روزنامه های تهران: سکوت درباره بازدید از پارچین

روزنامه های امروز صبح تهران، دوشنبه ۳۰ شهریور، از روز پرکار یوکیا آمانو در تهران نوشته اند و اهمیت آن را در به جریان انداختن برجام هسته ای برشمرده و از جمله این که با گزارشی که وی ارایه می دهد روند لغو تحریم ها به کار خواهد افتاد. در میان گزارش های امروز روزنامه ها، اشاره به بازدید این مقام و هیات همراهش از پارچین و مصاحبه احتمالی ماموران آژانس بین المللی انرٰژی اتمی با دانشمندان اتمی ایران به چشم نمی خورد.

روز پرکار آمانو

حق نشر عکس Ebtekar
Image caption تیتر و عکس صفحه اول ابتکار

اعتماد در گزارش اصلی خود نوشته: روز پركار یوكیا آمانو، مدیركل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی از صبح روز گذشته و به محض ورود به تهران آغاز شد؛ یك روز تمام وقت هسته‌ای در دیدار با وزیر امور خارجه، رییس‌جمهور، رییس سازمان انرژی اتمی و اعضای كمیسیون ویژه بررسی برجام در مجلس شورای اسلامی؛ دیدارهایی با چاشنی برجام و البته گلایه‌های برخی اعضای كمیسیون ویژه بررسی آن به مدیركل.

این گزارش افزوده: دیدارهای آمانو در تهران پشت درهای بسته و با كمترین درز خبری اتفاق افتاد؛ دیدارهایی كه در آن مهمان و میزبان‌ها هم از چگونگی اجرای برنامه جامع اقدام مشترك گفتند و هم از پرونده مورد ادعای غرب در خصوص فعالیت‌های هسته‌ای ایران در حال و گذشته. آمانو به تهران آمده بود تا از ایران بخواهد كه برای حل مسائل باقی مانده در چارچوب نقشه راه سرعت عمل بیشتری به خرج دهد. نقشه راهی كه در روزهای نخست ماه جولای میان ایران و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی امضا شد باید هرچه سریع‌تر به نتیجه فنی لازم برسد تا امكان ورود برجام به فازهای اجرایی‌تر فراهم شود.

اعتماد تصریح کرده: در حالی كه مذاكرات ایران با ١+٥ از دو سال پیش جدا اما موازی با مذاكرات ایران و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی پیش رفته است در حال حاضر لزوم به نتیجه رسیدن مذاكرات فنی ایران و آژانس به عاملی لازم برای به نتیجه رسیدن برجام هم تبدیل شده است.

علی بیگدلی در قانون درباره آمانو و برنامه‌هایش در ایران به نقشه راهی اشاره کرده که قرارداد محرمانه آژانس و ایران بود و آمانو به کنگره آمریکا نداد چنان که به کمیسیون برجام مجلس ایران اما قطعا در ادامه سفر آمانو بازدید از سایت پارچین پیش بینی شد در رابطه با مصاحبه با دانشمندان هسته ای اطلاعات کاملی در دسترس نیست، اما اگر هم قرار بود مصاحبه ای از متخصصین هسته‌ای ایران صورت بگیرد خیلی این موضوع آشکار انجام نمی شد.

نویسنده با اشاره به گفته های رهبر که مصاحبه با دانشمندان هسته ای ممنوع شده بود نوشته باید دید در متن آن تفاهم نامه محرمانه در این رابطه چه چیزی ذکر شده است. اما آنچه مسلم است این است که هیات همراه آمانو جهت نصب کردن دوربین‌ها و یا نظارت به سایت ها به ایران آمده‌اند تا این بازرسی‌ها در قالب یک گزارش نهایی و احتمالا تا آخر سال میلادی به ۵+۱ داده شود تا آن ها این گزارشات را تحویل آژانس انرژی اتمی دهند و اگر رضایت نهایی حاصل شود به تبع آن تحریم های اتحادیه اروپا و پس از آن تحریم‌های دوسویه بین اوباما و سایر کشور ها برداشته شود.

