روزنامه‌های تهران: آیا این هفته پرونده هسته‌ای بسته می‌شود؟

روزنامه‌های شنبه پنجم تیر، پنج روز مانده به مهلت پایان گفتگوهای هسته ای ایران و کشورهای پنج به اضافه یک، در مقالات خود آرام تر از همیشه این سوال را مطرح کرده اند که آیا این هفته پرونده هسته ای بسته می شود. به جز دو روزنامه تندرو صبح سایر روزنامه‌های امروز احتمال رسیدن به توافق را قوی تر دیده و از سخنان تند هفته‌های گذشته درباره پرونده هسته ای و تیم مذاکره کننده در آن ها خبری نیست.

احتمال دادگاهی شدن سومین معاون احمدی نژاد، گله سخنگوی قوه قضاییه از فشار صاحبان نفوذ و قدرت به قاضیان پرونده‌های مهم و اظهار نظرهای مختلف درباره ضیافت افطار رییس جمهور و تاکید بر لزوم تنها گذاشتن تندروهای هر دو جناح از جمله مطالب دیگر این روزنامه هاست.

سه حادثه تروریستی در یک روز مهم ترین موضوع خارجی روزنامه ها را تشکیل می دهد که در صفحات اول خود خبر و عکس هایی از حوادث کویت، تونس و فرانسه را منعکس کرده اند.

تفاهم هسته ای در راه و مخالفانش

حق نشر عکس na
Image caption تیتر و عکس صفحه اول روزنامه ایران

علی میرباقری در مقاله ای در آرمان با تاکید بر این که در شرایط حساس و خطرناکی قرار داریم، نوشته: همه کشورهای عربی و همراه با اسراییل، در حال برنامه‌ریزی و تلاش برای دست نیافتن ایران به یک توافق خوب با آمریکا هستند. روسیه و چین، منافع ملی و بین‌المللی خود را برای رقابت با آمریکا و در عدم حل مناقشات طولانی ایران با کشورهای صنعتی جست‌وجو می‌کنند. خاورمیانه در گیرودار جنگ داخلی، اعم از اختلافات قومی و مذهبی درحال سوختن است، مرزهای ایران از هر سو در محاصره کشورهایی است که با پدیده خطرناکی بنام داعش، روبه‌رو هستند.

به نظر نویسنده این مقاله: هسته مرکزی عقده و کینه داعش، ایران است و اگر این گروه سلفی قوت بگیرد و شرایط را مهیا ببیند و بتواند، حتماً با ایران وارد جنگ خواهد شد. آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها عمداً داعش را تولید کردند و غیرمستقیم مدیریت و حمایت می‌کنند تا خاکریزی برای حفاظت از موجودیت اسرائیل در مقابل کشورهای عربی داشته باشند.

مقاله آرمان بدین جا رسیده که: در داخل کشور، گروه‌هایی احساسات پاک مردم را هدف قرار می‌دهند و پیوسته در تلاشند تا از حربه جدید، برای ضربه زدن به ایران و تمامیت ارضی آن، استفاده کنند. تبلیغ برای دلواپس نشان دادن مردم نسبت به مذاکرات هسته‌ای و تحریک جامعه نسبت به دولت و یا تزریق حس نامطلوب درباره کارگزاران و لغو مکرر سخنرانی‌ها در داخل کشور و یا برگزاری میتینگ‌های با مجوز و بی‌مجوز با عنــوان «اجازه نمی‌دهیم» هیچ سودی برای کشور ندارد. به نظر می‌رسد طراحان اینگونه میتینگ‌های خیابانی به‌دنبال منافع و مسائلی دیگری هستند که هیچ همخوانی با منافع ملی و سیاست‌های کلی کشور ندارد.

احسان کیانی در سرمقاله مردم سالاری با اشاره به تازه ترین سخنان رهبر جمهوری اسلامی در حمایت از تیم مذاکره کننده هسته ای نوشته سخنان صریح رهبری به بسیاری ابهام‌های داخلی و خارجی در زمینه موضع نهایی نظام در خصوص سرنوشت مذاکرات پاسخ داد. بخش‌های مهم‌ی از این سخنان مخاطبانی در داخل داشت که از قضا نه تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای یا مسئولان عالی‌رتبه دولت بلکه منتقدان روند مذاکرات بوده‌اند.

