جنگ ایران و عراق در چه فضای فکری آغاز شد و اکنون چگونه است؟

حق نشر عکس mehr
Image caption رئیس ستاد ارتش عراق میزبان وزیر دفاع ایران در بغداد است. مقام های دو کشور از زمان پایان حکومت صدام روابط گرمی داشته اند

بغداد در سال ۱۹۷۷ میزبان خواننده مشهور ایرانی گوگوش بود. هزاران عراقی در بزرگترین سالن تئاتر پایتخت جمع شده و با احساسات فراوان به شنیدن ترانه‌های گوگوش به دو زبان فارسی و عربی پرداختند. این کنسرت به صورت زنده در تلویزیون ملی عراق پخش شد. سه سال بعد دو کشور شاهد آغاز جنگی هشت ساله و دوره درازی از خصومت بودند. این دشمنی چگونه پدید آمد و اکنون ۳۵ سال پس از آن روزها چه وضعیتی دارد؟

جنگ هشت ساله ایران و عراق از نمونه‌های بارز پیچیدگی روابط خصومت‌های جمعی است. تصورات طرفهای متخاصم در حین بروز حادثه و پس از آن تغییر و تطور می‌یابند. برخی اجزای تصویر به تدریج کم‌رنگ یا حذف می‌شوند و اجزای دیگر پر رنگ‌تر شده و یا از نو بازتولید می‌شوند. شیوه توالی و تعاقب حوادث بعدی به شکل‌دهی مجدد تصویر اولیه می‌انجامد.

سابقه خصومت ایران و عراق به پیش از انقلاب اسلامی در ایران و حاکمیت رژیم بعث در عراق باز می‌گردد. اختلافات مرزی بین رژیم‌های حاکم بر دو سرزمین از دوره نزاع عثمانی و صفوی وجود داشته و هر از چند گاهی از نو مطرح می‌شد. سلطنت‌های شیعی ایران از دوره صفوی به بعد نوعی حق طبیعی برای خود نسبت به مزارها و جمعیت شیعی عراق قائل بودند. عثمانیان نیز بنا به نگرش خلافت اسلامی، حاکمیت بر سرزمین‌های اسلامی را حق قانونی خود می‌دانستند.

تأسیس نظام سیاسی مدرن در هر دو کشور بر مبنای نگرش ملی‌گرایانه به توسعه بیشتر خصومت‌ها انجامید. نگرش ملی‌گرایانه در هر دو طرف ایرانی و عراقی بر مبنای عوامل نژادی و یا فرهنگی مرتبط به نژاد مشخص شکل گرفت. از یک سو ایران آریایی و فارسی‌زبان و از سوی دیگر عراق عربی، خود را در مقابل هم یافتند.

حافظه تاریخی دو طرف بر مبنای این نگرش تعدیل و بازسازی شد: هویت ایرانی در تخاصم با عربهایی قرار گرفت که ۱۴۰۰ سال پیش ایران را فتح کردند و زبان و دین خود را وارد این سرزمین کردند. هویت عربی نیز در تقابل با ایرانی قرار گرفت که از دوره هخامنشیان تا کنون نوعی هژمونی امپریالیستی در مناطق عربی مجاورش ایجاد کرده است. روشن است که هر دو تصویر در شکل مطلقش به شدت ساده‌انگارانه و خیال‌پردازانه هستند.

حق نشر عکس d
Image caption تأسیس نظام سیاسی مدرن در هر دو کشور بر مبنای نگرش ملی‌گرایانه به توسعه بیشتر خصومت‌ها انجامید

پاکسازی هویت ملی از عناصر بیگانه در هر دو طرف به توسعه ابعاد خصومت انجامید. در ایران، نام‌های تاریخی عربی در خوزستان و برخی استان‌های جنوبی دیگر تغییر یافتند. محمره به خرمشهر، عبادان به آبادان، فلاحیه به شادگان و ده‌ها نام دیگر تغییر یافتند. ارتباطات عرب‌های دو سوی مرز که اشتراک قبیله‌ای و روابط تاریخی گسترده دارند، به انتقال احساسات نارضایتی و خصومت می‌انجامید.

تلاش‌های متعدد برای پاکسازی زبان فارسی از واژگان عربی و تغیر الفبا و تقویم غالبا با اهداف ناسیونالیستی شکل گرفت و به شکل‌دهی و توسعه تخاصم منجر شد. تطهیر هویت ملی عراقی نیز از سوی رژیم‌های حاکم بر آن به اخراج انبوهی از شهروندان عراقی دارای اصالت ایرانی انجامید که آثار منفی فراوانی بر فرهنگ تسامح و همزیستی بین گروه‌های قومی و دینی ملت عراق داشت.

احیای هویت دینی در قالب اسلام سیاسی در منطقه در پی پیروزی انقلاب اسلامی ایران، ابعاد تازه‌ای به جریان خصومت بین دو طرف بخشید. ایران اسلامی به عنوان پروژه‌ای ضد رژیم‌های سکولار حاکم بر منطقه تجلی کرد. گروه‌های معارض مسلح در عراق و کشورهای خلیج با الهام گرفتن از پیروزی انقلاب ایران، به تشدید و گسترش فعالیت‌های خود پرداخته، مدل ایرانی تاسیس حکومت اسلامی را الگوی خود قرار دادند. این روند به تشدید فشار علیه جمعیت شیعی این کشورها انجامید.

