بررسی روزنامه های صبح دوشنبه تهران - ۲۶ آبان

تیتر و عکس داود شهردار، اعتماد حق نشر عکس etemaad newspaper nov17
Image caption تیتر و عکس داود شهردار، اعتماد

بیشتر روزنامه های امروز صبح در صفحات اول خود از تشییع جنازه نامنتظر مرتضی پاشایی خواننده پاپ نوشته و با چاپ عکس هایی از ازدحام جمعیت در مقالاتی به تحلیل این رویداد پرداخته اند.

مقالات مخالف و موافق درباره رای اعتماد فردای مجلس به سومین وزیر علوم پیشنهادی حسن روحانی و ابراز نگرانی از کاهش جهانی بهای نفت از جمله دیگر مطالب این روزنامه هاست.

پاشایی از کجا آمد

حمیدرضا شکوهی در سرمقاله مردم سالاری نوشته: در زمانه‌ای که ارتباطات اجتماعی کمتر از هر زمان دیگری شده و خیلی‌ها خلوت خود را با اینترنت و شبکه‌های مجازی و برنامه‌های مختلف گوشی‌های همراه پر می‌کنند، گردهم آمدن جمع زیادی در یک زمان و یک مکان، یک محرک قوی نیاز دارد. روز یکشنبه اثبات شد که این محرک قوی می‌تواند حتی از جایی ایجاد شود که کمتر کسی انتظارش را دارد. مراسم تشییع پیکر مرتضی پاشایی، خواننده پاپ محبوبی که البته مشهورتر و محبوبتر از او هم در موسیقی عامه‌پسند ایران حضور داشتند و دارند، حتی برای هوادارانش هم غیرمنتظره بود.

به نوشته این مقاله: او خواننده‌ای پاپ با موسیقی عامه‌پسند، اما از نوع غمگین بود. غمی که در لابه‌لای ذهنیت و بطن زندگی مردمان این سرزمین به ویژه جوانان رسوخ کرده و به همین دلیل، ترانه‌هایش ارتباط نزدیکی با همه برقرار کرد. اما آنچه برخی تمایل دارند پنهان بماند، تاثیر غیرقابل باور موسیقی پاپ در زندگی مردم و بویژه جوانان است. تاثیری به حدی شگرف که می‌تواند چنین اجتماع عظیمی ایجاد کند.

سرمقاله مردم سالاری افزوده: این همان نوع موسیقی که سال‌ها تلاش شد، انکار و حتی سرکوب شود. خوانندگانی در اوج محبوبیت از همین سرزمین مهاجرت کردند چون زمینه ادامه فعالیت‌هایشان در داخل مرزها فراهم نشد و البته چند خواننده محبوب دیگری که مجوز نگرفته‌اند اما مانده‌اند و می‌خواهند بمانند، آنقدر محبوبیت دارند که آهنگ‌هایشان بدون نیاز به مجوز، بین خیلی از جوانان زمزمه می‌شود. تشییع کم‌نظیر مرتضی پاشایی، پیام روشنی به نتیجه بسیاری از محدودیت‌های سلیقه‌ای است که روز به روز از اثرگذاری آن کاسته می‌شود.

سعید معیدفر در مقاله ای در شهروند نوشته: واکنش به مرگ مرحوم مرتضی پاشایی که دیروز و روزهای گذشته به مهم‌ترین اتفاق اجتماعی ایران تبدیل شد به یک عبارت یک پدیده اجتماعی است و به عبارتی دیگر بهانه‌ای برای بروز پدیده‌های اجتماعی دیگر است. با نگاهی به آنچه دیروز در تهران گذشت پی‌برده شد به مسائل جوانان دهه ٦٠ و ٧٠ که فراموش شده‌اند و صدای آنها شنیده نمی‌شود، و به آن ها توجه‌ای نشده است. جوانانی که دایم به‌عنوان تهدید به حساب می‌آیند و با آنها برخورد امنیتی می‌شود.

