بررسی روزنامه های صبح تهران؛ چهارشنبه دوازدهم آذر

روزنامه های امروز صبح تهران از گران شدن نان، کمبود بودجه و چشم های امید به توافق هسته ای دوخته اند و خبر سخنان تازه ظریف را با اهمیت دیده اند که وعده داده توافق پیش از پایان مهلت هفت ماهه شکل کیرد.

اظهار نظر های ضد و نقیض درباره تصمیم حسین علیزاده موسیقیدان به رد نشان شوالیه سفارت فرانسه، تاثیر کاهش بهای نفت بر بودجه دولت و وعده های روحانی، و چگونگی بازتولید شدن خشونت در جامعه از دیگر مطالب این روزنامه هاست.

روحانی درست دید

حق نشر عکس na
Image caption تیتر و عکس صفحه اول اعتماد

مصطفی داننده در سرمقاله ابتکار با تاکید بر این که روحانی با شعار برداشتن دیوار بی اعتمادی در سیاست خارجی و حل پرونده هسته‌ای پای به عرصه انتخابات گذاشت، نوشته: وی دوست دارد در پایان دو سالگی دولتش به این شعارها جامه عمل بپوشاند. او می‌داند که حل پرونده هسته‌ای ایران یعنی حل بسیاری از مشکلات اقتصادی ایران و به همین خاطر او دوست ندارد این فرصت طلایی را از دست بدهد. رئیس جمهور روحانی بر همین اساس و برای داشتن دست قدرتمند در مذاکرات هسته‌ای سعی کرد در داخل مرزها سیاست تعامل با تمام گروه‌ها و جریان‌های سیاسی کشور را در دستور کار خود قرار دهد.

به نوشته این مقاله: حسن روحانی دست دوستی خود را از همان روزهای ابتدایی به سمت تمام نهادهای تاثیرگذار ایران دراز کرد تا آنها را با خود در مسیری که ترسیم کرده است همراه کند. او از فراجناحی بودن سخن به میان آورد، مجلس را در راس امور دانست، از جایگاه ویژه مراجع و حوزه‌های علمیه در نزد دولت گفت و از سپاه نیز خواست که با دولت همراه باشند. او به دنبال تشکیل ید واحدی برای مذاکرات هسته‌ای بود.

سرمقاله ابتکار به این جا رسیده که: همین رفتار روحانی باعث شد برخی دوستان دولت لب به گلایه بگشایند که چرا روحانی در برابر برخی تندروها یا حتی برخی رفتارهای نمایندگان مجلس کوتاه می‌آید؟ این سوال‌ها از دولت روحانی یک پاسخ دارد و آن هم اینکه اولویت اصلی روحانی حل پرونده هسته‌ای و مشکلات اقتصادی مردم است و به همین خاطر نمی‌تواند شرایط کشور را به گونه‌ای رقم بزند که هدف اصلی دولتش به خطر بیفتد. قطعا پنجه در پنجه شدن با رقبای سیاسی می‌تواند حواس و تمرکز دولت را پرونده هسته‌ای به دعواهای سیاسی کشور بکشاند که می‌تواند ضربه سختی به مذاکرات هسته‌ای وارد کند.

سقوط بهای نفت چه خوب

ابوالقاسم قاسم زاده در اطلاعات خدا را برای سقوط قیمت نفت شکر کرده و برای این شکر دلایلی آورده از جمله این که همه مفت‌خواران که تا دولتی پولدار می‌شود، چنگ می‌اندازند و مفت درآمدهای کلان نفتی را غارت می‌کنند، حالا اندکی از «دولت بی‌پول» فاصله می‌گیرند. تردید نداشته باشید که سقوط قیمت نفت، ضریب فساد مالی را نیز پائین می‌آورد و این‌همه سر و صداهای سیاسی علیه وزارت نفت و شخص وزیر آن، می‌خوابد. چون وزیر نفت بی‌پول دیگر به درد تهاجم سیاسی نمی‌خورد!

به نوشته این مقاله: تجربه تلخ فروش نفت با قیمت‌های بالاتر از صد دلار، همانگونه که در هشت سال گذشته بود و درآمد نفتی دولت احمدی‌نژاد را چندین و چندبرابر همه درآمدهای نفتی در همه دولت‌های گذشته معرفی ‌کردند، تکرار نمی‌گردد. مردم هم کمی راحتی خیال پیدا می‌کنند که دائماً می‌پرسیدند، از آنهمه درآمد نفتی چه اندازه ذخیره ارزی در صندوق ملی باقی‌مانده است. نفت که به بشکه‌ای ۶۸ دلار رسیده است، جوابگوی زندگی روزانه مردم می‌گردد و دیگر کمتر اسمی از صندوق ذخیره‌ ارزی به میان می‌آید!

