بررسی روزنامه های صبح تهران؛ چهارشنبه ۲۱ آبان

روزنامه های صبح امروز تهران در میان کم خبری و سکوتی که بر مذاکرات هسته ای ایران و کشورهای پنج به اضافه یک سایه انداخته همچنان چشم امید خود را به درهای بسته محل مذاکرات دوخته و در مقالاتی به گمانه پردازی درباره نتیجه مذاکرات پرداخته اند.

بی رونقی نمایشگاه مطبوعات و واکنش منفی اصولگرایان به چهارمین وزیر پیشنهادی حسن روحانی از جمله دیگر مطالب روزنامه های امروز است.

حمایت یا آب کشیدن دست

Image caption تیتر و عکس صفحه اول ابتکار

خاطره وطن‌خواه در سرمقاله جهان صنعت با اشاره به سکوت خبری درباره مذاکرات هسته ای مسقط نوشته آنچه مذاکرات مسقط را در اولویت خبری دنیا قرار داد، نقش محوری مسقط و نزدیکی این کشور به ایران بود. خیلی‌ها خوشبین بودند که سلطان قابوس کلید قفل پرونده هسته‌ای ایران خواهد شد. سه روز پیاپی چشم‌ها از زاویه لنز دوربین‌های مستقر در مسقط به ورود و خروج کارشناسان و مسوولان ارشد مذاکره‌کننده دوخته شده بود تا شاید خبری که منتشر می‌شود، لبخند رضایت را بر لبان کسانی که به پایان تحریم‌ها می‌اندیشند بنشاند اما هنوز چنین نشده است.

به نوشته این مقاله: چشم‌ها به ۲۴ نوامبر و به وین دوخته شده است. برای ایرانی‌ها و خصوصا فعالان حوزه اقتصادی هر توافقی به معنای گشایش در اقتصاد ایران محسوب می‌شود؛ از بورس گرفته تا حوزه تجارت و تولید، تصمیم‌گیری و هر حرکت بلند‌مدت به آینده مذاکرات گره خورده است. این امیدواری البته فقط مختص به حوزه اقتصاد نیست، مردم هم در هر گوشه از کشور منتظرند که قفل تحریم‌ها شکسته شود.

سرمقاله جهان صنعت به این جا رسیده که: اگرچه فشار لابی‌های چندجانبه علیه ایران در بین طرف‌های مقابل مذاکره‌کننده بسیار بیشتر از داخل کشورمان است اما شاید بهتر باشد به جای فشار به تیم مذاکره‌کننده کشورمان برای به‌دست آوردن نتیجه هرچه سریع‌تر، از آنها حمایت بیشتری کنیم چه آنکه از این بازی باید منافع حداکثری برای ایران به‌دست آید.

محمد ایمانی در یادداشت روز کیهان در مخالفت با مذاکرات و تفاهم احتمالی نوشته: شاید کسانی تصور کنند که این مذاکره برای یک معامله است. اولا کسی بر سر حقوق اساسی خویش معامله نمی‌کند اما حتی اگر فرض بر معامله نیز باشد، آمریکایی‌ها هرگز چنین تلقی از مذاکرات ندارند. آنها- آخرین بار اوباما- صراحتا ایران را به عنوان متهم و نه طرف معامله معرفی می‌کنند که یک‌طرفه باید اعتمادسازی کند.

به نظر این روزنامه تندرو: موضوع این نیست که توافق بهتر است یا عدم توافق بلکه باید پرسید آیا عزت و استقلال یک ملت قابل مذاکره و معامله است؟ آن هم در شرایطی که محافل آمریکایی نظیر نشریه نشنال ریویو و موسسه بروکینگز اعلام کرده‌اند نامه- مزورانه- اوباما درباره همکاری علیه داعش «موجب سرافکندگی اوباما و نشانه عجز و درماندگی آمریکاست».

آمریکا اگر کدخدا بود با تحقیر تمام از عراق تارانده نمی‌شد و پس از ۳ سال حمایت همه‌جانبه از تروریست‌ها در سوریه با سرشکستگی روبرو نمی‌گردید. دست دولتمردان آمریکا خون‌آلود است. این همان دستی است که با واسطه و بی‌واسطه، دست قاتلان ملت‌های مظلوم منطقه در عراق و سوریه و لبنان و فلسطین و مصر و یمن و بحرین را به نشانه حمایت فشرده است. اگر هم بنا بر مصلحتی- یا رفتار نابه‌جایی- مقام مسئولی با چنین دستی مصافحه کرد، حتما باید دست خود را آب بکشد.

