بررسی روزنامه‌های صبح تهران؛ شنبه ۲۷ دی

روزنامه‌های صبح اولین روز هفته در تهران در تیترهای اصلی خود از آغاز دور تازه مذاکرات هسته ای نوشته و در عین حال از دیدگاه‌های مختلف به تحلیل عملیات تروریستی و تحرکات گروه‌های هوادار مسلمانان و مخالفان آنان در اروپا پرداخته اند. همایش ساده اصلاح طلبان که برای نخستین بار بعد از ده سال و بدون حضور چهره‌های اصلی این جریان برپا شد عنوان اصلی چند روزنامه اصلاح طلب است که در عین اشاره به کاستی ها و توقعات مردم، آن را گامی به جلو دیده اند.

گامی به جلو در مذاکرات

حق نشر عکس na
Image caption کارتون احمد عربانی، شهروند

سیروس ناصری در سرمقاله مردم امروز نوشته: دور تــازه مذاكرات هســته ای در ژنو در حالي انجام خواهد شــد كه ميل و اراده لازم برای دستيابي به توافق نهايي از سوی طرفين ايراني و آمريكايي وجود دارد. آمريكا با وضعيتي بحراني در منطقه مواجه است و دغدغه ای اســتراتژيک دارد . آن ها به تدريج در حال تغيير تمركز از كشورهای خاورميانه به سوی كشورهای آسيايي هستند.

این دیپلومات و مذاکره کننده با سابقه که ده سال گذشته را به دنبال طرح اتهاماتی علیه وی، دور از محیط سیاسی گذراند در مقاله مردم امروز نوشته: دستيابي به توافق بايــد در زماني زودتر صــورت مي گرفت. در زمان برگزاری اجلاس وين دستيابي به توافق امكان پذير بــود. ولی باید گفت در بازه زماني ایجاد شده رئيس جمهــوری آمريكا فرصــت كافي به دست آورد تا بسترهای لازم برای دستيابي به نقطه مشــترک بر ســر موضوع مذاكرات هســته ای فراهم كند. بسترسازی شرايط اميدواركننده كنوني پس از آن امكان پذير شد كه آمريكايي ها در مذاكرات وين قدم‌های نسبتا مثبتي را برای رســيدن به تفاهم برداشتند.

در تحلیل مذاکرات پیش رو سرمقاله مردم امروز نوشته: بخش عمده ای از پيشرفت در روند مذاكرات مديون گفت وگوها و بحث‌های منطقي صورت گرفته از سوی دكتر ظريف وزير خارجه با مذاكره كنندگان غربي بود. در نتيجه اين موضوع بود كه آمريكايي ها متوجه شدند بايد مواضع خود را تعديل و اصلاح كنند. دســتيابي به توافق جامع و كلي نيازمند توجه به مســائل اساســي اســت. در اين ميان كليــد توافق نهايــي، اجماع طرفين مذاكره كننده بر سر تدوين سازوكاری مناسب و مورد موافقت ايران درباره روند رفع تحريم هاست.

شاهین زینعلی در قانون نوشته: نبود رابطه سیاسی با آمریکا اکنون به موضوع پیچیده ای در روند مذاکرات هسته ای تبدیل شده است. پیشتر هم مذاکرات ایران و اروپا به واقع مذاکره نیابتی با آمریکا بود.در دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی، چه تصور ایران و چه تصور آلمان، بریتانیا و فرانسه این بود که مسئله به این صورت قابل حل است و به خصوص طرف ایرانی ضرورتی برای ورود آمریکا به جریان مذاکرات را حس نمی‌کرد.

به نوشته این مقاله: برگ برنده ایران در مذاکره با آمریکا بر سر مسئله هسته ای، تغییر شرایط جهانی و منطقه ای در فاصله زمانی بین دور قبلی و دور اخیر مذاکرات است. پیشتر هرچه قدر طرف ایرانی مایل به دستیابی به توافقی جامع بر اساس منافع ملی و نیازهای منطقی خود بود، طرف آمریکایی تمایل به خرید وقت داشت تا بر اساس موقعیت فرضی تضعیف شده ایران، فشار بیشتری وارد و امتیاز بگیرد. اکنون همه چیز تغییر کرده است.

