بررسی روزنامه‌های صبح تهران؛ شنبه ۱۳ دی

روزنامه‌های امروز صبح تهران در صفحات اول خود با چاپ عکس هایی گزارش تخریب یک پاساژ معروف تهران توسط ماموران شهرداری را چاپ کرده اند.

گمانه زنی درباره نتایج مذاکرات هسته ای، نقش و بازی روس ها از جمله دیگر مطالب روزنامه های امروز است که در عین حال در مقالاتی نسبت به وضعیت اقتصادی کشور در صورت ادامه کاهش بهای نفت ابراز نگرانی کرده اند.

حق نشر عکس na
Image caption تیتر و عکس صفحه اول شرق

فاطمه جمال‌پور در گزارشی در شرق نوشته: ١١٠واحد طبقه‌هفت پاساژ علاءالدین شامگاه پنج‌ شنبه تخرب و پلمب شد. ١١٠واحدی که به گفته کسبه، مالک بدون هیچ سندی به مبلغ ٩٠٠میلیارد‌تومان به آنها فروخته بود. «شرق» جزییات پرونده ساخت‌و‌تخریب علاءالدین را با ارائه اسناد و گفت‌و‌گو با طرفین ماجرا بررسی می‌کند.

به گزارش این روزنامه: تخریب با حضور پرتعداد ماموران انتظامی و شهرداری در میان فریادهای الله‌اکبر و اشک‌های مالکان و کسبه از ساعت ١٢شب آغاز و تا ساعت چهار‌صبح به درازا انجامید و ساعت از شش‌صبح گذشته بود که علاءالدین موقتا آرام گرفت. نخستین مراجعه برای تخریب، شامگاه دوشنبه هفته پیش انجام شده بود. بعد از آن ماموران شهرداری پلاکاردی را در طبقه‌هفتم نصب کردند و مهلتی ٧٢ساعته به کسبه برای تخلیه واحدها دادند. پلاکاردی که به دستور مالک کنده شد و به گفته کسبه مالک به آنها گفت: «هیچ کاری نمی‌توانند بکنند» اما پس‌از پیگیری‌ها بالاخره حکم اجرا شد.

گزارش شرق نوشته: مالک این پاساژ، از ابتدای سال ٩٣ شروع به فروش ١١٠ واحد طبقه هفت می‌کند. واحد‌ها از ٨٠٠ میلیون تا یک‌میلیارد‌و‌٣٠٠میلیون تومان به صورت اقساط واگذار می‌شود. کسبه می‌گویند در زمان خرید مالک نامه‌ای را به آنها نشان داده که می‌گوید با شهردار منطقه برای ساخت این واحد توافق کرده است؛ توافقی که این روزها مسوولان شهری از آن اظهار بی‌اطلاعی می‌کنند اما اسناد در اختیار خبرنگار «شرق» حکایت از آن دارد که امضای رییس سازمان نظام‌مهندسی استان تهران، مدیرکل شهری و ساختمان شهرداری‌ تهران در رابطه با اجرای طبقات هفتم و هشتم و اخذ مجوز آن دیده می‌شوند.

سال ۲۰۱۵ چه می شود؟

شهرام شهید‌ی در ستون طنز شهروند نوشته: یکی از مقامات کشور گفته منابع مالی د‌ولت بسیار محد‌ود‌ است و توقعات باید‌ معقول باشد‌. خب با این حساب اولین گمشد‌ه مشهور‌ سال ٢٠١٥ منابع مالی د‌ولت است که احتمالا یکی از شما خوانند‌گان ستون طنز شهروند‌ و یا من و یا عمه‌ام مسئولش هستیم. به‌هرحال معلوم شد‌ د‌ر‌ سال ٢٠١٥ تقاضای آموزش رایگان و د‌اشتن بیمه و گران نشد‌ن کالاها و د‌سترسی آزاد‌ به اطلاعات و رعایت قانون شهروند‌ی و امکان د‌سترسی آسان به شبکه‌های مجازی و امکان د‌اشتن شغل و هوای خوب و آب آشامید‌نی و د‌سترسی به غذا و امکان حق تحصیل و... توقع بی‌جا محسوب می‌شود‌. بنابراین فقط از د‌وستان د‌رخواست می‌شود‌ توقع ارزانی قبر را توقع بی‌جا به حساب نیاورند‌.