در مورد تحریم نوع چهارم که تحریم کنگره است هم اگرچه آنها مقید هستند که این گزارشات را ببینند و می تواند این گزارشات آن ها را آرام کند، ولی کنگره و کمیسیون روابط خارجه مجلس سنااعلام کرده اند که ما به گزارش آمانو کاری نداریم و مهم نیست که در آن گزارش چه آمده است. این موضوع نمی تواند مهم نباشد.به هرحال برجام از سد کنگره عبور کرده است بنابر این کنگره ناچار است تعهدات خود را به نقشه راه انجام دهد.

کیهان در ادامه مخالفت های همیشگی اش با مذاکرات و توافق های هسته ای و برجام و تاکید بر خط قرمزهایی مانندبازدید بازرسان از تاسیسات نظامی پارچین و مصاحبه آنان با دانشمندان امروز، امروز آرام تر از همیشه به خبرهای روز نزدیک شده هم در تیتر اصلی خود مطالبات پنج گاه کمیسیون برجام مجلس خبر داده که اکثریت اعضای آن همفکران کیهان هستند.

در متن گزارش کیهان به نقل از خبرهای رسیده 5 مطالبه از آمانو چنین گفته شده: برخورد غیرسیاسی و شفاف با موضوع فعالیت‌های هسته‌ای ایران، حل مسائل گذشته و بسته شدن پرونده سیاسی علیه ایران، حفظ دستاوردها و اطلاعات هسته‌ای ایران به عنوان امانت نزد آژانس، کمک به توسعه فناوری‌های صنعتی و تحقیقاتی مورد نیاز ایران، همکاری در راستای خلع سلاح هسته‌ای جهانی و آغاز آن از منطقه غرب آسیا و شمال آفریقا.

مازیار آقازاده درمقاله ای در فرهیختگان یادآور شده که: درست در روزها و هفته‌های پایانی توافق هسته‌ای (۲۴ تیر ۱۳۹۴) ایران و آژانس یک سند همکاری دوجانبه امضا کردند که متن و محتوای آن به دلایلی کاملا منطقی محرمانه باقی مانده است. از سوی دیگر بسیاری از جنبه‌های مورد توافق در برنامه جامع اقدام مشترک نیازمند راستی‌آزمایی‌های مستمر آژانس است.

نویسنده با تاکید بر این که: ایران و آژانس در ۱۵ سال آینده (دوره اجرایی شدن توافق هسته‌ای) باید تعامل بسیار نزدیک و همه‌جانبه‌ای داشته باشند و اهمیت سفر یوکیا آمانو، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به تهران نیز از همین زاویه قابل تحلیل است نوشته: از نظر مقامات مسئول در ایران، جمهوری اسلامی ایران همه گونه همکاری را در قالب پادمان‌ها و حتی فراتر از آن در قالب اجرای داوطلبانه پروتکل الحاقی داشته است و در تیره‌ترین دوران روابط خود با آژانس حتی برای یک لحظه دوربین‌های مستقر آژانس در تاسیسات هسته‌ای خود را جمع نکرده است.

اما به نظر نویسنده مقاله فرهیختگان: روند امور در سال‌های گذشته به‌ویژه با سیاسی شدن برخی مسائل فنی به سمت و سویی رفت که آژانس نتوانست تنها از زاویه فنی به برنامه هسته‌ای ایران ورود کند و برخی حاشیه‌ها و فشارهای سیاسی برخی کشورها گزارش‌های فصلی آژانس را تحت تاثیر قرار داد.

راه ناگزیر همگرایی در سوریه

حق نشر عکس Sharq
Image caption کارتون فیروزه مظفری، شرق

محمدعلی سبحانی در مقاله ای در شرق به نقشه راهی اشاره کرده که ایران برای حل مشکل سوریه تهیه کرده و از جمله نوشته: بخشی از این نقشه راه گردهم‌آمدن نیروهای نظامی غیرتروریست و ارتش سوریه برای دست‌یافتن به یک نقشه راه در جغرافیای سوریه است. طرحی شبیه لویه‌جرگه در افغانستان هم برای گردآمدن بزرگان سیاسی، مذهبی و طایفه‌ای در سوریه.