مقاله قانون با تاکید بر این که نه ایران و نه آمریکا نباید این فرصت استثنایی را از دست بدهند نوشته: ایران و آمریکا رابطه سیاسی رسمی ندارند و سفارتخانه هایشان در هر دو کشور تعطیل است، اما با این حال منافعی دارند که اکنون بیش از هر زمان دیگر همسو شده است. چنانچه آمریکا با ایران به توافق نرسد، شاید موقعیت ایران تضعیف شود، اما مهم آن است که ضعف ایران به قیمت قدرت گرفتن رقبای ایران و رشد افراط گرایی تمام خواهد شد. امری که در همین چند روز گذشته در پاریس نیز نشان داد تمدن غرب را بی نصیب نخواهد گذاشت.

آقای ظریف تو آفسایدی... بیا بیرون

پیمان مقدم در ستون طنز روزنامه ایران از قول یک اصولگرا نوشته به چه حقی جناب ظریف با وزیر خارجه امریکا پیاده‌روی کرده‌اند! مگر خانه خاله است؟ و خود جواب داده: البته که خانه خاله نیست، وین است و به هر حال جای دیدنی زیاد دارد. در عین حال که مذاکره پشت میز با قدم زدن در خیابان مگر توفیری دارد؟

جواب عموجان اصولگرای طنزنویس این است: خب معلوم است که برای شما خودباخته‌ها مهم نیست. وقتی پشت میز نشسته‌ای، در موضع برابر قرار داری اما در حین پیاده‌روی بسته به این است که چه کسی جلوتر می‌رود و چه کسی عقبتر یا چه کسی قد بلندتر است. وزیر خارجه امریکا هم که به چنار ولیعصر گفته است زکی! خب در نتیجه در حین پیاده‌روی نگاه امریکا به ایران به موضع از بالا به پایین مبدل می‌شود. تازه چند جا دیدم که جناب ظریف یک نیم بدن از کری عقب مانده بود. سانتریفیوژها نچرخید که ظریف با کری در وین بچرخد؟

عموجان شما را به خدا کوتاه بیایید. مگر فوتبال است که دارید آفسایدگیری می‌کنید؟ مهم محتوای مذاکرات رد و بدل شده است. جناب ظریف خودشان بهتر می‌دانند که یک مجلس با کارت‌های زرد و قرمز ابن‌الوقت است که از دیپلماسی دولت خطایی سر بزند. شما فعلاً خط آفساید را به گل روی ما ببخشید.

ستون طنز ایران جواب عمو جان را چنین منعکس کرده: «در آفساید بودن ظریف را ببخشیم، اضافه بهای مسکن مهر را بیخیال شویم، برداشت غیرقانونی از صندوق توسعه ملی را ندید بگیریم، رکود اقتصادی و سقوط شاخص بورس را کنار بگذاریم... هر دم از باغ دولت اعتدال بری میرسد. خسته نشوید این همه دسته گل به آب می‌دهید.»

گامی به جلو در ایران

حق نشر عکس na
Image caption تیتر و عکس صفحه اول آرمان

روزنامه‌های هوادار اصلاحات به شکل‌های مختلف اجتماعی در تهران با عنوان اصلاح طلبی را با اهمیت دیده و به انعکاس آن پرداخته و در مقالاتی آن را نشانه آغاز حیات تازه اصلاح طلبی دانسته اند. روزنامه آرمان با چاپ عکسی از هاشمی و خاتمی پیام هایی را که این دو رییس جمهور سابق برای اجلاس اصلاح طلبان فرستاده بودند نشانه حضور و پشتیبانی آنان دانسته اند و روزنامه‌های دیگر هوادار اصلاحات هم با چاپ عکس هایی از اجتماعی که هیچ یک از روسای قوای پیشین در آن حضور ندارند و محمد رضاعارف معاون اول دولت اصلاحات مهم ترین شخصیت حاضر در آن است همین حرکت را گام به جلو دیده اند.