قارچ‌های تاریکی

سیدعلی میرفتاح در ستون خود در صفحه آخر اعتماد شرح داده که دوستی را دلخور دیده و با اصرار از وی شنیده حالم سر این سنای امریکا گرفته شد که افتاد دست جمهوریخواهان لعنتی». گفتم «خوب، تو چرا ناراحتی؟...» ادامه داد «دلم شور مذاکرات هسته‌یی را می‌زند.» فقط همین طوری برای اینکه خیالش را آسوده کنم و برای اینکه چیزی گفته باشم، گفتم «عضو ارشد تیم مذاکره‌کننده‌یی؟ عضو وزارت خارجه‌یی؟ شهروند امریکایی؟ رفیق اوبامایی؟ دموکراتی؟ آخر انتخابات امریکا چه دخلی به من و تو دارد؟» که جواب داد «کاش همه مثل تو بودند و سرشان را می‌انداختند پایین و راحت زندگی می‌کردند و به هیچ چیز دنیا کار نداشتند. دنیا را آب ببرد، تو را خواب برده است».

دومین کسی که نویسنده به او برمی خورد انگار کشتی‌هایش غرق شده. «گفتم خدا بد ندهد؟». گفت «بد نبینی» اصرار که کردم گفت «دیشب تا یک شب بیدار بودم ببینم مذاکره مسقط به کجا رسیده، دریغ از یک مصاحبه. دریغ از یک گزارش. دریغ از یک کنفرانس مطبوعاتی. اصلا انگار نه انگار که ما هم آدمیم. انگار نه انگار این مذاکرات انجام شده.» گفتم و ظاهرا به نقل از وزیر سابق و اسبق خارجه امریکا گفتم «مذاکرات مثل قارچ، توی تاریکی بیشتر رشد می‌کنند تا توی روشنایی.» جواب داد «چی بگویم والله. فقط خدا کند که این جمهوریخوا‌هان توی کاسه مذاکرات نگذارند و این لابی صهیونیستی رشته‌ها را پنبه نکند». گفتم «نترس. دیپلمات‌ها حواس‌شان جمع است.» گفت «بر منکرش لعنت».

سومین نفر راننده تاکسی است که به نویسنده اعتماد می گوید «جان کری را توی بازار مسقط دیدید؟ دیدید چه گل از گلش شکفته بود؟ اگر به توافق نرسیده بودند که دل و دماغ خرید نداشت برود خنجر سرکج بخرد. اگر آشتی نکرده بودند که اینقدر شنگول نبود. آنقدر بشاش و سرحال بود که معلوم بود پیشرفت کرده‌اند.

پایان روایت نویسنده این است: مردم فکر می‌کنند گرانی و ارزانی و سختی و آسانی زندگی شان به مذاکرات منوط است. تا حدی توهم است و نباید انتظارها را بالا برد. اما از این توهم خطرناک‌تر توهمات سیاسی و جناحی است که از الان دارند نقشه می‌کشند که دمار از روزگار رقیب بینوا در آورند.

نمایشگاه بی رونق

حق نشر عکس bbc
Image caption کارتون جواد تکجو، اعتماد

شیده لالمی در مقاله ای در شهروند درباره بیستمین نمایشگاه مطبوعات که با یک‌سال وقفه برپا شده و تا چند روز دیگر هم ادامه دارد نوشته: نمایشگاه مثل سال‌های گذشته از میزبانانش که مطبوعاتی‌ها و اهالی رسانه‌اند پر و خالی می‌شود اما میهمانان چندانی ندارد. نمایشگاهی که دولت روحانی برگزار کرده نمایشگاهی است مثل سال‌های قبل با همان نقطه ضعف‌ها و البته مهم‌ترین ضعف آن این‌که همچنان انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ایران غایب این نمایشگاه بود، اما نمایشگاه این دوره و چند نکته:

مقاله شهروند تاکید دارد که: بیستمین نمایشگاه مطبوعات مثل ادوار گذشته نشان می‌دهد که همچنان نمایشگاهی که همه رسانه‌های کشور را یکجا گرد هم می‌آورد، جذابیت زیادی برای مخاطبان ندارد و شاید بهتر است بگوییم مخاطبی غیر از خود روزنامه‌نگاران و تعدادی از فعالان سیاسی و اجتماعی ندارد. از زمانی که نمایشگاه کتاب و مطبوعات را از هم جدا کردند، بی‌رغبتی جامعه برای حضور در نمایشگاه مطبوعات بیش از گذشته نمایان شده است.

هادی حسینی‌نژاد در مقاله ای در آرمان نوشته: نمایشگاه مطبوعات و خبرگزاری‌های کار خود را آغاز کرده است تا همچون سنوات گذشته، محلی باشد برای تعامل بین جراید و خبرگزاری‌ها با جامعه. اما به باور شرکت‌کنندگان و اصحاب جراید، نمایشگاه امسال در مقایسه با سال‌های قبل، چندان چنگی به دل نمی‌زند؛ چرا که آن شور و نشاطی که همیشه از این نمایشگاه انتظار داشتیم کمتر در آن دیده می‌شود.