مدیرکل سابق وزارت خارجه نوشته: اینکه چه توافقی بین روس‌ها و آمریکا دراین‌بین صورت گرفته، مشخص و معین نیست اما اقدامات حمایتی روسیه نشان می‌دهد برای مقابله با سقوط دولت مرکزی سوریه و نظم‌بخشی به شرایط موجود در نقاط مختلف این کشور، عزم جدی‌تری وجود دارد. غرب هم به‌دنبال تقویت مخالفان میانه‌رو است که پس از قدرت‌گرفتن داعش، النصره، احرار‌الشام و... عملا در صحنه میدانی حضور ندارند. شباهت در دیدگاه‌های همه طرف‌های درگیر که در موضع‌گیری اخیر جان کری مبنی‌بر دعوت از ایران و روسیه برای تأثیرگذاری بر بشار اسد به چشم می‌خورد، تفاوت جدی در نگاه طرف غربی را نمایان می‌کند.

مقاله شرق تاکید دارد: پیش‌شرط «رفتن اسد» و «حفظ اسد» برای گذر سوریه از گرداب فعلی، نتیجه‌ای دربر نداشت. به باور نگارنده، دست‌یافتن ایران و شش قدرت جهانی به جمع‌بندی روشن در مذاکرات هسته‌ای، این باور را در میان افکار عمومی جهانی و همه کشورها پدید آورده که پرونده‌ای مانند سوریه هم می‌تواند روی میز مذاکره قرار بگیرد؛ پرونده‌ای که شکل و شمایل آن در وهله نخست، نوعی «بن‌بست» را تداعی می‌کرد چراکه تعدد طرف‌های درگیر در آن و فاصله میان مواضع و دیدگاه‌ها در آن گسترده است.

جاده به ناکجا آباد

کیهان در یادداشت روز خود در ادامه مخالفت هایش با هر نوع امیدواری به معاملات تجاری با جهانیان با اشاره به امیدواری دولتمردان به رفت و آمدهای اخیر مقامات دولتی و اقتصادی کشورهای مختلف از جمله اروپاییان ادعا کرده: بسیاری ازکسانی که اتفاقا به لحاظ سیاسی همسو با دولت شناخته می‌شوند- و البته حاضر نیستند منافع ملی را به پای منافع جناحی و حزبی قربانی کنند- صریحا معتقدند ما حتی در صورت گشوده شدن بند تحریم‌ها، با هجوم کشورهای در آستانه ورشکستگی مواجه می‌شویم تا آنها بتوانند با بهره‌مندی از بازار وسیع - و متاسفانه پر عطش - ایران، ورشکستگی و به اصطلاح «یونان شدن» خود را مدتی به تاخیر بیندازند!

حسین شمسیان در یادداشت روز کیهان استدلال کرده که اخیرا گزارشی منتشر شده که زنگ خطر را به گوش آنها که نمی‌خواهند بشنوند هم می‌رساند و درباره وضعیت وخیم و بد اقتصادی اروپا - همان جایی که به گمان عده‌ای قرار است ما را نجات بدهد!- به ما هشدار می‌دهد. نکته مهم این است که این گزارش را نه جریانات سیاسی مخالف دولت یازدهم،که سازمان همکاری اقتصادی و توسعه (OECD) تهیه کرده است و نمی‌توان به آن انگ سیاسی بودن وارد کرد.

به این ترتیب نویسنده کیهان اظهار نظر کرده که چون اوضاع اقتصادی کشورهای اروپایی خوب نیست و بیکاری در آن کشورها رشد گرفته آیا حضور هشت کشور اروپایی در صدر جوانان بیکار و گره زدن اقتصاد ایران به حضور اروپا در ایران، کمی-یا حتی بیشتر از کمی! - مشکوک نیست!؟ به زبان ساده ،آنها اگر قوت و قدرتی داشتند، نباید به وضع اسفبار خودشان سر و سامانی می‌دادند.

فاجعه با چراغ خاموش

حسن روانشید در گزارشی در ابتکار از موسساتی نوشته که سرمایه سپرده و قرض‌الحسنه مردم را که به نزول‌خواری آلوده و شبهه ناک شده است صرف تاسیس کارخانه‌ها و صنایعی پول‌ساز همچون نیرو کلر در منطقه حیاتی و سوق‌الجیشی ریه شهر اصفهان و شهرهای جنوب غربی و منطقه لنجانات که محدوده خوش آب‌وهوای اصفهان است می‌کنند و بی‌سروصدا به تولید مشتقات کلر که یکی از سمی‌ترین گازهای شناخته‌شده در جهان است می‌پردازند و وسعتی به مساحت هزاران کیلومتر را درخطر عوارض کلر و تصاعدات آن قرار می‌دهند.

