بررسی روزنامه‌های صبح تهران؛ یکشنبه ۵ بهمن

روزنامه‌های امروز صبح گزارش و مقالات متعددی درباره اثرات مرگ ملک عبدلله پادشاه سعودی در منطقه و جهان دارند، نشریات تندرو فرصت را برای بدگویی از آن حکومت مناسب دیده اند و نشریه هوادار دولت و میانه رو در مقالات خود به بررسی علت سرد شدن روابط تهران و ریاض پرداخته و شرایط آینده را گمانه زنی کرده اند.

واکنش ها به شکست تیم ملی فوتبال ایران در مسابقات آسیایی هم گونه گون است یک دسته از مربیان ورزشی و کارشناسان این حرفه به شدت از کی‌روش مربی پرتغالی تیم ملی انتقاد کرده اند و گروهی نیز به دفاع از وی پرداخته و ابراز امیدواری کرده اند که این مربی همچنان به کار در ایران مشغول بماند.

ابراز نگرانی درباره افسردگی جامعه، بی جواب ماندن سوال‌های مردم، پایان کار معاون اول دولت احمدی نژاد که محکوم به پنج سال زندان و پرداخت جریمه نقدی شده است، از دیگر مطالبی است که در روزنامه‌های امروز صبح می‌توان یافت.

بعد از مرگ ملک عبدالله

حق نشر عکس na
Image caption تیترها و عکس صفحه اول کیهان

عباس ملکی در سرمقاله شرق به بررسی روابط ایران و سعودی بعد از مرگ ملک عبدالله پرداخته و با اشاره به علاقه مندی ملک عبدالله به حفظ روابط با ایران که در دولت‌های هاشمی و خاتمی هم به ظهور رسید به زمینه‌های اختلاف رسیده و اشاره کرده: در مساله بحرین و سوریه ایران و عربستان در دو جایگاه متمایز قرار گرفتند. حمایت عربستان از گروه‌های مخالف حکومت سوریه و کمک‌های مالی و سیاسی به آنها گرچه در ابتدا نشان از سقوط قریب‌الوقوع بشار اسد می‌داد، اما با گذشت زمان مشخص شد با حمایت از چندگروه جنگجو و تخریب شهرها و روستاها نمی‌توان یک رژیم را تغییر داد. خصوصا که سعودی، قطر، ترکیه و مصر بعدها به این نتیجه رسیدند که مار در آستین خود می‌پرورانند.

معاون پیشین وزارت خارجه در ادامه مقاله خود به روابط ایران و سعودی در سال‌های اخیر پرداخته و نوشته: برادرخواندن کشور عربستان توسط رییس‌جمهور روحانی و نشانه‌های ضعیفی از بهترشدن روابط، این امید را در منطقه به وجود آورد که با توجه به راهبرد جدید آمریکا مبنی‌بر انتقال تمرکز و توجه خویش به سمت آسیای‌شرقی، منطقه خلیج‌فارس عاری از وجود سربازان خارجی، با امنیتی دسته‌جمعی به ثبات برسد. این‌بار پایین‌آمدن قیمت نفت مجددا در روابط ایران و عربستان تولید اشکال کرد. در یمن نیز انتقال قدرت از نیروهای سیاسی سنی طرفدار ریاض به بخش‌هایی از جامعه که تاکنون همواره از حقوق اجتماعی محروم بوده‌اند، انجام پذیرفته است. اصلاحات سیاسی در عربستان یک نیاز فوری است.

در پایان مقاله شرق آمده: عبدالله مردی خوش‌سیما، خوش‌سخن و محترم بود. او به‌شدت به ایرانیان احترام می‌گذاشت. نمی‌دانم با قدرت‌گرفتن تدریجی سعودی‌هایی که به‌جای تعادل منطقه‌ای، بیشتر به منافع غرب در این منطقه فکر می‌کنند، وضعیت روابط ما چه خواهد شد. نوه‌های عبدالعزیز همچون ترکی‌الفیصل و شاهزاده بندربن‌سلطان از اساس به همکاری با ایران بدبین هستند.