به نوشته این طنزنویس: قبلا د‌ر سیاست و ورزش با پد‌ید‌ه ظهور کوتوله‌های سیاسی و ورزشی آشنا شد‌ه بود‌یم و پیه آنها به تنمان خورد‌ه بود‌. شهرام ناظری گفته جای غول‌های اد‌بیات و هنر را کوتوله‌ها گرفته‌اند‌! بنابراین د‌یگر عرصه‌ای باقی نماند‌ه که کوتوله‌ها آن‌جا را فتح نکنند‌. و همین نشان می‌د‌هد‌ میانگین قد‌ د‌ر کشور د‌ر ‌سال ٢٠١٥ رو به کاهش بود‌ه و د‌یگر کسی جرأت نمی‌کند‌ قد‌ بکشد‌.

طنز شهروند به این جا رسیده که: یکی از مد‌یران ارشد‌ کشور می‌گفت یکی از مهم‌ترین فاکتورهای گمشد‌ه د‌ر اد‌ارات این است که د‌یگر سر کارمند‌ها نمی‌شود‌ د‌اد‌ زد‌ و غرولند‌ کرد‌. فوری تو روی آد‌م می‌ایستند‌. پرسید‌م فکر می‌کنی علتش چیست؟ گفت این‌که آمار ازد‌واج کاهش پید‌ا کرد‌ه. گفتم عزیز جان به شقیقه چه ربطی د‌ارد‌؟ گفت: خوب هم ربط د‌ارد‌ . کسی که متاهل است به اند‌ازه کافی از آقا د‌اماد‌ یا عروس خانم حرف شنید‌ه که گوشش از این حرف‌ها پر باشد‌.

و در پایان آمده: یکی د‌یگر از گمشد‌ه‌های مهم‌ سال ٢٠١٥ د‌ر حوزه مرد‌ان اتفاق می‌افتد‌. یعنی مرد‌ان یک موفقیت مهم را د‌ر این سال از د‌ست

معاون وزیر کار گفته هفت‌میلیون بیکار د‌ر کشور د‌اریم. با توجه به جمعیت کشور به نظر می‌رسد‌ د‌رست می‌گویند‌ که قد‌یم‌ها یک نفر کار می‌کرد‌ د‌ه نفر می‌خورد‌ند‌. اما د‌ر ‌سال ٢٠١٥ د‌ه نفر باید‌ کار کنند‌ که آن یک نفر بیکار بتواند‌ بخورد‌.

کوبا کجا و ما ؟

حق نشر عکس na
Image caption کارتون احمد عربانی، شهروند

عبدالله گنجی در سرمقاله جوان نوشته: چند روز پیش و پس از مقاومت ۵۰ ساله ملت و دولت کوبا، دولت امریکا اعلام کرد در سیاست‌های خود در قبال کوبا تجدید نظر می‌کند. امریکا اعلام کرد تحریم‌ها علیه کوبا بی‌فایده است و این منازعه نفعی برای امریکا نداشته است. اگر چه نیت دولتمردان امریکا هنوز دارای زوایای پنهانی است که قابل قضاوت نیست اما ارتباط گسترده و ایجاد سفارتخانه می‌تواند زمینه‌سازی فروپاشی کم‌هزینه کوبا باشد.

پس از این اتفاق،‌ تحلیل‌های مختلفی در ایران صورت گرفت و قرابت بینا ذهنی بین ایران و امریکا و کوبا و امریکا موجب قضاوت‌های مختلفی شد. عده‌ای این سیاست امریکا را نتیجه مقاومت و ایستادگی کوبا دانستند و ادامه این مشی در جمهوری اسلامی ایران را موجب تغییر سیاست‌های امریکا اعلام کردند چرا که تحریم ۵۰ ساله کوبا بی‌فایده و در نتیجه موجب بازنگری در سیاست‌های امریکا شده است اما دسته دیگری که همه مشکلات کشور را در برقراری رابطه با امریکا قابل حل می‌دانند، «الگوی کوبا» را برای حل منازعه ایران و امریکا پیشنهاد و اعلام کردند منازعه و مقاومت بی‌فایده است.