و بالاخره اطلاعات نوشته: دولت و مجلس به هم نزدیک‌تر می‌‌شوند. دولت که سقف درآمدش محدود می‌‌شود، مجلس هم سطح درخواست‌های خود را در تنظیم بودجه‌ برای عمران بهتر محاسبه می‌کند. سقوط قیمت نفت برای بعضی‌ها در دولت و مجلس هدیه‌ایست که شعارزدگی را رها کنند و مانند مردم «عقل معیشتی» پیدا کنند. همزمان با اخبار سقوط قیمت نفت، دولت و مجلس به فکر افتاده‌اند تا در سیستم مالیاتی بازنگری و آن را «بهینه‌سازی» کنند.

تکریم زنان چه شد

مریم جمشیدی در مقاله ای در فرهیختگان به خبر گم شدن ۳۲ جلد گزارش پدیده خشونت خانگی علیه زنان اشاره کرده که پروژه ای تحقیقاتی بود که در ۲۸ استان کشور اجرا شد اما حالا چهار سال بعد، همه آن کتاب‌ها خمیر شده و نیست‌ونابود شود، بیشتر به یک داستان تخیلی می‌ماند اما این اتفاق تلخ نه یک توهم بلکه امری حقیقی است که در دنیای واقع رخ داده.

نویسنده اضافه کرده: اصلا باز هم همه اینها به کنار، آیا این اتفاقاتی که اکنون با افتادن برخی پرده‌ها در حال عیان‌شدن است، موید همان شایعاتی نیست که تا حدود دو سال قبل و در پی مطرح شدن برخی اقدامات دولت نهم و دهم درباره زنان در جامعه رواج داشت؟ اقداماتی نظیر کاهش ساعت کار زنان شاغل، افزایش مرخصی زایمان و... که منتقدانش تاکید داشتند هدف دولت از این طرح‌ها، نه حمایت از زنان و تکریم آنان بلکه حذف زنان از عرصه‌های اجتماعی است و رویکرد دولتمردان در این باره، متعالی و حمایتی نیست.

فرهیختگان نوشته: آن زمان شاید از منظر بسیاری، این دیدگاه منتقدان بسیار بدبینانه می‌نمود اما اکنون چه می‌توان گفت؟ آیا خمیرکردن ۳۲ جلد کتاب درباره مظلومیت و قربانی‌بودن بخشی از زنان این سرزمین و اینکه چطور می‌شود راهکاری پیدا کرد تا از میزان این قربانی‌ها کاسته شود، می‌تواند متاثر از نگاهی باشد که به دنبال اعتلای هویت و ظرفیت‌های زنان است؟ سخت است پاسخ مثبت دادن به این سوال حتی اگر جزء خوش‌بینان روزگار باشید.

آیدین سیارسریع در ستون طنز جدید روزنامه ایران با فرض این که خبر خمیر شدن تحقیق درباره خشونت علیه زنان در دولت سابق، احتمال داده که این خبر اگر در شبکه های اجتماعی منعکس شود این کامنت ها زیرش ظاهر می شود:

لولو: اول از همه بگم من همچنان تو کار قاچاق اعضای انسانم. نیایید دوباره بگید لولو برد و اینا. به من ربطی نداره. احمدآقا کتابخوار (مسئول پیشین): به لطف خداوند و با همت مسئولان توانستیم تمامی این کتاب‌ها را به خمیر تبدیل کنیم. بهروز: آخه چرا زحمات یک عده رو این‌طور به باد دادین؟

احمدآقا کتابخوار: زیرا زنان با خمیر می‌توانند نان درست کنند تا وقتی به شوهر خود می‌گویند نان نداریم مورد ضرب و شتم قرار نگیرند. همچنین زنان می‌توانند کودکان را با خمیربازی سرگرم کنند تا سروصدای کودکان موجب خشونت علیه زنان نشود و این گام بسیار بلندی در راستای حفظ حقوق زنان است. متأسفانه در این دولت خمیرها تمام شده و دوباره خشونت علیه زنان افزایش یافته است و کسی هم پاسخگو نیست. ما دلواپسیم.

نوشین: کتاب که چیزی نیست، اون موقع شتر با بارش گم می‌شد و هیچکی هم عین خیالش نبود.

گرانی نان ناگزیر است

سعید لیلاز در مقاله ای در اعتماد با تاکید بر این که طبیعتا هر افزایش قیمتی ناخوشایند است نوشته: ایران در شرایط عادی نیست که بگوییم نان چه قسمت از هزینه این خانوارها را تشکیل می‌دهد، اما چون خانوارهای کم‌درآمدی که در این چند سال نیمی از قدرت خرید خود را از دست داده‌اند، بخش مهمی از قدرت خرید خود را به نان اختصاص می‌دهند، قطعا افزایش قیمت نان ضربه سختی را به معیشت و قدرت خرید این دسته از خانوارهای ایرانی وارد خواهد ساخت.

