روزنامه های تهران: بازگشت بریتانیا و دلواپس ها

روزنامه های صبح سه شنبه ۳ شهریور در صفحات اول خود از دیدار وزیر خارجه بریتانیا با رییس جمهور نوشته و به بررسی ابعاد روابط تهران و لندن بعد از بازگشایی سفارت ها پرداخته اند.

همزمان با هفته دولت بررسی عملکرد دولت حسن روحانی و نقد آن از جمله دیگر مطالب این روزنامه هاست که همچون از برجام هسته ای و گمانه زنی درباره آینده روابط ایران و غرب می نویسند.

حق نشر عکس press
Image caption تیتر و عکس صفحه اول جوان

حسن رشوند در مقاله ای در روزنامه جوان با عنوان مجوز برای دخالت های وقیحانه انگلیس از نگرانی و عصبانیت نیروهای انقلاب شده از وادادگی در مقابل دشمنی نوشته که در فتنه ۸۸همه تلاش خودش را به خرج داد تا بتواند با فضاسازی رسانه‌ای- تبلیغاتی و جنگ روانی و صرف میلیون‌ها دلار، فضای سیاسی ایران را متشنج و به تغبیر خودشان در بستر حمایت از حقوق بشر، اعتراضات غیرقانونی جماعتی را سازماندهی کرده و نظام جمهوری اسلامی را دچار فروپاشی کند. آنچه در فتنه ۸۸ اتفاق افتاد، درس عبرت برای دولتمردان امروز کشور است که بار دیگر با طناب گفت‌وگو درباره حقوق بشر در ایران به چاه انگلیس نیفتند و به دخالت‌های آشکار آنها رسمیت ندهند.

نویسنده روزنامه سپاه پاسداران تاکید کرده که از اظهارات وزیر خارجه ایران متعجب شده که در کنفرانس خبری با همتای بریتانیایی خود گفته «حاضریم از طریق گفت‌وگو در مورد مسائل اختلافی مانند حقوق بشر، مشکلات را حل کنیم»، و از همین جا دانسته ظاهراً باید در بر همان پاشنه‌ای بچرخد که انگلیسی‌ها از بازگشایی سفارتخانه خود دنبال می‌کنند.

مقاله جوان به این جا رسیده که بازگشایی سفارت فرصتی به بریتانیا می دهد برای همان که مقامات لندن گفتند. آنها مگر نگفته بودند به دلیل تعطیلی سفارت خود، عقبه جمع‌آوری اطلاعاتی خود را از دست داده‌اند.

جسارت در آزمودن شیوه‌های نو

سرمقاله امروز ایران روزنامه دولت به مقاله ای نوشته فیلیپ هاموند وزیر امور خارجه بریتانیا اختصاص دارد که با تاکید بر پیشینه طولانی و پیچیده روابط دولت کشور نوشته: انتظار ندارم تمام مشکلات یک شبه حل و فصل شوند. اما امروز ما چالش‌های مشترک بسیاری پیش رو داریم: سربرآوردن داعش در عراق و سوریه، بی ثباتی در افغانستان، تجارت مواد مخدر، و تغییر آب و هوا و اقلیم زمین.

رییس دیپلوماسی لندن ابراز عقیده کرده که اگر فضایی از اعتماد و اطمینان ایجاد کنیم، می‌توانیم موجب پیشرفت اوضاع شویم. این همان کاری است که در مذاکرات هسته‌ای انجام دادیم و من مایلم بار دیگر از طریق دیپلماسی، و با کمک سفارت‌های دو کشور آن را تکرار کنم. یک راه اعتمادسازی، تسهیل ارتباط بین مردم دو کشور است: بین دانشگاه‌ها، بازرگانان، دانشمندان، هنرمندان، و خانواده‌ها. ایرانیان زیادی در بریتانیا زندگی می‌کنند که بسیاری از آن‌ها سهم فوق‌العاده‌ای در خدمت به جامعه بریتانیا داشته‌اند.

