سود و زیان طرح استانی شدن انتخابات مجلس ایران

حق نشر عکس Fars
Image caption در طرح تازه مجلس، مردم به جای نامزدهای محلی به نامزدهای استانی رای می دهند

مجلس اخیرا یک فوریتی طرحی را به تصویب رساند که به موجب آن انتخابات آینده مجلس استانی شود. یعنی به جای این که انتخابات در ۲۰۷ حوزه محلی انجام گیرد در ۳۱ حوزه استانی برگزار شود و مردم به جای نامزدهای محلی به نامزدهای استانی رای دهند.

این طرح قبلا در مجلس ششم (با اکثریت اصلاح طلبان) پیشنهاد شده بود که بعدا توسط شورای نگهبان رد شد.

مشکل کار اینجاست که نه تنها مردم عادی بلکه ناظران حرفه‌ای هم که استدلال‌‌های گوناگون موافقان و مخالفان این طرح را می شنوند به سختی می توانند جزئیات آنرا تشخیص داده و تعیین تکلیف کنند.

بخش بزرگی از صحبت‌هایی که در باره این طرح شده نشان می دهد که نمایندگان مجلس و مقاله نویسان و فعالین شهرستانی که برخی اصولگرا و گروهی اصلاح طلبند، در قبال سود و زیان آن اتفاق نظر جناحی و غیر جناحی ندارند.

اما چنانچه استدلال‌های دو طرف این برخورد بی طرفانه بررسی شود و زمانبندی بازی جناح‌ها در صحنه سیاسی مد نظر قرار گرفته و همچنین در یک مجموعه واحد راه حل‌های دیگری برای مشکلات موجود ارزیابی شود شاید بتوان استنباط‌های زیر را عنوان کرد.

یک - طرح استانی شدن انتخابات به احتمال زیاد بیش از هر چیز مربوط به بازگرداندن نمایندگانی است که نفوذ خود را در حوزه‌های محلی از دست داده‌اند و اکنون می ترسند که در انتخابات ۹۴ کرسی خود را از دست بدهند.

دو - اهداف و استدلال‎های خوبی در دفاع از طرح استانی شدن انتخابات مطرح شده اما همین اهداف را می توان با روش‌های کم هزینه‌تر بدست آورد.

سه - تاثیرات طرح استانی شدن، احتمالا، بیشتر منفی و کمتر مثبت خواهد بود.

تناقض درونی طرح

نخستین نکته نگران کننده این طرح شتابزدگی و محتوای غیر کارشناسانه آن است. این طرح ۳۰۰ کلمه‌ای (با پنج ماده و سه تبصره) تصریح می کند که "محدوده جغرافیایی هر استان به عنوان حوزه انتخاباتی" محسوب شود.

ولی تبصره این ماده فورا نام حوزه هایی را اعلام می کند که مستثنی هستند و طرح شامل آنها نمی شود.

این استثناها شامل حدود ۱۳ درصد از کل حوزه‌های انتخاباتی کشور است و تمام حوزه‌های استان‌ آذربایجان شرقی و استان سیستان و بلوچستان را شامل می شود. به اضافه، بخش‌هایی از استان‌های کردستان، خراسان رضوی و هرمزگان را نیز در بر میگیرد.

حق نشر عکس Fars
Image caption طرح استانی شدن انتخابات به احتمال زیاد بیش از هر چیز مربوط به بازگرداندن نمایندگانی است که نفوذ خود را در حوزه‌های محلی از دست داده‌اند و اکنون می ترسند که در انتخابات ۹۴ کرسی خود را از دست بدهند

اما در طرح و مقدمه هزار کلمه‌ای آن حتی اشاره ای به ضرورت ایجاد دو نظام رای‌گیری کاملا متفاوت نشده است.

اینکه نظامی برای رای‌گیری مطرح شده که بخش‌ قابل توجهی از کشور را مستثنی می کند و توضیحی هم برای این تنظیمات نمی دهد حاکی از شتابزدگی و غیر کارشناسی بودن برنامه است.