با این مقدمه نویسنده از آثار یک سری کارخانه در حاشیه زاینده رود نوشته: قبلاً کارخانه جات تولید «آزبست» نیز در این منطقه فعال بود که با پی گیری‌های محیط‌زیست در سال‌های قبل تعطیل گردید؛ اما به نظر می‌رسد سمبه ساپورت کنندگان کارخانه نیرو کلر که قسمتی از سهام آن متعلق به شبکه بانکی است پرزور باشد. چند سال پیش صحبت از تعطیل و انتقال کارخانه آزبست پی گیر انتقال این واحد به منطقه کویر نیز بود اما با وعده وعیدها به فراموشی سپرده شد.

گزارشگر ابتکار هشدار داده که: این پروسه بارها توسط NGO‌های محیط‌زیست مطرح‌شده اما وقتی شبکه بانکی در کاری مشارکت داشته باشند ساپورت‌های لازم را انجام می‌دهند که اتفاقی نیفتد! آنچه حائز اهمیت است این است که اگر حادثه‌ای نظیر چرنوبیل به وجود آمد وسعت آلودگی آن در سطح کشور اجتناب‌ناپذیر خواهد بود!

مهتاب جودکی در گزارشی در جهان صنعت نوشته: هر روز نواری قهوه‌ای از دود، آسمان زاغمرز تا بندر‌ترکمن را خط می‌اندازد. این دود مازوت است که از نیروگاه شهید سلیمی نکا بلند می‌شود و چند سالی است بلای جان مردم و محیط‌زیست منطقه شده. اگرچه در دهه ۵۰ این واحد تولیدی به نام «نیروگاه گازی» در شرق مازندران ساخته شد اما بارش برف سنگین و کمبود سوخت «گاز» در دهه ۸۰ سبب شد که دولت احمدی‌نژاد مصوبه‌ای برای استفاده از سوخت جایگزین به تصویب برساند تا کمبود سوخت جبران شود.

بنا به این گزارش: با این وجود تابستان‌های گرم چند سال اخیر هم مازوت، سوخت اصلی این واحد تولیدی بوده‌است. روستانشینان نکا و میانکاله از سوزش چشمشان شکایت می‌کنند و هراس سرطان و بیماری‌های پوستی به دلشان افتاده، مزرعه‌ها و دام‌ها هم از آسیب‌ها بی‌نصیب نمانده‌اند و حال با رسیدن پاییز احتمال بارش اسیدی هم قوت گرفته است.

گزارش جهان صنعت اضافه می کند: با وجود آسیب‌های بی‌شمار سوختن مازوت‌ اما نیروگاه که در فاصله بسیار کم با روستاها، زمین‌های کشاورزی و منطقه حفاظت شده میانکاله واقع شده است‌ به استفاده از سوخت دوم اصرار داشته است. سوزاندن هشت هزار تن مازوت در هر ۲۴ ساعت در حالی است که آلودگی آب‌های سطحی و هوا بر همه مسلم است‌ و به تازگی شواهدی از آلودگی خاک هم دیده شده است. موتور سواران و دوچرخه سواران از سوزش چشمشان شکایت می‌کنند و در چشم برخی مردم هم لکه‌های قهوه‌ای دیده شده که آلودگی نیروگاه دلیل اصلی آن است.

با ادامه جنگ مخالف بودیم

حق نشر عکس Shahrvand
Image caption کارتون نازنین جمشیدی، شهروند

فردا ۳۱ شهریور سالگرد آغاز جنگ هشت ساله ایران و عراق است، به همین مناسبت روزنامه ها درباره جنگ و عقوبت های آن نوشته اند و در صفحه اول بیشتر روزنامه ها عکس هایی است که رهبر جمهوری اسلامی را نشان می دهد که به دیدار مجروحان جنگ رفته که هنوز معلول و یا زخمی و بیمار جنگ اند.

در میان خاطرات جنگ شرق خاطراتی از هاشمی صباغیان معاون نخست وزیر دولت موقت و وزیر کشور کابینه مهندس بازرگان نقل کرده که در آن ابتدا به نقش دکتر مصطفی چمران اشاره کرده که چون متخصص جنگ‌های چریکی بود، رزمندگان بسیاری را آموزش داد. «یادم هست در سفری که ما به جبهه رفتیم ، وقتی ساعت ١١ شب بازدیدهای ما تمام شد، کار مرحوم چمران تازه شروع شد. جالب اینجاست که در آن زمان در مجلس عده‌ای تهمت‌های زیادی به مرحوم چمران می‌زدند؛ او را جاسوس موساد می‌نامیدند و بر این موضوع پافشاری می‌کردند که نباید به او اختیار عمل بدهیم و همواره خواهان کنترل‌کردن و زیرنظرگرفتن او بودند».