این جاست که مقاله فیلیپ هاموند به مساله روادید برای ایرانیان می پردازد و می نویسد به خوبی از مشکلات اخذ روادید بریتانیا و لزوم سفر متقاضیان به ترکیه یا امارات متحده عربی آگاه هستم، فعالیت دوباره سفارت بریتانیا را با حضور مجموعه‌ای کوچک آغاز خواهیم کرد. از همین رو خدمات روادید بلافاصله پس از بازگشایی سفارت ارایه نخواهد شد. امیدواریم طی چند ماه آینده بتوانیم این خدمات را عرضه کنیم.

در پایان سرمقاله روزنامه ایران آمده: من انتظار ندارم روابط ما با ایران از این پس برای همیشه فارغ از هر فراز و نشیبی پیش رود. اما به آینده امیدوارم. تاریخ کهن و گستره فرهنگ ملت ایران به خوبی شناخته شده است. آنچه اما در این سفر بیش از هرچیز من را تحت تأثیر قرار داد میهمان‌نوازی گرم ایرانیان بود و جسارت و تهور آن‌ها در آزمودن شیوه‌های نو.

علی محقق در سرمقاله ابتکار با اشاره به مخالفت هایی که با بازگشایی سفارت بریتانیا در تهران از سوی گروه های تندرو ابراز شده نوشته:اصلی ترین دلایل دلواپسان در بحث از سرگیری رابطه تهران با لندن استعماری بودن سیاست های این کشور در گذشته‌های دور و دوستانه نبودن سیاست ها و روابط آنها در گذشته‌های نزدیک است. اگر مبنای قضاوت و ملاک عمل برای برقراری رابطه، تاریخ روابط لندن با کشورها و اقدامات گذشته آنها باشد، نباید هیچ پایتختی درهای خود را به روی این کشور و یا سایر استعمارگران باز کند.

به نوشته این مقاله: اگر ملاک برخورد، دوگانه بودن سیاست‌های این سوی پرده و پشت پرده و اقدام پشت پرده برپایه اختلافات سیاسی و عقیدتی باشد و بخواهیم روابط تهران با پایتخت های مختلف جهان را با این نسخه تنظیم کنیم، باید سفارت بسیاری از کشورهای عربی و غیرعربی منطقه به ویژه عربستان و ترکیه و پس از آن مصر، اردن، امارات را هم تعطیل کرد.

سرمقاله ابتکار بدین جا رسیده که: اگر مبنا بلوکه کردن پولهای ایران و بدعهدی باشد، پابه پای غربی ها، روس ها در اوج نیاز کشور برای دفاع از حمله احتمالی به تاسیسات هسته ای، مهم‌ترین قرارداد تسلیحاتی کشور برای خرید موشک های اس ۳۰۰ را چندین سال متوقف کردند و چینی ها و هندی ها هم هزاران میلیارد پول نفت کشور را در بانک های خود زندانی کرده و تحریم ها را به فرصتی برای باج خواهی و عقد قراردادهایی بدتر از ترکمانچای با ایران بدل کردند.

از پدر جد پرنس جان هم کاری ساخته نیست!

حق نشر عکس press
Image caption کارتون حسین کشتکار، جوان

پیمان مقدم در ستون طنز روزنامه ایران از قول عموجان دلواپس خود نوشته: خب برنامه بعدی‌تان چیست؟ روباه پیر را هم که آوردید و در لانه قدیمی‌اش سکنی دادید. از این به بعد باید برای مبال رفتن‌مان هم از آقای هاموند اجازه بگیریم. این دو سال تمام شود و پای «مایکل جردن»!؟ به این خاک باز نشود شانس آورده‌ایم.» خب ما چه بگوییم؟ به قول جناب عراقچی شما که قصد ندارید قانع شوید. گفتن ما فایده‌ای دارد؟

به نوشته طنزنویس: عموجان فریاد زدند چیزی ندارید که بگویید. هر چه لازم بوده گفته اید. به بهانه تحریم هر بلایی می‌خواستید سر این ملت آوردید. آن از پیاده روی با کری... آن از تخته کردن آب سنگین اراک... این از دست افشانی برای هاموند! اما کور خوانده‌اید اگر فکر کرده اید که مجلس آینده مطابق میل شما تشکیل خواهد شد. پدرجد پرنس جان هم نمی‌تواند برای‌تان کاری بکند.

