بررسی روزنامه‌های صبح تهران؛ سه شنبه ۱۶ دی

روزنامه های امروز تهران در صدر اخبار و گزارش های خود به اخباری درباره سلامت و مرگ پادشاه سعودی پرداخته اند. روزنامه های تندرو از یک سو احتمال داده اند که با مرگ ملک عبدالله بهای نفت به بالای ۲۰۰ دلار برسد و از سوی دیگر نوشته اند مردم عربستان سعودی به جای دعا برای پادشاه بیمار به او نفرین می کنند.

ادامه گزارش ها و مقالاتی درباره همه پرسی پیشنهادی رییس جمهور، در رسانه های دو جناح داغ است، کیهان، جوان، سیاست روز و دیگر نشریات تندرو به شدت به این فکر تاخته اند و نشریات دیگر پرسیده اند چرا این پیش بینی قانون اساسی به اجرا گذاشته نشده است.

چرا همه پرسی

حق نشر عکس na
Image caption تیتر و عکس صفحه اول اعتماد

اعتماد در سرمقاله خود نوشته: نحوه انعکاس سخنان رییس‌جمهور در همایش «اقتصاد ایران» یک واقعیت مهم را بیش از پیش روشن ساخت؛ واقعیتی که در مطالب رییس‌جمهور هم بیان شده بود، آنجا که گفت در کشور ما سال‌هاست که اقتصاد به سیاست یارانه می‌دهد، بیایید یک دهه هم امتحان کرده و از سیاست داخلی و خارجی به اقتصاد یارانه بدهیم تا ببینیم، وضعیت زندگی، معیشت و اشتغال جوانان چگونه خواهد شد.

به نوشته این روزناهه در این سخنرانی نکات مهم اقتصادی مطرح شد، ولی تیتر اصلی اکثر رسانه‌ها مربوط به موضوع سیاسی رفراندوم بود و ثابت شد که ایران کماکان درگیر مساله و مشکل سیاسی است و اقتصاد در برابر سیاست فاقد هر گونه استقلالی است به همین دلیل هم رسانه‌ها به موضوع رفراندوم پرداختند.

مهدی پور صفا در گزارش اصلی جوان روزنامه سپاه پاسداران با عنوان این کلید به صندوق همه پرسی نمی خورد به یاد آورده روزهای آبان ماه سال ۸۱ ایامی پر التهاب در مجلس ششم به حساب می‌آمد. لایحه «قانون انتخابات» و «افزایش اختیارات ریاست جمهوری» دو لایحه‌ای بود که پس از بحث‌های فراوان در صحن علنی مجلس به تصویب رسید؛ تنها ما‌حصل چنین تصمیمی را ایجاد یک بن‌بست در فضای قانونگذاری کشور عنوان کرد.

نویسنده جوان بدون اشاره به دلیل این شباهت ادعا کرده: حالا ۱۱ سال بعد از آن واقعه در سالن اجلاس سران کشورهای اسلامی، حسن روحانی رئیس‌جمهور اسلامی ایران در میانه سخنان خود برای جمع بزرگی از اقتصاددانان کشور باز هم سخن از رفراندوم می‌گوید و اینکه باید در برخی مسائل مهم و حیاتی به آرای مردم رجوع کرد و شاید این بار هم خاطرات همان لوایح دوگانه و تقاضای همه‌پرسی ذهن برخی‌ها را قلقلک می‌دهد.

روحانی شکست خورده است

محمد ایمانی در سرمقاله کیهان روحانی را کسی معرفی کرده که اصل برنامه اش غلط از کار درآمده است چرا که به نوشته این روزنامه: آقای روحانی تصوری در ذهن داشت مبنی بر اینکه می‌توان ماجرای فتنه و فتنه‌گران را مسکوت گذاشت و از آن سو با کدخدا نشست و چالش اقتصادی را از این طریق برطرف کرد. ستون‌های این تلقی بیش از یک سال تاب سرپا ماندن ندارند. از یک سو نگاه فتنه‌گران به دولت، نگاه طلبکارانه و ابزاری در حد رحم اجاره‌ای است و از سوی دیگر آمریکا حقیقت عناد و استکبار و بدعهدی و فزون‌خواهی خود را به نمایش گذاشته است.

