جنگ ایران و عراق چگونه تمام شد و اکنون چه وضعی دارد؟

حق نشر عکس d
Image caption تقریبا در تمام طول جنگ بعد از بازپس گیری خرمشهر ، ایران دارای تعداد بیشتری اسیر جنگی در اختیار داشت ولی در ماه های آخر این وضع هم به سود عراق تغییر کرد

۳۵ سال از آغاز جنگ خونین، فرسایشی و ویرانگر ایران و عراق (۱۹۸۰-۱۹۹۸) که با پذیرش قطعنامه ۵۹۸ پایان یافت، می گذرد.

واقعیت این است که جمهوری اسلامی ایران به هیچ وجه قصد پذیرش قطعنامه ۵۹۸ و پایان دادن به جنگ با عراق در آن مقطع زمانی نداشت. قطعنامه ۵۹۸ حدود یک سال پیش از پذیرش آن توسط ایران، در شورای امنیت سازمان ملل متحد، به تصویب رسیده بود و عراق نیز بلافاصله آن را پذیرفته بود. اما در همین مقطع (یک سال پیش از پذیرش قطعنامه) شرایط برای نیروهای ایرانی که جنگ را به داخل قلمرو عراق کشانده بودند و نشهرهای بزرگی چون بصره را در عراق در تیررس حتی سلاح های کوچک خود داشتند، متفاوت شد.

تا پیش از تغییر شرایط جنگ، مقام های سیاسی و نظامی ایران تصور می کردند علتی وجود ندارد که بدون یک پیروزی چشمگیر به جنگ خاتمه بدهند. اغلب فرماندهان سپاه و مشاوران نظامی و امنیتی ایران اصرار داشتند که شرایط به نفع ایران است و با اندکی پایداری و اجرای چند عملیات نظامی دیگر کمر ارتش عرق را خواهند شکست.

نگاهی کارشناسانه به اوضاع منطقه، سیاست قدرتهای بزرگ و شرایط نظامی دو طرف به وضوح نشان می داد که ایران شانسی بزرگی برای پیروزی نظامی قطعی نداشت.

در همین مقطع، موج جدیدی در سطح وزارت خارجه ایران به وجود آمد که معتقد بود نباید قطعنامه ۵۹۸ را یک راست رد کرد و به طرف های دیگر بهانه داد، بلکه بهتر است تا مدتها به این قطعنامه ایراد بگیرند و قضیه را همزمان با ادامه جنگ دنبال کنند.

متعاقب این ایده گروهی مامور شدند تا قطعنامه ۵۹۸ را از جهات مختلف و اشکالات آن را روشن کنند. چیزی که در نهایت موضع ایران را درباره جنگ تغییر داد و باعث شد قطعنامه را بپذیرد، پیشنهادات یا اقدامات ابتکارآمیز تخصصی نبود و ربطی به پیشرفت مذاکرات مربوط به اصلاح ایرادات قطعنامه ۵۹۸ برای پاسخگویی به ملاحظات ایران هم نداشت. تنها و تنها دلیل پذیرش قطعنامه ۵۹۸ قرار گرفتن ایران در معرض شرایط وخیمی بود که به علت شکست نیروهای ایرانی در جبهه ها پیش آمده و باعث کاهش روحیه و ضعف در تمامی رده ها در ایران شده بود.

مدت کوتاهی پیش از پذیرش ۵۹۸ توسط ایران، نیروهای عراقی با استفاده از برتری هوایی، بهره گیری در سطح گسترده از سلاح های شیمیایی (عراق در این زمینه به توانایی تولید و استفاده انبوه رسیده بود) و کمک های مختلفی که دریافت می کردند به همراه تشدید جنگ شهرها و ورود مستقیم آمریکا و نابود کردن نیمی از نیروی دریایی ایران در عملیات آخوندک (Operation Praying Mantis) موفق شدند نیروهای ایران را از اکثریت قریب به اتفاق فتوحاتش بیرون کنند و ضمن وارد کردن لطمات شدیدی به قوای ایران، تعداد زیادی از نیروهای ایرانی را به اسارت بگیرند.

تقریبا در تمام طول جنگ بعد از بازپس گیری خرمشهر ، ایران دارای تعداد بیشتری اسیر جنگی در اختیار داشت ولی در ماه های آخر این وضع هم به سود عراق تغییر کرد. در این مرحله صدام حسین کاملا آماده بود که از نوار مرزهای قبلی دو کشور عبور کرده و بدون هیچگونه رویارویی با مقاومت مهمی، بخشهایی از قلمرو ایران را تصرف کرده و شرایط صلح را همان شرایط اوایل جنگ قرار بدهد؛ این شرایط شامل درخواست لغو قرارداد ۱۹۷۵، سپردن جزایر سه گانه تنب بزرگ و کوچک و ابوموسی به امارات عربی متحده بود.

چیزی که در این مرحله باعث شدعملیات جنگی عراق ادامه نیابد و حتی نیروهای از حملات پراکنده و نامنظم سازمان مجاهدین خلق به داخل ایران حمایت نکردند، سیاست آمریکا برای پایان جنگ "بدون برنده" بود.