معاون دولت موقت در ادامه خاطراتش نوشته: اختلاف‌نظرها درباره جنگ و ادامه‌دادن یا ندادن آن با فتح خرمشهر ادامه پیدا کرد. با فتح خرمشهر، نمایندگان به دو گروه تقسیم شدند که عده‌ای موافق ادامه جنگ بودند و عده‌ای ازجمله ما، نه. ما در آن زمان به رهبر فقید انقلاب نامه نوشتیم و در آن بر چند محور تأکید کردیم. یک محور این بود که از نظر شرعی زمانی که به ما حمله و تجاوز شود ما می‌توانیم و باید دفاع کنیم اما زمانی که تجاوز دفع شد باید دست از جنگ بکشیم. محورهای بعدی درباره توان نظامی و تکنولوژیکی ایران بود.

در ادامه مقاله شرق آمده: ما در آن نامه اشاره کرده بودیم که براساس بررسی‌هایی که انجام داده‌ایم، بهترین زمان برای اتمام جنگ همین حالاست. با وجود این این اتفاق نیفتاد و جنگ پس از این زمان که بیشتر در شهرهای مرزی و نفتی چون خرمشهر و مسجدسلیمان بود، به بمباران شهرهای دیگر هم کشیده شد.

بیماری‌های مشترك ملت و دولت

حق نشر عکس Arman
Image caption کارتون امین منتظری، آرمان

شهرام شهیدی در ستون طنز اعتماد نوشته: در ماه جاری سه شخصیت سیاسی اقتصادی كابینه یعنی علی‌طیب‌نیا وزیر امور اقتصادی و دارایی، اسحاق جهانگیری، معاون اول رییس‌جمهوری و عبدالناصر همتی، مدیر عامل بانك ملی دچار بیماری قلبی شدند. به نظر می‌رسد اگر تحقیق جامعی صورت بگیرد مشخص می‌شود كه برخی بیماری‌ها با آمدن و رفتن دولت‌ها شایع یا ریشه‌كن می‌شود. مثلا در همین دولت، اگر ظریف را كه پا و كمرش زیر بار مسوولیت و فشار برخی دلواپسان درد گرفت بگذاریم كنار، بقیه اعضای كابینه زوم كرده‌اند روی بیماری قلبی. یا شاید بهتر است بگوییم این بیماری قلبی است كه بند كرده به دوستان.

به نوشته این طنزنویس: در دولت قبل معمولا اعضای كابینه كمردرد می‌گرفتند. علتش را از من نپرسید. زبان قاصر است. اما بیماری مردم در آن دوره چه بود؟ از تعجب شاخ درمی‌آورید اگر بگویم در طول تاریخ این شبیه‌ترین دولت به ملت در زمینه دردهای مشترك بوده است چون اتفاقا مردم هم بر اثر فشارهای وارده در آن دوران كمرشان درد می‌گرفت. البته به قول شاعر دانه فلفل سیاه و خال مهرویان سیاه... هر دو سوزانند اما این كجا و آن كجا.

در انتهای طنزنوشته اعتماد آمده: حالا اگر باز هم به عقب‌تر برویم، می‌بینیم كه بیماری شایع بین اعضای دولت اصلاحات سردرد بود یعنی در ماشین‌آلات هم به همین منوال است‌ها. معمولا قسمتی كه زیاد كار می‌كند، زود هم مستعمل و خراب می‌شود. مردم البته در آن دوره همه جای‌شان درد می‌كرد. سرشان كه درد می‌كرد برای برخی امور. كت و كول‌شان هم درد می‌كرد به خاطر برخی مسائل. دل و دماغ‌شان هم درد گرفت و… حالا موسسه تحقیقاتی چشم‌انداز درصدد تحقیق روی این موضوع است كه در دوران پسا تحریم دولت و ملت به چه بیماری‌های دچار می‌شوند.

مطالب مرتبط