صادق زیباکلام در مقاله ای در شرق با اشاره به این که همایش اصلاح‌طلبان سرانجام پس از مدت‌ها انتظار، برگزار شد نوشته: بسیاری بی‌صبرانه در انتظار حضور آقایان هاشمی‌رفسنجانی و خاتمی بودند. تصورشان بر این بود که یکی از آنان، نطق افتتاحیه را ایراد خواهد کرد. بالطبع اگر آمدن آنان با حضور آقای ناطق‌نوری همراه می‌شد از منظر سیاسی بر ارتقای جایگاه همایش می‌افزود. نخستین ناکامی، عدم حضور این شخصیت‌ها بود.

به نوشته این مقاله: اگرچه هاشمی و خاتمی با ارسال پیام، در حقیقت امضا و تایید خود را پای همایش گذاردند. ناکامی دیگر در غیبت بسیاری از چهره‌های شاخص اصلاح‌طلب بود؛ چهره‌هایی که به هر حال اصلاحات، اصلاح‌طلبی و دوم خرداد با آنان شناخته می‌شود. کاستی سوم را شاید بتوان روح قطعنامه همایش توصیف کرد. انتظار بسیاری از جوان‌ترها و پرحرارت‌تر‌ها آن بود که قطعنامه خیلی جدی‌تر از اینها می‌بود.

مقاله شرق بدان جا رسیده که:: انتظار آن بود که قطعنامه دست‌کم به بخشی از مسایل واقعی جامعه اشاره می‌کرد. ضمن آنکه همه ما می‌دانیم اصلاح‌طلبان با وجود پایگاه اجتماعی درخور توجه، چندان قدرت و توانایی برای انجام تغییرات یا برآوردن خواسته‌های مورد انتظار، ندارند، اما به هر حال این انتظار می‌رفت که قطعنامه به آن مسایل اشاره‌ای می‌داشت تا مخاطبان بدانند اصلاح‌طلبان دغدغه آنان را در سر دارند و آن مسایل نه فراموش شده‌اند و نه به بایگانی رفته‌اند. اما با درنظرگرفتن مجموعه شرایط سیاسی و اجتماعی کشور، نفس برگزاری این همایش تحولی مبارک بود.

مهران کرمی در سرمقاله فرهیختگان نوشته: همایــش روز پنجشــنبه اصلاح‌طلبان اگر چه بسیاری از چهره‌های کلیدی این جریان ریشه‌دار سیاسی را در صندلی‌های ردیف نخست نداشت لیکن از این جهت که نخستین هم‌اندیشی آنان پس از رویدادهای سال‌های اخیر بود، می‌تواند گویای این واقعیت باشد که پس از یک سال و نیم، آهسته‌آهسته شاهد به بار نشستن این شعار حسن روحانی هستیم که وعده داده بود از فضای سیاسی کشور امنیت‌زدایی ‌کند.

به نوشته این روزنامه نگار: از این رو اصلاح‌طلبان برای تلطیف فضای سیاسی و حفظ حلقه‌های وصل با حاکمیت نیاز به اقداماتی چند دارند تا در بازه زمانی مانده به انتخابات آینده مجلس قانونگذاری و خبرگان، فعالیت و ارتباطات خود را در سپهر سیاسی گسترش دهند. نخستین اقدام ضروری در این راه تلاش برای ایجاد اعتماد میان بخشی از نخبگان و جریان‌های سیاسی با نظام و نهادهای حاکمیتی به‌گونه‌ای است که این اعتماد به پایگاه مردمی آنان که در سال‌های اخیر طیف خاکستری جامعه را در بزنگاه‌های انتخاباتی پررنگ‌ کرده بود، منتقل شود.

