته شوند. دلیل دوم هم انتخابات ریاست جمهوری آینده امریکاست. در شرایط فعلی، دموکرات ها از شانس بهتری برای پیروزی در انتخابات آتی ریاست جمهوری امریکا برخوردارند

سرمقاله روزنامه ایران نتیجه گیری کرده: اما در صورت توافق نهایی و تعلیق تحریم های یکجانبه امریکا از سوی اوباما، اولا: اروپا قادر به تعلیق و لغو کامل تحریم های یکجانبه خود خواهد بود. ثانیاً اوباما قادر خواهد بود که سایر قدرت های بزرگ را در تعلیق و لغو تحریم های چندجانبه سازمان ملل همراهی کند و جمهوریخواهان، قدرت ممانعت از موافقت اوباما با تعلیق و لغو تحریم های سازمان ملل را نخواهند داشت.

مراد عنادی در سرمقاله فرهیختگان درباره مذاکرات هسته ای نوشته: برخورد خوش‌بینانه این است که برخی معتقدند توافقات اصلی بین طرفین صورت پذیرفته در سوم آذر فقط به‌طور سمبلیک اعلام می‌شود. بازخورد بدبینانه اما از سوی کسانی مطرح می‌شود که بر این باورند که اتفاقا مذاکرات ایران و ۱+۵ به سخت‌ترین گردنه رسیده است چراکه طرفین در عمان روی موضوعاتی متمرکز شده‌اند که از خطوط قرمز پررنگ یکدیگر محسوب می‌شود.

به نظر نویسنده این مقاله: نگاه واقع‌بینانه این است مقطع کنونی بهترین زمان برای توافق است. این نگاه با اشاره به پیروزی جمهوریخواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره و تشدید فشارهای منطقه‌ای و بین‌المللی به رژیم اسرائیل و اینکه سخنان نتانیاهو دیگر خریداری ندارد.

به نظر سرمقاله فرهیختگان آمریکایی ها باید بجنبند چه اینکه در صورت ادامه پافشاری بر مواضع‌شان و از دست رفتن زمان، کنگره شروع به سنگ‌اندازی خواهد کرد. از قضا همین موضوع را اوباما متوجه ایران می‌داند و از تهران می‌خواهد سریعا به خواست ۱+۵ جواب مثبت دهد چراکه در غیر این صورت او نمی‌تواند کنگره را متقاعد کند.

حسین شریعتمداری در مقاله ای در کیهان همچنان بر بی اعتمادی بر آمریکا تکیه کرده و نوشته: از مجموع ۱۸ «فرمان اجرایی» رؤسای جمهور آمریکا برای تحریم ایران، فقط ۲ مورد آن علیه برنامه هسته‌ای کشورمان است و ۱۶ مورد دیگر به اتهاماتی نظیر نقض حقوق بشر، ساخت موشک‌های بالستیک و... مربوط است و این نکته نیز گفتنی است که شدیدترین تحریم‌ها علیه ایران در دوره اوبامای دموکرات وضع شده و از ۱۰ مصوبه کنگره در تحریم ایران ۶ مصوبه آن، یعنی بیشترین آنها مربوط به زمانی است که کنگره در اختیار دموکرات‌ها بوده است.

به نظر نویسنده یادداشت روز این روزنامه: شواهد موجود و اظهارات مقامات رسمی آمریکا- اعم از دموکرات و جمهوریخواه- کمترین تردیدی باقی نمی‌گذارد که تحریم‌ها فقط به بهانه فعالیت هسته‌ای کشورمان وضع شده‌اند و هدف اصلی از آن، مقابله با اساس انقلاب اسلامی و اقتدار روزافزون نظام و بازگشت به دوران غارتگری و چپاول ثروت ملی از سوی آمریکا و متحدانش است و...

یادداشت روز کیهان ضمن حمایت از ظریف که گفته بود لغو کامل تحریم‌ها و افزایش ظرفیت غنی‌سازی ایران مهم‌ترین محور مذاکرات است نوشته: اگر در توافق نهایی، «تحریم»ها یعنی موضوع اصلی مذاکرات کماکان به قوت خود باقی باشد، چه دستاورد قابل ملاحظه‌ای به عنوان نتیجه مذاکرات قابل ارائه است؟ جز آن که مطمئن باشیم آمریکا قابل اعتماد نیست و این در حالی است که صدها نشانه از ناتوانی آمریکا و متحدانش برای ادامه این جنگ فرسایشی در دست است.