نویسنده ابراز عقیده کرده: رهبر با بیان دست‌یابی به توافق به عنوان خواست اصلی نظام و تأیید تلاش‌های تیم مذاکره‌کننده و اطمینان به امانت، غیرت، شجاعت و دیانت آنان؛ تبیین نمود که هر نتیجه‌ای از مذاکرات حاصل شود، نظام به تمامیت خویش پای آن ایستاده است. حال اگر منتقدان بخواهند هم‌چنان به روند پیشین ادامه دهند، قدم در یک بازی باخت-باخت گذاشته‌اند.

چرا که اگر توافق حاصل شود؛ همه آن‌چه را سخت و استوار تلقی می‌کنند، دود می‌شود و به هوا می‌رود.

سرمقاله مردم سالاری به این جا رسیده که: نمونه این رفتار مخالفان مذاکرات در طرح اولیه مجلس جهت حفظ دستاوردهای هسته‌ای نمود داشت که عملاً به عدم توافق می‌انجامید و سرانجام این تدبیر ریاست مجلس بود که آن را تعدیل و در چارچوب شورای عالی امنیت ملی به تصویب رساند. هر چند که هنوز برخی ابهامات این طرح ازجمله مشخص نبودن تحریم‌هایی که باید لغو شوند، پابرجاست.

حسین بهشتی پور در سرمقاله فرهیختگان با اشاره به این که پنج روز مانده به موعد نهایی توافق جامع هسته‌یی، آخرین رایزنی‌ها برای رسیدن به یك متن«مشترك»در حال انجام است نوشته: اكثریت قریب به اتفاق اخبار و تحلیل‌ها خبر از توافق می‌دهد، هرچند طی روزهای اخیر برخی گمانه‌زنی‌ها از تمدید كوتاه‌مدت مذاكرات نیز صحبت می‌كنند. در شرایط فعلی راه دیگری غیر از مذاكره وجود ندارد و دوطرف نیز نشان داده‌اند كه برای رسیدن به توافق جامع اراده سیاسی لازم را دارند.

نویسنده تاکید کرده: اگر «دیپلماسی» را پرنده‌یی با دو بال متعادل فرض كنیم، دیپلماسی رسانه‌یی یكی از این بال‌ها محسوب می‌شود كه می‌تواند نقش برجسته‌یی در شكل‌دهی به منطق مذاكرات ایفا كند. در این حال برخورد رسانه‌یی با مذاكرات به اندازه خود مذاكرات اهمیت دارد، تنها رسانه فراگیری كه می‌تواند این نقش متعادل را در جریان مذاكرات هسته‌یی به خوبی ایفا كند، رسانه ملی است كه متاسفانه بنا به دلایل گوناگون بیشتر درگیر موضوعات حاشیه‌یی قرار می‌گیرد تا اینكه به موضوع مذاكرات به صورتی حرفه‌یی و تخصصی بپردازد.

سرمقاله فرهیختگان در نهایت با تاکید بر این که فضاسازی رسانه‌یی كه یكی از اركان تاثیرگذار هر جدال حقوقی و سیاسی محسوب می‌شود كه در مذاكرات هسته‌یی ایران با به درستی به كار گرفته نشد نوشته: صدا و سیمای جمهوری اسلامی ‌باید با استفاده از ظرفیت‌های فراگیر خود پردازش معقولانه‌یی از واقعیات مذاكرات به زبان‌های مختلف انجام می‌داد كه به این اصل مهم توجه نشد.

افطار پردردسر

حق نشر عکس na
Image caption کارتون هادی حیدری، شهروند

حمید متقی در سرمقاله فرهیختگان به ضیافت افطار پایان هفته گذشته دولت اشاره کرده که سخت و نفسگیر بود و نوشته: در شش سال گذشته زیر یک سقف جمع نشده بودند، چه رسد که هم‌سفره هم نیز شوند. برای هر تحلیلگری که حتی از دور دستی بر آتش رقابت‌های سیاسی ایران داشت، قابل پیش‌بینی بود که این ضیافت‌ها نمی‌تواند بدون حاشیه به پایان برسد. قاعدتا رئیس‌جمهور و تیم مشاوران او نیز که سال پیش ترجیح داده بودند در دو شب مجزا میزبان افطار احزاب اصلاح‌طلب و اصولگرا باشند، احتمال بروز این حواشی را می‌دادند و با آگاهی دست به چنین انتخابی زدند و پیه حاشیه‌های میزبانی این دو ضیافت را به تن خود مالیده بودند.