نویسنده سرمقاله فرهیختگان توصیه کرده: اصلاح‌طلبان حتی با وجود برخوردهای سرد کننده، باید بکوشند ضمن ایستادگی بر مواضع آرمانی خود بهتر این که از کشاندن برخی اختلاف‌نظرها به تریبون‌های عمومی خودداری کنند و در مناسبت‌های ملی مشارکت موثرتری داشته‌ باشند. تاکید بر نقاط اشتراک و پرهیز از برجسته کردن نقاط افتراق شرط رسیدن به اعتماد دوسویه حاکمیت و کنشگران بزرگ‌ترین جریان سیاسی خارج از گردونه قدرت است.

آذر منصوری فعال سیاسی اصلاح طلب هم در مقاله ای در اعتماد نوشته: تجربه انتخابات ادوار گذشته اين واقعيت را به تصوير مي‌كشد وآن اينكه اصلاح طلبان با وجود اينكه از بدنه اجتماعي و تكيه گاه به مراتب محكم‌تري در بطن جامعه نسبت به جريان سياسي رقيب برخوردارند، پاشنه آشيل شان چند دستگي، تفرق و عدم وحدت و اجماع است.

تلاش براي حضور و مشاركت گسترده در انتخابات از جانب اين طيف سياسي نه فقط از سر پيروزي اين جريان سياسي در يك انتخابات صرف است كه قاعدتا بخشي از كنش احزاب و شخصيت‌هاي حقيقي و حقوقي اين جريان را به خود اختصاص خواهد داد، اما مبناي اين حضور و كنش فعال توجه به منافع ملي كشور و تقويت و اصلاح نهاد منتخب دموكراتيكي است كه بنا بر توصيه بنيانگذار جمهوري اسلامي بايد در راس امور باشد.

مقاله اعتماد در نهایت به بررسي رفتار برخي نمايندگان مجلس فعلی پرداخته که هم از حيث گفتار و هم رفتار با دولت نياز به تشريح و تحليل ندارد كه يكي از نمونه‌هاي بارز آن در چند روز اخير در هنگام نطق علي مطهري - كه هر داور بيروني، انصاف و آزادگي اورا مي‌ستايد -اتفاق افتاد. با اين اتفاق تلخ كه در قوه قانونگذاري كشور رخ داد، قدر مسلم ضرورت شكل‌گيري مجلس توانمند، واقع گرا و برآمده از خواست ومطالبات قاطبه مردم ايران بيش از هر زمان ديگري احساس مي‌شود.

علی میرفتاح ستون کرگدن نامه اعتماد یک گفتگوی فرضی را شرح داده است:

- كف كرديم و حوصله مون سر رفته و تحركي نداريم وهيچ اقدام مشتركي نمي‌تونيم بكنيم و هيچ گونه حالت اشمئزازي نمي‌تونيم به خودمون بگيريم.

- روزنامه‌هاي مريض، به خصوص مريض منظور دست گل تازه به آب نداده؟

- نچ. تازه معذرت خواهي هم كرده.

- علي مطهري بيانيه جديد نداده؟

نویسنده به طعنه ادامه داده: نه، همون قبليه. نكته‌يي هم نداره.

- اصلاح‌طلبا گافي چيزي ندادن؟ چند روز پيش يه گردهمايي داشتن. چيزي ازش درز نكرده؟

- پاستوريزه پاستوريزه. انگار موتلفه‌‌یی‌ها بودن با اسم اصلاح‌طلب.

- يعني اصلا تو زمين دشمن بازي نكردن؟

- اصلا. دريغ از يه همسويي با رسانه‌هاي بيگانه. دقيق رصد كردم، مو لا درزش نمي‌ره. حتي دادم پيام‌ها رو هم دي كد كنن كه يه وقت توش چيزي نباشه. نبود..