به نوشته این روزنامه: این تعبیر که اقتصاد مدام برای سیاست خارجی یارانه داده و حالا باید سیاست خارجی به اقتصاد یارانه بدهد لااقل درباره دولت آقای روحانی دقیق نیست. اتفاقاً آقای روحانی در یک سال گذشته یارانه‌های بزرگ استراتژیک در حوزه مذاکره با آمریکا هزینه کرد که عملاً با خود خسارت اقتصادی به همراه آورد. دلار از ۳۲۷۵ تومان در آغاز دولت یازدهم به ۳۶۰۰ تومان رسید و شیطنت مشترک آمریکا و عربستان در همین دوره به ظاهر اعتمادسازی، نرخ نفت را به ۵۷ دلار تنزل داد. بنابراین دو راه بیشتر وجود ندارد؛ ادامه مسیر پر هزینه و به بن‌بست خورده فعلی در زمینه سنگینی کفه مذاکرات و رها کردن تدابیر اقتصادی از جمله اقتصاد مقاومتی، و یا پذیرش شجاعانه خطا در محاسبه و تحلیل و بازگشت از بیراهه بدهکاری به نزولخواران قهار سیاسی در غرب.

کیهان در جواب طرح همه پرسی توسط رییس جمهور نوشته: فرافکنی مسئولیت، حاشیه‌سازی، عملیات روانی و جنجال‌آفرینی- نظیر آنچه در همایش اقتصاد ایران اتفاق افتاد- اتفاق نگران کننده‌ای است که آمریکای موظف به پاسخگویی و ارائه توضیح را از گوشه رینگ خارج می‌کند و توپ را دوباره به زمین ملت ایران می‌اندازد که هزینه یک سال اعتمادسازی یک سویه با آمریکا را پرداخته‌اند.

عوض کردن زمین بازی

حق نشر عکس na
Image caption تیتر و عکس صفجه اول جوان

محمد قوچانی در سرمقاله مردم امروز نوشته: اراده رییس جمهور روحانی برای استفاده ازظرفیت قانون اساسی برای برگزاری رفراندوم در مسائل اساسی کشور یک گام به پیش در سیاست داخلی ایران است. پیش از این در مقاطعی همراهان و همفکران دولت به منتقدان و مخالفان آن زنهار داده بودند که اگر بیش از این عرصه را بر ابتکارات دولت در سیاست خارجی تنگ کنند، روحانی زمین بازی را عوض خواهد کرد و اینک همان پیش بینی محقق شده است. چرا که ریشه بسیاری از مسائل و مصائب اقتصادی و خارجی ایران در سیاست داخلی است.

به نوشته این مقاله: مجلس اندکی بیش از یک سال دیگر به پایان عمر خود می رسد. اما حتی در این یک سال پایانی چنان اقلیت عرصه را بر به اکثریت پارلمان و جامعه تنگ کرده که می تواند از توان قانونی خود برای تغییر و تعیین سرنوشت ملت به قرائت خویش موثرترین استفاده را بکند. اقلیت قدرتمند مجلس نهم (که وابستگی روشنی به جبهه پایداری و جمعیت ایثارگران دارد) همان جناحی است که در انتخابات دوره یازدهم ریاست جمهوری از سعید جلیلی حمایت کرد و شکست خورد.

سردبیر مردم امروز نوشته: مردم بدون تردید مناظره «جلیلی/ روحانی» و نیز «جلیلی/ ولایتی» را به یاد دارند و با رای خود در آن انتخابات به نوعی در یک رفراندوم هسته ای شرکت کردند. عصاره رای مردم در آن انتخابات این جمله روحانی بود که «در کشور باید هم چرخ اقتصاد بچرخد، هم چرخ سانتریفیوژ».