به نظر این جامعه شناس: مرگ مرحوم پاشایی و پیامدهای اجتماعی آن نشان می‌دهد گروه‌های مرجع در جامعه ایران در حال تغییرند و نسل نوی ما در حال تغییر دادن گروه‌های مرجع خودش است و به جای گروه‌های مرجعی که از یک یا دو نسل قبل‌تر بودند و سال‌هاست تخطئه شدند حالا افراد دیگری انتخاب می‌شوند. جوانان در مراسم تشییع مرتضی پاشایی پیام می‌فرستند که ما از بین خودمان فرد یا افرادی را انتخاب می‌کنیم که می‌تواند یک هنرمند و موزیسین باشد.

مقاله شهروند افزوده: آنها نشان می‌دهند که یک خواننده پاپ که مدتی هم به‌طور زیرزمینی فعالیت می‌کرده و چندان هم در عرصه عمومی مشهور نبوده و خیلی‌ها هم فکر نمی‌کردند که با چنین استقبالی تشییع شود بین جوانان نه‌تنها غریب نبوده بلکه آشنا و محبوب بوده. جوانان او را می‌شناسند با او هم‌ذات‌پنداری می‌کنند و خود آنها نقشی را که او باید بازی کند را بازی می‌کنند.

مصطفی عابدی در سرمقاله شهروند نوشته وااکنشی که از سوی جامعه نسبت به درگذشت خواننده جوان سبک پاپ رخ داد برای بسیاری غیرمنتظره بود و به همین دلیل هم دیده شد که در توصیف این واقعه از کلماتی استفاده کردند که حیرت و نامنتظره بودن برداشت آنان از رویداد را می‌رساند. و جالب این‌که برخی هم فورا درصدد تحلیل و توصیف آن برآمدند درحالی‌که آن را پیش‌بینی نمی‌کردند. اما مسأله این است که تا کی می‌توانیم هر روز با یک پدیده نامنتظره مواجه شویم؟

به نظر این نویسنده رفتارهای نامنتظره به این دلیل رخ می‌دهد که به آن رفتارها در شرایط عادی مجال بروز داده نمی‌شده و لذا از نظر ناظر اجتماعی پنهان مانده است ولی هنگامی که فرصت بروز پیدا می‌کند از جایی سر می‌زند که قابل محاسبه نبوده است

- سرمقاله شهروند به این جا رسیده که : نکته بسیار مهم دیگر این‌که به دلیل طبیعی نبودن روندهای اجتماعی ما، هر اتفاقی ظرفیت این را دارد که به سرعت به موضوعی فراتر از اصل همان پدیده تبدیل شود و درنتیجه پدیده‌های جامعه ما با حاشیه‌هایی بزرگتر از متن پدیده روبه‌رو می‌شوند. این فوت نیز نشان داد نکات حاشیه‌ای آن بر اصل ماجرا سایه افکنده است و حاشیه‌سازی به‌طور طبیعی جریان امور را منحرف می‌کند.

فردا، مجلس، وزیر علوم دیگر

حق نشر عکس Iran newspaper nov17
Image caption تصویر ۲ تیتر و عکس صفحه اول ایران

آفرین چیت ساز اول در سرمقاله ایران روزنامه دولت نوشته: قفل شدن ماجرای انتخاب آخرین عضو کابینه می‌تواند مشکلاتی در نگاه محیط‌های دانشجویی به نهادهای تصمیم‌گیر بیافریند از جمله این که جامعه دانشگاهی را نسبت به مسیر معقول تصمیم‌گیری در نهادهایی مثل مجلس یا دولت دچار تردید سازد. اغلب استادان یا چهره‌های دانشگاهی که طی چند روز اخیر طرف گفت‌و‌گوی رسانه‌ها بودند این هشدار را بر زبان جاری کرده‌اند که مجلسیان و دولتمردان مراقب باشند که توانایی و کارآمدی نهادهای قانونگذار و تصمیم‌گیر نظام در رفع و رجوع مسائلی مثل انتخاب یک مدیر زیر سؤال نرود.