ستاره بازها رو به افول است

حسین واله در سرمقاله ایران روزنامه دولت نوشته: رویارویی کاخ سفید و کنگره امریکا بر سر تحریم جدید علیه ایران نوک کوه یخی‌ است که پرده از حقایقی مهم بر می‌دارد. نخست نشان می‌دهد وقتی وزن و موقعیت ایران بدرستی در معادلات سیاست جهانی ورود کند، گستره‌ای از تأثیرات عینی برجای می‌گذارد که از خاورمیانه و خلیج فارس گرفته تا اروپا و سیاست داخلی ایالات متحده امریکا را تکان می‌دهد. بعد هم پیشرفت در حل و فصل مناقشه اتمی افق‌هایی تازه در آرایش قوا را می‌گشاید و طبعاً منافع نیروهای پرنفوذی را در مخاطره قرار می‌دهد تا بدان اندازه که حاضر یا ناگزیر می‌شوند شرم وحیا و آداب را نیز زیر پا گذاشته به آب و آتش بزنند تا این فرایند را متوقف سازند.

سفیر سابق ایران در الجزایر در این مقاله اشاره کرده: در نظم جهانی دوران پسا جنگ سرد، یک قطب ‌بندی بین‌المللی اصلی - اگر نه مهم‌ترین - حول راهبرد یک‌جانبه‌گرایی و اتکا به قدرت نظامی یا چند جانبه‌گرایی و اتکا به همکاری بین‌المللی در حل و فصل مسائل شکل گرفته و اینک این تضاد به یکی از نقاط اوج فعالیت خود نزدیک می‌شود. جبهه بازها آنقدرها هم که از دور به نظر می‌‌رسد، آسیب ناپذیر نیست؛ شکست‌های این جبهه در گذشته افکار عمومی جهانی را نسبت به این دکترین بدبین‌تر کرده و از این جا، چشم‌انداز آینده امیدوارکننده‌تر است.

مقاله روزنامه ایران بدین جا می رسد که: دایناسورهای عالم سیاست که هنوز قادر به انطباق با اقتضائات تحولات اخیر نشده‌اند (یا خود را ناتوان از انطباق می‌یابند) در تلاش برای حفظ وضع موجود، از هیچ شیطنت، پررویی و شرارتی ابا ندارند؛ بی‌دعوت به میهمانی می‌روند، بر خلاف آداب میهمان دعوت می‌کنند،اما ستاره بازها همچنان رو به افول است. زمانی که نتانیاهو دعوت جمهوریخواهان را برای سفر به واشنگتن به منظور تقویت موضع آنان در برابر کاخ سفید رد می‌کند، با این رفتار، ضعف جناح بازها را برملا می‌سازد.

خطای تکراری اصولگرایان

حق نشر عکس na
Image caption کارتون محسن ظریفیان، شهروند

آمنه شیرافکن در مقاله ای در شرق نوشته: کابینه، خط قرمز احمدی‌نژاد بود. برای همه آدم‌هایی که سر کارشان گذاشته بود، تا پای‌جان و آبرو مایه می‌گذاشت؛ از سعید مرتضوی گرفته تا خدابیامرز کردان، محمدرضا رحیمی، جوانفکر و بسیاری دیگر. اما واقعیت اینکه؛ آن دولت با تابلوی اصولگرایی آمد و هزینه بسیاری برای اصولگرایان به‌بار‌آورد. مهم‌ترین هزینه، پرونده‌های تخلف مالی بود؛ از پرونده حلقه فاطمی و ماجرای بیمه رحیمی گرفته تا تامین اجتماعی و کهریزک سعید مرتضوی.