نویسنده اقتصاددان افزوده: با توجه به همه اتفاقاتی که طی چند سال گذشته روی داده، اگر قیمت نان افزایش پیدا نکند در عرضه نان تنها به این دلیل که کسی دیگر حاضر به پخت نان نیست، دچار مشکل می‌شویم. در عین حال آنهایی که انتظار دارند که دولت برای نان یارانه بپردازد -که البته بجا هم است- باید همواره به این سوال هم بتوانند پاسخ دهند که در محل درآمد یارانه‌های نان، به خصوص در شرایط فعلی اقتصادی، این مقدار از کجا باید تامین شود؟

کسانی که می‌گویند این افزایش قیمت نباید صورت می‌گرفت، باید پاسخ دهند که یارانه مورد نظرشان که عنوان می‌کنند علاوه بر کشاورزان به نانواها هم تعلق بگیرد از چه محلی تامین شود؟ همه ما به درستی می‌دانیم مشکلات بسیار بزرگی در بودجه دولت وجود دارد؛ مشکلات بزرگی که دولت را مجبور به تهیه بودجه‌یی بسیار انقباضی و تعدیل شده کرده است.

حق نشر عکس na
Image caption کارتون فرهاد بهرامی، فرهیختگان

میترا زمانی در ستون طنز جهان صنعت با اشاره به گرانی نان به مردم پیشنهاد کرده: نان ندارید شیرینی بخورید! این را قبل از ما یک آدم مهم دیگر به نام ماری آنتوانت به مردم فرانسه هم پیشنهاد داد که باید نتیجه اش را از خودش پرسید. یا کالباس و سوسیس بخورید! باور بفرمایید یک کالباس و سوسیس‌هایی هست کیلویی سه هزار تومان! باور می‌فرمایید؟ اما عواقبش را تضمین نمی‌کنیم!

پیشنهاد دیگر طنزنویس این است: خودتان نان درست کنید؛ آرد بخرید‌، جوش شیرین بخرید بعد با یکدیگر همش بزنید و بگذارید بپزد. نپخت هم ایرادی ندارد. استانداردش این است که جوش شیرین حتما در آن سرو شود. نخورید! آدم از نخوردن که نمی‌میرد! یک مقدار لاغر‌تر می‌شوید که این هم خودش دستاورد بزرگی است!

گرانی دلار

علی دینی ترکمانی در مقاله ای در روزنامه ایران با اشاره به گرانی دلار در چند روز گذشته چند دلیل برای آن ذکر کرده: اول این که، قیمت جهانی نفت کاهش قابل توجهی یافته است. کاهش بیش از ۳۰ درصدی آن به معنای کاهش درآمدهای ارزی نفتی به همین میزان است. دوم اینکه، تمدید هفت ماهه مذاکرات هسته ای با وجود بازپرداخت بخشی از دارایی های ارزی بلوکه شده ایران به معنای ادامه شریط موجود و در نتیجه افزایش نیافتن صادرات نفت و گاز به بیش از یک میلیون بشکه در روز است.

به نظر این کارشناس اقتصادی دلیل سوم، احتمال افزایش نرخ رسمی دلار به بیش از ۲۵۰۰ تومان مرکز مبادلات ارزی با هدف پوشش بخشی از کسری پیش آمده بر اثر افت قیمت نفت است. در این شرایط کارگزاران بازار ارز گمان میکنند که به دنبال چنین افزایشی نرخ ارز در بازار غیر رسمی نیز حتماً افزایش پیدا می کند. تقاضای سفته بازانه برای ارز افزایش پیدا می کند و موجب افزایش نرخ دلار می شود. در نتیجه، واکنش بازار ارز غیر رسمی فاصله میان این دو نرخ بیش از اندازه می شود.

مقاله روزنامه دولت به این جا رسیده برخلاف نظر برخی اقتصاددان که هنوز افزایش نرخ دلار را در چارچوب «نظریه برابری در قدرت خرید»، به تورم انباشته نسبت می دهند، علت اصلی فعال شدن انتظارات روانی است. این انتظارات طی ماه های گذشته بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته، به دلیل امیدهای مثبت شکل گرفته در مورد چشم انداز مذاکرات هسته ای و همین طور به دلیل بالا بودن قیمت نفت فروکش کرده بود.