به نوشته این مقاله: این سطح از اختلاف طولانی و کشدار میان دولت اعتدال و مجلس اصولگرا امری غیر طبیعی و غیرمنتظره است. دست‌کم اراده سران دو نهاد از فردای انتخابات بر این اصل استوار شد که به دوران تقابل و تنش‌های فرساینده پایان دهند. بر این اساس اختلاف تسلسل‌وار بر سر تعیین یک وزیر نیازمند آسیب‌شناسی جدی است و تندباد اختلافی که بر سر این قضیه میان بهارستان و پاستور وزیده را نمی‌توان امری طبیعی و متعارف فرض کرد. آنچه روشن است در حد فاصل میان دو نهاد، جریانی حضور دارد که به هیچ روی همنشینی و همگرایی دو نهاد را برنمی‌تابد.

سرمقاله روزنامه ایران به این جا رسیده که: این جریان از فردای ۲۴ خرداد صف مخالف علیه دولت اعتدال شکل داد و تا به امروز بر عهد مخالفت خویش با دولت باقی مانده‌ است. برای این جریان تضعیف و توقف دولت نه تنها تاکتیک بلکه هدف آرمانی است پس این انتظار بیراه نیست که مجلس و دولت برای مهار و غلبه بر چنین جریانی در روز رأی اعتماد اندیشه کنند.

اسماعیل حسین پور در مقاله ای در ابتکار نوشته: نمایندگان مجلس حق دارند از اختیارات قانونی خود در راستای نظارت بیشتر بر قوه مجریه استفاده کنند، اما موکلان این نمایندگان که آنها را راهی مجلس کرده اند هم حق دارند از نشستگان بر صندلی سبز بهارستان بپرسند که تصمیمات شان بر چه مبنایی است؟ معیار «آری» و «نه» شان چیست.

به نوشته این مقاله: مردم حق دارند از برخی نمایندگان مردم که خود را دلسوز علم و دانش و دانشگاه می‌دانند ولی در برابر بورسیه های غیر قانونی دم بر نیاوردند بپرسند که با چه استدلالی فرجی دانا را کنار نهادند؟ در زمان فرجی دانا چه فتنه هایی رخ نمود و عیان شد؟ یا بپرسند که نیلی احمدآبادی را با کدام استدلال رد کردید؟ آیا ناخرسندی از نظر دکتر روحانی درباره بورسیه ها و نظر ناسنجیده مشاور ایشان باید در دادن رأی اعتماد اثرگذار باشد؟

ابتکار به این جا رسیده که: طنز تلخ اینجاست که برخی نمایندگان که خود را بیش از دیگران دلسوز دانشجو و دانشگاه می‌نمایانند این روزها تصمیمات شان پیامکی شده است، وقتی شیوه برخی تصمیم گیری ها در خانه ملت تا این حد تنزل پیدا می‌کند مردم حق دارند دچار حیرت شوند. شاید یکی از برکات این رأی اعتماد به وزرا همین است که مردم به نیت برخی نمایندگان بیشتر واقف خواهند شد.

دلایل مخالفان

اما در حالی که روزنامه های میانه رو و هوادار دولت خواستار آن شده اند که سومین وزیر پیشنهادی روحانی با قبول مجلس روبرو شود کیهان همچنان در تیتر صفحه اول خود نوشته مجلس به دانش آشتیانی رای نخواهد داد و از قول گروهی تحت عنوان خانواده های شهدای دبیرستان مفید اشتیانی را مدیری بیگانه از انقلاب خوانده و نوشته فخرالدین دانش آشتیانی معاون وزیر علوم در زمان مصطفی معین است، وزیری که انتقادهای صریح و کم‌سابقه مقام عظمای ولایت به وزارتخانه‌اش را همگان در خاطر دارند.

این روزنامه سپس دلایل مخالفان برای رای عدم اعتماد به وزیر پیشنهادی تازه را چنین برشمرده:امضای نامه حمایت از تحصن‌کنندگان مجلس ششم، مخالفت تشکیلاتی و تفکری با بسیج و تلاش برای حذف بسیج دانشجویی از دانشگاه‌ها در زمان تصدی پست معاونت وزارت علوم، حذف عناصر دلسوز و انقلابی از صحنه مدیریت علمی کشور، برگزاری اردوهای مختلط خارج از کشور در دانشگاه‌ها و ترویج بی‌سابقه موسیقی در دانشگاه‌ها که مورد انتقاد و اعتراض مقام معظم رهبری قرار گرفت.

