پرونده ریحانه جباری؛ آقای ش و سی‌دی مفقوده

حق نشر عکس AFP

در جریان محاکمه ریحانه جباری به اتهام قتل مرتضی سربندی، ظن اینکه با توجه به سوابق امنیتی مقتول در این پرونده اعمال نفوذ شود از ابتدا وجود داشت و حتی قاضی تردست هم به آن اشاره کرده بود.

مقتول که بود؟

مقتول پزشک عمومی، متاهل، دارای سه فرزند، در کار واردات لوازم پزشکی و به گفته قاضی تردست "متمول" بوده است.

ریحانه جباری در دلنوشته هایش از مقتول به عنوان فردی "مقام دار" در وزارت اطلاعات نام می برد، اما گفته شده که دکتر سربندی "پانزده سال قبل" از این وزارتخانه جدا شده بود.

قاسم شعبانی، وکیل مقتول در مصاحبه‌ای گفته بود: "مرحوم سربندی متخصص بیهوشی بود و در حوزه تجارت لوازم پزشکی فعالیت می‌کرد و هیچگاه کارمند هیچیک از دستگاه‌های امنیتی و اطلاعاتی نبوده است."

اما پسر مقتول در مصاحبه‌ای گفته بود که پدرش "پزشک عمومی" و در کار تجارت لوازم پزشکی و "کارمند سابق وزارت اطلاعات" بوده است.

اکبر خوش کوشک کارمند سابق وزارت اطلاعات و از متهمان پرونده قتل‌های زنجیره‌ای در فیس بوک خود در پاسخ کامنتی مقتول را "قهرمان کاراته" توصیف می کند:

"کسی که ۱۹۲ سانتیمتر قد داشت و قهرمان کاراته بود چرا از پشت چاقو خورده؟"

او در ادامه می نویسد: "ایشان از دوستان نزدیک من و همکار من بود. ایشان بسیار اهل دین و دیانت بود. چون تا سال ۷۲ در وزارت بود و بعد رفت دکترای خود را گرفت، خواستند آبروی اطلاعاتی‌ها را ببرند که این توطئه کشف شده و عامل این کار شناسایی شدند و بعد از این ماجرا دستکیر خواهند شد."

قاسم شعبانی، وکیل مدافع خانواده مقتول، وکیل مدافع متهم پرونده زهرا کاظمی و همچنین وکیل مدافع مه آفرید امیرخسروی بوده که از وکالت آقای امیرخسروی انصراف می دهد.

در یکی از جلسات دادگاه اختلاس سه هزار میلیاردی، مه آفرید امیرخسروی پس از حضور در جایگاه می‌گوید "وکیل شما" به علت "ضیق وقت" از وکالت انصراف داده است. قاضی دادگاه، قاضی سراج در پاسخ می‌گوید: "وقتی وکیل امنیتی می گیرید، نتیجه اش همین است."

فردای انصراف از وکالت مه آفرید امیرخسروی، آقای شعبانی توسط محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور وقت به عنوان یکی از اعضای هیأت نظارت بر اجرای قانون اساسی منصوب شد.

ریحانه جباری در دلنوشته هایش می نویسد که "شاملو"، بازپرس پرونده تحت تاثیر قاسم شعبانی بوده است: "شاملوی مسلوب الاختیار (چه کلمه قلمبه ای یاد گرفته ام!) همه اختیارش را به دو بازجوی اطلاعات داده بود و مرتب از نظریه های فردی به نام شعبانی صحبت می‌کرد."

مادر ریحانه نیز می گوید: "ریحانه از لحظه دستگیری تا چهار روز زیر ضربات بازجویانش دوام آورد و حرفش را زد. از روز چهارم برید. به اسم بازجویی فنی پلیسی بدون حضور شاملو که بازپرس پرونده بود، دو مرد که ما نامشان را نمی دانیم و ریحانه هم نمی داند روی برگه های سفید بدون سربرگ و آرم مخصوص قوه قضاییه از او اقرار گرفتند. و با ورود وکیلی نام آشنا به پرونده، مهندسی پرونده شکلی دیگر یافت."

