محمدجواد خردمند، نویسنده و روزنامه‌نگار درگذشت

حق نشر عکس

محمدجواد خردمند، نویسنده، روزنامه‌نگار و عضو کانون نویسندگان ایران روز جمعه ششم شهریور ماه (۲۸ اوت ) در سن ۷۱ سالگی در پی بیماری سرطان درگذشت.

او در سال های آخر عمرش یکی از اعضای فعال کانون نویسندگان ایران بود.

"قصه‌های کوچک برای آدم‌های بزرگ" و "یک مشت گرفتاری" از جمله آثار محمدجواد خردمند است.

او پس از رفتن علی دهباشی از مجله کلک مدتی سردبیر این مجله‌ بود و در دوره هایی با مجلاتی چون آدینه و دنیای سخن همکاری داشت.

فریبرز رییس دانا از اعضای کانون نویسندگان، اقتصاددان و از چهره‌های شاخص چپ گرا و از دوستان نزدیک محمد جواد خردمند در باره او می گوید: "نویسنده، داستان نویس و روزنامه‌گاری بود که نزدیک به چهل سال قلم زد و یکی از اعضای صمیمی، خوب و فعال کانون نویسندگان ایران بود و موقعی که سال گذشته ما در تنگنای محل تشکیل مجمع عمومی و محلی برای برگزاری چهل و پنجمین سال تولد کانون بودیم این مرد با اینکه بیمار بود و سخت در رنج بود، خانه اش را در اختیار کانون قرار داد و به ممانعت ها و اذیت های ضمنی و آتی توجه نکرد."

فریبرز رییس دانا در باره شخصیت محمدجواد خردمند می گوید: "جواد خردمند روحیه بی ادعایی داشت و زندگی ادبی، اجتماعی و سیاسی بسیار ساکت و کم جنجالی داشت و ارزش ادبی او پا به پای ارزش صنفی اش بود، او همیشه برای صنف نویسندگان به عنوان یک عنصر مثبت وارد عمل می شد. منتقد و اساسا رادیکال بود و از جامعه درک طبقاتی داشت و به شدت طرفدار آزادی بیان و اندیشه بود و برای این موضوع فعالیت می کرد و قلم می زد."

آقای رییس دانا از مجله کلک به عنوان یکی از ماندگارترین یادگارهای آقای خردمند یاد می کند و معتقد است که این مجله در دوره سردبیری او از غنای ادبی ویژه ای برخوردار شد.

کانون نویسندگان ایران نیز امروز، شنبه هفتم شهریور، به مناسبت درگذشت محمدجواد خردمند بیانیه ای منتشر کرد.

در متن این بیاینه از محمدجواد خردمند به عنوان یک نویسنده آزادیخواه و ضد سانسور یاد شده و نوشته شده است: "او یکی از اعضای متعهد و فعال کانون بود و حتی در دوران بیماری و دردهای شدید ناشی از آن یک‌ ‌دم از همراهی و انجام امور کانون خودداری نکرد. درست یک سال پیش بود که مجمع عمومی کانون با وجود شرایط تهدید‌آمیز در منزل و با تلاش او برگزار شد. امسال نیز او از اینکه مجمع عمومی کانون در خانه‌اش برگزار شود با روی باز استقبال کرد، اما متاسفانه بیماری سرطان آخرین رمق‌هایش را نیز بلعید و او را با وجود روحیه‌ قوی سرانجام از پای انداخت."