در ادامه کرگدن نامه اعتماد آمده: به اينكه ظريف و كري پياده روي كردن نمي‌شه گير داد؟ جا گيرش زياده ها؟

- متوجه نكته خاصي شدي؟

- نكته خاص كه بالاخره كاچي به از هيچيه. كري قدش بلنده، پاهاش هم بلندتره. يعني هر دو قدمي كه بر مي‌داره، ظريف بايد سه قدم برداره. فلذا اگه بخواد عقب نمونه بايد دنبالش بدوه.

تحلیلی از جنگ صلیبی غرب

حق نشر عکس na
Image caption تیتر و عکس‌های صفحه اول ایران

همزمان با کاهش فشار خبری حوادث تروریستی فرانسه که هفته گذشته دنیای رسانه ها را به خود اختصاص داد نشریات اصولگرا و مخالف غرب از جمله کیهان بار دیگر حملاتی را به فرهنگ غربی در راس گزارش‌های خود آورده اند. این روزنامه امروز در تیتر اصلی خود از پروژه ای پرده برداشت و نوشته: بار دیگر پروژه اسلام‌هراسی در قاره اروپا کلید خورد؛ پروژه‌ای که این بار توانست به مدد ماجرای ساختگی «شارلی ابدو»، بخش‌هایی از جامعه اروپایی را با خود همگام کند، تا به زعم خود بتواند جلوی رشد اسلام در اروپا را بگیرد.

به نظر این گزارش طی سال‌های اخیر میزان گرایش به اسلام به قدری زیاد بود، که غرب را نگران کرده و چندی بعد از این که یکی در فرانسه اعلام می دارد قاره اروپا در سال ۲۰۲۰ تعداد مسلمانش دو برابر سایر ادبیان خواهد بود ناگهان واقعه «شارلی ابدو» رخ می‌دهد و محافل سیاسی و خبری غرب به شیوه‌ای هدفمند، این واقعه را به اسلام و آموزه‌های اسلامی نسبت می‌دهند.

همین روزنامه در یادداشت روز خود هم نوشته: این روزها که غرب در سودای به راه انداختن «جنگ‌های صلیبی جدید» با نمایش ترور و گروگانگیری راه را برای تروریست‌های رسانه‌ای و اجاره‌ای‌اش باز می‌کند، میلیون‌ها مسلمان از ملیت‌ها، نژادها و مذاهب مختلف با ابراز خشم و انزجار نسبت به این اقدامات موهن، عشق خود را به پیامبر نور و رحمت ابراز می‌دارند و جانشان را به پیشگاه او تقدیم می‌کنند.

کیهان در یادداشت روز خود در نهایت نوشته: ه یقین هر مسلمان آزاده‌ای و هر مومن معتقد به پیامبر، آرزومند هلاکت سلمان رشدی و دیگر کسانی است که راه او را می‌روند. اجرای حکم الهی و انسانی امام راحل در باره او و درباره دیگرانی که پا در راه او گذاشته‌اند، آرزویی‌ است که در دل‌ها زنده است و اگر چند صباحی به تأخیر افتاده، چیزی عوض نمی‌شود و به یقین صاعقه مرگ بر سرآنها باریدن خواهد گرفت. پس با افتخار می‌گوئیم که ما فداییان پیامبریم، با روح‌مان، با جانمان، با همه هستی و آبرویمان. هم در ترویج آیین‌اش می‌کوشیم و هم پاسخ یاوه‌گویان خبیث را می‌دهیم.

حمید قاسمی فیض آبادی در سرمقاله ابتکار نگاهی دیگر به وقایع تروریستی هفته گذشته دارد و نوشته: در بسياري از شهرهاي بزرگ دنيا نيز به خاطر کشتار فکاهي نويسان و کارتونيستهاي فرانسوي راهپيمايي انجام شد. وقتي به اين وقايع همه جانبه نگاه کنيم چه تصويري مي‌بينيم اين تصاوير حکايت گر چيست و تحليل صحيح اين جريان کدام است؟

نویسنده در پاسخ سووالی مبنی بر این که در بطن اين جريانات چه مي‌گذرد پرسیده: آيا از اين پس قرار است در اروپا به جاي جنگ، شوخي جريان پيدا کند و از اين پس مي‌خواهند به جاي خون، مرکب بريزند.آيا اروپا جهان را پر از شادي و مهرباني براي همه مي‌خواهد ؟ آيا از اين پس روح جمعي اروپا و غرب به خود آمده و آرام گرفته است ؟آيا هويت جمعي اروپا و خلقيات اصلي اروپاييان به تواضع، درستي، ضديت با نژاد پرستي برابري، عدالت، حق خواهي، دگردوستي، ميل کرده است.