آقای ش

در این ماجرا نام فرد دیگری به نام رضا شیخی بارها تکرار شده است. خانواده مقتول از جمله پسر او در مصاحبه هایش خواسته بود تا ریحانه جباری از ارتباطش با این فرد پرده بردارد.

پسر دکتر سربندی می گوید: "ما آقای ش را نمی‌شناسیم ولی این فرد عاملی بوده که از زرنگی و توانایی خودش برای اغفال یک دختر ۱۹‌ ساله استفاده کرده و او مغفول وعده‌ و‌ وعید این آقا شده و دست به این کار زده است. اگر ما قاتل پدرمان را می‌شناختیم حتما او را به سزای عملش می‌رساندیم. مشکل این است که ریحانه نمی‌خواهد واقعیت را بیان کند و هنوز مصر است که دست به این‌کار زده و می‌خواهد که این آقا را پشت پرده نگه دارد و معرفی نکند و شاید فکر می‌کند که این آقا نجاتش می‌دهد."

ریحانه جباری در نوشته هایش آقای ش یا مهندس شیخی را "دوقلوی" مقتول معرفی می کند. او و مادرش مدعی بودند که مهندس شیخی در تمام ملاقاتها حضور داشته است.

مادر ریحانه جباری درباره ارتباط دخترش با دکتر سربندی می گوید: "ریحانه کلا سربندی را سه مرتبه دیده بود. یک بار اوایل اردیبهشت، بار بعدی چند روز پیش از قتل و روز قتل. هر سه مرتبه با ش بود. مرحوم سربندی روز قتل به تنهایی رفته بود دنبال ریحانه، اما کمی جلوتر ش سوار شده بود. گفته بود امروز مسیر من با تو یکی است و خودم می‌آیم دنبالت."

قاسم شعبانی وکیل خانواده مقتول هم گفته بود: "پس از وقوع قتل، ریحانه از محل جنایت متواری می‌شود و در پیامکی برای مادرش ارسال می‌کند و از فردی به عنوان رضا-ش یاد می‌کند که هنوز هویت واقعی این فرد مشخص نشده است."

با اینکه خانواده و وکیل مقتول از آقای ش بارها اسم برده و به صراحت او را محرک قتل دانسته اند، دادستانی تهران می گوید: "ریحانه جباری مدعی گردیده قتل از ناحیه فردی به نام شیخی برنامه‌ریزی شده بود."

"متهمه همچنین مدعی گردیده که پس از ایراد ضربه به پشت مقتول، شیخی وارد خانه شده و با مقتول درگیر شده است."

دادستانی با اینکه خود در اطلاعیه اش نوشته که او "فقط دنبال مدارکی در منزل مقتول می گشته و نقشی در قتل نداشته است"، اما این را هم اضافه کرده که پس از تحقیقات بازپرس، در نهایت ریحانه جباری" اقرار نموده که اظهاراتش در خصوص فردی به نام شیخی صرفاً به منظور انحراف مسیر پرونده بوده است."

"گرچه ادعای ریحانه جباری در خصوص شیخی به هیچ وجه اثبات نشده و در مرحله‌ای نیز توسط محکوم انکار گردیده، اما با فرض صحت موضوع، وی نقش نامبرده را صرفاً حضور در محل جنایت اعلام کرده و به صراحت ارتکاب قتل به تنهایی از ناحیه‌ی خود را پذیرفته است."

محمدحسین شاملو، بازپرس پرونده که بعد از قتل در محل وقوع حاضر شده می گوید: "حرف ریحانه درباره ش مستند نبود. فردی هم که به عنوان ش در دادگاه حاضر شد، مطلع بود نه متهم. ما برای اینکه ش واقعی را شناسایی کنیم همه تلاش‌مان را کردیم. حتی از ثبت احوال همه افرادی که به این نام و در همان محدوده سنی که ریحانه گفته بود، حضور داشتند را شناسایی کردیم و در نهایت به این فرد رسیدیم. ما همه مراودات مالی ۲۰ سال گذشته او را بررسی کردیم. جزء به جزء زندگی او را بررسی کردیم اما دلایلی وجود نداشت که او در این قتل دست داشته باشد. در کل متهم دلیل محکمی برای حضور 'ش' در این ماجرا نداشت."

