بررسی روزنامه های صبح تهران؛ پنجشنبه ۶ آذر

روزنامه های آخر هفته تهران عنوان‌های اصلی خود را به رای اعتماد مجلس به چهارمین وزیر پیشنهادی حسن روحانی اختصاص داده و در اهمیت مخالفت افشاگرانه علی مطهری با محمد فرهادی وزیر جدید نوشته‌اند.

بحث‌های موافق و مخالف مذاکرات هسته‌ای ایران و کشورهای پنج به اضافه یک همچنان در این روزنامه‌ها ادامه دارد.

حق نشر عکس e
Image caption تیتر و عکس صفحه اول اعتماد

شگفتی در مجلس

جواد دلیری در سرمقاله اعتماد نوشته: هنوز هفته‌یی از چانه‌زنی دولت و مجلس بر سر «عدم اعتماد» به یک نامزد وزارت و رای «اعتماد » به وزیر جدید نمی‌گذرد که پارلمان باز «شگفتی‌ساز» شد؛ شگفتی‌ای به هیبت و هویت یک دگردیسی و چرخشی ناشناخته. همان مجلسی که نمایندگان منتقدش با بهانه‌هایی که همگان می‌دانند به وزیران پیشنهادی پیشین رای اعتماد نداده بود به وزیر پنجم رای داد و آن‌هم با رای اعتماد بالا. اما معنای آن اجتناب‌ها و این انتخاب چه بود؟ از آن اجتناب‌ها تا این انتخاب چه گذشت و چه شد؟

به نظر سردبیر اعتماد: معنای سیاسی رای دیروز اهالی بهارستان چه بود؟ اجازه بدهید قبل از هر چیز از آنچه دیروز رخ داد، روایتی کنم: علی مطهری، نماینده مدافع وزیر پیشنهادی هفته پیش دولت، دیروز ناطق مخالف شد، او به راستی ستاره مجلس بود، با رفتاری متفاوت از گذشته به مخالفت برخاست، منطق و روش مجلس در برابر میلی‌منفرد، نیلی احمدآبادی و دانش آشتیانی را به نقد و چالش کشید. گفت که می‌خواهد از« حیثیت و اعتبار مجلس » دفاع کند.

به نوشته اعتماد: مطهری اما تنها عامل شگفتی دیروز مجلس نبود. الیاس نادران، نماینده همیشه منتقد دولت که در راس و پیشانی مخالفان وزیران پیشنهادی قبلی دولت بود، این‌بار به ناگهان در مقام «موافق »وزیر، دفاعیه خواند. او البته بیشتر برای وزیر‌ی که رای‌اش از قبل قابل پیش‌بینی بود شرط و شروط گذاشت تا نه‌تنها بازیگران و ناظران سیاسی از جابه‌جایی «مخالف و موافق» وزرای پیشنهادی علوم متعجب شوند که افکار عمومی هم بپرسند در مجلس نهم چه می‌گذرد؟

جواد حیدریان در سرمقاله ابتکار نوشته: فرهادی استراتژی رای اعتماد مجلس را دید. او بی شک باید استقلال خود و دانشگاه را حفظ کند و در برابر خواسته سیاسی گروه‌های فشار و جریانات مخالف تحولات اجتماعی در ایران گردن کج نکند و از بیم کارت قرمز آنها هراسی به خود راه ندهد و دل قوی دارد. او بی شک باید نگهبان گفتمان دانشگاه باشد. گفتمان آزادی خواه و عدالت طلبی که تاریخی درازسال دارد.

فرهادی حالا وزیر علوم است که متولی نهادهای علمی و اندیشه پرور کشور و دارای جایگاه گفتمانی و البته محل زیست آوانگاردترین و نخبه ترین و البته تازه ترین نسل های ایرانی است. دانشگاه رستنگاه جریان های نوگرای علمی، اجتماعی و تفکرهای متعالی خواه و دموکراسی طلب جامعه است، اندیشه گاهی که البته آبشخور اصلی جریانات تحول خواه در طول تاریخ سیاسی – اجتماعی ایران بوده است.

