روزنامه‌های تهران، در انتظار دود سفید از فراز وین

روزنامه‌های امروز یکشنبه ۱۴ تیر در سی و ششمین سالگرد صدور فرمان مسدود کردن دارایی‌های ایران توسط رییس جمهور دموکرات جیمی کارتر از امیدواری بسیار درباره نزدیک بودن توافق هسته‌ای نوشته و حمایت رییس ستاد نیروهای مسلح را از دولت روحانی مهم دیده‌اند.

در انتظار پایان اضطرار

حق نشر عکس na
Image caption تیتر و عکس صفحه اول ابتکار

مازیار خسروی در سرمقاله شرق نوشته: اکنون بخش‌های پایانی سریال دنباله‌دار - و گاه خسته‌کننده- هسته‌ای در وین در حال تدوین است. سناریو نوشته شده، بازیگران تمرین‌های پایانی را انجام داده‌اند و چانه‌زنی برای افزودن یا کاستن این یا آن دیالوگ ادامه دارد. فقط مانده پلان آخر: صدا، دوربین، حرکت...

به نوشته این مقاله: فردای توافق، روز همان روز و شب همان شب است، روزگار اما روزگار دیگری است. مخالفان - البته برای مدتی - کوبیدن بر طبل مخالفت را ادامه خواهند داد. مدتی بعد اما چیزی که اکنون با هیاهوی بسیار از آن سخن می‌گویند، مسئله‌ای مربوط به گذشته خواهد بود، زندگی سیاسی اما ادامه دارد و آنان نیز چون همگان باید بنشینند و برای گذرانش به فکر سودایی تازه باشند. در این سوی میدان نیز ماجرا، از نظر کلی توفیر چندانی ندارد؛ هیجان جشن و شادمانی که تمام شود، زندگی سیاسی تازه آغاز می‌شود.

در پایان مقاله شرق آمده: امروز، سالگرد روزی است که در آن جیمی کارتر، رئیس‌جمهوری وقت آمریکا، دستور مسدودکردن دارایی‌های ایران را صادر کرد. ٣٦ سال بعد شاید «وضعیت اضطراری» تمام شود و سیاست‌ورزی عادی آغاز شود. و این تازه آغاز ماجراست...

چالش اصلی باقی است

کیهان که امروز مقاله ای علیه مذاکرات و آمریکا ندارد در گزارش اصلی خود با عنوان بزرگ «روزهای پایانی یا تمدیدهای بی پایان» نوشته: در حالی که آخرین دور مذاکرات ایران و ۵ +۱ در حال انجام است، نشانه‌ها حکایت از آن دارد که دو طرف سعی دارند دست خالی از وین بازنگردند. مذاکرات هسته‌ای ایران و غرب را می‌توان یکی از طولانی‌ترین مذاکرات طول تاریخ دیپلماسی دانست که بیش از ۱۲ سال عمر داشته و در این مدت فراز و نشیب‌های بسیاری را طی کرده است.

به نوشته این روزنامه تندرو: اگر چه دو طرف بارها و بارها اعلام کرده‌اند تمدید مذاکرات برایشان جذابیتی ندارد و درپی آن نیستند اما دشواری و پیچیدگی مذاکرات باعث شده است عملاً راهی جز تمدید باقی نماند. مهلت یک هفته‌ای که از نهم تیر آغاز شده بود اینک رو به پایان است و هیچ بعید نیست یک بار دیگر نیز این وقت اضافه، تمدید شود.

و خلاصه کیهان معتقد است: واقعیت آن است که آمریکایی‌ها حاضر به توافقی عادلانه و شرافتمندانه نیستند و ایران نیز خطوط قرمز خود را در مذاکرات دارد و بارها اعلام کرده است این خطوط قابل عبور نیستند. اگرچه برخی منابع دیپلماتیک می‌گویند بیش از ۹۰ درصد توافق انجام شده است اما نباید فراموش کرد چالش اصلی میان دو طرف بر سر همین درصدهای به ظاهر اندکی است که بارها و بارها مذاکرات را به تمدید کشانده است.