به اشاره این مقاله: ضیافت احزاب با رئیس‌جمهوری و هم افطار علما با او دچار حاشیه‌هایی شد؛ برخی از میهمانان از سخنان برخی دیگر از مدعوین عصبانی شدند، صورت‌شان سرخ شد، لب گزیدند و حتی ضیافت را ترک کردند، اما نه آسمان به زمین رسید و نه به آرامش و نظم عمومی خدشه‌ای وارد آمد.

سرمقاله فرهیختگان با اشاره به این که در شش سال گذشته فضای سیاسی ایران به‌شدت دو‌قطبی شده نوشته: در سال‌های اخیر بسیاری از دلسوزان به صور گوناگون و با ارائه طرح‌ها و پیشنهادهای متفاوت خواهان پایان این دو قطبی فرصت‌سوز بوده‌اند. طرح‌ها و پیشنهادهایی که اکثر قریب به‌اتفاق آنها تنها در لابه‌لای سطور مقالات یا فرازهای نطق‌های آن دلسوزان ماند و متاسفانه تاکنون جامه عمل به تن نکرده‌اند. یکی از مواردی که در بسیاری از این طرح‌ها و پیشنهادها به صورت آشکار یا مستتر به چشم می‌خورد، لزوم گفت‌وگو بین بازیگران جغرافیای سیاست در ایران است.

اسماعیل دوستی در مقاله ای در شرق نوشته: امروز کشور در شرایطی قرار دارد که دو جریان اصلی سیاسی نباید مرعوب حرکت تندروها شوند یا یک جناح، نسبت به تندی تندروها علیه جناح باسابقه دیگر سکوت کند. روحانی تلاش کرده با استفاده از ظرفیت هر دو جریان، چه در میان وزرا و چه در بین استانداران و فرمانداران نشان دهد کشور را نمی‌توان تنها با ظرفیت یک جناح اداره کرد.

ایجاد فضای گفت‌وگو میان این دو جریان و حل برخی کدورت‌های باقی‌مانده از انتخابات ریاست جمهوری دهم، فضا را برای فعالیت عادی سیاسی و برداشته‌شدن برخی محدودیت‌ها علیه فعالان سیاسی باسابقه و دلسوز کشور و چهره‌های ملی مورد وثوق مردم، فراهم خواهد کرد. اصلاح‌طلبان و اصولگرایان یا همان دو جریان باسابقه چپ و راست حتما می‌توانند با درک مقتضیات و عبرت‌گرفتن از دوران هشت‌ساله احمدی‌نژاد، مجلسی همسو با منافع ملی و در راستای تقویت دولت و عبور از وضعیت امروز ایجاد کنند.

سومین معاون احمدی‌نژاد در راه دادگاه

آمنه شیرافکن در گزارشی در شرق نوشته: ٥٠٠ صفحه گزارش و بیش از ٣٠ هزار سند آماده است تا سومین مرد نزدیک به محمود احمدی‌نژاد هم روانه دادگاه شود. پیگیری‌های روزنامه نشان از آن دارد که مسعود زریبافان هفته پیش در جلسه کمیسیون اجتماعی حاضر بود و یک‌بار دیگر بر پاک‌دستی‌اش تأکید کرده است. بااین‌حال، غلامعلی جعفرزاده‌ایمن‌آبادی، از اعضای کمیته تحقیق‌وتفحص، به شرق گفته: «تخلف مالی در بنیاد شهید محرز و اظهر من الشمس است.

به نوشته این گزارشگر: مسعود زریبافان که همواره در تصاویر رئیس دولت گذشته جزء نزدیک‌ترین حلقه یاران او به‌شمار می‌آمد، این‌روزها حال خوشی ندارد. کار به جایی رسیده که یار دیرینه احمدی‌نژاد، این‌بار به ولنجک‌نشینی و کت‌وشلوار پوشیدن احمدی‌نژاد‌ گیر داده و گفته تا او به همان شیوه سابق بازنگردد، دیگر آن احمدی‌نژاد گذشته نیست، اما زریبافان چه در نقد رئیس دولت گذشته بکوشد و چه در حزب تازه‌تأسیس «یکتا» فعالیت کند، باید پاسخ‌گوی عملکرد مدیریتی‌اش در سازمان بنیاد شهید باشد، عملکردی که با اماواگرهای فراوان مواجه است و از سال‌ها پیش موجی از نارضایتی در میان خانواده شهدا، ایثارگران و جانبازان به وجود آورد. یکی‌درمیان، پرونده خروج اموال از کشور و تخلف مدیران بنیاد شهید از سوی نمایندگان مجلس رسانه‌ای شد و کار به جایی رسید که ٩٠ نماینده خواستار تحقیق‌وتفحص از بنیاد شهید شدند، حالا بیش از دو سال از آن تاریخ گذشته و پرونده تفحص از بنیاد در پیچ کمیسیون اجتماعی مجلس گرفتار شده است.