به نظر نویسنده این مقاله: همچنین احساس می‌شود میل به تضارب آراء مبتنی بر نگاه و تفکرات متنوع جراید و بازدیدکنندگان، کمتر محسوس است. بدون تردید بروز این وضعیت ریشه در شرایط اجتماعی، سیاسی و اقتصادی و فرهنگی جامعه دارد که کار‌شناسان در گرایش‌های مختلف باید در رابطه با آن اظهار نظر کنند.

مقاله آرمان نتیجه گیری کرده: عامل اصلی این شرایط، کم شدن میل به تولیدات خبری از سوی اهالی جامعه است؛ البته شیوع بی‌انگیزگی، تنها مختص مطبوعات نیست و می‌توان رد و نشان آن را در سایر حوزه‌ها نظیر حوزه نشر مکتوب نیز مشاهده کرد که به زعم بسیاری از جامعه‌شناسان و کار‌شناسان فرهنگی، از افزایش دغدغه‌ها، مشغله‌ها، مصائب اقتصادی و دشواری‌هایی که گذران زندگی را طی سال‌های اخیر برای هموطنانمان به مخاطره انداخته است، نشات می‌گیرد.

چشم به راه «وزیر دانشمند»

تقی آزاد ارمکی با اشاره به معرفی وزیر جدید به مجلس و برخورد منفی اصولگرایان با او در مقاله ای در شرق نوشته: خیلی‌وقت نیست که مشاجره بر سر تعیین وزیر علوم به‌پا شده است؛ این مساله عمری بیش از ۱۰سال ندارد. در زمانی کمی‌دورتر تعیین وزیر کار مشکلی نبود؛ ریاست‌جمهوری وقت براساس ملاحظات و لابی‌هایی، فردی را انتخاب می‌کرد و مجلس هم سرجمع به او رای می‌داد. شواهد نشان از این دارد که عموم افراد معرفی‌شده برای این وزارتخانه توانسته بودند در این حوزه کار کنند، اما از دهه گذشته کمی اوضاع فرق کرده است.

به نظر این استاد جامعه شناسی دانشگاه: در طول بیش از ۱۰سال گذشته حوادث کشور، درست است که صدا و بیان سیاسی پیدا کرده اما ماهیتی فرهنگی و علمی و دانشی داشته است. مدعیان دانش، فکر و اندیشه در این دهه در مقایسه با دیگر کنشگران اهمیت بیشتری یافته‌اند. به‌عبارت دیگر، ضمن اینکه تعداد افراد تحصیلکرده افزوده شده، بر تعداد مدعیان اثرگذاری در جامعه در میان این افراد نیز افزوده شده است.

مقاله شرق توصیه کرده برای برون‌رفت از وضعیت موجود، بهترین راه، توجه به مشکل و ابعاد آن است. بهتر است تا بر سوال‌هایی که در این فضا وجود دارد، تمرکز کنیم. در یک نگاه کلی مجموعه‌ای سوال در این حوزه مطرح است که باید بر آنها تمرکز کرد تا امکان تصمیم‌سازی فراهم شود: در دانشگاه‌ها و مراکز علمی کشور چه می‌گذرد؟ کنشگران اصلی این حوزه چه مختصاتی دارند؟ مشکلات عمده در آن کدامند؟ آینده علم در ایران چگونه است؟

بی وزیر هم می چرخد

شهرام شهیدی در ستون طنز اعتماد نوشته: از وقتی دولت قبل بای بای کرده برکت از سفره طنزنویس جماعت پر کشیده. قبلا مثل زبل خان می‌شد دستت را دراز کنی یک سوژه بکر و ناب پیدا کنی و در موردش بنویسی. یکی از دوستان می‌گوید ناشکری نکن. آن وقت‌ها هم از زیادی سوژه‌ها گرفتار بودی که کدام‌شان را انتخاب کنی.

طنزنویس چند راه حل برای مشکل نبود وزیر علوم پیش کشیده و بهترین آن ها را چنین نوشته: وقتی این همه وقت وزارت علوم بدون وزیر چرخش چرخیده و وقتی باشگاه پرسپولیس بدون مدیرعامل اداره می‌شود و وقتی ایران نیازی به سفیر در سازمان ملل ندارد و وقتی... یعنی کلا کار کردن و کار نکردن ما ایرانی‌ها خیلی تاثیری ندارد و تقدیر و سرنوشت چرخ‌مان را می‌چرخاند.