به نظر ابتکار: اگرچه قطار دولت روحانی سعی دارد بی آنکه به هر کدام از این جریانات دور یا نزدیک شود در مسیر تکاملی خود حرکت کند اما دانشگاه تا بوده به سمت مسیر تحول خواهی میل بیشتری داشته است اگرچه حرکت موازی کاری و نهادسازی سازمان یافته طی سالیان اخیر تلاش کرده برای جریان محافظه کار ایرانی رد پایی در دانشگاه ایجاد کند و البته زمینه های محدودیت را هم فراهم آورد اما هرگز در عالم واقعیت موفق نبوده است!

شباهت های مجلس و فوتبال

شهرام شهیدی در ستون طنز اعتماد در پاسخ این سووال که جماعت کجا هستند نوشته: هیچی همه‌شان به نوعی هدف مشترک داشته‌اند. شیطان هم از اینکه فرهادی رای آورده و دیگر نوبت نامزدی تصدی وزارت علوم به او نمی‌رسد غمباد گرفته. بقیه هم هم در حال شادی پس از گل... ببخشید شادی پس از انتخاب وزیر علوم هستند.

مشتری: اگر شادی کردن‌شان مثل شادی پس از گل‌های بازیکنان پرسپولیس باشد که از الان یک کارت زرد برای آنها و خود فرهادی کنار بگذار

من: مجلس که تازگی به ربیعی کارت زرد نشان داده. دیگر بعید است که...

مشتری: مگه تو فوتبال داور به یک بازیکن کارت زرد نشان بده دیگه به بقیه کاری نداره؟ یا به خود اون بازیکن دیگه کارت نمی‌ده؟

من: فوتبال با این مساله فرق داره خب. داور هم با نماینده مجلس فرق داره

در پایان طنز اعتماد آمده: نه خیر، فرقی ندارند. هر دو شوت داره. کات داره. خطا داره. کارت داره. بزرگ‌تر داره. پیشکسوت داره. لیدر داره. بیانیه داره…

درباره آینده مذاکرات

محمد جواد حق شناس در سرمقاله ایران روزنامه دولت نوشته آقای روحانی قبل از انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲ مختصات استراتژی خود را در مسأله هسته‌ای روشن کرد. ابعاد نگاه او به قضیه هسته‌ای هم در گفت‌و‌گوی چالشی وی با صدا و سیما و هم در جریان مناظره با رقبای انتخاباتی‌اش مطرح شد. آن هم با بیان جمله مشهور «خوب است سانتریفیوژ‌ها بچرخد اما چرخ‌های اقتصادی مملکت و چرخ زندگی‌مردم هم باید بچرخد». این‌عبارت، عصاره اندیشه روحانی در پرونده هسته‌ای بود.

نویسنده معقتد است نقطه آغاز حل و فصل ماجرای هسته‌ای به حضور سال گذشته رئیس جمهوری در نیویورک بازمی‌گردد.

در اثنای این تماس‌ها، رویکرد دیگر کشورهای عضو گروه ۱+۵ این پیام را ارسال می‌کرد که پرونده هسته‌ای باید قبل از هرچیز در یک دو قطبی میان ایران و امریکا حل و فصل شود.

ظرف یک سال گذشته مشکلاتی از جمله قطعنامه‌ها- که در دولت گذشته از آن به عنوان «کاغذ پاره» یاد می‌شد- و تحریم‌های بین‌المللی مسیر سخت و طاقت‌فرسایی را برای مذاکرات رقم زد اما فارغ از نتیجه مذاکرات وین، تداوم رایزنی‌های ایران و ۱+۵ این پیام را ارسال کرد که ایران امروز دارای چنان جایگاه و قدرتی است که توانسته یک سال با ۶ قدرت بزرگ جهان حول موضوع هسته‌ای مذاکره کند و درعین‌حال این چرخه گفت‌و‌گو‌ را بر اساس منافع ملی پیش ببرد.