سرمقاله جوان در نهایت به این جا رسیده که: ما هم باید مثل کوبا عمل کنیم و از وضعیت موجود در امریکا استفاده و مسائل خود را حل کنیم. ممکن است در تعاملات و منازعات شکلی ایران و امریکا تشابهاتی با رفتار کوبا و امریکا باشد اما این کجا و آن کجا.

در دستگاه معرفت شناسانه انقلاب اسلامی، منازعه ما و غرب منازعه حق و باطل و کفر و ایمان است. با این تقسیم‌بندی کوبا در همان بلوکی است که امریکاست، هرچند کوبا قدرت اعمال خوی سلطه‌گری ندارد.

معامله روس ها با کارت ایران

متین مسلم در مقاله ای در شهروند با نقل گفته های ریابکوف مذاکره‌کننده ارشد روسیه در مذاکرات هسته‌ای که به نحوی زیرکانه موضوع بحران اوکراین و اشغال شبه‌جزیره کریمه توسط ارتش نیمه‌ سرخ کشورش را به پرونده اتمی ایران گره زده نوشته سخنان معاون لاوروف آن زمان چندان جدی گرفته نشد. اما اکنون با موضع‌گیری وزارت خارجه روسیه کاملا مشخص شده استفاده از اهرم پرونده اتمی ایران در برخورد با مسأله اوکراین و بحران شرق اروپا یک رفتار از جنس روسی بوده که گذشت زمان آن را آشکار کرده است. ظاهرا مسکو درصدد تجدیدنظر سیاست‌های خود در قبال پرونده اتمی ایران است.

این روزنامه شرح داده: پرونده‌ای که صرف‌نظر از تحولات ١٦ ماه گذشته، نسبت به حل‌وفصل آن طی ٣ تا ٤ماه آینده ابراز امیدواری شده ‌است. اطلاعیه وزارت‌خارجه روسیه تصریح کرده «در صورتی که تحریم‌های آمریکا علیه این کشور تشدید شود، این موضوع می‌تواند سبب ضربه خوردن روند همکاری‌های دو کشور در مسائلی همچون سوریه و موضوع هسته‌ای ایران شود.»

خلاصه مقاله این کارشناس بین المللی این که توجه بیش از اندازه به موضع‌گیری‌های مقطعی مقامات روسیه، یک اشتباه در شناخت عمق استراتژی منطقه‌ای و بین‌المللی آنها بود. واقعیت آن است روابط تهران مسکو چه بخواهیم و چه نخواهیم زیر سایه تجربه و گذشته‌ای بحث‌انگیز قرار دارد که نوسانات آن هیچ ربطی به مناسبات کنونی دو پایتخت ندارد. «تجربه تکراری، با نتایج کاملا تکراری!!!». ایرانیان تقریبا در تمامی طول قرن نوزدهم، از زمان پادشاهان قاجار و تا قبل از انقلاب ١٩٧٩ ایران و دوران حکومت پهلوی در قرن بیستم در ستیزی عادتی همواره روس‌ها را به بهانه‌های گوناگون در حیات خلوت خود دیده و تجربه کرده‌اند.

فتنه را چه کسی باب کرد

صادق روحانی در مردم امروز نوشته: نتخابات ۸۸، انتخابات بی پایان پنج ســال از انتخابات پرحاشــیه ســال ۸ می گذرد، اما به نظر می رسد هنوز سایه آن انتخابات بر سر معادلات سیاسی ایران گسترده است. هنوز جناح های سیاسی، افراد و شخصیت ها به مسایل آن انتخابات می پردازند و گویی تکلیف آن انتخابات یکسره نشده است. داغ ترین موضوع هم رسیدگی به ۲ تن نامزد آن انتخابات است که از چهار سال پیش تاکنون در حصر به سر می برند.

به نوشته این مقاله:در تمام این ۵ سال اتهام زنی جناح های سیاسی به یکدیگر ادامه داشــته و به نظر می رسد به این زودی ها قرار نیســت پرونده آن انتخابات مختومه شود. پس از آن انتخابات تاکنون برخی واژه ها به ادبیات سیاسی کشــور اضافه شده است که اکثر گروه های سیاسی برای به حاشیه کشاندن رقبای خود از آنها اســتفاده می کنند؛ واژه هایی که حول و حوش یک مفهوم اصلی به نام «فتنه» شــکل گرفته است. فتنه گران، حامیان فتنه، ساکتین فتنه و کاســبین فتنه، همه و همه از این دست واژه ها هستند.

