روزنامه‌های تهران: حالا موقع پرداختن به مسایل داخلی است

روزنامه‌های امروز صبح یکشنبه چهارم مرداد در گزارش‌های خود به دو موضوع داخلی سیل شمالی و قتل پزشک اردبیلی پرداخته و در مقالات خود همچنان مسایل پیرامون توافق هسته ای را دنبال کرده اند.

هشدار تلخ سیل اخیر

حق نشر عکس na
Image caption تیتر و عکس نسیم اعتمادی، شهروند

قاسم تقی‌زاده‌خامسی در مقاله ای در شرق نوشته: ٢٠ سال پیش کارشناسان «جایکا»، که یک سازمان مطالعاتی ژاپنی است و زلزله را در جهان بررسی می‌کند، برای مطالعه مقاومت تهران در برابر زلزله به ایران آمدند و سرپرست این گروه هرچه به نتایج نزدیک‌تر می‌شد، هیجان بیشتری از خود بروز می‌داد. تا آنجا که گفت دیگر از ترس شب‌ها خوابم نمی‌برد و ضعف تهران در مقابل زلزله مرا آزار می‌دهد و واقعا دلم می‌سوزد!

معاون پیشین شهرداری تهران سپس نوشته: اگر زلزله خطرست سیل تهدید بزرگ دیگری است که تهران باید برای آن آمادگی داشته باشد. سیل و توفان با پیشرفت تکنولوژی و دانش دیگر حوادث غیرمترقبه نیستند. سد کرج، که تأمین‌کننده ٣٠ درصد آب شرب تهران است، تا سال ١٣٨٠ گرفتار فاضلاب و ساخت ویلاهای دولتی و خصوصی در اطراف خود بود. وزارت نیرو دولت اصلاحات همت کرد و با ایستادگی، همه آنها را پاک‌سازی و با دیوار‌کشی اطراف سد، آب شرب شهروندان تهرانی را در محدوده دریاچه سد از آلودگی مصون کرد. اما در مسیر رودخانه‌های کرج و لتیان صدها ویلا، تفرجگاه و اخیرا هتل! در بستر و حریم احداث شده است و روزی نیست كه بنای جدیدی در این مسیر درحال ساخت نباشد

به نوشته مقاله شرق: روزانه صدها لیتر فاضلاب از همین ساخت‌و‌سازها به رودخانه‌هایی سرازیر می‌شود که آب شرب شهروندان تهرانی را تأمین می‌کنند که حتی در کشورهای هم‌سطح ایران در جهان نیز به‌سادگی از آن نمی‌گذرند، چراکه پای سلامت انسان در میان است.

الناز محمدی در گزارش اصلی شهروند نوشته: آنها هفت نفر بودند؛ هفت رفیق محله سی متری جی، ١٦ متری امیری. یکشنبه بود؛ ٢٨ تیر، ساعت ٦ عصر، یک روز بعد عید فطر. با خودشان قرار گذاشتند که بروند کنار رودخانه کن و سولقان، تنی به آب بزنند. دو نفر زودتر برگشتند و «محمد» و «منصور» و «رامین» و «فرزان» و «حسین» کنار رودخانه ماندند. حالا از آن پنج نفر، یک نفر مانده؛ «حسین». پسر ٢٥ ساله‌ای که حالا شب و روزش را با یک تصویر می‌گذراند؛ آن سه ساعتی که بالای یک درخت گیر کرد و رفیق‌هایش را دید که فریاد می‌زنند و آب دست‌هایشان را از دست او جدا کرد.

به نوشته این گزارشگر: محله ١٦ متری امیری، یک هفته است که سیاه‌پوش است. حالا هم او در آفتاب تند و تیز تهران، روبه‌روی خانه «محمد» که یک هفته است که نیست، نشسته و اشک صورتش را رها نمی‌کند؛ پاهایش را در پیاده‌رو دراز کرده و دستهایش را به سرش گرفته. او به خیابانی نگاه می‌کند که سرتاسر عزادار است. به قیافه‌های مغموم هم‌محله‌ای‌ها و مغازه‌هایی که چند روزی است دکور پشت شیشه‌هایشان، عکس اعلامیه رفقایش شده.