به نوشته این روزنامه نگار: پرونده رحیمی در واقع هشداری است برای اصولگرایانی که مدتی است مدام در پی تبرئه خود‌ هستند و زیر بار مسایل و تخلف‌ها نمی‌روند. آنها نمی‌خواهند این واقعیت تلخ را بفهمند که وجهه عمومی این طیف سیاسی چه در نزد مردم و چه در نزد مسوولان افول چشمگیری داشته و باید دیر یا زود باید پاسخ قانع‌کننده‌ای برای وضعیت یک‌دهه اخیرشان پیدا کنند.

نویسنده شرق با اشاره به تبلیغات این چند روزه رسانه‌های اصولگرا برای دوری جستن از محمد رضا رحیمی نوشته: فرار رو به جلو، آنقدر نخ‌نما شده که دیگر قابل بهره‌برداری نیست. مردم نیز به روز شده‌اند و مسایل را به‌خوبی دنبال می‌کنند. اصولگرایان باید این چندجمله معترضه را تا اطلاع ثانونی پیش روی خود بگذارند که معاون اول دولت گذشته تا چندی دیگر به زندان خواهد رفت و باید پنج‌‌سال‌و‌٩١‌روز در زندان باشد؛ اینکه رحیمی به‌دلیل ارتشا و تخلف مالی – در دولت دهم- به زندان خواهد رفت و خطای او ربطی به ماجرای دولت اصلاحات و کارگزاران نداشته و اینکه پرونده‌های تلخ‌تر و حاشیه‌دارتری از مسوولان دولت گذشته هم‌اکنون درحال بررسی است.

همان خبرگزاری

پوریا عالمی در ستون طنز شرق تیترهای یک خبرگزاری اصولگرا را ترسیم کرده، مثلا دیروز، بهمن٩٣: - رحیمی زمانی از نظر سیاسی نزدیک‌ترین فرد به کارگزاران بود. - رحیمی شیفته هاشمی‌رفسنجانی بود و با حمایت وی استاندار شد. - مجالس اصولگرا با مسوولیت‌گرفتن رحیمی مخالف بودند. - چهره‌های شاخص اصولگرا در مجالس هفتم، هشتم و نهم مهم‌ترین مخالفان رحیمی بودند. - پیگیری‌های مجلس هشتم برای برکناری رحیمی از سمت معاون‌اولی رییس‌جمهور سابق. - با هیچ متهمی مصلحت‌جویانه برخورد نشود، چه محمدرضا رحیمی و چه مهدی هاشمی. - حمایت عناصر دوم‌خردادی‌ و کارگزاران از رحیمی در مجلس هفتم. - پرونده رحیمی با پیگیری نادران، زاکانی و توکلی به دادگاه رفت. - اصلاح‌طلبان خودشان از مفسدان اعلام برائت کنند. - فساد رحیمی در زمان دولت کارگزاران و اصلاحات بوده است. - شمارش معکوس برای ورود رحیمی به زندان. - رحیمی را چهره اصولگرا نمی‌دانیم.

تیتر همان خبرگزاری، مثلا قبلاها: - بررسی راهکارهای کاهش قاچاق در حضور رحیمی و مرتضوی. خرداد٩٠- در جلسه ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی؛ رحیمی بر ضرورت صیانت از اراضی و منابع ملی کشور تاکید کرد. مرداد٨٩- رییس‌جمهور گفت: «رحیمی حتی یک خط تخلف هم ندارد» مرداد٨٩- برگزاری جلسه ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی با حضور رحیمی. ٨٩- ‌جلسه هیات‌دولت به ریاست رحیمی برگزار شد. مرداد٨٩- دولت احمدی‌نژاد از نظر کار زیاد و هزینه کم استثنایی است. دی٨٥