ولی نعمت و رفراندوم نان و دلار

علی میرفتاح در ستون کرگدن نامه در اعتماد نوشته: تا بوده چنین بوده که هر کسی از سیاستمدار گرفته تا راننده تاکسی خود را نماینده مردم بپندارد و از زبان ایشان حرف بزند. اصولگرا و اصلاح‌طلب معتقدند که آنچه می‌گویند خواست مردم است و البته به صلاح و فلاح مردم نزدیک‌تر. اما خوش بود‌ گر محک تجربه‌ آید به میان/ تا سیه‌روی شود هرکه در او غش باشد. من نمی‌دانم بحث حقوقی پیشنهاد رفراندوم رییس‌جمهور چه توجیهی دارد اما مطمئنم اگر کسی اطمینان به همراهی مردم داشته باشد از رفراندوم نه تنها نمی‌گریزد که با روی باز از آن استقبال می‌کند.

به نوشته این مقاله: فقط بحث هسته‌یی و رویکردهای مهم سیاسی نیستند که می‌توان بار سنگین تصمیمات آنها را روی دوش ملت انداخت بلکه در مسائل ساده اجتماعی هم که شوربختانه با مدیریت پر اشکال و کج‌سلیقگی و اعمال نظر شخصی و ملاحظات جناحی به مسائل لاینحل و بغرنج بدل شده‌اند و هزینه زیادی روی دست ملت گذاشته‌اند، خوب است که از طریق همه‌پرسی و تسلیم شدن به رای مردم راه برون‌رفت‌شان را پیدا کنند و به معنی صحیح تعبیر «کار ملت را به خود ملت واگذارند».

کرگدن نامه سرانجام نوشته: اما واقعیت این است که جناح‌های سیاسی نه تنها به ملت اعتماد ندارند بلکه به خواص و نمایندگان ملت هم مطمئن نیستند.

سعید برآبادی در صفحه آخر شرق نوشته: ‌در فرهنگ «معین» روبه‌روی کلمه رفراندوم نوشته شده: «همه‌پرسی، رای‌گیری از عموم مردم برای انجام کاری.» اگر در فروردین٥٨ این «کار»، تایید نظام سیاسی کشور بود یا اگر در سال٦٧ این «کار»، تصویب متمم قانون اساسی بود، حالا روحانی قدم در این راه گذاشته و می‌خواهد از ظرفیت «رفراندوم» بعد از ٣٠ سال، دوباره استفاده کند؛ اما در چه حوزه‌ای؟ برای گشودن کدام گره؟

نویسنده سپس به سراغ مردم کوچه و بازار رفته که خبری ندارد اما همین که می‌فهمند موضوع چیست، هزارویک پیشنهاد به رییس‌جمهورشان می‌دهند: محمد که شغل آزاد دارد، معتقد است اگر قرار باشد رای‌گیری در کشور انجام شود باید درباره مسایل اقتصادی باشد: «نیاز امروز ما، کاهش تورم و کمرراست‌کردن خانواده‌هاست. این موضوعی است که دولت به‌سادگی نمی‌تواند به‌تنهایی انجامش بدهد، باید حس کند که مردم هم پشتش هستند و حمایتش می‌کنند.

رضایی، مرد موقر موتورسواری است که شغلش را پنهان می‌کند اما معلوم است که از موافقان دولت روحانی نیست. او می‌گوید که طرح موضوع رفراندوم از سوی رییس‌جمهور یک‌جور فرار به جلو است: ‌«رهبری گفته‌اند که خط‌قرمز ما مساله هسته‌ای است اما در حالی که آقای‌روحانی در آن زمینه عقب‌نشینی می‌کند، از رفراندوم حرف می‌زند، این به‌نظر شما چیست؟

به نوشته مقاله شرق: این نظر اما مخالفانی هم دارد، در کنار میدان فردوسی، دلارفروش‌ها می‌گویند که بازار تا شب‌عید، ارقام چندان متغیری نخواهد داشت چرا که اگر آقای‌روحانی واقعا بخواهد در مورد قیمت نفت در بودجه و مسایل اقتصادی کلان جامعه رفراندوم برگزار کند، پیامدهای آن حتی پیش از برگزاری، باعث گران‌نشدن دلار می‌شود.