یزدان مرادیان هم در گزارشی در اعتماد از اعتراض مردم داغدار به آمار كشته‌شدگان و موضع‌گیری‌های مسوولان خبر داده و از قول برادر یکی از قربانیان نوشته «جایی كه این اتفاق افتاد، یك بزرگراه در حال احداث است كه برای ساخت آن یك آب بند زده‌اند. روز حادثه این آب بند شكسته و آن حجم آب سرازیر شد. من خودم از مسوول آن پروژه شنیدم كه می‌گفت گروهی از كارگران چینی پروژه زیر گل مدفون شده‌اند. ارتفاع آب رودخانه كن تا سر زانوها هم نمی‌رسد. مگر می‌شود یكهو موجی ٧-٨ متری بیاید؟ كلی آدم مرده‌اند. فقط در محله ما چهار نفر كشته شدند.»

به نوشته این گزارشگر مادر یکی ازقربانیان، یكی از كسانی را كه در تلویزیون گفت این حادثه در سطح یك شهرستان بود، نفرین كرده است. او دستانش را بالا آورد، محله را نشان داد، آْهنگی كشدار به كلمه «یك» داد و گفت: «این سیل، یك محله را عزادار كرد، چرا اخطار ندادند؟ چرا آمارها را درست اعلام نمی‌كنند؟ چرا داغ دل‌مان را تازه می‌كنند؟»

نشو عزیز

آیدین سیار سریع در صفحه طنز بی قانون نوشته:این که می‌گویند ملت ما ملت صبوری هستند واقعا درست است. در همین مسئله اشتغال مردم خیلی صبوری کردند ولی وقتی دیدند دولت‌ها در زمینه اشتغال اساسا نازا هستند مجبور شدند خودشان دست به کار شوند و اشتغالزایی کنند. به طوری که هر روز اخبار جدیدی از خلق مشاغل جدید رسیده شغلی به نام «همراه بیمار».

این طنز نویس گزارش داده: روی تخت بیمارستان دراز کشیده بودم که یک مرد کچل با ابروهای کلفت از لای در سرش را آورد تو و گفت: تنهایی؟ گیج و واج به این طرف و آن طرف نگاه کردم و گفتم: یعنی چی؟ گفت: همراه داری؟ گفتم: نه. همراه ندارم. لبخند شومی زد و آمد کنار تخت نشست و گفت: آخه چرا؟ گفتم: ندارم دیگه.گفت: اگه یه موقع بخیه‌هات پاره شدن چی؟ کیه به داد تو برسه؟ گفتم: من اصلا بخیه نزدم! گفت: تا این بخیه‌ها جوش بخورن میدونی چقدر طول می‌کشه؟ این بار بلندتر گفتم: آقاجان من بخیه ندارم! ول کن دیگه.

طنزنویس بی قانون ادامه داده: باشه بابا. منم بخیه ندارم. باید داد بزنم؟ گفتم: چی میخوای از جون من؟ گفت: یه شب می‌مونم پیشت. لگن زیرت می‌گیرم. باهات همدردی می‌کنم. فشار خون می‌گیرم. کتاب می‌خونم. دست نوازش روی سرت می‌کشم. ۱۰۰ هزار تومن.