شرق نوشته:اصرار بر حضور زریبافان در این جلسه‌ها در شرایطی اتفاق افتاده است که پس از تلاش مجلس برای اجرای تفحص، زریبافان روی خوشی به مجلسی‌ها نشان نداد و حتی در یک برنامه زنده تلویزیونی اتهام‌هایی را علیه برخی نمایندگان مجلس مطرح کرد؛ اتهام‌هایی که پای زریبافان را زودتر از ماجرای بنیادشهید، به دادگاه باز کرد و درنهایت به ارائه حکمی علیه او منجر شد.

یک بار دیگر فرهنگ

علیرضا خانی در سرمقاله روزنامه اطلاعات با اشاره به تشکیل پانزده میلیون پرونده در یک سال در دستگاه قضاییه آن را خبر غریبی خوانده و نوشته : ۱۵ میلیون پرونده در یک سال وارد دستگاه قضا شده است پس حداقل ۳۰ میلیون نفر درگیر آن شده‌اند و چنانچه بدانیم جمعیت ۱۸ ساله به بالای کشور در حدود ۵۵ میلیون نفر است، این نتیجه حاصل می‌شود که در سال گذشته بیش از نیمی از جمعیت بالغ کشور درگیر پرونده قضایی بوده‌اند یعنی یا شاکی بوده‌اند یا متهم.

به نوشته این مقاله: در نگاه نخست می‌توان شرایط بد اقتصادی اعم از رکود و تحریم و بیکاری را در افزایش جرائم نقش آفرین دانست که البته همین طور است.وقتی ماهانه ۵۵۰ هزار قطعه چک برگشت می‌خورد که معادل ۵ر۱۳ درصد کل چک‌های صادر شده است، نمی‌توان عامل اقتصادی را در افزایش پرونده‌های قضایی بی‌تأثیر انگاشت. اما همه عوامل را نمی توان جمع در شرایط اقتصادی کرد.

سردبیر اطلاعات تاکید کرده:قتل، جرایم اخلاقی، اختلاس، دست‌اندازی به بیت‌المال در انواع و صور متعدد آن از زمین‌خواری تا جنگل‌سوزی و دکل‌ربایی و قاچاق کالا و رشوه‌گیری و رشوه‌دهی و آدم‌ربایی و ضرب و جرح و تجاوز به حریم خصوصی و عمومی و حقوق یکدیگر و تخریب اموال و زیرمیزی و مریض فروشی و تهدید و تجاوز و خیانت و طلاق و هزار و یک شکل دیگر از تخلفات و جرایم و بزهکاری‌ها و ناهنجاری‌ها را نمی‌توان یکسره و علی‌الاطلاق پدیده‌هایی ناشی از اقتصاد قلمداد کرد. اقتصاد می‌تواند در انواع جرایم نقش‌آفرین و صاحب سهام باشد اما همه جرائم در شمارگان مرتکبانش، الزاماً عامل اقتصادی ندارد، بلکه در بسیاری موارد به حوزه «فرهنگ» مربوطند.

چه کسی بود صدا زد دکل!؟

حق نشر عکس na
Image caption عکس و تیتر صفحه طنز بی قانون

پیمان مقدم در ستون طنز روزنامه ایران باز هم از گفتگوی خود با عموی دلواپس نوشته است، آن جا که عموجان دلواپس ما پیچ محکمی به گوش مان داده و فرمودند: «خجالت هم خوب چیزی است. مگر دکل نفتی نان خامه‌ای است که کسی دولپی قورتش بدهد؟ مگر دکل نفتی مهره و ماسوره است که همینجوری الکی گم شود؟ اعتدال زده اید به همه چیز و حالا برای رد گم کنی این حرف‌ها را مطرح می‌کنید تا اذهان عمومی را از شاهکارهای خودتان منحرف کنید؟»

طنزنویس جواب داده: عموجان به اعصاب تان مسلط باشید. می‌دانیم که مطرح شدن این قضایا و بازداشت یکی پس از دیگری دوستان تان در دولت قبل تلخ است اما خب چاره چیست؟ حقیقت همین است که هست. حالا اینکه چرا دولتی که هاله نور بالای سرش بود و فهرستی از مفسدین را همیشه در جیب کاپشن داشت، به این وضعیت رسیده را شما و دوستان تان باید پاسخ دهید. ما که در 8 سال قبل گوشه‌ای ماست مان را می‌خوردیم.