بخش دیگر از گزارش کیهان چنین است:، حضور متداوم عناصر مساله‌دار نظیر ابراهیم یزدی، عزت‌الله سحابی، سعید حجاریان و موسوی خوئینی‌ها در دانشگاه علیرغم تذکرات مکرر دانشجویان بسیجی و حزب‌اللهی، زمینه‌سازی برای اغتشاشات کوی دانشگاه و عدم توانایی در کنترل فضای احساسی و سیاست‌زده دانشگاه، ارتباط مستمر با فتنه‌گران و حمایت از جریان فتنه منحوس سبز در سال ۸۸ از جمله مواردی است که در این نامه به آنها اشاره شده است.

بدون شغل با درآمد

شهرام شهیدی در ستون طنز اعتماد نوشته: بانک مرکزی اعلام کرده طبق بررسی‌های صورت گرفته ٢٤ درصد خانوارهای ایرانی هیچ فرد شاغلی ندارند. نگفته درآمدی ندارند که، گفته شغل ندارند. در این مملکت کار نشد ندارد.

طنزنویس به مشاغلی اشاره کرده که درآمد دارند اما برای سلامتی انسان مضر اند. مثل فروش سیگار، مواد محترقه، مواد مخدر و بلیت هواپیما ! بله. بلیت هواپیما. با این همه حوادث و سوانح هوایی فروختن بلیت هواپیما به نوعی بازی کردن با جان انسان‌هاست دیگر. نیست؟

ستون طنز اعتماد افزوده: یکی از روش‌های کسب درآمد هم که چند صباحی است روی بورس افتاده مشاغلی است که ما هنوز خیلی سر از جیک و پیکش درنیاورده‌ایم، فروش سوالات کنکور. به نظرم کسی که می‌خواهد سوال کنکور بخرد بهتر است یکهو برود سر اصل مطلب. کمی بیشتر هزینه کند و یک مدرک تحصیلی معتبر بخرد. آدم باید بالا رفتن با آسانسور را به بالا رفتن از پله ترجیح دهد دیگر.

تخلف در حد المپیک!

حق نشر عکس Arman newspaper nov17
Image caption کارتون محمد طحانی، آرمان

اعتماد در گزارش اصلی خود نوشته: ارایه گزارش تحقیق و تفحص مجلس از وزارت صنعت، معدن و تجارت در خصوص واردات کالاهای استراتژیک که در جلسه هفته گذشته مجلس قرائت شد، یک بار دیگر از فقدان سلامت اداری و فساد گسترده در دولت پیشین رونمایی مجدد کرد! دولتی که قرار بود با فساد مبارزه کند، چنان کارنامه‌یی در این زمینه از خود برجای گذاشت که هیچ کس، حتی یاران نزدیک آن دولت توان دفاع از آن را ندارند و با شرمندگی هرچه تمام‌تر می‌کوشند خود را از آن دولت مبرا کنند

این گزارش برخی از نکته های گزارش مجلس را چنین شرح داده: - در مقطع افزایش شکاف میان قیمت ارز رسمی و قیمت ارز در بازار، مبالغ عظیمی ثبت سفارش برای واردات کالاهای اساسی از جمله گندم انجام، ولی آن کالا وارد نشده است و طبعا ارز دریافتی در بازار آزاد به سه برابر قیمت فروخته و شاید هم از کشور خارج شده است!

- بسیاری از کالاهای اساسی وارد شده با قیمت غیرواقعی بوده، یعنی به ازای مثلا ١٠٠ دلاری که دریافت کرده‌اند، ٥٠ دلار کالا وارد کشور شده و سایر ارزها به جاهای دیگر رفته است!

- بی‌سیاستی و اظهارات متناقض از سوی مسوولان دولت پیشین، موجب شده که قیمت کالاهای اساسی افزایش یافته و سود آن به جیب عده‌ای خاص برود. ظاهرا برای انجام این گفت‌وگوها، اعمال نفوذ هم می‌شده است!

- اسناد و اطلاعات طبقه‌بندی شده در اختیار عده‌یی خاص بوده که با استفاده از آن، اقدامات خود را برای سودآوری بیشتر تنظیم می‌کرده‌اند. رانت اطلاعاتی یکی از بدترین رانت‌هاست که در آن دولت دیده شده است.