بدون دست نوازش ۹۰ تومن. دارم ۵۰ تومن زیر قیمت بازار باهات حساب می‌کنم. بیا منو قبول کن، به جان بچه‌ام دیگه همراه با این قیمت هیچ جا گیرت نمیاد. در همین لحظه مرد دیگری با تیپ انتلکت وارد اتاق شد و گفت: بازخوانی فلسفه غرب، همراهی فکری با بیمار و تخلیه روانی از طریق فحش دادن به افراد مخالف فقط و فقط شبی ۶۸ هزار تومان. آقای همراه انتلکت نمی‌خوای؟

یک نکته ظریف

حق نشر عکس na
Image caption کارتون مهدی عزیزی، شهروند

عباس عبدی در مقاله هفتگی خود در اعتماد تاکید کرده که: رهبر هیچ كشوری در خلأ و انتزاع تصمیم نمی‌گیرد ولی در نهایت آثار كلان سیاسی در جامعه و حكومت را باید به تصمیم نهایی رهبری هر نظامی ارجاع داد. بی‌توجهی به این امر و عمده كردن نقش گروه مذاكره‌كننده یا عامدانه برای كم‌اهمیت جلوه دادن این وجه قضیه بود یا ناشی از بی‌اطلاعی و نداشتن تحلیل صحیح. اتفاقا این نحوه برخورد كه موضوعی فرعی را در برابر یك موضوع اصلی، عمده كنند، بیش از هر چیز به روند این گفت‌وگوها و تعامل لطمه خواهد زد و كسانی كه از این اتفاق خوشحال هستند، با دستان خود راه تداوم آن را می‌بندند.

به نظر نویسنده: نكته جالب اینكه جان كری هم متوجه اهمیت نقش اوباما در طرف خودش بود. به همین دلیل پس از توافق لوزان، نخستین جملاتی را كه ابراز كرد، تاكید بر نقش رهبری و تعیین‌كننده اوباما بود. برخی‌ها گمان كردند كه این جملات از تعارفات مرسوم اداری و سیاسی است، در حالی كه چنین نیست. اگر اوباما تغییر راهبردی نسبت به ایران نمی‌داد، هیچ وزیر خارجه‌ای در امریكا به تنهایی نمی‌توانست چنین گامی را برای توافق با ایران بردارد.

مقاله اعتماد یادآور شده که: اگر در این سوی ماجرا رهبری نظام تصمیم به این مذاكرات نگرفته بود، هیچ وزیر خارجه‌ای نمی‌توانست با امریكایی‌ها بنشیند و گفت‌وگو كند و از همه مهم‌تر اینكه هنگام گفت‌وگو خنده هم بر لبانش نقش بسته شود كه در این صورت او را در همان فرودگاه و هنگام بازگشت مورد مواخذه قرار می‌دادند. همچنان كه هنوز هم عده‌ای نتوانسته‌اند این مساله را هضم كنند. در گام بعدی نقش ریاست‌جمهوری است. نقش آقای ظریف و گروه ایشان در مرحله بعد قرار می‌گیرد.

رحیم عبادی در مقاله ای در شرق نوشته: ٢٣ تیرماه، روز توافق هسته‌ای، نه فقط نقطه‌عطفی در مناسبات ایران و قدرت‌های جهانی به‌ویژه آمریکاست، بلکه می‌تواند راه‌های نوینی در تعاملات بین‌الملل میان همه کشورها، به‌ویژه کشورهای مستقل با دولت‌های متخاصم، بگشاید. جهان امروز بیش از هر زمان نیازمند رویکردهای نوینی برای پایان‌دادن به روش‌های خشونت‌‌آمیز متعارف در قرون گذشته و اتخاذ روش‌هایی عقلانی، کم‌هزینه، پرمنفعت و پایدار است.

به نوشته این مقاله: اعتراف امروز دولتمردان آمریکا به انتخاب راه مذاکره و دیپلماسی در مقابل گزینه نظامی دلیل متقن انتخاب رویکردهای جدیدی است که جامعه جهانی به آن نیازمند است و...؛ اما این ‌همه ماجرا نیست. به‌نظر می‌رسد از آنچه فراتر از پیروزی هسته‌ای می‌توان یاد کرد، انتخاب رویکرد گفت‌وگو و تعامل به‌جای جنگ و خشونت و مذاکره جدی و بین‌الطرفینی برای حل مسائل اساسی و رسیدن به یک تفاهم مشترک بوده است.