خبرهای خوب و بد

Image caption کارتون سلمان طاهری، شرق

اسماعیل کهرم در مقاله ای در اعتماد با اشاره به جمع شدن یک متر آب در سطح دریاچه ارومیه نوشته: وضعیت نسبت به سال قبل کمی بهتر شده و این مایه خوشحالی است در حالی که در آغاز سال آبی کشور قرار داریم و زمان زیادی از مهرماه به عنوان سالی آبی نگذشته است. اما آنچه من و بسیاری از کارشناسان انتظار دارند هنوز محقق نشده است، ما منتظریم گفته‌ها به عمل در‌آید.

این کارشناس محیط زیست به خاطر آورده: رییس‌جمهور روحانی در نشست اعضای هیات دولت تصویب کردند ٤٠ درصد از آب کشاورزی به دریاچه ارومیه اختصاص داده شود. به خصوص این دستور را به وزارت جهاد کشاورزی داده است. این حوضه آبخیز قریب هفت میلیارد متر مکعب است و این میزان اصلا کم نیست. به لحاظ رتبه دومین استان کشور از نظر میزان آب است اما چون مدیریت نشده است به بحران دریاچه ارومیه منجر شده است.

مقاله اعتماد با اشاره به وضعیت جغرافیایی و اقتصادی منطقه به این نتیجه رسیده که: عملا امکان اجرایی شدن این طرح وجود ندارد زیرا زیرساخت‌های لازم در عرصه کشاورزی ما فراهم نشده است. باید از قبل زمینه این اقدام را فراهم می‌آوردیم. با تغییر سیستم غرق‌آبی به سیستم آبیاری قطره‌یی و بارانی و مه‌پاش در مصرف آب در کشاورزی صرفه‌جویی می‌شود. بر این اساس راهی نمی‌ماند مگر آنکه چشم‌مان به آسمان باشد تا بارندگی بیشتر شود.

خداحافظی ضرغامی و طنزنویس ها

Image caption کارتون فیروزه مظفری، اعتماد

پدرام ابراهیمی در ستون طنز شهروند از یک نظرسنجی تلویزیونی خبر داده که در آن گزارشگر می پرسد شما برنامه‌های تلویزیون رو می‌بینید و جواب می شنود بله بله بنده خیلی پیگیر برنامه‌های تلویزیون هستم گزارشگر می خواهد که چند تا برنامه را نام ببرد و جواب این است: البته من برنامه‌ها رو بیشتر قیافتاً می‌شناسم ولی خب برنامه‌های مستند، برنامه‌های ورزشی، فیلم سینمایی، فاطما گل، بفرمایید شام...

مصاحبه دوم با این سووال شروع می شود: دوست خوبم ارزیابی شما از سال‌های ریاست مهندس ضرغامی بر صداوسیما چیه؟ دوست خوبم: (با صدای بغض‌آلود) این ١٠ سال... دهه طلایی زندگی من بود... مهندس... (گریه) گزارشگر: تألمات روحیتون رو درک می‌کنم. حتما خاطرات خوبی از دوران ریاست مهندس دارید. دوست خوبم: بله... (گریه) من در این ١٠‌سال معنی زندگی رو فهمیدم... خونه خریدم... زن گرفتم... ماشین خریدم…

گزارشگر: از مدیر جدید چه انتظاری دارید؟ دوست خوبم: همین فرمونو برن. آقا بهشون بگید همین فرمونو ادامه بدن. سنگرو خالی نکنن. گزارشگر: ببخشید میشه شغل شما رو بپرسم؟ دوست خوبم: بله بنده نصاب ماهواره هستم!

پوریا عالمی در ستون طنز شرق به نامه محمود احمدی نژاد به ضرغامی اشاره کرده و بر همان اساس نامه ای نوشته خطاب به رییس جمهور پیشین.

سلام علیکم. به سهم خود از طرف همه هموطنان، از خدمات ارزشمند جنابعالی طی حدود ۸ سال تلاش بی‌وقفه برای ایجاد شرایط سخت سپاسگزاری می‌نمایم. تا الان مانده بودیم چطوری بگوییم این مهم دست‌تنها انجام‌ناشدنی بود و حتما چندنفر دانشمند مثل دانشمند بزرگوار، رحیم‌آقا مشایی، به شما کمک کرده‌اند. امروز که دیدم شما سپاسگزار ضرغامی هستی خیالم راحت شد و گفتم من هم سپاس خود را صمیمانه در این نامه تقدیم کنیم.

ستون طنز شرق پرسیده چطور ضرغامی در ده سال با دولت احمدی نژاد که هشت سال بود همکاری داشته است. و خود احتمال داده که یا احمدی‌نژاد از دوسال جلوتر حالت ریاست‌جمهوری گرفته بود و امر به وی مشتبه شده بود. احتمال دیگر این که هنوز هم فکر می‌کند رییس دولت است و ضرغامی دارد باهاش همکاری می‌کند.

مطالب مرتبط