برخی نکات مربوط به مذاکرات آتش بس ایران و عراق و قطعنامه ۵۹۸
دولت ایران برای این مذاکرات یک گروه کارشناسی نسبتا قوی تشکیل داده بود که هیات اصلی مذاکره کننده را پشتیبانی می کردند. در این گروه افرادی چون اساتید حقوق بین الملل و کارشناسان وزارت امورخارجه شرکت داشتند.
دولت ایران برای پذیرش قطعنامه ۵۹۸ یک هیات عمدتا کارشناسی فرستاده بود. اگرچه در راس این گروه علی اکبر ولایتی، وزیر امور خارجه ایران قرار داشت ولی این ترکیب نشان می داد که دولت ایران خودش را برای شکست خوردن در مذاکرات (عمدتا به دلیل آماده نبودن عراق به پذیرش تعهدات قبلی خود نسبت به قطعنامه ۵۹۸) آماده کرده بود و می توانستند مقصر این امر را نیز هیاتی با همان ترکیب گفته شده اعلام کنند.
تا مدتی مذاکرات برای اجرای قطعنامه ۵۹۸ بین ایران و عراق، تحت نظر سازمان ملل متحد ادامه داشت، طرفین به بحثهای کلی درباره مسائلی نظیر "مفهوم مرزهای بین المللی" مشغول بودند و هیچگاه به مرحله بحث درباره موضوع انعقاد پیمان صلح نرسیدند.

مهمترین قسمتها و بندهای قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت سازمان ملل متحد که به جنگ ایران و عراق پایان داد، عبارت بودند از:

جنبه های حقوقی مسائل ایران و عراق و قطعنامه ۵۹۸
برقراری آتش بس و سپس کار برای انعقاد قرارداد صلح
بازگشت نیروها به مرزهای شناخته شده بین المللی
تعیین متجاوز توسط سازمان ملل و مسئله خسارات جنگی
لایروبی شط العرب یا اروند رود

نگاهی به این بندها نشان می دهند بخشی از اهداف این قطعنامه هنوز هم به انجام نرسیده است. آتش بس بین دو کشور در سال ۱۹۸۸ برقرار شده است ولی هیچگونه پیمان صلحی امضا نشده است. این بدان معنی است که روابط دو کشور (مثل روابط کره شمالی و کره جنوبی) بر پایه یک توافق آتش بس است و از لحاظ حقوقی امکان دارد هرکدام از آنها دیگری را متهم به نقض جدی آتش بس کرده و حالت جنگ را اعاده کند.

بازگشت نیروها به مرزهای بین المللی گرچه تا حدود زیادی در همان ماه های آخر جنگ صورت گرفته است ولی جزئیات مربوط به مرزهای آبی و خاکی دو کشور همچنان در ابهام است. بسیاری از میله های مرزی از بین رفته اند و در برخی نقاط حدود دقیق دو طرف معلوم نیست. حادثه مربوط به چاه های نفتی فکه که در سال ۲۰۱۰ رخ داد، نمونه ای از مسائلی است که امکان تکرار آن وجود دارد.

سازمان ملل متحد چند سال پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ توسط دو طرف، به تعهد خود عمل کرده و خاویر پرز دکوئیلار، دبیرکل وقت سازمان ملل متحد، اعلام کرد طبق بررسی های این سازمان عراق مسئول شروع جنگ است. این موضوع راه را برای طرح ادعای جبران خسارات جنگ توسط ایران از عراق باز کرد ولی تحولات بعدی عراق، حمله این کشور به کویت، و حمله آمریکا به عراق، این مسائل را به تعویق انداخت و سرانجام با سقوط صدام بر ابهام آن افزود.

طرف عراقی اصرار دارد که ایران از این خسارت به عنوان میراث صدام چشم پوشی کند و در ایران نظرات مختلفی درباره پی گیری آن وجود دارد. به هر حال بر اساس اصل "جانشینی دولت ها" استدلال عراقی ها درباره اینکه قضیه مربوط به دوره صدام است، هیچ وجهه حقوقی ندارد.

لایروبی شط العرب یا اروند رود کار بسیار مهمی است و باید با همکاری دوطرف صورت بگیرد و این امر نیز پیشرفت خاصی نداشته است. شاید مهمترین بحث حقوقی در این زمینه وضعیت قرارداد ۱۹۷۵ ایران و عراق است. در فاصله زمانی بین پذیرش قطعنامه ۵۹۸ تا زمان حمله صدام به کویت مطالباتی بین صدام و راکبر هاشمی رفسنجانی انجام گرفت که در آن موقع اعتبار قرارداد ۱۹۷۵ را مورد تایید قرار داد.

حق نشر عکس Getty
Image caption یک پوستر تبلیغاتی در دوره صدام حسین در عراق

احتمالا صدام قصد داشت که خیال خود را از جانب ایران راحت و سپس به کویت حمله کند. از زمان حمله صدام به کویت و درگیری این کشور با غرب و بخصوص آمریکا، دولت جمهوری اسلامی ایران با موضع عراق همراه نشد . اشغال کویت را محکوم کرد.

ایران به این دلیل تا زمان سقوط صدام نتوانست موضوع اجرای قطعنامه ۵۹۸ و به خصوص اخذ خسارت از عراق را دنبال کند. پس از سقوط صدام و برقراری دولتی در عراق که نزدیک به ایران است، دولت ایران موضوع خسارات جنگی را مسکوت گذاشته وباتوجه به شرایط پیچیده عراق حتی کمک به این کشور را هم آغاز کرد.