بررسی روزنامه‌های صبح یکشنبه تهران - ۲۰ اردیبهشت

روزنامه‌های صبح امروز تهران در تیترهای صفحه اول خود از رسیدن ۹ ایرباس برای ناوگان هوایی فرسوده کشور خبر داده و از میان خبرهای خارجی به بمباران های جدید یمن پرداخته اند.

گزارش هایی از بازار کساد کتاب همزمان با نمایشگاه کتاب، ابراز نگرانی از وسعت دلسردی و دلمردگی در میان مردم، حمله شدید روزنامه های تندرو به آمریکا و پیشنهاد خروج هیات نمایندگی ایران از مذاکرات تا زمانی که تهدید آمریکا ادامه دارد، از جمله دیگر مطالب این روزنامه هاست.

آزادی می خواستند گلوله رسید

حق نشر عکس javan newspaper May 10
Image caption تیتر و عکس صفحه اول جوان

محمدعلی سبحانی در مقاله ای به بررسی وضعیت منطقه خاورمیانه عربی پرداخته و نوشته:پروسه‌ تبدیل اعتراضات مدنی به جنگ داخلی که سرانجام منجر به حضور نیروهای تروریستی القاعده و داعش در سوریه شد، عامل اصلی وضعیت آشفته‌ای است که در منطقه به‌وجود آمده است و مشخصا غم‌انگیزترین آن در سوریه نمود دارد. در ابتدا فقط مردم در صحنه اعتراضات بهار عربی بودند، اما پس از برخورد نادرست حکومت‌ها، فضا عوض شد و استفاده از سلاح، جای فعالیت مدنی را گرفت.

این دیپلمات سابق ایران در سوریه و لبنان در ادامه مقاله خود عنوان چند روزنامه عرب در سال های ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۲ را نقل کرده مانند: انقلاب‌ ما برای دموکراسی است، آزادی و عدالت را در کنار هم می‌‌خواهیم. عدالت بدون حاکمیت قانون ممکن نیست. همه باید به مبانی دموکراتیک پایبند باشند. توازن بین آزادی و عدالت بر اساس حقوق شهروندی و حقوق سیاسی و حقوق اجتماعی شکل می‌گیرد. خواست ملت‌ها، استقلال قوا و انتخابات آزاد بود.

در پایان مقاله شرق آمده: آن سرباز یمنی در میدان تغییر، که گفت من آمده‌ام در اعتراضات شرکت کنم تا سرباز وطن باشم نه سرباز شخص، نیز از جمله زیبایی‌های آن دوران بود. باید تأسف خورد که امروز از این شعارها هیچ خبری نیست. میدان‌های تغییر و تحریر به میدان‌های جنگ تبدیل شده و همان نسل جوانی که با همه وجود، دغدغه دموکراسی و توسعه داشت، امروز در باتلاق نفرت و کینه و جنگ فرو رفته است.

اولا غلط می کنید

حسین شریعتمداری در سرمقاله کیهانبا استناد به گفته یکی از مقامات آمریکایی که ایران اگر به تعهدات خود عمل نکند گزینه نظامی روی میز است نوشته ادامه مذاکرات هسته‌ای ایران با گروه ۵+۱ در حالی که آمریکا به‌عنوان اصلی‌ترین عضو این گروه، جمهوری اسلامی ایران را به حمله نظامی تهدید می‌کند، با کدام منطق عقلی و حقوقی سازگار است و به قول حضرت آقا، مذاکره زیر سایه و شبح تهدید چه معنا و مفهومی دارد؟

نماینده ولی فقیه در این روزنامه بعد به بررسی این نظر پرداخته که آیا امریکا امکان دخالت نظامی در ایران دارد یا نه و این یک بلوف سیاسی است و آن گاه نوشته: به هر حال در حالی که میان ایران و ۵+۱ مذاکرات هسته‌ای در جریان است و آمریکا نیز یکی از طرف‌های مذاکره است، تهدید آمریکا به حمله نظامی علیه ایران، نه فقط در تعریف حقوق بین‌الملل، بلکه در عرف منطقی و عقلی نیز به معنای پایان مذاکرات است.