روحیه خوب مردم

پوریا عالمی در ابتدای طنز شرق چند خبر نقل کرده: حوادث هرسال چهارمیلیون‌سال از عمر ایرانیان می‌کاهد. هر ۲۰ دقیقه، تصادف جان یک ایرانی را می‌گیرد. یک‌ ساعت‌ و ٢٠دقیقه زمان نیز می‌برد تا مصدوم به بیمارستان منتقل شود. ٨٠ درصد مجروحان حین انتقال به مراکز درمانی جان خود را از دست می‌دهند.

این طنزنویس با تاکید بر این که همه اینها در کنگره ملی تروما مطرح شده است که ثابت می‌کند حال همه ما خوب است. اما اگر به دلایل بالا یک‌نفر جان خود را از دست نداد، حتما از خوشحالی سکته خواهد کرد. اما در کنگره ملی تروما گفته شده «دومین عامل تروما و «حوادث» در کشور، زمین‌خوردن در خانه‌ها به‌خصوص در میان خانم‌هاست.» که این هم ثابت می‌کند هیچ مسوولی، مسوول حوادث نیست چون ما خودمان، خودمان را زمین می‌زنیم و کاملا مشخص است که ما داریم خودزنی می‌کنیم تا بیندازیم گردن مدیران که ما را زمین زده‌اند.

ستون طنز شرق با این جوک بزرگ خاتمه می گیرد که: از آنجا که ما عادت داریم همیشه آخرش ختم به خیر شود، پس از ارایه آمار و اطلاعات خوف‌انگیز بالا در کنگره ملی تروما، برای اینکه کسی را هول برندارد، اعلام شد: «به علت روحیه خوب مردم، میزان تنش‌ها بعد از وقوع تصادفات نیز کاهش داشت.» این یعنی چی؟ یعنی مردم وقتی دچار حادثه می‌شوند، همین‌طوری بروبر به جلو نگاه می‌کنند.

وقتی که قانون‌گذاری، سیاسی شود

حق نشر عکس na
Image caption کارتون احسان گنجی، قانون

مصطفی عابدی در مقاله ای در شهروند نوشته: یکی از مهم‌ترین قوانین هر کشوری، قانون مجازات است، ولی این قانون برای چندمین مرتبه به صورت آزمایشی تصویب شد و مدت‌ها هم از تصویب آن گذشت و اجرا نشد و مهم‌تر این‌که در مقاطعی حتی پس از پایان دوره آزمایشی آن قانون جدید یا حتی همان قدیم از سوی مجلس تأیید نشد، تا کشور بدون قانون مجازات نباشد.

اما به نوشته این مقاله: تا این که صحبت از طرح حمایت از آمران به معروف شد. به ظاهر نمایندگان پیشنهاددهنده توجه کافی به این نکته نکردند. درنتیجه در همان زمان انواع و اقسام یادداشت‌ها و مقالات در نقد و رد این طرح نوشته شد، ولی چون در فضای خاص رسیدگی گردید، ظاهراً این انتقادها در مجلس گوش شنوایی نیافت. لذا وقتی دو فوریت آن رأی نیاورد با عجله یک فوریت آن را تصویب کردند و پس از مدت کوتاهی آن را بررسی و از تصویب نهایی نمایندگان گذراندند، در حالی که انواع و اقسام لوایح مهم، سال‌ها طول می‌کشد تا در نوبت رسیدگی قرار گیرد.

مقاله شهروند به این جا رسیده که: ولی نتیجه آن همه عجله چه شد؟ روزهای گذشته نظرات شورای نگهبان در رد این طرح منتشر شد. این مصوبه نه‌تنها وقت زیادی را از مجلس گرفت، بلکه هزینه‌های سیاسی فراوانی را هم به همراه خود داشت و اکنون نیز با اشکالات متعدد حقوقی مواجه شده است. وقتی که فعالیت قانون‌گذاری از موضع سیاسی و بدون کارشناسی انجام شود، نتیجه‌ای بهتر از این نمی‌توان انتظار داشت.