در عراق، اتهام گروه‌های معارض شیعی به ایرانی بودن و ربط هر گونه نارضایتی داخلی به ایران امری رایج گشت. به علاوه، رژیم بعث به طور سیستماتیک به پرورش احساس دشمنی نسبت به همسایه شرقی در بازه زمانی وسیعی پرداخت. سازمانهای دانشگاهی وابسته به رژیم صدام، کتاب‌های درسی و رسانه‌های عمومی به ترویج این ایده پرداختند که عراق همواره از سوی همسایه شرقی‌اش از دوره ایلامیان تا کنون مورد تهدید بوده است. بکارگیری عنوان "مجوس" برای ایرانیان در گفتمان رسمی رژیم با همین هدف صورت می‌گرفت که دشمنی تاریخی ایران با عراق مستمر و از خاستگاه دینی و نژادی واحدی تجلی داده شود: "این همسایه مجوسی از آغاز تاکنون در صدد نابودی اسلام و نژاد عرب بوده است."

با این همه، گفتمان ایدئولوژیک خصومت ضد ایرانی در بین مردم عراق به فرهنگی غالب تبدیل نشد. یکی از علل مهم آن، سابقه طولانی همزیستی و تبادلات اجتماعی و فرهنگی مردمان دو سوی مرز بوده است. پیچیدگی دو جبهه متخاصم نیز به این امر کمک کرد که جنگ به دشمنی درازمدت بین ملتهای دو طرف نیانجامد. در جبهه ایران، ده‌ها هزار عراقی در کنار ایرانیان با رژیم بعث می‌جنگیدند و در جبهه عراق نیز هزاران ایرانی از اعضای سازمان مجاهدین خلق با طرف ایرانی در حال جنگ بودند.

حق نشر عکس na
Image caption قاسم سلیمانی، فرمانده سپاه قدس. تصاویری متعددی از آقای سلیمانی در جریان آزادسازی شهرهای عراقی از دست داعش منتشر شده

برقراری صلح به گشایش مجدد سفر به عتبات انجامید و تماس‌های کاروانهای زیارتی ایرانی با مردم معمولی عراقی به شکستن تصاویر کلیشه‌ای هر یکی از دو طرف نسبت به دیگری یاری رساند. سرانجام فروپاشی رژیم بعث به دست طرف ثالثی در پیشگیری از استمرار و تراکم تخاصم یاری رساند. نگرانی رژیم بعث از احیای هویت دینی شیعی در منطقه به تدریج به چرخش رژیم سکولار بعث به سنی‌گرایی منتهی شد.

بحران مشروعیت پس از دو جنگ ویرانگر (با ایران و کویت) نیز از عوامل گرایش رژیم بعث به سوی احیای هویت دینی به شمار می‌رود. صدام در سال ۱۹۹۳ کمپین معروف "الحملة الایمانیة" را راه انداخت و جریانی از اسلامی‌سازی نظام سیاسی و فضای عمومی جامعه را ایجاد کرد. این جریان به جهت رابطه بد حوزه نجف با حکومت بعث در پی سرکوب انتفاضه ۱۹۹۱ تا حدود زیادی رنگ سنی به خود گرفت. دوره ۱۰ ساله این کمپین از عوامل مهم چرخش طیف وسیعی از بعثیهای سنی به سلفی‌گری جهادی پس از سالهای ۲۰۰۳ به شمار می‌رود که سرانجام در شکل داعش بروز یافت.

اکنون بقایای خصومت ایدئولوژیک نسبت به ایران تنها در گرایش‌های متمایل به سلفی‌گری جهادی و بعثی دیده می‌شود. این امر به معنای عدم وجود مخالفت نسبت به سیاستهای جمهوری اسلامی ایران در عراق از سوی شیعیان عراق نیست. اما مخالفتهای موجود در بین برخی شیعیان همانند بسیاری از سنیان از نوع مخالفت سیاسی و نه خصومت ایدئولوژیک پیش‌گفته است. در ایران نیز تصور عمومی از مردم عراق در اثر تراکم تجارب دیدار دو طرفه و تعاملات فرهنگی و اجتماعی، متفاوت شده است.

تغییر خصومت از حالت ایدئولوژیک به مخالفت سیاسی با سیاستهای رایج یک حکومت، امری مثبت تلقی می‌شود با این وجود، هنوز تصاویر کلیشه‌ای در بین ایرانیان و جمعیت سنی عراق از یکدیگر وجود دارد. در این تصاویر کلیشه‌ای، سنیان عراق غالبا مرادف با داعش تلقی شده و ایرانیان یا فارسیان مجوس و دارای گرایشهای امپریالیستی نسبت به عراق. این امر نتیجه عدم برقراری تماس مستقیم بین این دو طرف است. برخی از سیاستهای ایران در عراق نیز به تقویت این جریان یاری رسانده است.

آینده این جریان به وضعیت مناطق سنی عراق پس از داعش بستگی دارد.

در صورتی که حکومت عراق موفق به آزادسازی این مناطق شود و استقرار و امنیت و رفاه لازم این مناطق را به شکلی عادلانه برقرار کند، پتانسیل گسترش خصومت به شدت کاهش می‌یابد. اما اگر عراق بر مبنای مذهبی تقسیم شود، نگرش خصمانه نسبت به ایران به عنوان یکی از عوامل ویرانی عراق همچنان به شکل نیرومندی بین طیف وسیعی از سنیان عراق برقرار خواهد ماند.