کیهان با اشاره به سخنان رهبر جمهوری اسلامی در هفته گذشته مبنی بر این که خطاب به هیات مذاکره کننده هسته ای گفته بود به هیچوجه زیر بار تحمیل، زور، تحقیر و تهدید نروید، مهلتی قایل شده و نوشته تکرار کرده که: ادامه مذاکرات هسته‌ای با ۵+۱ فقط در صورت دست کشیدن آمریکا از تهدید قابل قبول است و مادام که آمریکایی‌ها از تهدیدات خود دست نکشیده و رسما پوزش نخواسته‌اند، ادامه مذاکرات غیر از قربانی کردن عزت نظام و مردم و عبور از خون شهدا، مفهوم و معنای دیگری نمی‌تواند داشته باشد.

در دو سال گذشته کیهان روزنامه تندرو صبح بارها از هیات نمایندگی ایران خواسته از مذاکرات هسته ای با پنج به اضافه یک خارج شود.

شاید عوضی درست شود

سوشیانس شجاعی‌فرد در ستون طنز شهروند با اشاره به مصوبه دیروز مجلس شورای اسلامی نوشته: مجلس ما، با همه آمریکاستیزی‌اش، ایستاده تا ببیند، آمریکایی‌ها چکار می‌کنند، تا براساس حرکت طرف مقابل حرکت کند! اگر سنای آمریکا فکت‌شیت بخواهد، اینها هم فکت‌شیت می‌خواهند، ولو اگر ندانند چی هست اصلا؟! اگر مجلس نمایندگان آمریکا، بیانیه مخالفی بدهند، اینها هم مخالفت می‌کنند! حالا سنای آمریکا طرح تایید توافق هسته‌ای با ایران را تصویب کرده، مجلس ایران هم عین همین طرح را به مجلس آورده!

طنزنویس از نمایندگان کنگره آمریکا، درخواست کرده تا این طرح ها را در دست بررسی قرار دهد و به تصویب برساند طرح نظارت بر ساختمان‌سازی در نیویورک، طرح ممانعت از دخالت در امور خصوصی مردم، طرح حفاظت از عقاب آمریکایی، طرح آزادی تخته‌نرد! طرح آزادی بیان درباره تخته‌نرد! طرح آزادی زندانیان سیاسی که به دلیل باخت در بازی تخته‌نرد به زندان رفته‌اند، طرح مبارزه با فساد اداری در اداره‌های دارایی و مالیاتی واشنگتن دی‌سی، طرح ممنوعیت پوشیدن دمپایی و خوردن نان بربری و پنیر و چایی در کلیه ادارات فدرال و ایالتی، طرح الزام ایالات به برگزاری کنسرت‌های مجوزدار.

ستون طنز شهروند احتمال داده که به این ترتیب نمایندگان ما هم اشتباهی فکر کنند باید مقابله‌به‌مثل کرده و عین این طرح‌ها را در ایران هم تصویب کنند!

هاشمی و احمدی نژاد

حق نشر عکس qanoon newspaper May 10
Image caption تیتر و طرح سحرآویژه، قانون

قاسم خرمی‌ در گزارشی در قانون به ادامه تقابل های هاشمی و احمدی نژاد اشاره کرده و به یاد آورده که دوگانه‌هاشمی‌و احمدی‌نژاد که در خلا ناشی از غیبت گروه‌های اصلاح‌طلب به شکل شک برانگیزی بروز و ظهور غیر طبیعی یافته بود، بخش اعظمی‌از فضای سیاسی انتخابات ریاست جمهوری در سال ۱۳۹۲ را مستقیما متاثر از خود ساخته بود. جریان‌هایی در درون حاکمیت هم البته بی‌میل نبودند که اگر قرار است در جامعه رقابتی شکل بگیرد چه بهتر که از محدوه‌هاشمی‌و احمدی‌نژاد فراتر نرود .