حال و هوای مساعد وین

فریدون مجلسی در سرمقاله ایران روزنامه دولت نوشته: اکنون که کشورهای قدرتمند و تأثیرگذار دنیا در قالب کشورهای ۵+۱قرار را بر این گذاشته‌اند تا با ایران بر سر برنامه هسته‌ای و چگونگی لغو تحریم‌های اقتصادی وضع شده توافق کنند، لازم است تا زمینه این تفاهم از سوی آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای مهیا شود. از قراین پیداست که طرف مذاکره قصد ندارد نگاه خود را به گذشته معطوف کند و همچنان به موضوعاتی درباره پارچین و نطنز بپردازد بلکه همه نگاه‌ها معطوف آینده است.

نویسنده با اشاره به گزارش مثبت آژانس نوشته: اما واقعیت این است که رشته تصمیم‌گیری نهایی درباره برنامه هسته‌ای ایران در مذاکره ظریف با شش همتای او رقم می‌خورد و نباید نقش آژانس را معادل وزن شش قدرت دیگر تصور کرد. این که آمانو در سفر اخیر تأکید می کند که «راه زیادی باقی مانده است» ناظر به همین واقعیت است که او صلاحیت تصمیم گیری درباره توافق ۵+۱با ایران را ندارد، بنابراین ترجیح می دهد جای بازی در این زمینه را باقی بگذارد.

خلاصه مقاله ایران این که: واقع امر این است که با محاسبات و منطق دنیای دیپلماسی باید توافق نهایی را موضوعی در دسترس بدانیم. زیرا در شرایط کنونی تنها راه باقی مانده توافق است. راه دیگر تنش است که امروز منطقه خاورمیانه از آن لبریز شده است. در شرایطی که داعش و القاعده و طالبان، همچنان در عراق، سوریه، افغانستان و دیگر کشورهای منطقه جولان می دهند شش قدرت جهانی در وین باید اصرار داشته باشند و تلاش کنند که به چنین توافقی دست پیدا کنند تا در این غوغای بحرانی خاورمیانه از مسیر تفاهم با ایران بتوانند روی رسیدن خاورمیانه به آرامش حساب کنند.

یوکیا آمانو، مدیر کل آژانس بین المللی انرژی اتمی که از روز نخست مذاکرات هسته ای در وین، به هتل کوبورگ آمد و شد داشت و هرگز حاضر نشده بود در جمع خبرنگاران حاضر شود روز گذشته به میان خبرنگاران آمد و از سفرش به تهران سخن گفت. آمانو در سخنانی که به اعتقاد برخی از تحلیلگران، مذاکرات هسته ای را چند قدم به سمت توافق نهایی نزدیک کرد، گفت که آژانس گزارش خود درباره حل ابعاد نظامی احتمالی برنامه هسته ای ایران را در پایان سال جاری میلادی منتشر خواهد کرد.

به نوشته این روزنامه نگار: این نخستین بار است که یوکیا آمانو در خصوص انتشار گزارش آژانس درباره حل موضوع ابعاد احتمالی نظامی، تاریخی معین را اعلام می کند. موضوع ابعاد احتمالی نظامی برنامه هسته ای ایران موضوعی است که سال ها است روابط ایران و آژانش را خدشه دار کرده است و برخی بر این عقیده اند که این موضوع دلیل اصلی و دستاویز اصلی تمامی قطعنامه‌های تحریمی علیه ایران است.

آغاز راه تازه برای توافق

مریم قربانی فر فرستاده قانون به وین در مقاله ای در این روزنامه نوشته: ظریف،عراقچی،نهاوندیان،فریدون،افخم،صالحی و بعیدی نژاد همگی در وین جمع شده اند. هیات دولت دوم ایران گویا این روزها در وین تشکیل جلسه می دهد و قلب بسیاری از مردم نیزدرکنار قلب یاران هسته ای ایران دروین می تپد. شوالیه‌های میزگرد درقلب موسیقی اروپا جمع شده اند تاشاید این بار مهم ترین قراردادتاریخی نیمه اول قرن بیست و یک نوشته شود.

تیک تاک ساعت، نقش ضربان قلب را درمذاکرات دارد ودر حالی که پنج روز پیش روزشمار یک بارصفر شده است حال شمارش معکوس برای پایان تمدیدیک هفته ای مذاکرات نیزآغازشده است.اکنون وین آبستن تولد قراردادی است که بسیاری برای ثبات جهانی به مولود آن چشم دوخته اند.چشم هایی دوخته شده به هشت رهبردیپلماسی جهان نوین، تابالاخره نقطه پایانی بریکی از طولانی ترین مناقشه‌های قرن بیست ویک بگذارند.