چه کسی پاسخگوست

حق نشر عکس na
Image caption تیتر و عکس صفحه اول شهروند

اعتماد در سرمقاله خود نوشته: اخبار عجیب و غریبی كه هر روز در جامعه منتشر می‌شود، شاید تكراری بوده و چندان جدید نباشد، ولی به هر حال دولت باید نسبت به اصل صحت و سقم این اخبار واكنش نشان دهد. گفته شده كه اندازه قاچاق كالا در كشور تا حدود یك سوم واردات رسیده است. این نه‌تنها به معنای واردات كالای بی‌كیفیت است، بلكه معادل از دست رفتن درآمد كلان دولت از تعرفه‌های گمركی نیز است. در همین زمینه فقط به عنوان نمونه، ارقام بسیار حیرت‌آوری از ضرر دولت در نگرفتن مالیات گمركی از دستگاه‌های تلفن همراه منتشر شده است؛ تلفن‌هایی كه به صورت قاچاق وارد كشور می‌شوند.

به نوشته این روزنامه: گفته شده است كه كلیه میوه‌های خارجی به جز موز كه در بازار داخلی كشور عرضه می‌شود، قاچاق هستند. در حالی كه می‌دانیم حجم میوه و فرآیند نگهداری آن به گونه‌ای نیست كه بتوان بدون اطلاع ناظران وارد كشور كرد. حال چگونه این كالا قاچاق می‌شود، خدا می‌داند. مورد عجیب دیگر، فروش دیپلم‌های جعلی است. سخنگوی آموزش ‌و پرورش شهر تهران با بیان اینكه متاسفانه اخیرا شمار دیپلم‌های جعلی نسبت به گذشته افزایش یافته است، به خانواده‌ها در این خصوص هشدار داد.

در پایان مقاله اعتماد آمده: در جامعه‌ای كه از هزار كیلومتری مرزهایش، چند نفر داعشی كه خود را در پوشش‌های گوناگون پنهان می‌كنند تا وارد شوند، دستگیر می‌شوند، چگونه این همه میوه و موبایل و به طور كلی یك سوم واردات به صورت قاچاق وارد می‌شود؟ این معادله‌ای نیست كه به این راحتی قابل حل كردن باشد.

بابک مهدیزاده د ر گزارشی در شهروند که در صدر اخبار این روزنامه آمده نوشت: آلودگی ناشی از سکوهای نفتی دورتادور خلیج‌فارس و دریای عمان، قاچاق سوخت بنزین و گازوییل، دپوی فاضلاب شهری و بیمارستانی در کشورهای جنوبی خلیج‌فارس، دریاخواری و پروژه‌های بلندمدت صنعتی عواملی هستند که حال این روزهای آبزیان و اکوسیستم خلیج‌فارس را وخیم کرده‌اند. صید امروز رونق گذشته را ندارد.

به نوشته این گزارشگر : خلیج‌فارس و دریای عمان به ماهیان زینتی خود شهره خاص و عام بودند اما اکنون بیشتر آبزیان زینتی خلیج‌فارس در معرض خطر نابودی قرار دارند. صخره‌های مرجانی دریای عمان و خلیج‌فارس معروفیت جهانی داشتند، اگرچه به همت فعالیت‌های بیش از حد بشر، امروز با سرعت خیلی زیادی رو به کاهش است. همه اینها را اگر به‌هم وصل کنی می‌بینی که محیط‌زیست و اکوسیستم و منابع طبیعی برای ما حکم کشک دارد چرا که مهم‌تر از اینها نفت است، این طلای سیاه که دل هر دولتمردی را می‌برد و سمبل توسعه کشورها به شمار می‌رود اما همین طلای سیاه، بلای جان محیط‌زیست و زندگی شهروندان حوزه خلیج‌فارس شده است چرا که چیزی که باید باعث ثروت مردم منطقه شود منجر به پدیده قاچاق سوخت از سوی مردم محلی شده است.