حق نشر عکس d
Image caption کارتون آروین، روزنامه اعتماد

رونق تجارت در گرو توافق

مسعود دانشمند در سرمقاله جهان صنعت نوشته: مشکل اصلی قبل از آنکه رسیدن به توافق هسته‌ای باشد بی‌برنامگی مسوولان و دست‌اندرکاران در داخل کشور است. تا جایی که بنده اطلاع دارم نه در اتاق‌های بازرگانی و نه در دولت برنامه‌های مدنی برای بعد از تحریم‌ها و حتی در شرایط فعلی که مذاکرات به نتیجه دلخواه نرسیده است، وجود ندارد. در واقع اشکال کار نیز همین است.

نکته‌ای که باید مورد اهمیت قرار گیرد آن است که مذاکرات را با چه هدفی انجام می‌دهیم؟ مذاکره می‌کنیم که مذاکره کرده باشیم یا برای افزایش تولید، ایجاد اشتغال، رونق بخش صنعت یا ... مذاکره می‌کنیم؟ متاسفانه در داخل کشور به هیچ یک از این موارد به صورت کارشناسی فکر نشده است و همه تنها به توافق هسته‌ای فکر می‌کنند.

این در حالی است که استراتژی مذاکره باید از پیش مشخص شده باشد.

مقاله جهان صنعت با آن دسته از افراد که معتقدند تحریم‌ها تاکنون همه تاثیرش را بر اقتصاد ایران گذاشته و نباید منتظر فجایع بزرگ‌تری بود به شدت مخالف کرده و نوشته: برای مثال ما در حال حاضر یک میلیون بشکه نفت صادر می‌کنیم در حالی که باید تلاش کنیم مانند شرایط قبل از تحریم بتوانیم صادرات نفت خود را به ۹/۲ بشکه در روز برسانیم و این مهم محقق نخواهد شد مگر با تلاش تیم مذاکره‌کننده برای برداشتن تحریم‌ها علیه ایران با روش دیپلماسی.

جوان روزنامه سپاه پاسداران در مقاله به بر شمردن بازیگران پرونده هسته‌ای ایران پرداخته و اول از همه به آمریکا اشاره کرده که به عنوان بازیگر اصلی طرف غربی در شرایط ویژه‌ای از حیث شرایط داخلی به سر می‌برد. از طرفی نتایج انتخابات میاندوره‌ای کنگره که وزن رقبای جمهوریخواه اوباما را در حاکمیت این کشور ارتقا داد و از سویی در پیش بودن سال‌های پایانی دوره ریاست جمهوری اوباما، عملاً بر روند مذاکرات سایه‌ای بزرگ انداخته است.

عامل دوم به نظر این روزنامه طرف اروپایی است که نشان داده نمی‌خواهد یا نمی‌تواند کنشگری فوق العاده‌ای در روند مذاکرات ایفا کند؛ چنان که بازیگر روس و چینی البته اخیراً بازی متفاوتی از خود بروز داده‌اند. تحولات اخیر عرصه منطقه و بین‌الملل که به تزاید تقابل قطب‌های شرقی جدید قدرت در مقابل غرب انجامیده، تأثیراتی هرچند اندک را بر مسیر مذاکرات تا کنون گذاشته است.

نویسنده جوان بعد از اشاره به نقش اسرائیل مسیر آینده مذاکرات را چنین برآورد کرده: تند شدن ادبیات و تشدید فشارهای زیاده‌خواهانه طرف امریکایی لابی‌های اسراییل، انفعال اروپایی ها و تبدیل شدن آنها به بازگیری خنثی، تزاید انگیزه‌ها در داخل محیط ملی ایران برای راه حل‌های اقتصادی جایگزین و سرانجام ایجاد همکاری‌های بیشتر میان رقبای جدید غرب همچون روسیه و چین با جمهوری اسلامی ایران.