فاصله بیشتر مردم با نهادهای حکومتی

برخی دست اندرکاران و ناظران در رد این طرح سخن گفته‌اند – و شاید موشکافانه‌ترین تحلیل را محمود میرلوحی (معاون وزیر کشور دولت اصلاحات) آورده باشد – و حرف‌های آنها چند محور دارد.

نخست این که این طرح میان انتخاب کننده و انتخاب شونده فاصله می‌اندازد. یعنی این که شاید کورترین گره سیاسی و اجتماعی ایران – یا رابطه و فاصله میان ملت و حکومت – را کورتر می کند.

این که یک عضو مجلس، نماینده ده، شهرستان و شهر نباشد بلکه نماینده استان محسوب شود، فاصله سازمان و دسترسی عملی دو طرف را دورتر و مشکل‌تر می کند.

دیگر این که وقتی انتخابات استانی بشود نیروهای ذینفوذ و ذینفغ ده، شهرستان و شهر، که روابط ارگانیک‌ و ملموس‌تر با منتخبین دارند، جایی از اعراب در صحنه سیاسی نخواهند داشت.

در کشوری که ملت و حکومت گاه حتی زبان سیاسی یکدیگر را به سختی می فهمند تشدید فاصله‌ میانشان وضعیت را بغرنج تر می کند.

محور دیگر این که استانی شدن، کار را برای شورای نگهبان و رد صلاحیت نامزدها آسان‎‌تر خواهد کرد. اگر قبلا امیدی بود که افراد مستقل‌تر در حوزه‌های دورافتاده از غربال صلاحیت بگذرند کار نامزدها در گلوگاه‌های استانی سخت تر خواهد شد.

محور سوم این که نمایندگان استانها چنان غرق در پروژه‌های بزرگ کشور می شوند که فرصتی برای حل کمبودهای روزمره و آرزوهای کوچک مردم عادی کوچه و بازار نخواهند داشت.

در دفاع استانی شدن

در عین حال مدافعان طرح استانی شدن دفاعیات قابل توجهی ارائه می دهند. اول اینکه این طرح شاید بتواند از تخلف و فساد انتخاباتی، که در حوزه‌های کوچکتر و به دلیل نفوذ گروه‌های محلی آسان‎‌تر است، جلوگیری کند.

همین که یک امام جمعه و یا یک مدیر سازمان دولتی نتواند با وعده پول و پلو مردم را به پای صندوق رای بیاورد یک گام به پیش است.

حق نشر عکس ISNA
Image caption اگر قبلا امیدی بود که افراد مستقل‌تر در حوزه‌های دورافتاده از غربال صلاحیت بگذرند کار نامزدها در گلوگاه‌های استانی سخت تر خواهد شد

استانی شدن انتخابات همچنین نفوذ الیگارشی‌‌های سنتی و محلی شهر و روستا را از میان می برد و به همان اندازه احزاب ملی و سراسری را، که امکانات و تدارکات وسیع‌تری در اختیار دارند، به جای آنها می نشاند.

تقویت تحزب در کشوری که از بی حزبی رنج می برد فرصتی است که استانی شدن انتخابات وعده می دهد و می تواند برآورده کند.

با آمدن احزاب یعنی سراسری "کاردان محلی" جای خود را به "سیاستمدار ملی" می دهد و کیفیت کار سیاسی را بالا می برد.

این تنظیمات جدید نماینده مجلس را از امور پیش پا افتاده محلی، چون تامین بودجه دبستان و برق رسانی روستا، رها می کند تا در امور زیر بنایی کشور دخالت کند. ترک جزئیات برای کلیات موقعیت مجلس را در نظارت بر امور اجرایی و قانون گذاری تقویت خواهد کرد.