اما به نوشته ستون طنز روزنامه ایران: عموجان آن یکی گوش مان را هم گرفتند و فریاد زدند: «کدام دکل؟ چه ماستی؟ چه کشکی؟ همچین می‌گویید دکل انگار هر روز صبحانه تان را روی عرشه یک دکل نفتی می‌خورید. اصلاً شماها تا به حال یک دکل نفتی را از نزدیک دیده اید؟ الان یعنی این دکل نفتی پیدا می‌شد همه مشکلات مملکت حل بود؟ سفره‌های مردم رونق داشت؟ یارانه سر وقت توی حساب بود؟ تا حالا لولوی تحریم را مقصر ناکارآمدی‌ها و کم کاری‌های تان جا زده بودید، از این به بعد هم لابد زندگی مردم لنگ یک دکل خیالی است. واقعاً من از شما سؤال می‌کنم عیدی امین دیوانه، زمامدار اسبق اوگاندا هم اینجوری کشورش را اداره می‌کرد.»

مصاحبه با دکل

پوریا عالمی هم در ستون طنز شرق مصاحبه ای با یک دکل انجام داده و از وی پرسیده کی شما را دزدیده.

دکل: من دزدیده نشدم. من گم شدم. درواقع من را ربودند. من وقتی بچه بودم داشتم با بچه‌دکل‌های دیگر بازی می‌کردم که یکی آمد و من را دزدید و فروخت به گروه‌هایی که کودکان خیابانی را مدیریت می‌کنند. آنها من را معتاد کردند و مجبورم کردند که در خیابان گدایی کنم.

آچارکشی: یعنی اصلا گم‌وگورشدن شما ربطی به کسی ندارد؟

دکل: بله. صددرصد. آنهایی که در ذهن شماست وقتی فهمیدند من گم شده‌ام، همه‌جا دنبال من گشتند و کلی هم گریه کردند و گفتند دکل مردم گم شد فردا جواب مردم را چه بدهیم؟

آچارکشی: شما به کسی مظنون نیستی؟

دکل: چرا من به شما و همه رسانه‌ها و مطبوعات از جمله روزنامه «شرق» مظنونم. شما در هشت سال گذشته کاری کردید که من گم بمانم و آگهی گمشده من را چاپ نکردید. از کجا معلوم خود تو من را ندزدیده باشی؟ هان؟

فرودگاه هم فروخته شد

حق نشر عکس na
Image caption کارتون محسن ظریفیان، قانون

آیدین سیار سریع در سرمقاله صفحه طنز بی قانون نوشته: احمدی نژاد خودش نیست ولی آثارش هست. اتفاقا آثارش از خودش بامزه‌تر است. جدای از دکل مفقوده که در چند روز گذشته شگفتی ساز شد دو اثر دیگر محمودی نیز در چند روز گذشته کشف شده که یکی همان است که مدیرعامل سابق منطقه آزاد قشم گفت کل باند فرودگاه و برج مراقبت آن فروخته شده است.

طنزنویس بی قانون از قول خ.پ یکی از خریداران فرودگاه نوشته «پروژه شهرک سازی روی باند هم اکنون با موفقیت به اتمام رسیده، فقط الان یه کم بال هواپیما می‌گیره به ساختمون‌ها که مشکل خاصی نیست.» وی در ادامه افزود: «ما مدعی غش در معامله هستیم. موقع فروش به ما گفتند موضوع معامله یک باند است با برج مراقبت. ما هم خیال کردیم این برج مراقبت واقعا برج است دیگر، واحدها را می فروشیم و بالا را هم رستوران گردون می‌زنیم. ولی متاسفانه وقتی وارد آن شدیم دیدیم یک سری افراد به زبان انگلیسی چیزهایی می‌گویند و فضای آن هم به گونه‌ای است که یک ۱۵۰ متری هم ازش در نمیاد!»

این مفسد گرامی در پاسخ به این سوال که الان با برج مراقبت چه کار کرده‌اید گفت: «اونجا رو موسسه آموزش زبان انگلیسی کردیم». وی همچنین به این سوال که «پس الان هواپیما چه جوری میشینه؟» پاسخ داد که: «با دعای خیر مردم و نذر مسافران هواپیما».

مطالب مرتبط