این استاد دانشگاه در مقاله شرق نوشته: راز پنهان پیروزی هسته‌ای این است که راه‌حل اساسی مشکلات بنیادین جوامع در یک گفت‌وشنید مشترک و در یک دادوستد متقابل می‌تواند، پیدا شود؛ به‌نحوی که همه طرف‌های گفت‌وگو براساس احترام متقابل و منطق و خرد راه تفاهم را به‌جای گزینه‌های دیگر در پیش گیرند و این مهم‌ترین نیاز جوامع متلاطم در قرن بیست‌ویکم است.

محمد رهبری در مقاله ای در قانون به بررسی وضعیت کشور پساتحریم پرداخته و نوشته: ازمنظر اقتصادی،اگربخواهیم انتظارات بیجاونامعقول نسبت به بهبود وضعیت اقتصادی، نظیر افت شدید قیمت‌ها را درنظرنگیریم،انتظارات معقولی نیزپس از توافق شکل گرفته است که ازجمله آن ها بهبود وضعیت کسب وکار،سرمایه گذاری درحوزه‌های مهم واستراتژیک اقتصادی وبهبود زیرساخت‌های اقتصادی باتوجه به پول‌های آزادشده است.پس ازتوافق هسته‌ای، احتمالا باید شاهد افزایش درآمد دولت ازطریق فروش بیشتر نفت وکالاهای دیگر ورود پول‌های بلوکه شده باشیم. اقتصاددانان ازاین شرایط که درآمدهای دولت به این طریق افزایش پیدا می‌کند با عنوان «تکانه مثبت»یادمی کنند.

در بخشی از این مقاله آمده: تکانه مثبت اقتصادی، می‌تواندمنجربه حاشیه رفتن طبقه متوسط جامعه شود،چراکه در شرایط تکانه مثبت،دولت پول داردواحساس نیازکمتری به طبقات متوسط وبالای جامعه،که اصلاحات اجتماعی را رقم می‌زنند،پیدامی‌کند.این وضعیت درشرایطی که عموم اصلاح طلبان در جامعه انتظار گشایش سیاسی را دارند،می تواندبه وضعیت پیچیده ای منجر شود.خصوصا آنکه مخالفان رقبای دولت درعرصه سیاسی وکسانی که خواهان ناموفق بودن دولت هستند، درشرایط فعلی به واسطه امکاناتی که دراختیار دارند، فضا رابرای گشایش سیاسی احتمالا تنگ ترخواهند کرد تا بدنه اجتماعی دولت تقویت نشود و خلاصه این که به نظر نویسنده دولت گر بتواندپول‌هاو سرمایه‌های جدید رابه خوبی مدیریت کند، می تواند به یکی ازقهرمانان توسعه کشور تبدیل شود و اگر ازمدیریت این مسئله ناتوان باشد احتمالاشاهد افزایش درخواست‌های اجتماعی برای تغییر در میان مدت خواهدبود. ازسوی دیگرودرحوزه سیاسی نیز،حرکت بین خطوط اصلاح طلبان و مخالفان اصلاحات اجتماعی،برای حسن روحانی سخت تراز گذشته خواهد بود.

الهه كولایی در مقاله ای در اعتماد نوشته: مذاكرات هسته‌ای و نتیجه آن برای مردم اهمیت داشت تا حدی كه همین حالا هم می‌توان تاثیر آن را بر مسائل زندگی روزمره آنان دید. به طور كلی، این تصور كه رفع بسیاری از مشكلات اقتصادی مردم در ارتباط با مباحث هسته‌ای ایران است، باعث اهمیت این موضوع شده است.