راه‌های مناسب برای تقویت سلامت انتخابات

با استدلال‌های قابل تاملی که طرفین مناقشه مطرح کرده‌اند تشخیص موقعیت شاید برای ناظران عادی و حرفه‌ای سخت باشد. اما عاملی که می تواند تعیین تکلیف را راحت تر کند توجه به زمینه و حوزه وسیع‌تر سیاسی است.

می توان همان اهداف مفیدی را که طرح استانی شدن وعده می دهد از طرق دیگری پیگیری کرد که مشکلات طرح استانی شدن را هم نداشته باشد. از جمله این که آزاد کردن نماینده مجلس از امور پیش پا افتاده و وقت گیر را می توان از طریق توسعه و تحکیم شوراهای محلی تعقیب کرد.

یا اینکه تقویت احزاب ملی و کشوری نیازی به تضعیف نیروهای پرنفوذ محلی ندارد . تقویت احزاب می تواند از طریق باز کردن فضای سیاسی، تقویت فرهنگ مشارکت و تخصیص بودجه به این نهادها انجام شود.

حق نشر عکس Isna
Image caption این که افراد نتوانند با وعده پول و پلو مردم را به پای صندوق رای بیاورند یک گام به پیش است

جلوگیری از فساد انتخاباتی از طریق تقویت و سالم‌سازی نهادهای مجری و ناظر قابل اجرا است. به علاوه از میان برداشتن گزینش نامزدها توسط شورای نگهبان و انتقال این مسئولیت به احزاب مستقل و متعهد می تواند عامل تعیین کننده در تحکیم سنت و نهاد انتخابات باشد.

اهداف و تاثیر طرح استانی شدن

با توجه به نکاتی که عنوان شد – یعنی تناقض ماهوی طرح، استدلال‌های مطرح شده موافقان و مخالفان و سرانجام راه حل‌های موجود دیگر – می توان پرسید که طرفداران این طرح چه پیامد و چه تاثیری را از اجرای آن خواستارند؟ و اینکه اجرای چه سناریویی است که ارزش ریسک دارد؟

اول اینکه، این شبهه وجود دارد که نمایندگان طرفدار طرح امیدوارند با استانی شدن انتخابات بتوانند به مجلس بازگردند.

در هر دور انتخاباتی معمولا دو سوم نمایندگان کرسی های خود را از دست می دهند و اکنون بخش بزرگی از نمایندگان نگران آینده خود هستند.

این شبهه و اتهام به دفعات توسط منتقدین مطرح شده که مدافعان این طرح نفوذ و اعتبار محلی خود را از دست داده‌ و می خواهند در سطحی بالاتر و از طریق سازماندهی حزبی، به جای زدوبند محلی، به قوه مقننه بازگردند. قابل توجه این که در برابر این اتهام سخنی شنیده نشده است.

نکته شبهه آلود دیگر زمان پیشنهاد این طرح است. دقیقا یک روز پس از آنکه مجمع تشخیص مصلحت پروژه "بررسی و تدوین سیاست‌های کلی انتخابات" را در دستور کار خود قرار داد مجلس به طرح خود رای مثبت داد.

پروژه‌ای که درمجمع تشخیص مصلحت مورد بررسی است پشتیبانی یک تحقیق شش ساله را به همراه دارد که به دلیل ناآرامی‌های سال ۸۸ کنار گذاشته شده بود.

اکبر هاشمی رفسنجانی در باب این پروژه گفته که "رای مردم حق الناس است" و باید با "سعه صدر، جامع‌نگری و کار کارشناسی، قانونی جامع، ماندگار و مفید" تدوین شود.

اگر طرفداران طرح استانی شدن به واقع نگران اوضاع انتخاباتی در حوزه‌ها بودند می توانستند طرح خود را با تحقیقات مجمع تشخیص مصلحت همراه سازند و یا حداقل تا تکمیل آن صبر و حوصله پیشه کنند.

اما طرح پیشنهادی، یک روز پس از اعلام پروژه مجمع تشخیص مصلحت، حکایت از اهداف دیگر و از جمله پیش‌دستی و سنگ اندازی جناحی دارد.