سرمقاله ابتکار در نهایت خواستار آن شده که غرب و اروپا در حال پوست اندازي است.غرب اگر شعار آزادي، آزادي مذهب و آزادي بيان، زندگي محترمانه و مسالمت آميز براي همه و همسايگان، وشعار من احمد هستم و شعار من شارلي هستم را سر مي‌دهد اما هنوز به اين حد از مدارا نرسيده است که دريابد حتي برترين تمدن و ناب ترين تفکر باز هم احتياج به بازآفريني و گفتگو دارد.

پرتقال‌فروش در جهان‌های موازی

حق نشر عکس na
Image caption کارتون احسان گنجی، روزنامه قانون

شهرام شهيدي در ستون طنز شهروند و با اشاره به آمار گندم صادراتی ایرانکه نشان می دهد که چندین ده تن از این ماده حیاتی در آمار گم شده است اعتراض چند موجود را مطرح کرده از جمله اعتراض پرتقال‌فروشرا که اعلام کرده: همیشه در همه ازمنه تاریخی، هر کجا و هر وقت چیزی گم می‌شد، معادله‌ای حل نمی‌شد، مجهولی بود که کسی توان پیدا کردنش را نداشت... شما آخرش هرچی‌ات به جواب نمی‌رسید می‌گشتی دنبال من پرتغال فروش و می‌انداختی‌اش گردن کوچیکتون. اما حالا نه من می‌دونم گندم‌ها کجاست نه شما می‌دونین. الان شما باید یقه گندم‌فروش را بگیرین؟

این طنز نویس بیانیه لولو را هم انتشار داده که: : من به‌عنوان لولو بد می‌بردم؟ هی اعتراض کردید که تا کی لولو باید آن چیز را ببرد. دورانی که من آن چیز را می‌بردم بهتر بود یا حالا؟ همه‌اش تقصیر رئیس دولت قبلی است که مرا رسانه‌ای کرد. والا من همیشه در طول تاریخ هی آن بزرگوار را برده بودم و آب هم از آب تکان نمی‌خورد. حالا که این دولت جدید مرا بازخرید کرده خودش هم پاسخگو باشد. بفرمایید جواب مردم را بدهید.

و در نهایت نامه مثلث برمودا: اینجانب برمودا ضمن استغفار و درخواست عفو از این همه گنده‌گویی و بزرگ‌بینی خود، رسما اعلام می‌کنم منطقه برمودا دیگر نامبر وان گمشدگان جهان نیست و سرزمین آریایی ایران چنان بلع عظیم و حیرت‌انگیزی دارد و چنان همه چیز خوار است که گرد من هم به پای آن نمی‌رسد. شما ببینید من کلا خیلی خودم را کشته باشم چند تا هواپیما و کشتی و آدم توانسته‌ام مفقودالاثر کنم. آن هم که تازگی از پیر شدنم سوءاستفاده کرده‌اند و هواپیمایی مالزی را به‌عنوان رقیب علم کرده‌اند. اما ما کجا و سرزمین آریایی شما کجا؟ گندم گم می‌شود کرور کرور. طلا گم می‌شود و نفت گم می‌شود. گاز گم می‌شود. دکل نفتی گم می‌شود. بودجه مملکت گم می‌شود. اسکله و گمرک و... گم می‌شود و باز مملکت قرص و محکم سرجایش ایستاده. من واقعا دیگر توان مبارزه ندارم .

مطالب مرتبط