به نوشته قانون: آنچه باعنوان «برنامه جامع اقدام مشترک» از آن نام می برند قرار است همان توافقی باشد که ازپی سال‌ها مناقشه وماه‌ها مذاکره قراراست برای ۱۵ سال آینده طرفین چنان دفترچه راهنما عمل کند. قراردادی با ۵ سرفصل مشخص وجداگانه. مهم ترین بخش‌های این توافق ضمیمه‌های پنج گانه آن است که شامل: گام‌های هسته‌ای جمهوری اسلامی، تحریم‌ها، همکاری‌های صلح‌آمیزهسته‌ای، کمیسیون مشترک ایران و برنامه اجرایی وعملیات مربوط به توافق می شود.

پایان خوش هسته‌ای

حق نشر عکس na
Image caption کارتون کیوان زرگری، شهروند

جاوید قربان‌اوغلی در مقاله ای در شرق نوشته: در تاریخ معاصر ایران کارزارهای دیپلماتیکی، مانند مذاکرات قوام‌السلطنه با استالین و دفع شر فرقه دموکرات از بخش مهمی از کشور، دفاع قهرمانانه دکتر محمد مصدق در دیوان داوری بین‌المللی و استیفای حقوق ملت در حاکمیت بر منابع نفت، در مقابل بریتانیای کبیر و مذاکرات سرنوشت‌ساز دکتر ولایتی و تیم همراه او (ازجمله دکتر ظریف) پس از پذیرش قطع‌نامه ٥٩٨، از برگ‌های زرین تاریخ کشورمان است که باید در کتب درسی به فرزندان این کشور آموخت تا قدر مردان بزرگ این سرزمین کهن را بدانند.

به نوشته این مدیرکل پیشین وزارت خارجه: بی هیچ مبالغه‌ای، می‌توان پرونده هسته‌ای کشور را در زمره همین موارد برشمرد. پرونده‌ای که به تصدیق قدرت‌های بزرگ جهان، مهم‌ترین چالش آن در عرصه بین‌المللی است؛ تا جایی که وزیر خارجه قدرتمندترین کشور جهان با پای شکسته و عصای زیر بغل برای حل‌وفصل آن برای مدتی طولانی در خارج از سرزمین ملی خود خیمه زده است و با وزیر خارجه کشورمان مذاکره می‌کند.

احمدی‌نژاد آژانس زد

پوریا عالمی در ستون طنز شرق بخشی از خاطرات روز هجده مرداد ۸۴ حسن روحانی را نقل کرده که در آن زمان در مقام دبیر شورای عالی امنیت ملی بوده و قرار بود در آژانس، جلسه اضطراری شورای حکام تشکیل شود؛ آقای احمدی‌نژاد دو روز قبل از آن به من زنگ زدند و خواستند ملاقاتی با هم داشته باشیم بنابراین به ریاست‌جمهوری رفتم. آقای احمدی‌نژاد گفت: هزینه‌های آژانس انرژی اتمی در سال چقدر است؟ گفتم نمی‌دانم. مثلا چندصد ‌میلیون دلار.

رییس جمهور فعلی نوشته: گفتند شما همین حالا به البرادعی زنگ بزنید و بگویید ما کل مخارج آژانس را پرداخت می‌کنیم. گفتم اولا آژانس نمی‌تواند بپذیرد، چون برای مخارج آژانس و بودجه آن، مقرراتی وجود دارد و ثانیا ما چنین اختیاری نداریم، چون اگر بخواهیم به ‌جایی کمک بلاعوض کنیم، مجلس باید تصویب کند. آقای احمدی‌نژاد گفتند: من به شما می‌گویم، شما چه‌کار دارید؟

طنزنویس شرق در پایان نوشته: ایده‌های آقای احمدی‌نژاد به نظر ما ایده‌های کاملی بود که متأسفانه با اینکه هشت‌سال همه امکانات و بودجه کاملا بدون نظارت دستش بود، کسی قدرش را ندانست و درکل به نظر ما احمدی‌نژاد حیف شد. شما به ‌سادگی پاسخ احمدی‌نژاد برای حل مشکل آژانس انرژی اتمی را نگاه کنید. بغضتان نمی‌گیرد؟ گویی وسط بیابون، اتوبوس خراب شده باشد و کودکی خردسال به راننده بگوید خب یه ماشین دیگه بخر و سریع ما‌رو برسون. قربون دل ساده و پاکش برم که حیف شد.