بازتولید خشونت

حق نشر عکس na
Image caption کارتون محسن ظریفیان، جهان صنعت

اعتماد در روزی که موضوع خشونت همه جا سر زبان هاست از چند جامعه شناس نظرشان را درباره فراوانی خشونت در جامعه پرسیده. ژاله‌ شادی‌طلب پاسخ داده: از دیرباز خشونت در طبقات مختلف جامعه وجود داشته است و این تلقی اشتباه است که فکر کنیم فقط اقشار فرودست به خشونت متوسل می‌شوند، بنابراین از پرداختن به این مساله که خشونت از طبقات فرودست به طبقه‌های متوسط و دیگر طبقه‌ها تسری یافته است، اشتباه است و مهم‌تر از این موضوع باید پرسش کرد چرا این همه خشونت در جامعه ما گسترش یافته است.

به گفته این جامعه شناس: گزارش‌ها و شواهد دال بر افزایش خشونت نه تنها در ایران بلکه جامعه جهانی و کشور‌های پیشرفته است اما در ایران آمار دقیق و علمی درباره وضعیت خشونت در چند دهه‌ اخیر در دست نیست تا به استناد آن مثلا بتوانیم بگوییم خشونت علیه زن‌ها و کودکان در جامعه ایرانی نسبت به مثلا چند دهه پیش افزایش یافته است.

امان‌الله قرایی‌مقدم پاسخ داده: گزارش‌ها و شواهد نشان از افزایش خشونت در سطح جامعه می‌دهد و اگر در مقاطعی این تلقی عام بود که اقشار فرودست مرتکب خشونت می‌شوند اما می‌بینم این رویه در قشر‌ها و طبقه‌های مختلف جامعه رو به افزایش است. هرچند از منظر جامعه‌شناسی خشونت طبقه نمی‌شناسد و عوامل متعددی در ظهور و بروز خشونت و گسترش آن نقش دارند.

شیرین احمدنیا جامعه شناس هم گفته است: ظهور و بروز خشونت دلایل مختلفی دارد، اعم از مسائل روان‌شناختی و فرهنگی در این مساله تاثیر دارد و فقدان آموزش‌های لازم و آگاهی در کسب مهارت‌های روابط اجتماعی نیز از دیگر مسائل دخیل در این مساله است. همچنین برخی آموزه‌های فرهنگی هم در پرخاشگری و خشونت موثر است. از طرفی الگو‌های رفتاری‌ خشونت‌طلبانه و پرخاشگرانه از طریق خانواده و سینه به سینه به افراد منتقل می‌شود و این فرایند مدام بازتولید می‌شود.

شکل گیری جریان آبگوشتی در کشور

حق نشر عکس na
Image caption کارتون علی درخشی، شهروند

شهرام شهیدی در ستون طنز اعتماد نوشته: صادق خرازی اما ایستاد. بادی در غبغب انداخت. نگاهی به چپ و نگاهی به راست کرد و وقتی مطمئن شد مغازه‌دارهای اطراف هم او را می‌بینند با صدای بلند و رسایی گفت (این رسایی با آن رسایی مجلس به اندازه هوای تهران و جزایر قناری فرق دارد) «نمی‌توانیم آبگوشت بخوریم و کاری به جهان نداشته باشیم.» از این تاریخ بود که شاخه جدیدی در دیپلماسی کشور به وجود آمد و برخی سیاست‌های ما آبگوشتی شد.

طنزنویس برخی از مباحث سیاست آبگوشتی را بازگو کرده. از جمله: سیاست تلیت کردن یا ترید کردن. خیساندن نان یا هر چیز دیگری در آب. نوع دیگری از سیاست در آب نمک خواباندن. در سیاست داخلی به معنای سرمایه‌گذاری روی یک شخص برای انتخابات بعدی تلقی می‌شود. در سیاست جهانی به معنای حالا بگذار ببینیم چی میشه اطلاق می‌شود. سیاست روسیه و چین در مورد ایران و سیاست ایران در مورد ترکیه از جمله تلیت کردن‌های تاریخی است.

سیاست گوشتکوبی: اساس این دیپلماسی، کوبیدن طرف مقابل است. در بعد داخلی، فرهنگ رقابت دو جناح در کشور از نوع گوشتکوبی منبعث از آبگوشتی است و در بعد بین‌الملل بهترین مثال سیاست‌های گوشتکوبی رابطه بین ایران و مصر است.

سیاست گوشت کوبیده: این نوع دیپلماسی نشانگر قاطی شدن مسائل با هم است. طوری اوضاع سیاسی و دیپلماسی ما در هم مخلوط می‌شود و به هم می‌پیچد که مثل اجزای گوشت کوبیده دیگر امکان تفکیک قوا وجود ندارد.

مطالب مرتبط