دست مریزاد سردار

حق نشر عکس javan newspaper nov10
Image caption کارتون حسین کشتکار، جوان

آرش میری خانی در سرمقاله روزنامه اطلاعات به روزهایی اشاره کرده که خبرها همه از این دست بود که: موصل سقوط کرد، رمادی و بیجی هم. این اول ماجرا بود. داعش به منطقه کردستان عراق یورش برد و جهان به چشم خود نسل‌کشی ایزدی‌ها را دید. اکنون نسل من می‌تواند ادعا کند که به چشم، برده‌داری و فروش زنان و کودکان در بازارهای عراق را دیده است. تاریخ تکرار شد این بار در خاورمیانه‌ای که به انبار باروت می‌ماند و جهان همچنان سکوت کرده بود.

نویسنده سپس به عصر روز یکشنبه ۹ شهریور ماه اشاره کرده که ناگهان خبرگزاری‌ها تیتری عجیب درج کردند: «آمرلی آزاد شد»! پس از انتشار این خبر که برخی از آن با عنوان «بمب خبری عراق» یاد کردند، این پرسش دهان به دهان گشت که در نبود حملات ائتلاف و ارتش عراق، چه کسی آمرلی را آزاد کرد. روزهای اول جوابی برای این سؤال پیدا نشد تا اینکه برخی خبرگزاری‌ها و کاربران در شبکه‌های اجتماعی تصاویری را منتشر کردند که در آن چهره‌ای آشنا دیده می‌شد؛ حاج قاسم خودمان.

نویسنده سرمقاله اطلاعات تاکید کرده: به باور تحلیلگران آنچه سردار سلیمانی در عراق انجام داد، ضرب شست ایران به داعش و حامیانشان بود و به غرب نیز این پیام داده شد که اگر قرار بر نبردی با داعش در منطقه باشد، یگانه بازیگر مؤثر و توانمند میدان، ایران است. اگر چه نمی‌توان به راحتی از کنار نقش ائتلاف نیز عبور کرد، اما عملکرد ائتلاف در میادین نبرد با داعش با آنچه رسانه‌ها و ماشین تبلیغاتی غرب از آن یاد می‌کند، فاصله‌ای زیاد دارد.

یک قدرت منطقه ای

محمود اشرفی در مقاله ای در شهروند نوشته: تبدیل شدن ایران به بزرگترین قدرت منطقه کسانی را که نگرش استراتژیک به دگرگونی‌های منطقه داشته‌اند، شگفت‌زده نخواهد کرد اما در کنار سازوکار‌ها و اقدامات اقتصادی برای کشوری که به‌عنوان قدرت برتر در کانون توجهات قرار می‌گیرد ‌ترتیبات امنیتی اهمیتی ویژه خواهد یافت. که دیگر در چارچوب‌های کلاسیک و قدیمی خود نمی‌گنجد؛ چارچوب‌هایی که اساس آن شیوه‌های قدیمی کسب خبر، استراق‌سمع و برقراری تماس با عوامل سایر کشور‌ها بود.

به نظر نویسنده این مقاله: برخورد امنیتی و کندوکاو و نگرش امنیتی به این موضوعات تنها به استراق سمع و تماس با جاسوسان محدود نمی‌شود بلکه باید به این پدیده‌های چندوجهی نگاهی همه‌سونگر داشت. در چنین شرایطی نگاه به مختصات خودی گاهی اهمیتی هم پایه نگاه به مسائل طرف مقابل دارد. در چنین شرایطی کنش‌های ما در عرصه ملی و فراملی اساس برداشت‌های دیگران از ما خواهد بود.

مقاله شهروند تاکید دارد که در آستانه تبدیل ایران به یک قدرت شناخته شده منطقه ای، در گستره ملی باید سخنانی سنجیده بر زبان آورد. اختلافات سیاسی را باید کمرنگ کرد. تفاهم و همکاری باید جایگزین دلخوری‌های سیاسی شود. دلخوری‌هایی کمرنگ که آن‌قدر عمیق نیست که نیازی به آشتی ملی باشد. در بزرگترین کشور منطقه برخی دعوا‌های سیاسی بهتر است برای همیشه فراموش شود.