ستون طنز روزنامه ایران درپایان خطاب به عموجان دلواپس نوشته: آنقدر این جناب هاموند را توی سر ما نکوبید. ایشان که قرار نیست در خیابان فردوسی اردو بزنند، فقط سفارت باز شده و روابط در سطح کاردار برقرار است. حداقل خوبیش این است که هموطنان برای ویزا و مسافرت آواره دیگر کشورها نمی‌شوند و پول مملکت به جیب دیگران نمی‌رود.

محمدرضا ستوده در ستون طنز جهان صنعت گزارش روزنامه ها را درباره تجمع چهل نفر زن و هفده زن در مقابل سفارت بریتانیا و شعار دادن علیه تجدید روابط منعکس کرده و نوشته:به طور کلی ۶۰، ۷۰ نفر هستند که تلاش می‌کنند زندگی ۸۰ میلیون نفر را در این کشور تباه کنند و اصلا حواسشان نیست که خودشان هم جزو همین ۸۰ میلیون نفر هستند!

به نوشته این طنزنویس: نبود تفریحات مناسب باعث می‌شود آنها کلافه شوند و از هر فرصتی استفاده می‌کنند تا از دیوار یک جایی بالا بروند، شیشه‌ها را بشکنند و انرژی خود را خالی کنند. از طرفی بیکاری دست آنها را برای دست زدن به چنین اعمالی باز می‌گذارد. حداقل اگر دولت برای این چند نفر یک شغل مناسب دست و پا کند آنها فرصت نمی‌کنند که کار خود را در وسط روز ول کنند و دست به کارهایی از این قبیل بزنند البته حتما باید به صاحبکارهای آنها بسپارد که به هیچ‌وجه به آنها مرخصی ندهند حتی مرخصی ساعتی. چون از قدرت تخریب و آسیب‌زایی بالایی برخوردار هستند و به دلیل بی‌ترمز بودن می‌توانند یک سفارت را در عرض دو ساعت تبدیل به زمین بایر کنند!

مردم همچنان امیدوار به آینده

حق نشر عکس press
Image caption قطع بخشی از یارانه نقدی - کارتون جواد تکجو، اعتماد

محمد توسلی در مقاله ای در شرق به مناسبت هفته دولت ضمن اشاره به موفقیت های دولت در زمینه خارجی نوشته: درحالی‌که امنیت اجتماعی و رعایت آزادی‌های قانونی در این دو سال در سطح جامعه به‌مراتب بهتر از دولت گذشته قابل ارزیابی است اما دولت یازدهم تاکنون نتوانسته است به بخشی از تعهدات و وعده‌های انتخاباتی خود جامه عمل بپوشاند و رضایت شهروندان را جلب کند.

به نظر نویسنده: اما باوجود این واقعیت‌ها مردم عموما‌ نسبت به آینده امیدوار هستند و انتظار دارند دولت پس از فراغت نسبی از تنش‌های سیاست خارجی و رفع تحریم‌ها و گشایش‌ها بتواند برای تحقق وعده‌های خود پیگیری لازم را به‌عمل آورد.

مقاله شرق پیش بینی کرده اظهارات منطقی و حقوقی اخیر رئیس‌جمهور محترم در زمینه تفکیک امر نظارت از اجرای انتخابات که با واکنش‌هایی مواجه شده است؛ دولت یازدهم و همه کنشگران و احزاب سیاسی را در سال‌جاری با چالشی جدی روبه‌رو خواهد کرد. براین‌اساس، ارزیابی عملکرد دولت یازدهم در عرصه سیاست داخلی و عمل به وعده‌های انتخاباتی دکتر روحانی با نتیجه عملکرد دولت در انتخابات پیش‌رو ارتباط پیدا خواهد کرد.

ابوالقاسم قاسم زاده در روزنامه اطلاعات نوشته: آنقدر در فاصله یک هفته ویژه به نام هفته دولت، تعداد و حجم مراسم افتتاح بالا می‌گیرد که باور اینهمه موفقیت دوچندان مشکل می‌گردد. حداقل این پرسش عمومی سربر می‌آورد، که مگر نمی‌شد بخشی از چنین حجمی از مراسم افتتاح پروژه‌های به انجام رسیده را در طول هفته‌ها و ماههای سال انجام داد؟ چرا از گذشته تا امروز، هفته دولت با خبرهای تکراری‌اش همچنان تکرار مکرّر شده است؟ و محور اصلی و عمدة آن هم مراسم گوناگون «افتتاح» شده است!؟ این پرسش و نقد را، هم رسانه‌ها دارند و هم مردم.