اقتصاد مقاومتی بود

فیروز نعیم محبوبی در سرمقاله ابتکار با اشاره به تاکید رهبر و مقامات کشور به استقرار اقتصاد مقاومتی مدعی شده که اقتصاد ایران در همه این سالها نوعی مقاومتی بوده است و برای اثبات این نظر مثال آورده که در دوران دولت احمدی نژٓاد اثبات شد که صرف ابراز وفاداری در کنار منابع مالیِ پایان‌ناپذیر، درمان هیچ دردی که نیست هیچ، خود می‌تواند به درد بی‌درمانی بدل شود که فساد بی‌سابقه در سراسر خاورمیانه و رکود تورمی بی‌سابقه در جهان (مگر به استثنای زیمباوه)، فقط یکی از اجزا و پیامدهای آن است.

به نوشته این مقاله روند اخیر قیمت‌های جهانی نفت خام و چشم‌انداز تیره است. چنان که از حدود سال ۷۹ به این سو، آخرین و طولانی‌‌ترین دوران رونق نفتی یک‌صد ساله اخیر جهان، کار را برای بسیاری از دولتمردان ایرانی و سایر کشورهای نفت‌خیز به آن‌جا کشانده بود که غالبا تصور می‌کردند این ضیافت بزرگ را پایانی نخواهد بود و جهان، به‌ویژه جهان صنعتی باید برای همیشه با قیمت‌های ارزان نفت خداحافظی کرده است.

و سرانجام مقاله ابتکار این که: در سال ۹۴ کشور باید با درآمد نفتی معادل یک‌چهارم تا یک‌پنجم عملکرد سال ۹۰ خو کند. در این شرایط یعنی آن تجربه و این واقعیت، تصویر و تصور از اقتصاد مقاومتی نیز آشکارا از مفهوم سنتی «خودکفایی کامل» به «وابستگی متقابل» تغییر یافته است. مطابق این مفهوم مدرن، ما دیگر نمی‌خواهیم و نمی‌توانیم به الگوی کره شمالی برای مقابله با دشمنان‌مان برگردیم؛ بلکه راز مقابله با تهدیدهای اقتصادی ـ امنیتیِ بین‌المللی آن است که با ایجاد وابستگی متقابل، هزینه تحریم‌ها را برای دشمنان خارجی سنگین و «غیراقتصادی» کنیم..

بلاتر هم از خودمان است!

مصطفی عابدی در سرمقاله شهروند به نشان دادن شرایط سب بلاتر رییس فدراسیون جهانی فوتبال پرداخته که پس از افشای فساد گسترده در دوران مدیریت او با شدت از خود دفاع کرده و با تاکید بر این که پاکدست است و در فسادی شرکت نداشته مخالفان خود را به نفهمی و سادگی متهم کرده است.

نویسنده با این مقدمه افزوده: متاسفانه در بسیاری از مدیران داخل ایران هم ابتدا می‌گویند فساد چیه؟ همه چیز سالم است و نظارت کامل داریم. وقتی که فساد کشف شود، می‌گویند، ما که فساد نکردیم، هر کس فاسد بود، او را محکوم و مجازات کنند. نه‌تنها طلبکار می‌شوند بلکه ادعا می‌کنند که قصد منتقدان تخریب شخصیت آنان است. در حالی که اینها دو مسأله جداگانه است. فاسد بودن یک مدیر، یک مسأله است که مسئولیت کیفری دارد و باید محاکمه و مجازات شود. ولی بی‌اطلاع بودن یک مدیر از کارکنان و معاونان تحت امرش و نظارت کافی نداشتن بر آنان، به‌طوری که آنان فساد کرده‌اند، موضوع دیگری است که حتی اگر مسئولیت کیفری و حقوقی نداشته باشد، مسئولیت اداری و سیاسی دارد.

به نوشته شهروند: مشکل منطق بلاتر این است که مثل دست‌اندرکاران ایرانی است، هرگاه پیروز شوند و موفقیتی پیدا کنند، به صورت جمعی خود را پدر و مادر پیروزی معرفی می‌کنند و در همه موفقیت‌ها شریک و حاضر هستند، ولی خدا نکند که شکست را تجربه کنند که در شکست‌ها غیب می‌شوند، و دریغ از اینکه حتی نقش نامادری را بازی کنند. این رفتار ما را به یاد استدلال دانش‌آموزان ایرانی می‌اندازد که وقتی می‌پرسیم نمره‌ات چند شد، اگر ٢٠ و ١٩ شده باشد، می‌گویند مثلاً ٢٠ شدم. و اگر ١٠ و ١٢ شده باشد، می‌گویند معلم ١٠ داد!