مردم امروز اضافه کرده: در میان جناح های سیاسی، بیشتر، اصولگرایان هســتند که از ایــن واژه ها اســتفاده می کنند. علت آن هم بسیار ساده اســت. پس از انتخابات ریاســت جمهوری ســال ۸۸ اصولگرایان نخست برای حذف رقیب دیرینه خود یعنی اصلاح طلبان از ایــن واژگان اســتفاده کردنــد. کم کم، حضور اصلاح طلبان نیز از صحنه رسمی قدرت کمرنگ و کمرنگ تر شد؛ تا جایی که اصولگرایان صحنه را خالی از اصلاح طلبان انگاشته و دچار چنددستگی و اختلاف شدند؛ اما از آن جا که دیگر اصلاح طلبی در صحنــه نبود کــه آن را حامی فتنــه بنامند، برای تاختن به یکدیگر از واژه های ســاکت فتنه وکاسب فتنه اســتفاده کردند.

وظیفه دولت است؟

علی قایمی در مقاله ای در اعتماد ضمن اشاره به نبود احزاب و نهادهای غیردولتی در ایران و انباشته شدن وظایف در دولت نوشته: در چنین شرایطی ملت از دولت انتظار دارد به عنوان فعال مایشاء همه مشکلات را حل کند و مانع‌ها را برطرف سازد. دولت نیز با کمال میل دست‌کم در ظاهر بار همه مسوولیت‌ها را بر دوش می‌گیرد و روز به روز بر حجم و وزن وظایف و ماموریت‌هایش افزوده می‌شود، بدون اینکه کارایی و جسارت انجام همه امور را داشته باشد.

نویسنده سپس به پدیده آلودگی هوا پرداخته که هر سال در این فصل و بلکه در سرتاسر سال گریبان مردم را از زن و مرد، پیر و جوان و دارا تا ندار را گرفته و گلوی همه را می‌فشارد. بدون اینکه بخواهم از نقش و مسوولیت مجموعه حاکمیت اعم از سازمان حفاظت محیط زیست، شهرداری، متولیان بخش‌های صنعتی و تولیدی کارخانه‌ها و خودروها و سایر نهادهای مسوول در امر آلودگی هوا بکاهم، قصدم یادآوری مسوولیت فردی در قبال سلامت زندگی شخصی افراد است.

کمتر کسی است که ندانسته باشد که بخش اعظم آلودگی هوای تهران (و بسیاری از کلانشهرهای آلوده کشور) در اثر آمدوشد خودروهای شخصی است.

مقاله اعتماد در پایان افزوده : هر روز هزاران نفر در جاده‌های غیراستاندارد ایران کشته می‌شوند و این وقایع همچنان در حال تکرار است. هر روز هزاران موتورسوار به علت عدم رعایت قوانین رانندگی در خیابان‌ها کشته می‌شوند و با وجود میلیون‌ها تومان جریمه و توقیف موتور خاطیان هم چنان این روند ادامه دارد. هر روز هزاران نفر از ما در اثر آلودگی هوا و سرطان‌های جانفرسا سر و کارمان به بیمارستان‌ها و متاسفانه چندین نفر نیز به مرده‌شورها می‌افتد و این داستان همچنان ادامه دارد!

خطر حاشیه نشینی

حق نشر عکس na
Image caption کارتون فیروزه مظفری، اعتماد

عبدالجواد موسوی در مقاله ای در اعتماد نوشته: ماجرا از هشدار و گوشزد و این حرف‌ها گذشته. حاشیه نشینی روز به روز دارد گسترش می‌یابد. کافی است اندکی با مناسبات زیستی حاشیه‌نشینی سر و کار داشته باشید تا بدانید نفس حاشیه‌نشینی چه خطراتی درپی دارد و چه چیزهایی را تهدید می‌کند. آمارهای رسمی می‌گویند مشهد یک میلیون و ٢٠٠ هزار نفر حاشیه نشین دارد. یعنی چیزی بیشتر از جمعیت بعضی کشورهای همسایه. یعنی یک‌سوم جمعیت شهرمقدس مشهد. مشهد را از سر اتفاق مثال نزدم.