- ارایه آمار دروغ از تولیدات کشاورزی کشور و برنامه‌ریزی برای واردات متناسب با این آمار دروغ و در نتیجه کمبود آن اقلام در بازار به ضرر مردم شده است. در برخی از سال‌ها نیز واردات بیش از نیاز جامعه بوده و این نیز به ضرر مردم تمام شده است.

با نفت کمتر از ۷۰دلاری، برنامه دولت چیست؟

حق نشر عکس Etemaad newspaper nov17
Image caption مرتضی پاشایی کار علیرضا پاکدل، اعتماد

حسین راغفر در مقاله ای در شرق نوشته پیش بینیی‌ها می‌گوید قیمت نفت در سال آینده ممکن است تا ۶۰دلار هم سقوط کند؛ در حالی که دولت اعلام کرده است بودجه سال آینده را با نفت ۷۰ تا ۸۰دلار در هر بشکه تدوین خواهد کرد، اما اولین سوال این است که اگر قیمت‌ها به زیر ۷۰دلار سقوط کند، آن زمان دولت چه تدبیری برای کسری بودجه قطعی خود خواهد داشت؟ دلایل متعدد سیاسی و اقتصادی را می‌توان عنوان کرد که همه با هم مانع افزایش و بازگشت قیمت نفت به جای اول خود شوند.

به نوشته این اقتصاددان: جدای از دلایل سیاسی که مانع پیش‌بینی قیمت‌ها می‌شود، دلایل اقتصادی مانند ادامه‌‌‌داربودن رکود اقتصادی در چین نشان از آن دارد که قیمت نفت به‌زودی افزایش نمی‌یابد. در این میان برخورد منطقی با قیمت نفت اولین موضوعی است که در بودجه سال آینده می‌توان به آن توجه کرد. بهترین راهکار این است که دولت دامنه‌ای از تغییرات را در نظر بگیرد و بودجه را بر این اساس تدوین کند. از طرفی منطق حکم می‌کند دولت در تدوین بودجه خود، بدترین وضعیت محتمل را در مورد قیمت نفت در نظر بگیرد، نه خوشبینانه‌ترین حالت را.

مقاله شرق به این جا که رسیده که: به نظر می‌رسد دولت برنامه مدون اقتصادی‌ای ندارد و همه‌چیز را در حوزه اقتصاد به نتیجه مذاکرات موکول کرده است. در این شرایط لازم است تصمیمات دولت به‌خصوص در حوزه اقتصاد هوشمندانه‌تر باشد. از طرفی انتظار می‌رود گزینه‌های درآمدی جایگزین نفت، هم اعلام شود. گزینه‌هایی که در کارآمدی برخی از آنها تردیدهای جدی وجود دارد. چون مهم‌ترین گزینه مالیات است که ما با فرار و معافیت‌های مالیاتی بسیاری مواجهیم و در این میان باید دید برنامه دولت چیست؟

کوتاه و بلند روزنامه نگار

پوریا عالمی در ستون طنز شرق نوشته: به‌مناسبت روز جهانی رکورد گینس، کوتاه‌ترین و بلندترین مرد جهان با یکدیگر ملاقات کردند. به همین مناسبت ما با بلندترین و کوتاه‌ترین مردان جهان گفت‌وگو کردیم؛ بلنده گفته: من روزنامه‌نگارم. چون همیشه از دو طرف دارند می‌کشندم، اینقدر بلند شد. کوتاهه هم گفته: من هم روزنامه‌نگارم. چون همیشه می‌زنند توی سرم نتوانستم رشد کنم

طنزنویس از سختی‌های کارتان بگویید.پرسیده.بلنده گفته: راستش به این دلیل ساده که من بلندم، برای ورود و خروجم از برخی درها با مشکل مواجه می‌ شوم. کوتاهه گفته: بنده مشکل زیادی ندارم. بنده عادت کرده‌ام کوتاه بیایم. دوره‌به‌دوره و دولت‌به‌دولت کوتاه آمده‌ام تا مثل ایشان دراز نشوم..

مطالب مرتبط