امروز روز قلم است

حق نشر عکس na
Image caption کارتون علی رومانی، شرق

جواد مجابی در مقاله ای در اعتماد با اشاره به این که بیشتر از ١٠ سال است كه چهاردهمین روز تیر، روز قلم است نوشته: اما در این سال‌‌ها، هیچ تغییری ندیده‌ام و نام‌گذاری این روز، یك نام‌گذاری خشك و خالی بوده و مساله‌ای تشریفاتی و بی‌فایده. در هشت سالی كه گذشت، همه دیدیم كه حتی با وجود چنین روزی، چه بر سر دنیای ادبیات آمد. دیدیم كه نویسندگان خانه‌نشین شدند و كتاب‌ها در ارشاد ماندند و جوانان با دیدن تمام اینها از پیش‌روی و نوشتن، ناامید شدند.

این نویسنده و شاعر و منقد در مقاله خود افزوده: درست است كه در این روزها، اوضاع كمی بهتر شده و فضای بازتری این امید را می‌دهد كه می‌شود نوشت و كار كرد، اما ادبیات به كمی اوضاع بهتر نیاز ندارد و نیازمند روزها و مدیریتی كامل و درست است؛ مدیریتی كه به معنای واقعی كلمه باید دلسوز باشد و بداند روزی به نام قلم تا زمانی كه به معنای واقعی به اهالی‌اش ارج نهاده نشود، بی‌فایده و مناسبتی است.

مقاله شرق به این جا رسیده که: اهالی دنیای ادبیات به آزادی بیان، آزادی قلم احتیاج دارند. آنها احتیاج دارند كه به جای بن‌ها و كارت‌های هدیه چندصدهزارتومانی، بیمه كارآمد و مفیدی داشته باشند. كانون نویسندگان باید دوباره راه بیفتد تا نویسندگان از هر نسلی را دور هم جمع كند و آنها را در جریان هم قرار دهند.

پرورش قزل آلا در قبرستان

حق نشر عکس na
Image caption یونان و اتحادیه اروپا کارتون فیروزه مظفری،اعتماد

آیدین سیار سریع در سرمقاله صفحه بی قانون روزنامه قانون نوشته: من نمی‌دانم چرا اینقدر امید به زندگی در کشور ما بالاست. طرف نود و پنج سالشه، بیست و پنج بار سکته کرده، پنج بار مار افعی موکتی نیشش زده، سه بار هم طناب بانجی جامپینگ پاره شده با مغز خورده زمین با پررویی میگه من می‌خوام عروسی نتیجه‌ام رو ببینم! خب چه می‌خواهید از جان این زندگی؟ این همه مشکلات در کشور داریم. این همه بلای طبیعی، آتش سوزی، جاده‌های ناامن، اتومبیل‌های غیراستاندارد ... چرا اینقدر مقاومت می‌کنید؟ خوب نیست به خدا.

به نوشته این طنزنویس: در هر کشوری اگر نصف این مسائل بود تا الان خالی از سکنه شده بود. حالا من چرا دارم خودم را می‌کشم؟ علت دارد. ایسنا گزارش داده که کار و کاسبی آمبولانس‌های خصوصی این روزها به حدی کساد شده که این آمبولانس‌ها به جای حمل بیمار یا جسد، مسافرکشی می‌کنند. همین را می‌خواستید؟ آمبولانس دارد مسافرکشی می‌کند. فردا بیمارستان‌های خصوصی هم تخت‌هایشان را اجاره می‌دهند و قبرستان‌ها هم کم کم آن چاله‌ها را آب می‌بندند و قزل آلا پرورش می‌دهند.

در ادامه طنز بی قانون آمده: البته مردم هم تقصیری ندارند. واقعا الان هزینه‌های بیمار شدن و به خصوص مردن بالاست. در شرایطی که این روزها آدم برای لوس کردن خودش جرات نمی‌کند حتی یک ویروس سرماخوردگی ساده بگیرد این که به مردم بگوییم به موقعش بمیرند هم واقعا انتظار نا بجایی است. طرف بمیرد شما هزینه سوم و هفتم و چهلمش را می‌دهید؟ ما می‌دهیم؟ هیچکس نمی‌دهد.

مطالب مرتبط