به نوشته این مقاله: هر دولتی با شعارهایی بر سر کار می‌آید و برای تحقق شعارهای خود برنامه‌ریزی می‌کند. دولت یازدهم را در هفته دولت از دو منظر می‌توان محک زد:‌اول، بعد از دو سال در این هفته دولت در سال سوم، آیا رئیس جمهور و دولت همراه او، همچنان بر شعارهای انتخاباتی خود پابرجایند؟ و بعد از گذشت نیمی از عمر چهارساله دولت، چه میزانی از این شعارها به هر دلیل یا علتی، تبصره خورده است؟ زیرا یا امکان و میدان اجرایی آن برای دولت فراهم نشده است و یا اولویت‌ها جابجا شده‌اند؟

مقاله روزنامه اطلاعات در نهایت نوشته: یکی از شعارهای اصلی این دولت که خود را دولت «تدبیر و امید» نامید، مبارزه با «فساد» بود. در طی گذشت بیش از دو سال چه میزان موفقیت در مبارزه با فساد به‌دست آمده است؟ آیا مرحله به مرحله در این مدتِ سپری شده از عمر دولت، از فساد و انواع آن کاسته شده است؟ پروژه «سالم‌سازی» در چه بخش‌هایی از اقتصاد مالی و پولی تا تولید و کارآمدی و کنترل هزینه‌ها و رصد‌کردن هزینه ـ فایده در اجرای برنامه‌ها، به دست آمده است؟

لزوم تدارک یک لابی در آمریکا

علی خرم در مقاله ای در شرق نوشته: توافق لوزان و سپس توافق وین و آن‌گاه قطع‌نامه شماره ٢٢٣١ شورای امنیت سازمان ملل متحد، همگی دوران خود را پشت‌سر گذاشته‌اند و جهان در انتظار چگونگی رفتار مجلسین سنا و نمایندگان آمریکا درباره این توافقات است. از نظر حقوق بین‌الملل، قطع‌نامه ٢٢٣١ حجت را بر همه و از جمله مجلسین آمریکا تمام کرده و کار یک‌سره شده است؛ ولی چنانچه به هر دلیل، قوه مقننه آمریکا دست دولت این کشور را در انجام این توافقات ببندد، یک اقدام سیاسی محسوب می‌شود که راه برای ایران کماکان باز و قوه مقننه آمریکا در جهان منزوی خواهد شد.

به نوشته این استاد دانشگاه: ایران طبق توافقات می‌تواند به تعهدات خود عمل کند و تمام کشورها، از جمله اعضای گروه ١+٥ به حمایت از ایران برخواهند خاست و اجماعی جهانی اطراف ایران تشکیل می‌شود؛ به‌عبارت‌دیگر، زمام پرونده هسته‌ای کاملا به دست ایران خواهد افتاد و دیگر کشورها به‌هیچ‌وجه حاضر نیستند زیر بار سخنان فراقانونی آمریکا بروند و به خرده‌فرمایشات مجلسین سنا و نمایندگان آمریکا درباره تحریم ایران گوش فرا دهند، زیرا این بار دیگر قطع‌نامه‌های شورای امنیت نه در مخالفت با ایران، بلکه در حمایت ایران صادر شده است؛

مقاله شرق در نهایت توصیه کرده که ایران به آهستگی دست به ایجاد یک لابی قدرتمند در آمریکا، به‌نفع منافع و امنیت ملی کشورمان بزند چرا که در ٣٧ سال گذشته، اگرچه ایرانی‌های مقیم آمریکا به ابتکار خود سعی کرده‌اند چنین لابی‌ای را به وجود آورند، ولی بی‌اعتمادی و حتی شک و ظن در ایران نسبت به آنان باعث شده است نه موفق شوند و نه قادر باشند از خود در مقابل مخالفان دفاع کنند. چنین است که بدترین وضعیت سیاسی در آمریکا را ایران پیدا کرده است.