به نوشته این مقاله: بی‌اعتنایی به مردمی که روز به روز فقیر‌تر می‌شوند. شعار را البته همه داده‌اند. شعارها را نمی‌توان ملاک قرار داد. در همین دولت نهم و دهم چقدر از رفع فقر و محرومیت و کاهش فاصله طبقاتی شنیدیم؟ اما در عمل چه اتفاق افتاد؟ اختلاس‌های ٣٠٠٠ میلیاردی کمترینش بود و ظاهرا این جور که می‌گویند هنوز سر بزرگش زیر لحاف است. من نمی‌دانم چگونه می‌توان یک جمعیت ١١ میلیون نفره را سر و سامان داد. این آمار را آقای صادقی، نماینده شهرداران کشور داده. منِ روزنامه‌نگار نگفتم که بگویید سیاه‌نمایی می‌کند.

و خلاصه این که: سر و سامان دادن به ١١ میلیون نفر کار یک سال و دو سال نیست. این را می‌فهمم اما وقتی این جمعیت یک دهم این مقدار هم بود، آنها که دعوی کار علمی و تحقیقی دارند همین حرفی را می‌زدند که امروز می‌زنند. می‌گفتند با شعر و شعار که نمی‌توان رفع فقر و محرومیت کرد. باید کار کارشناسی کرد. باید علل رشد حاشیه‌نشینی را بررسی کرد. باید زیرساخت‌ها را درست کرد. باید طرح جامع شهری ارایه داد. کارشناسان کماکان در حال کار زیربنایی هستند و حاشیه‌نشینی روز به روز دارد گسترش می‌یابد.

دراز عمرها

حق نشر عکس na
Image caption قصه کارتونی بزرگمهر حسین پور، مردم امروز

پوریا عالمی در ستون طنز شرق اشاره کرده دانشمندان دانشگاه پنسیلوانیا ٣٠سال روی ۱۷هزارنفر تحقیق کردند و به این نتیجه رسیده‌اند که آدم‌هایی که بیشتر می‌ایستند بیشتر عمر می‌کنند.

این طنزنویس نتیجه گرفته: چطوری بودجه مردم آمریکا را حیف‌ومیل می‌کنند. ٣٠سال ۱۷هزارنفر را تماشا کردند که بفهمند کی بیشتر نشسته، کی بیشتر ایستاده. ما تا الان فکر می‌کردیم بخوربخور فقط توی پروژه‌های وطنی است؛ مثل همین بزرگراه تهران - شمال. یا فوق‌فوقش فکر می‌کردیم فقط روسیه است که بلد است چندین‌سال ما را بخورد؛ توی نیروگاه بوشهر. ولی خوشبختانه جز ایران، در باقی دنیا هم سفره چندین‌ساله می‌گسترانند.

به نوشته این طنزنویس: بعد هم این تحقیق آمریکا ثابت می‌کند آمریکا با ما مشکل دارد. چون یک‌کاره رفته تحقیق کرده تا ثابت کند ما مردم ایران، از مردم آمریکا بیشتر عمر می‌کنیم. چطوری؟

و خلاصه این که: اینطوری که همه دنیا می‌دانند آمریکایی‌ها، به‌غیراز ستاره‌های هالیوود، صبح تا شب پشت میز می‌نشینند و بیشترشان ٣٠کیلو اضافه‌وزن دارند. علاوه‌بر این دنیا می‌داند که ایرانی‌ها از همه دنیا بیشتر می‌ایستند. کجا؟ یک‌مدت سر صف قند و شکر و تیرآهن در زمان رفسنجانی. یک‌مدت سر صف روزنامه و مجله در زمان خاتمی. مدتی سر صف از ١١ صبح؟ نه. از ١٠صبح؟ نه. از ٩صبح؟ نه. از ٨صبح؟ نه. در زمان آقای احمدی‌نژاد برای استقبال از ایشان. حالا هم سر صف سبد کالا در زمان روحانی. بعد هم برخی از کسانی که ما می‌شناسیم سال‌هاست پشت در سفارتخانه‌ها ایستاده‌اند. برخی دیگر پشت درهای غربت و حتی نمی‌دانند کجا به دنیا آمده‌اند.

مطالب مرتبط