جشنواره مطبوعات

مهدی روزبهانی در سرمقاله ابتکار با اشاره به نمایشگاه مطقوعات نوشته: برای برقرار کردن پیوند آشتی میان مردم و مطبوعات باشد. فرصتی که مخاطبان بتوانند مستقیما با مصائب مطبوعات آشنا شوند و قرابت بیشتری با روزنامه نگاران داشته باشند تا بلکه به این ترتیب تیراژ به خواب رفته جانی دوباره بگیرد. شاید بهتر بود روزنامه نگاران به عنوان قلب تپنده مطبوعات مهمان ویژه غرفه ها می‌شدند و خبر رسانی در مورد مشکلات خاموش و دردهای ناگفته آنان نقل گپ و گفت ها می‌شد.

به نظر نویسنده این مقاله:تا زمانی که خانواده مطبوعات به دور از گرایشات سیاسی بر سر حقوق صنفی خود به اجماع کلی نرسند و یک صدای واحد برای تحقق حقوق خودشان نداشته باشند؛ بی شک دسترسی به اراه حل امکان پذیر نیست. می‌توان گفت زمانی این امکان فراهم می‌شود که پیگیری مشکلات و مسائل صنفی از اولویت های اساسی برپایی نمایشگاه باشد. البته اینکه دولت متولی برپایی نمایشگاه است خود می‌تواند به عنوان یک معضل و مانع نیز شناخته شود.

سرمقاله ابتکار به این جا رسیده که: به هرحال سکوت فعلی و عدم ارائه نقد در مورد نظام مطبوعاتی مسئله ای است که باعث می‌شود کمبودها به نمایش گذاشته نشود. بر این مبنا باید گفت که این به نمایش نگذاشتن ها و پشت پرده بودن کمبود و کاستی مطبوعات سم مهلکی است که ذره ذره جان قلم را می‌گیرد و بدین واسطه زهرش به پیکره جامعه تزریق می‌شود.

تاخیر ۱۶ ماهه یک «احیا»

حق نشر عکس etemaad newspaper nov10
Image caption کارتون اروین، اعتماد

بایزید مردوخی در مقاله ای در شرق نوشته: سازمان مدیریت‌وبرنامه‌ریزی، یک «اداره» به مفهوم معمول نیست و می‌توان به آن لقب «نهاد» داد که کارکردهای متفاوتی دارد. در یکی از جلساتی که در ستاد بودجه در دولت اصلاحات برگزار کردیم، یکی از مدیران وقت، نظر نگارنده پیرامون بودجه منطقی یکی از وزارتخانه‌ها را طلب کرد. پاسخ من عدد «صفر» بود! تاکید کردم اگر امروز کل آن وزارتخانه منحل شود، اتفاقی در بخش‌های مربوطه در کشور رخ نمی‌دهد.

مشاور پیشین سازمان برنامه در این مقاله تاکید کرده: رویکردی از ابتدای دولت یازدهم در دو معاونت وجود داشته که کمتر با نظرات کارشناسی، پیوند داشته است. کارشناسان و متخصصان به خوبی اشاره کرده‌اند که کارشناسان سازمان که سال‌ها در این مجموعه، پرورش‌یافته بودند و پس از انحلال و شخص‌محورشدن تصمیمات، سازمان خود را ترک کردند، همچنان برای بازگشت دعوت نشده‌اند. اخیرا هم که از نگارنده و چند کارشناس دیگر دعوت به عمل آمد، در پاسخ به نظرات ما می‌گویند فلان تصمیم قابل تغییر نیست!

مقاله شرق به گله نوشته: رییس‌جمهور در شعارهای انتخاباتی خود از احیای سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی سخن گفته بودند و به نظر می‌رسید اولین گام دولتی که قرار است «تدبیر» را مدنظر قرار دهد، اقدام در این زمینه باشد، اما این اتفاق ۱۶ماه پس از تشکیل دولت، همچنان با موانع خودساخته مواجه است. نخبگان و حامیان دولت به سبب علاقه به شخص رییس‌جمهور و اعضای دولت، در عیان به انتقاد در این‌باره نپرداخته‌اند، اما پیرامون احیانشدن «سازمان» و پیامدهای آن، نگران هستند.