ایران و روسیه

بهرام امیراحمدیان در مقاله آرمان با اشاره به سفر قریب الوقوع وزیر خارجه به مسکو به بررسی روابط ایران و روسیه پرداخته و از جمله از طرح پیوستن ایران به اتحادیه اقتصادی اوراسیا یاد کرده که سفارت ایران در روسیه نیز علاقه‌مندی تهران برای پیوستن به اتحادیه را مطرح کرده است. از این رو بخشی از دیدار به این موضوع نیز می‌تواند اختصاص یابد.

نویسنده کارشناس در عین ها به پیچیدگی های روابط ایران و روسیه هم اشاره کرده مثل مساله موشک های اس ۳۰۰ که پیچیده شده و روسیه آن را هنوز به ایران تحویل نداده ، حالا زمانی خواهان فروش آن به ایران است که غرب توانسته بازارهای خود را به دست آورد و جای خود را محکم کند. روس‌ها چندین بار اعلام کرده بودند که غرب خواهان حمله نظامی به ایران بوده، بنابراین خواهان فروش تسلیحات خود به ایران هستند. اما هرآنچه گفته شد، همه تاکید بر ایران‌هراسی بوده است.

مقاله آرمان نتیجه گرفته: روسیه یکی از عوامل مهم طولانی شدن مناقشه ایران با غرب است چرا که علاقه‌ ای به گسترش روابط ایران و غرب ندارد. در حالی که ایران یک کشور مستقل، با سیاست خارجی مستقل بوده که هر کجا تشخیص دهد، در راستای منافع ملی خود عمل می‌کند. زمانی که آقای لاوروف بیان کرد که اکنون سپر دفاع موشکی آمریکا باید برچیده شود، چون دیگر در برنامه هسته‌ای ایران به توافق رسیده‌ایم، در واقع بیانگر این نکته بود که ایران تهدید غرب است نه روسیه.

تلویزیون خوش‌تیپ‌ها را دوست ندارد؟

حق نشر عکس press
Image caption روز کارمند - کارتون احسان گنجی، قانون

حسین عبدالهاشم‌پور در مقاله در شرق نوشته: لابد شما هم متوجهید که برشی از محبوب‌ترین چهره‌های مردم ایران در تلویزیون ملی دیده نمی‌شوند. اگر از ورزشکاران فاکتور بگیرید که تلویزیون را قرق کرده‌اند، محبوب‌ترین چهره‌های ایران در عرصه‌های مختلف از سینما تا موسیقی، تجسمی، ادبیات تا فضاهای عمومی مانند سیاست‌و... تصویر و خبری در تلویزیون ندارند. جالب هم اینجاست که اغلب این چهره‌های محبوب، دست‌کم در حوزه کاری خود در زمره خوش‌تیپ‌ها هم به‌شمار می‌آیند، بنابراین با توجه به شاخصه‌های زیبایی‌شناسی حاکم بر این رسانه، شاید بیراه نباشد که کم‌محلی به این محبوب‌ها، به جهت تیپ‌شان هم هست!

به نوشته طعنه آمیز این نویسنده: دلسوزان خود را با این پرسش یک‌ میلیون دلاری سرگرم کرده‌اند که چرا مردم به جای تماشای تلویزیون ملی، ماهواره‌های خارجی می‌بینند؟ در حالی که در روزگار تازه، تلویزیون خود را از چهره‌هایی که به لطف آنتن خودش به محبوبیت رسیده‌اند هم محروم می‌کند، حکایت برخی بازیگران و مجریان ممنوع‌التصویر گواه این ماجرای دامنه‌دار است؛ گویا این واهمه وجود دارد که با تثبیت برخی چهره‌ها در میان افکار عمومی، کنترل آنان غیرممکن شود.

به نوشته مقاله شرق: تأسیس تلویزیون خصوصی یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر است؛ دست‌کم تلویزیون‌های خصوصی که از دولت مجوز می‌گیرند و از فیلترهای قانونی می‌گذرند، سریال‌های آنچنانی ترکی که از مثلث‌های عشقی عبور و به شش و گاه هشت‌ضلعی‌های عشقی رسیده‌اند، پخش نمی‌کنند و با آوردن «خوش‌تیپ‌ها» در صدد ریزش مخاطبان شبکه‌های دوبله‌ای ماهواره برمی‌آیند.

مطالب مرتبط