نویسنده معتقد است: احمدی‌نژاد چند سالی است از قدرت رسمی‌کنار رفته اما رقابت‌های پیدا و پنهان این دو هنوز هم می‌تواند برای علاقه‌مندان به مباحث سیاسی پر حاشیه و جذاب باشد. با این تفاوت که‌هاشمی‌ احمدی‌نژاد را در حد و اندازه خود ندانسته است و همه سخنان و کنایه‌های او در واقع خطاب به کسانی است که از پشت پرده احمدی‌نژاد را در برابر او شارژ کرده و وانهاده‌اند. برای احمدی‌نژاد اما رویارویی با‌هاشمی‌اعتبار آفرین و پر منفعت است.

مقاله قانون سپس به خاطرات‌هاشمی‌رفسنجانی و خواب‌های طلایی احمدی‌نژاد پرداخته و نوشته: هاشمی‌نقطه ضعف بسیاری از رقبا و مخالفانش را به درستی شناخته است به همین دلیل در چند دهه اخیر که بسیاری از ابزارهای قدرت را از دست داده هنوز می‌تواند با ذکر خاطره‌ای رقبای سیاسی به گوشه رینگ تاریخ انقلاب براند. سن و سال و تجربه احمدی‌نژاد اما امکان خاطره‌گویی را میسر نمی‌سازد. او ترجیح می‌دهد از ابزار راحت‌تر خواب‌بینی و خواب‌گویی استفاده کند.

مقاله یه یکی از آخرین خواب های احمدی نژاد اشاره دارد که حول و حوش سال‌های نخست پیروزی انقلاب است، صندلی خالی در کنار رهبران انقلاب را به تصویر کشیده که روحانی دیگری (احتمالا‌هاشمی‌رفسنجانی) می‌کوشد روی آن قرار گیرد اما آنان از نشستن او در صف رهبران انقلاب ممانعت می‌کنند.

دل خوش سیری چند؟

غلامرضا کمالی پناه در سرمقاله ابتکار نوشته: از صبح چشمت به گوشه ای می خورد که در میان چند کارتون آدمی دارد لول می خورد و به خود می پیچد، بدنش را می خاراند، ناگهان از خودت می پرسی واقعاً این انسان است و من هم انسان هستم؟ هنوز چند قدمی فاصله نگرفته ای، به کیوسک روزنامه فروشی می رسی، هر روزنامه ای را که نگاه می کنی، از اخبار و مطالب ناخوشایند و غم افزا پر است.لذا غمی بر غمهای تو افزوده می شود.

نویسنده بعد از اشاره به اخبار آزمایش موشک بالستیک در کره شمالی، جنایات داعش و کشتار مردم یمن به اخبار داخلی پرداخته و نوشته: بیکاری هفت میلیون فارغ التحصیل، خودسوزی دانشجویی در شیراز، آلودگی بنزین پتروشمی، پایین بودن ضریب ایمنی پل های عابر پیاده، داستان طولانی روغن پالم، پرونده های ۳۲ میلیارد تومانی، کشته های سقوط هواپیما، قطع آرد یارانه ای در بیشتر استانها، قتل به خاطر چک برگشتی.. به جرات می توان گفت ۶۰ درصد اخبار و مطالب این سایت و سایر سایتها و خبرگزاریها و روزنامه ها همه بر پاشنه غم و اندوه، زشتی و بدی می چرخد، انگار اصلاً خبر خوشی در شهر نیست، واقعاً نیست یا اینکه ما نمی بینیم و یا نمی خواهیم ببینیم؟

سرمقاله ابتکار به این جا رسیده که این نوع نگرش در لایه های زیرین شخصیت ما ایرانیان نفوذ کرده است و لذا قطره قطره اخبار غم انگیز و ناخوشایند در ذهن و روح ما چنان جمع گشته که به مردابی بد بو تبدیل شده است که هیچ گلی از کنار آن نمی روید و هیچ پرنده امیدی بر فراز آن بال نمی زند طاووس به آن زیبایی را می بینیم ولی به پاهای زشت آن اشاره می کنیم و پاهای زیبای کلاغ را رها می کنیم و سیاهی پر و بال آن را سرزنش می کنیم انصافاً در چنین شرایطی «دل خوش سیری چند؟»