گزارش شهروند به این جا می رسد که قاچاق سوخت بیداد می‌کند. گالن گالن بنزین از طریق ناامن‌ترین، بدترین و فرسوده‌ترین لنج‌ها روزانه بارها خلیج‌فارس و دریای عمان را به مقصدهای مشخص طی می‌کنند که البته در خیلی از موارد به خاطر نزدیک شدن نیروهای امنیتی و نظامی سوخت نازنین و البته سمی را وارد دریا می‌کنند. مردمی که زیر پایشان نفت است اکنون مجبور به قاچاق کالای خود هستند و سهم آنها از این ثروت ملی از دست دادن کار (صید) و البته آمار بالای بیکاری است. به گفته دکتر آوخ، استاد دانشگاه به دلیل آلودگی‌های خلیج‌فارس تناژ صید به‌شدت پایین آمده است. این خود برای مردمی که در طول تاریخ صیاد بودند یک تراژدی است.

ما را چه می شود

علی میرفتاح در کرگدن نامه اعتماد شکایت کرده که بی‌هیچ آزرمی مسائل مستور و نهان را آشكار می‌كنیم و بی‌ملاحظه كوچك و بزرگ همه‌چیز را روی دایره می‌ریزیم و هم می‌زنیم. سال‌ها پیش كه توفان ایدز وزیدن گرفته بود و متصدیان امر از رسانه‌ها توقع داشتند كه در این باره اطلاع‌رسانی كنند و روش‌های بیمار نشدن را با شكل و شعار به پیر و جوان تفهیم كنند، اهل رسانه پا پس می‌كشیدند و تا بنا گوش سرخ می‌شدند كه بخواهند درباره امور مستوره حرف بزنند. حالا اما از این طرف بام افتاده‌ایم و یكی باید بیاید جلوی‌مان را بگیرد كه بیش از این ماجرا را نشكافیم و عیانش نكنیم.

به نوشته این روزنامه نگار: كار به جایی رسیده كه حتی در خلوت نیز آدم خجالت می‌كشد اینباكسش را باز كند و نامه‌هایش را چك كند از بس كه لابلای مراودات كاری و دوستانه، پیام‌های تبلیغاتی در مورد اسافل اعضا رسیده و با اسم و رسم و شماره تلفن وعده به اصلاح عیوب داده‌اند. دختران جوانی هم به اسم بازاریاب به استخدام شركت‌های بی‌اصل و نسب درآمده‌اند و برای برخی دستگاه‌ها و قرص‌های آنچنانی بازاریابی می‌كنند و به اسم و رسم خود برای آدرس‌های ندیده و نشناخته ایمیل می‌فرستند. بیچاره پدر و مادرها دل‌شان خوش است كه دختر، پسرهای‌شان سر كار می‌روند و كسب درآمد می‌كنند.

مقاله اعتماد بدان جا رسیده که: وقاحت منحصر به ایمیل نیست. شوخی و جدی موبایل برخی مردان و زنان آریایی پر شده است از تصاویر مستهجن و مطالب مستهجن‌تر. متاسفانه سن وقاحت هم مثل خیلی از چیزهای دیگر روز به روز پایین‌تر آمده و ركاكت و پلشتی به موبایل‌های بعضی بچه‌ها هم راه یافته است. گوشی‌های موبایل دیگر وسیله‌های ارتباطی نیستند بلكه مخازنی از عكس‌ها و جملات بد و زننده‌‌ای هستند كه به اندازه خانه فساد در آنها گناه و دریدگی ذخیره شده است.

نمایندگان ایران در ورزش و سیاست

حق نشر عکس na
Image caption کارتون فیروزه مظفری، اعتماد

فضل الله یاری در سرمقاله ابتکار نوشته صد و بیست دقیقه جان بازی فوتبالیست های ایران – حتی بدون توجه به گل های شادی آفرینی که در طول بازی وارد دروازه حریف کردند –می تواند سرمشق سیاست مدارانی باشد که هر روز گوشه ای از پرچم ایران را گرفته و خود را نماینده آن می‌خوانند و به تنها چیزی که فکر می‌کنند،این است که به هرقیمتی «پیروز» میدان باشند. از همین روست که هم می‌توان از تریبون های عمومی نسبت به رقیب، لعن و ناسزا شنید و هم می‌توان در خانه ای که به نام ملت ساخته و پرداخته شده،دید که نماینده ای را از جایگاه نمایندگی اش به زمین پرت می‌کنند و البته هم می‌توان دید که دولتمردانی به پشتیبانی رای مردم برای منتقدان خود خط و نشان می‌کشند.