به نظر نویسنده :بنابراین حالا می‌توان در كنار پرداختن به موضوع هسته‌ای و تاثیراتی كه این موضوع در سطح جهان برای ایران همراه دارد، به مسائل اقتصادی، نیازمندی‌های روزمره و ایجاد شرایط مناسب برای فضای كسب‌وكار و به طور كلی اشتغالزایی مردم دركشور توجه جدی نشان داد و برای آن برنامه‌ریزی مدون انجام داد؛ برنامه‌ریزی و شرایطی كه باید با تكیه بر منابع صنعتی، تولیدی و طبیعی كشور برای‌شان به بهترین شكل ممكن فراهم شود. به شكلی كه همه مردم بدون هیچ مشكلی بتوانند در یك سطح قابل قبولی از رفع نیازهای‌ طبیعی زندگی‌شان قرار بگیرند.

به نوشته مقاله اعتماد: باید در نظر داشت كه سیاست خارجی باید در خدمت سیاست داخلی پیش رود و هر تصمیمی كه برای پیشبرد اهداف دیپلماسی ایران گرفته می‌شود باید در مسیر توانمندی كشور ایران در سطح منطقه قرار گیرد و باعث ایجاد آرامش، صلح و صفای ایران در داخل و منطقه شود.

حسین انصاری‌راد در مقاله ای در شرق به موفقیت مذاکرات هسته ای اشاره کرده و نوشته: حالا دولت باید بتواند با مردم شفاف، صریح و عریان حرف بزند و آنها را در سیاست‌گذاری‌های خود سهیم و شریک کند به‌صورتی‌که مردم بتوانند به دولت اعتماد کنند.از دیگر مطالبات جدی مردم در حوزه داخلی می‌توان به برخی مسائل سیاسی اشاره کرد.

به نوشته این نماینده سابق مجلس: مردم اگرچه به‌درستی درک می‌کنند که در این زمینه همه اختیارات دست دولت نیست اما از دولت انتظار دارند به‌عنوان مجری قانون اساسی در زمینه مذاکره و هم‌اندیشی با دیگر قوا اهتمام لازم را داشته باشد تا مردم به این احساس برسند که دولت در زمینه انجام وظایفش جدی و پیگیر است. به‌علاوه در حوزه سیاست داخلی مهم‌ترین مسئله پیش‌رو، مسئله انتخابات مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان رهبری است. مطالبه مردم از دولت به‌عنوان مجری انتخابات، عمل بی‌قیدوشرط به قانون انتخابات است.

قتل پزشک اردبیلی

حق نشر عکس na
Image caption تیتر و عکس محمد کاظم پور، اعتماد

محمد فاضلی در مقاله ای در روزنامه ایران با اشاره به واکنش تند جامعه پزشکی کشور نسبت به قتل یک پزشک در اردبیل نوشته در دو سه روز اخیر فضای رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی هم به طور کم‌سابقه‌ای به تسخیر واقعه درآمده است. اولین تحقیقات قضایی و پلیسی حاکی از آن است که قتل اخیر به لحاظ انگیزشی ماهیت شخصی داشته و خارج از چارچوب رابطه پزشک و بیماران رخ داده است. قتل، رخدادی تلخ است و بروز آن برای هر انسانی با هر شغل و مشخصاتی، ناگوار و محکوم است، اما این امر مانع از آن نمی‌شود که برای تحلیلی جامعه‌شناختی از واکنش جامعه و بالاخص همکاران مقتول تلاش نکنیم.

به نوشته این جامعه شناس: یک واقعیت تلخ است که بسیاری از انسان‌ها به دلیل شغل‌شان به قتل می‌رسند. افسران پلیس در درگیری با مجرمان، نظامیان هنگام انجام وظیفه در درگیری‌های نظامی، قضات به دلیل تنش با متهمان یا شاکیان، مشاغلی همچون طلافروشان به دلیل درگیری با دزدان در سرقت از اموال‌شان، استادان دانشگاه به دلیل نارضایتی دانشجویان و... همگی مقتولانی هستند که به دلیل شغل‌شان به قتل می‌رسند. بنابراین کشته شدن به واسطه شغل، وضعیت خاصی نیست و اختصاص و انحصار به شغل و صنف ویژه‌ای مثل پزشکان ندارد.