نگاه به ممیزی باید تغییر کند

حق نشر عکس qanoon newspaper May 10
Image caption کارتون محسن ایزدی، بی قانون

داوود موسایی در مقاله ای در اعتماد خبر داده که در قانونی تازه، ناشران باید همراه با نسخه‌های ارسالی خود به وزارت ارشاد، سی‌دی کار را هم به وزارت ارشاد بفرستند؛ تا ممیزی کامپیوتری که واژه‌های ممنوعه را در حافظه دیجیتالی خود دارد، از لابه‌لای واژه‌های اثر بیرون بکشد و بدون فهم و درک جمله و مفهومش، ممیزی را وارد کند. دنیای دیجیتال و تکنولوژی به کمک بازرسان آمده تا شرایط ممیزی عجیب‌تر از گذشته شود.

این ناشر کتاب های خواندنی تعریف کرده: در سال‌های خیلی دور، در وزارت ارشاد کارشناسان باسوادی بودند که آثار را با دقت می‌خواندند و اگر اصلاحیه یا ممیزی داشت با دعوت از ناشر و صاحب اثر برای رفع مشکلات، جلسه می‌گذاشتند. اما بعد از این دوران در هشت سال دوران دولت نهم و دهم، این رویه عوض شد. کتاب‌ها معمولا تا ٢٠٠ اصلاحیه می‌خوردند و ممیزان هم شباهتی به آن کارشناسان قدیمی نداشتند. حالا و در دولت یازدهم اوضاع و احوال ممیزی خیلی بهتر شده است؛ اما این بهبود اوضاع هم همچنان سلیقه‌ای است و با اتفاق‌های عجیبی مثل همراهی سی‌دی با نسخه ارسالی روبه رو می‌شویم. آن‌هم در روزگاری که ممیزی دیگر بی‌معناست.

مقاله اعتماد بدان جا رسیده که: در روزگاری که اینترنت و فضای مجازی همه‌چیز را در اختیار مخاطب قرار می‌دهد و ما چه بخواهیم و چه نخواهیم با یک سرچ ساده در گوگل، نه تنها واژه‌ها معنای درست خود را تعریف می‌کنند که حتی هزار و یک موضوع مرتبط با همان واژه‌ها را هم در اختیار مخاطب قرار می‌دهد. دنیای مجازی باعث می‌شود در دنیای امروز نتوانیم هیچ چیز را پنهان کنیم و با ممیزی سلیقه‌ای باعث گسترش استفاده مردم از اینترنت و بی‌اعتمادی به بازار کتاب می‌شویم؛ بازاری که می‌تواند در شرایطی بهتر، تاثیرگذارتر و فرهنگ‌سازتر باشد،

دروغ چرا؟

ناهید طباطبایی در مقاله ای در شرق نوشته: مدت‌هاست که سریال‌های ترکی از ماهواره پخش می‌شود. آنهایی که این سریال‌ها را تماشا می‌کنند، چند گروه هستند؛ کسانی که عصر، پای تلویزیون می‌نشینند و دیگر، تا آخر شب بلند نمی‌شوند. کسانی که سریال‌ها را یک‌درمیان تماشا می‌کنند، یعنی هر وقت که بتوانند. دسته دیگر، سریال‌ها را می‌بینند و می‌گویند نمی‌بینیم- دروغ چرا؟ - اینها، تماشاگران شرمنده‌اند. گروه کوچکی هم تماشا نمی‌کنند، اینها یا ماهواره ندارند یا سرگرمی‌های بهتری دارند و کلا به تلویزیون کار ندارند. دراین‌میان عده‌ای غر می‌زنند که این سریال‌ها مبتذل هستند و مخاطب عام را خوش می‌آیند.