مشهد، دیگر مشهدِ کیمیا نیست

سعید برآبادی در مقاله ای در شرق از گذری بر مشهد نوشته. به نوشته او شهر تغییر کرده. این را فقط زوارها نمی‌گویند، مجاوران هم همین نظر را دارند وقتی که با مترو به قلب شهر قدیمی می‌روند و وقتی که از پله‌های مترو بیرون می‌آیند، شهر گُله‌به‌گُله از این‌رو به آن‌رو شده است. راستی فلکه «گاز» کجاست؟ فلکه «آب» چطور؟ چرا فلکه «ضد» دیگر نیست، کجا بردند آن مجسمه عجیب‌وغریب و پرخاطره را؟

به گزارش نویسنده: دور حرم هم تغییرات کم و اندک نیست. هتل‌های بزرگ، یک‌به‌یک در مسیر بلوار امام‌رضا دارند رشد می‌کنند، جرثقیل‌ها، نیمی از آسمان پرکبوتر مجاور حرم را هاشور زده‌اند و شهر انگار دارد چهره عوض می‌کند. تا به بسط خواجه‌ربیع نرسیده باشی، امکان ندارد عکاسی پیدا کنی با همان ماکت‌های قدیمی و با عهدوعیال، بایستی پشت به ماکت ضریح و عکس یادگاری بگیری. تازه آن نزدیکی‌های حرم هم، قیمت‌ها آنچنان بالاست که کسی جرات نمی‌کند دم عکاسی‌ها برود.

در دنباله مقاله شرق آمده:مشهد تغییر کرده، دیگر آن مشهدِ خسرو شکیبایی «کیمیا» نیست که بشود یک مسافرخانه ارزان اما چسبیده به بارگاه پیدا کرد و صبح که از کابوس بیدار می‌شوی، بغ‌بغوی کبوترهای حرم پشت‌پنجره اتاق، آدم را حالی‌به‌حالی کند. همه‌چیز در حال مکانیزه‌شدن است؛ برای جا پارک باید پنج‌هزار‌تومان شارژ تهیه کنی، برای مسافرخانه باید لااقل صدهزارتومان توی جیبت باشد و برای مهر و تسبیح هم خوب باید حواست را جمع کنی که جنس چینی در بازار رضا فت‌وفراوان است.

علت طلاق

حق نشر عکس shahrvand newspaper nov10
Image caption کارتون حسن کریم زاده، شهروند

پدرام ابراهیمی در ستون طنز شهروند با اشاره به افزایش آمار طلاق در کشور برای یک مصاحبه میدانی فرضی به دادگاه خانواده رفته و این گفتگوها را نقل کرده. اول از مردی پرسیده: از وجناتتون برمیاد که آدم رئوف و روشنی باشید. شما دیگه چرا؟

آقای رئوف‌طور پاسخ داده: ما عاشق هم بودیم و هستیم. عشق، میله قفس نیست. عشق واقعی، پر پرواز است. عاشقان برای یکدیگر بهترین‌ها را می‌خواهند. همسر من روزی برای داشتن آشیانه شاد بود و حالا می‌خواهد پرواز کند. من به خاطر عشقی که دارم نمی‌خواهم مانع پرواز کبوترم شوم.

شهرونگ پرسیده:: پارک‌ات کجاس داداش؟ و جواب شنیده: همین بوستان روبه‌روی میدون تره‌بار. ساقیش اسمش اصغره. بگو مازیار منو فرستاده.

به نوشته این طنزنویس خبرنگار شهرونگ علت رجوع خانم به دادگاه را پرسیده و خانم جواب داده: پدرم نمی‌ذاره جدا بشم. میگه معتاد و عوضی و کتک بزن و بی‌پول بودن که دلیل نمیشه. هر چی میگم بابا! این مرد دیگه تابلو شده. آبرومون رو برده. روم نمیشه از در خونه برم بیرون، میگه اینا دلیل نمیشه، دلیل قانع‌کننده بیار.

شهرونگ پرسیده: پس این‌جا چه کار می‌کنید؟ و خانم جواب داده: اومدم ببینم نیکول کیدمن چطوری از تام کروز جدا شد؟!

مطالب مرتبط