نویسنده مقاله روزنامه ایران با اشاره به قتل یک معلم فیزیک در بروجرد که توسط دانش آموزی کشته شده نوشته: امنیت شغلی ضرورت و پیش‌نیاز فعالیت همه گروه‌ها است نه یک گروه اجتماعی خاص. این‌گونه نیست که یک صنف به امنیت شغلی بیش از دیگران نیاز داشته باشد. آیا مراجعه‌کنندگان به دادسراها و دادگاه‌ها کمتر از همراهان بیماران عصبی هستند و همین اندازه خطر کارکنان دادگستری‌ها را تهدید نمی‌کند؟ و در محیط‌های درمانی، پرستاران به اندازه پزشکان در معرض خطر نیستند؟ به این ترتیب به نظر می‌رسد مطالبه امنیت صنفی، اختصاص به جامعه پزشکی ندارد.

مصطفی عابدی در سرمقاله شهروند پیرامون قتل پزشک اردبیلی و واکنش ها نسبت به آن نوشته: انتشار شایعه یك مسأله است ولی مهم‌تر از آن وجود بیماری اجتماعی است كه شایعه را می‌پذیرد. اگر كسی بیاید و خبر بدی را علیه دوست ما كه به او اعتماد داریم بدهد، آن را نمی‌پذیریم و تا اطمینان از صحت آن پیدا نكنیم در برابر پذیرش آن شایعه یا خبر مقاومت می‌كنیم، ولی اگر این‌گونه اخبار علیه كسانی منتشر شود كه آنان را دوست نداریم یا به آنها بدبین هستیم، احتمال این‌كه بدون تحقیق بپذیریم زیاد است یا این‌كه حداقل زحمت تحقیق درباره درستی و نادرستی خبر و شایعه را به خود نمی‌دهیم. بنابراین به‌عنوان یك گزاره قطعی و اصلی، باید پذیرفت كه بدون اصلاح سیاست رسانه‌ای كشور، بویژه در رادیو و تلویزیون و نیز سایر رسانه‌های رسمی، امكان خلاص شدن از شایعات و اخبار دروغ رسانه‌های مجازی و غیررسمی وجود ندارد.

با این مقدمه نویسنده اضافه کرده: ـ رابطه پزشك و بیمار و نیز واكنش‌های روانی و اجتماعی نسبت به پزشكان وجه دیگر این ماجرا بود. واقعیت این است كه نوعی بدبینی و فضای منفی علیه پزشكان راه افتاده است، كه حتی مقامات وزارت بهداشت و درمان نیز در تشدید آن بی‌تأثیر نبوده‌اند. این وضعیت به چند دلیل رخ داده است: اول از همه اینكه رابطه مادی میان پزشك و بیمار باید به حداقل برسد و این رابطه از طریق بیمه‌ها برقرار شود. ولی در ایران به دلایل گوناگون ازجمله ضعف نظام بیمه‌ای این رابطه به‌طور مستقیم میان بیمار و پزشک برقرار می‌شود و از آن‌جا كه سلامت و درمان كالای گران‌قیمت و ضمناً ضروری است، در عمل این رابطه دچار مشكل می‌شود.

به نظر مقاله شهروند: علت بعدی نیز فشارهای اجتماعی و اقتصادی است كه بخش زیادی از مردم متحمل می‌شوند، و این فشارها موجب بی‌اعتمادی و سوءظن اقشار اجتماعی نسبت به یكدیگر می‌شود و جامعه را از یك كل كه در خدمت هم هستند به یك مجموعه اقشار و گروه‌هایی تبدیل می‌كند كه در برابر و نه مكمل یكدیگرند. در این میان اقشاری كه از نوعی رفاه نسبی برخوردار باشند، بیش از سایرین در تیررس تیغ كینه‌ها قرار می‌گیرند، و پزشكان از این دسته‌اند.