نویسنده اضافه کرده: شنیده‌ام قدیم‌ها، عصر که می‌شد، زن‌های خانه چادرشان را سرشان می‌کردند و دم در می‌نشستند و گپ می‌زدند و گاهی تخمه می‌شکستند. هم سرشان گرم می‌شد، هم دلشان سبک و این، دقیقا همین کاری است که سریال‌ها می‌کنند. اما ما چه‌کار می‌کنیم؟ کدام سریال جذاب را برای تماشاگران تلویزیون تدارک می‌بینیم؟ کدام داستان ایرانی را به نمایش درمی‌آوریم؟ و اگر هم سریال می‌سازیم، کدام جذابیت‌های آن، مخاطب را سر ساعت جلو تلویزیون می‌نشاند؟

مقاله شرق به این جا رسیده که:سال‌ها از پخش «دایی‌جان ناپلئون» و «سلطان صاحبقران» و «امیرکبیر» می‌گذرد و ما هنوز جایگزینی برای آنها نداریم. اگر هم سریالی ساخته شده، با آنها خیلی فاصله داشته؛ هم از نظر کیفیت و هم از نظر جلب مخاطب. بد نیست برنامه‌سازان تلویزیون هم این سریال‌ها را تماشا کنند. می‌توانند یاد بگیرند چطور مخاطب را سرگرم و در این دوران وانفسا، اوقاتی خوش برای تماشاگر فراهم کنند.

مشکلات شجریان

آیدین سیار سریع در صفحه بی قانون از قول سخنگوی وزارت فرهنگ و ارشاد در مورد ممنوعیت برگزاری کنسرت محمدرضا شجریان نقل کرده : این هنرمند باید خودش مشکلاتش را حل کند و مسائل وی به وزارت ارشاد ارتباطی ندارد.

طنزنویس پرسیده مشکلات شجریان چیست که خودش باید آنها را حل کند و ارتباطی به وزارت ارشاد ندارد و در پاسخ احتمال داده که مشکلات مالی دارد. بارها آمده و به وزارت ارشاد گفته دستم تنگه، دو تومن دستی بده تا آخر ماه پس میدم. وزارت ارشاد هم گفته من مگه کمیته امدادم؟ به من چه ربطی داره؟ یا مشکلات خصوصی دارد و از وزارت ارشاد کمک می‌خواهد در حالی که باید به پزشک متخصص این امور مراجعه کند.

سخنگوی وزیر ارشاد در ادامه می‌گوید: «در این که محمدرضا شجریان هنرمند شناخته شده، شهیر و دوست داشتنی بوده تردیدی نیست و همه قبول دارند. اما مسائلی هست که به سایر حوزه‌ها بر می‌گردد و به ما مربوط نیست». ملاحظه فرمودید همه حوزه‌هایی که تا الان حدس زده بودید اشتباه بودند و پاسخ درست «در سایر حوزه‌ها» بود. احتمالا شجریان با تحرکات مشکوک خود به بحران‌های خاورمیانه دامن زده یا در مسیر مذاکرات سنگ اندازی کرده یا احتمالا در این سفرهای خارجی با خوانندگان لس آنجلسی فیت داده وگرنه چه دلیلی دارد که یک خواننده سنتی نتواند کنسرت برگزار کند؟ آقای علیرضا قربانی من از شما می‌پرسم. چه دلیلی دارد؟

طنزنویس بی قانون افزوده:در ادامه خبرنگار بی وجدان با این که می‌دیده آقای سخنگوی وزارت ارشاد چقدر تحت فشار قرار دارد سوالات را سخت‌تر کرده و پرسیده: کدام نهاد مخالف برگزاری کنسرت آقای شجریان است؟ سخنگو هم استرس گرفته و گفته: نهاااااد؟ کنسرتتتت؟ مخالفتتت؟ خبرنگار هم گفته بله! سخنگو جواب داده: «نهادها مشخص‌اند.» باورتان می‌شد با تغییر دولت تا این حد فضا عوض شود؟ نه واقعا باورتان می‌شد؟ کف مطالبات تان برید یا نه؟ قبلا کجا نهادها مشخص بود؟ دیگه دولت باید چیکار کنه برای شما بی چشم و روها؟ نهادها رو که مشخص کرد، نکنه انتظار دارید گزاره ها رو هم مشخص کنه، زیر فعل و فاعل و مفعول رو هم براتون خط بکشه؟

حق نشر عکس shahrvand newspaper May 10
Image caption کارتون احمد عربانی، شهروند

مطالب مرتبط