مقاله به این جا رسیده که هرکدام از سیاستمداران ایرانی بتوانند حتی یک «شکست» با کیفیت آن چه که روز جمعه در پایتخت استرالیا، به دست آمد، را در کارنامه خود داشته باشند، می‌توانند آن را یک پیروزی درخشان به حساب آورده و نشان شایستگی خود قرار دهند و مطمئن باشند که از نظر مردم دور نخواهد ماند؛ آن چنان که هیچ کس تیم ملی فوتبال ایران را بازنده بازی با عراق نمی‌داند و این نه به خاطر بازی زیبا و جاندار بازیکنان و گل های شادی آفرینی است که تیم ده نفره ایران با قدرت به حریف تحمیل کردند؛بلکه به خاطر همه آن سخت جانی و جان بازی کسانی است که هر کدام در گوشه ای از جهان در باشگاه هایی با نام های متفاوت توپ می‌زنند، اما آن روز تنها به یک نام می‌اندیشیدند؛ ایران.

سوشیانس شجاعی فرد در ستون طنز شهروند با عنوان این مردم نازنین نمایشی را نقل کرده که مربیان پر افتخار وطنی که از زمان قرارداد جدید کی‌روش درحال کار کردن روی نطق‌های پس از شکست تیم‌ملی بودند، توپ از خط رد شده، به تور ننشسته، شروع کردند به مصاحبه علیه تیم‌ملی و سرمربی‌اش! و به عنوان مثال چند تا را آورده:

علی پروین در گفت‌وگو با طنزنویس «شهروند» گفت: من به‌صلاح نمی‌دونم آقا کی‌روش بمونه، آقا کی‌روش باید بره. این تیم نبود بسته بود، بچه‌ها ٧٠‌درصد ترسیده بودند، اگه به بازی با ژاپن می‌رسیدیم که دیگه اون ٤٠‌درصد بقیه هم می‌ترسیدند! سلطان درباره جام ملت‌های آسیای ‌سال ٩٢ و ٢٧٠ دقیقه جم نخوردن از روی نیمکت و حذف ایران در آن‌ سال گفت: حق ممد ما رو خوردند، به این بچه ظلم شد!

حمید درخشان مربی پر افتخار تیم‌های سرخپوشان دلوار و هما و راه‌آهن نیز شیوه مربیگری کی‌روش را ضعیف دانست و او را دنباله‌روی مکتب خود دانست! درخشان دراین‌باره به طنزنویس ما گفت: من خودم‌ سال ٨١ تیم زیر بیست‌سال ایران رو به سادگی حذف کردم، من نمی‌دونم آقای کی‌روش چرا ٤ بازی طولش داد و الکی در دل مردم امیدواری به وجود آورد! این حذف از جام ملت‌ها، ثمره همان تیمی است که من مربی‌اش بودم و حذف شد! حمید درخشان در پاسخ به این سوال که حمیدخان شما چطور در یک فصل هم مربی سرخپوشان دلوار بودی، بعد رفتی هما، بعد رفتی راه‌آهن؟! گفت ١٠ دقیقه ١٠ نفر سه تا یادته؟ منم یه فصل یه نفره سه تیم هستم!

محمد مایلی‌کهن: این باخت تقصیر علی داییه. تمام!

علی دایی: ببخشید، کجای دنیا یک تیم میره یک‌چهارم و ببخشید حذف می‌شه؟ ببخشید توی تیم‌های بزرگ دنیا مثل بایرن مونیخ، ببخشید هیچ‌وقت تیم‌ها در یک‌چهارم حذف نمیشن!

مطالب مرتبط