این سرمایه ها از کجا می آید

علی محقق در سرمقاله ابتکار نوشته در نیمه دوم دهه هشتاد هلدینگ بزرگ توسعه سرمایه گذاری یک موسسه و تیم فوتبال لیگ برتری آنها یعنی داماش چشم همگان را خیره می‌کرد، بی آنکه کسی از عقبه و تاریخچه این شرکت و چگونگی اوج گیری یک شبه برادران خسروی چیز چندانی بداند. اما افشای پرونده فساد ۳ هزار میلیاردی همه چیز را مشخص کرد. حال با گذشت بیش از دو سال و با وجود اعدام نفر اول پرونده فساد سه هزار میلیاردی هنوز تکلیف ابعاد دیگر پرونده بزرگ شرکت های اقماری زیرمجموعه این هلدینگ مشخص نشده است.

به نوشته این مقاله به موازات اوج گیری برادران خسروی در سالهای پایانی دهه هشتاد، یک جوان موبور تهرانی هم به تدریج زبانزد خاص و عام شد. این پدیده موبور حدود یک سال است که در زندان به سر می‌برد و هنوز مشخص نیست سرنوشت مطالبات حداقل ۱۲ هزار میلیاردتومانی دولت از او چه خواهد شد.

سرمقاله ابتکار به این جا می رسد که حالا از سرنوشت پرونده پدیده شاندیز چیزی معلوم نیست. شاید شهر رویایی وعده داده شده صرفا خیالبافی بوده باشد و این شرکت به خاطر تخلفات انجام شده در دادگاه مجرم شناخته شود. شاید هم این شرکت تخلفات خود را رفع و رجوع کند و همچنان به فعالیت های شبهه ناک خود ادامه بدهد. دهها نمونه مشابه دیگر صرفا مولودهایی برآمده از دوران عجیب و غریب اقتصاد کشور در هشت سال فعالیت دو دولت گذشته هستند و ظاهرا تا مشخص شدن ابعاد واقعی کوه یخ تخلفات و فسادهای شکل گرفته در این دوران باید باز هم منتظر ماند.

چرا همه راه ها به رم ختم می‌شود؟

حق نشر عکس aa
Image caption کارتون هادی حیدری، شهروند

آیدین سیارسریع در صفحه بی قانون روزنامه قانون اشاره کرده که مجلس جواد ظریف را خواسته که توضیح دهد چرا جان کری در زمان مذاکرات به بازار عمان رفت و به همین ترتیب پیش بینی کرده که احضار بعدی مربوط می شود به وزیر اقتصاد. نمایندگان می گویند: در دوره قبل آمریکا آن‌قدر ذلیل شده بود که توانایی کنترل قیمت دلار را نداشت و قیمت دلار هر روز بالا می‌رفت. امروز چرا وضعیت این‌گونه است؟

سوال از وزیر ورزش: چرا استیون جرارد اعلام کرده که در آخر فصل لیورپول را ترک می‌کند؟ مگر مملکت قانون ندارد؟ از وزیر دادگستری: آقا شما دقیقا تو وزارت دادگستری چیکار می‌کنید؟ از وزیر مسکن: چرا در شمال سقف خانه ها را شیب دار می‌سازند؟ از وزیر دفاع: طراحان سوال: جناب وزیر! اگه سوالی چیزی هست ما در خدمتیم. وزیر دفاع: نه فعلا سوالی ندارم. طراحان سوال: تعارف نکنین تو رو خدا. ما شب قبل خوندیم. آماده ایم. وزیر دفاع: نه ندارم ممنون. طراحان سوال: لااقل یه کارت زرد نشون بدین. وزیر دفاع: نمیخوام. طراحان سوال: پس ما یه موز برداشتیم.

سوال از وزیر کشاورزی: حاجی چند وقته نیستی! کجایی؟ دلمون تنگ شد به خدا. حالت خوبه؟ از کشاورزی چه خبر؟ / پاسخ وزیر کشاورزی: خوبم. کشاورزی هم خوبه. شکر خدا. شما خوبین؟/ نمایندگان یک کارت زرد به وزیر نشان می دهند. / وزیر: آخه چرا؟/ نمایندگان: به جای رسیدگی به وضعیت کشاورزی اومدی اینجا با ما احوالپرسی می‌کنی؟ وقت مجلس رو می‌گیری؟ نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی؟ / وزیر از ترس کارت زرد دوم پا به فرار می‌گذارد. نمایندگان پایدار شکم خود را گرفته و از خنده روی زمین می‌افتند.

مطالب مرتبط