حق نشر عکس d
Image caption کارتون محمدعلی خلجی، جهان صنعت

باران و هوای پاک

سروش صحت در صفحه آخر اعتماد با عنوان باران نوشته: «چقدر این‌بارون به موقع بود... دو سه روز بود دیگه نمی‌شد نفس کشید»، این را زنی که جلوی تاکسی نشسته بود گفت. مرد جوانی که عقب تاکسی نشسته بود گفت: «اصلا یعنی عالی شدا... بارون هم هوا را تمیز کرد، هم خیابان‌ها را، هم پیاده روها را، هم درخت‌ها را، هم برگ‌ها را، هم...» راننده که مسن بود حرف مرد جوان را قطع کرد و گفت: «همه جا را» مرد گفت: «بله، همه جا را... واقعا بارون به موقعی بود» بعد گفت: «کاش هرروز بارون می‌اومد». زن گفت: «هرروز که دیگه نه، آدم آفتاب هم می‌خواد». مرد گفت: «راست می‌گین، کاش یه روز آفتاب بود، یه روز بارون ولی هوا همیشه تمیز بود».

به نوشته این مقاله: راننده از توی آیینه به مرد نگاه کرد و چیزی نگفت. مرد جوان گفت: «اصلا ریه‌هام دارن کیف می‌کنن، انگار طعم اکسیژن یادشون رفته بود...» بعد نفس عمیقی کشید و گفت: «آخیش... واقعا کاش هرروز بارون می‌اومد». راننده و زن دیگر چیزی نگفتند. کمی جلوتر مرد گفت: «من همین جا پیاده می‌شم»، راننده سرعت را کم کرد. مرد گفت «خیلی جلو نرید... همین جا... همین جا...». راننده ایستاد.

نقل مقاله اعتماد به این جا می‌رسد که: مرد با عجله پیاده شد و موقع پیاده شدن پایش تا مچ توی چاله آبی که کنار خیابان بود رفت. مرد گفت: «اه... مرده شورشو ببرن». راننده به مرد نگاه کرد و چیزی نگفت. باران همچنان می‌بارید و هوا و شهر و همه جا را تمیز می‌کرد.

انفجار نزدیک است

کیهان در سرمقاله خود با اشاره به حوادث گاه کوچکی که در کشورهای مختلف انقلاب و انفجار به وجود آورده نوشته: عربستان سعودی، شاید یکی از این کشورهای مستعد باشد. این کشور تقریبا تمام فاکتورهای لازم برای وقوع یک انفجار اجتماعی را داراست. دلایل و مستندات بی‌شماری برای این ادعا می‌توان برشمرد. نظام سیاسی و «دیکتاتوری خاص» حاکم بر این کشور- که با واژه‌ای با نام انتخابات و دموکراسی کاملا بیگانه است- وضعیت اسفناک اقلیت‌ها به ویژه شیعیان، نوع سیستم قضایی حاکم بر این کشور- که شباهت‌های عجیبی با روش به اصطلاح قضایی داعش دارد.

به نظر جعفر بلوری در این مقاله شاید حضور سیا در بدنه اجرایی و امنیتی رژیم آل سعود در کنار دلارها و برق شمشیر‌ها و... باعث به تعویق افتادن این انفجار اجتماعی شده باشد اما، خود رژیم آل سعود به خوبی بر وضعیت حاکم بر این کشور واقف است و خوب می‌داند «فقط یک جرقه لازم است.»

کیهان در ادامه با اشاره به رای دادگاه سعودی علیه آیت‌الله نمر باقر النمر که این روزنامه وی را از علمای برجسته و رهبر شیعیان عربستان خوانده و بدون ذکری از میانجی گری هاشمی رفسنجانی برای جلوگیری از اعدام این روحانی شیعه که گفته می شود مورد قبول حکومت ریاض قرار گرفته اظهار نظر کرده که سعودی امکان اجرای چنین حکمی را نداشته است.

حق نشر عکس d
Image caption کارتون احسان گنجی، اعتماد

مطالب مرتبط