علی میرفتاح در ستون کرگدن اعتماد نوشته:خبرش در شهر پیچیده كه رییس‌جمهور محترم، در یكی از لیالی ماه رمضان، رفقای قدیمی‌اش را، آقایانِ اكبر هاشمی‌رفسنجانی، رییس‌دولت اصلاحات و علی‌اكبر ناطق نوری را به افطاری مهمان كرده و شبی را در محضر عقلای قوم سحر كرده است. هنوز هیچ خبرگزاری موثقی آن را نقل نكرده است، اما با توجه به رفتار و گفتار دكتر روحانی و شیوه و منش ایشان به نظر می‌رسد كه حضور خلوت انس اتفاق افتاده و دوستان جمع شده‌اند و خوش گذرانده‌اند و لابد آنقدر حواس‌شان جمع بوده كه وان یكاد بخوانند و در فراز كنند و غریبه به محفل راه ندهند.

به نوشته این مقاله: همان طوری كه خیلی‌ها از شنیدن این دور همی خوشحال می‌شوند و از آن استقبال می‌كنند، خیلی‌ها هم هستند كه كهیر می‌زنند و اعصاب‌شان خرد می‌شود و معدودی از تندروها كینه‌اش را توی سینه نگه می‌دارند تا به موقعش تلافی كنند و شیرینی ضیافت را به كام مدعو و مهمانان تلخ كنند. اما بعضی شیرینی‌ها هیچ‌وقت تلخ نمی‌شوند و محال است كه رقبای این گروه بتوانند انتقام بگیرند.

هیرو مرتضوی

حق نشر عکس na
Image caption کارتون آروین، شرق

پوریا عالمی در ستون طنز شرق نوشته: ما تا الان فکر می‌کردیم جلسات با وقت قبلی شوخی‌بردار نیست. اما دیروز که جلسه دادگاه مرتضوی برگزار نشد و قاضی کشکولی گفت جلسه بعدی دادگاه مرتضوی در تاریخ ۱۰ مرداد برگزار می‌شود، چون مرتضوی با تاخیر آمد، فهمیدم دنیا خیلی هم جدی نیست و می‌شود با همه‌چیز شوخی کرد. ما جلسه دادگاه که هیچی، پارکبان زنگ می‌زند و می‌گوید: «بیا ماشین را جابه‌جا کن»، با سر می‌دویم. باور کنید با سر می‌دویم. حالا ما اصلا ماشین نداریم‌ها. اما می‌گوییم خب این چیزها شوخی‌موخی نیست.

طنزنویس اضافه کرده: حتی از وقتی قرار شد ایران و ١+٥ حالت توافق پیدا کنند، ما برای اینکه اولتیماتومی ندهند و دوباره حساس نشوند، خودمان دیگر نه زیرزمین رفتیم نه کیک پختیم، مبادا ماهواره‌های جاسوسی‌شان بگویند عالمی توی زیرزمین دارد کیک زرد می‌پزد. (می‌دانید که بعد از آن دختربچهه که آقای احمدی‌نژاد گفت، خارج کلا روی زیرزمین ما حساس شد).

در پایان ستون طنز شرق آمده: آدمی از حسادت می‌ترکد. انگار فیلم بروس‌ لی است که با یک‌ دست همه را ناکار می‌کند. راستش را بخواهید ما از الان طرف‌دار دوآتشه سعید مرتضوی هستیم. اصلا مرتضوی هیرو و قهرمان ماست: هیرو مرتضوی. برای مایی که آدم‌های ضعیفی هستیم، آدم‌های قوی قهرمان هستند. پس بنده در همه انتخابات‌ها از مرتضوی حمایت می‌کنم. در ضمن به نظر ما ۱۰ مرداد هم تأخیر بیش‌ازحد کن و دادگاه را تعطیل ‌کن؛ دمت‌گرم قهرمان.

مطالب مرتبط