با این حال به استناد مصاحبه های موجود، به نظر نمی رسد که وکیل و خانواده مقتول با نظر بازپرس شاملو چندان موافق باشند.

متهم در دادگاه روایتی دیگر را مطرح کرده بود: "وقتی به آپارتمان رسیدم دیدم آنجا خیلی کثیف است. معلوم بود سال ها کسی وارد آن محل نشده بود. مرتضی سجاده اش را پهن کرد که نماز بخواند. من در را نیمه باز گذاشته بودم اما او از من خواست در را ببندم و روسری ام را دربیاورم، قبول نکردم. وقتی از در فاصله گرفتم خودش جلو آمد و در را بست. خواست به من نزدیک شود. من قبول نکردم. دستش را دور کمرم انداخت و من فرار کردم. عصبانی شده بود و می گفت تو نمی توانی به خواسته من بی توجهی کنی. یک لحظه که سرش را برگرداند من چاقو را از کیفم بیرون آوردم و از پشت ضربه یی به او زدم. مرتضی روی زمین افتاد. در همین هنگام در از بیرون باز و شیخی وارد شد. او به من گفت چه کار کردی؟ به سمت اپن آشپزخانه رفت، چند کاغذ آنجا بود برداشت و فرار کرد. بعد هم من از خانه بیرون آمدم."

دادستانی تهران در اطلاعیه اش می گوید: "پس از اینکه مقتول خود را به بیرون آپارتمان می رساند فریاد می زده دزد، دزد."

بازپرس و قاضی می‌گویند مدتها وقت گذاشته و هر چه می شد کرده اند، اما چنین فردی با مشخصاتی که متهم می داده پیدا نشده است. اما نه قاضی و بازپرس و نه دادستانی در هیچ جا نمی گویند که از خانواده مقتول درباره آقای ش تحقیق کرده اند.

سی‌دی

در این پرونده از یک سی دی سخن به میان رفته که به آن لقب جعبه سیاه پرونده را داده بودند.

حق نشر عکس i
Image caption محمد مصطفایی وکیل ریحانه جباری

به گفته محمد مصطفایی، وکیل ریحانه جباری، در پانزده ساعتی که به گفته آقای شاملو از حضور او در محل قتل تا دستگیری ریحانه جباری طول کشیده، "تحقیقات بسیار زیاد دیگری هم صورت گرفت و از همه تحقیقات، شنودها و دلایلی که به دست آمده بود سی دی تهیه می گردد."

به گفته آقای مصطفایی، "این سی دی در اصل جعبه سیاه این پرونده بوده است، اما این سی دی توسط آقای شاملو بازپرس پرونده معدوم می گردد چرا که روال بر این حاکم شده بود که ریحانه جباری متهم اصلی پرونده شناخته شود. در این پرونده دست های بسیاری بوده است که اجازه این را نداد تا حقیقت مشخص شود و خانواده محترم سربندی نیز می دانند که حقیقت آن چیزی نیست که اتفاق افتاده است."

گفته می شود که در این سی دی ارتباط های تلفنی مقتول با چند نفر، از جمله "شیخی" وجود داشته است.

قوه قضاییه به این ادعا واکنشی نشان نداده است.

بجز این سی دی، شرح بازجویی های وزارت اطلاعات نیز از پرونده ها حذف شده است.

با اینکه مکالمات و پیامک ها از پرونده خارج شده اند، دادستانی تهران در اطلاعیه اش از یکی از آنها به عنوان دلیل گناهکار بودن متهم استفاده کرده است.

در اطلاعیه دادستانی تهران به عنوان یکی از مستندات به پیامکی اشاره شده که ریحانه جباری سه روز پیش از قتل، به یکی از دوستان خود فرستاده است: "فکر کنم امشب بکشمش."

اما قاضی تردست در مصاحبه‌ای گفته اشاره این پیامک به پدر ریحانه جباری بوده چون رابطه خوبی با او نداشته است. مادر ریحانه جباری هم گفته که اشاره پیامک به پدر ریحانه بوده است.