چمدان: 'تابوت‌های معلق به بهشت نزدیک‌اند'

پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.

آیدا ترکمانی در یکی از آن روزهایی که باران‌های موسمی دست از سر کوالالامپور بر نمی‌داشت با کریس آشنا شد.

کریس در مالزی معلم ورزش است. می‌گوید اگر بتواند تا پایان عمر خارج از بریتانیا زندگی خواهد کرد.

آیدا هم اگر چه ابتدا فقط به قصد تحصیل به مالزی رفته بود اما سفرهای مکرر در سه چهار سال گذشته جهان‌بینی او را کاملا دگرگون کرده است.

"در سفر شما با انسان‌های واقعی برخورد می‌کنید نه با تصویری که اخبار یا رسانه‌ها از یک قوم و ملیت برای شما ترسیم می‌کنند. شما می توانید با یک جستجوی ساده عکس‌های خیلی خوبی از تابوت‌های معلق سگادا ببینید. اما دیدن و صحبت کردن با مردمانی که به این رسم باور داشته‌اند، ادراک شما را کامل می‌کند."

حق نشر عکس Aida Torkamani Chamedan
Image caption آیدا ترکمانی می‌گوید در باور مردم سگادا، مردگان هر چه در ارتفاع بالاتری قرار بگیرند به بهشت نزدیک‌تر خواهند بود

"من متولد سی و یکم شهریور ماه سال ۱۳۵۹ هستم. یعنی دقیقا روز نخست جنگ ایران و عراق. با وجود این، در آن سالها چون خردسال بودم خیلی تلخی جنگ را درک نمی‌کردم. حتی باید اعتراف کنم آن به پناهگاه رفتن‌ها، زیر پله پناه گرفتن‌ها و با مامان و بابا بودن‌ها کمی هم برایم هیجان‌انگیز بود. اما وقتی از تونل‌های ویت‌کنگ‌ها در ویتنام، قتل‌گاه خمرهای سرخ در کامبوج و بقایای بمباران اتمی هیروشیما دیدن کردم، متوجه شدم فارغ از جغرافیا، قصه جنگ و خونریزی همه جا یکی است. بعد از این سفرها، ساداکو، کودک ژاپنی که بر اثر بمباران اتمی سرطان گرفت با کودکانی که در حلبچه بر اثر بمباران شیمیایی جان دادند برایم یکی شدند."

حق نشر عکس aida torkamani chamedan
Image caption "درختی در محل یادبود کشته‌شدگان جنگ‌های داخلی کامبوج هست که صدها یا شاید هزاران نفر را در پای آن کشته‌اند"

ماجراجویی‌های آیدا و کریس که در وبلاگ‌شان به دو زبان فارسی و انگلیسی مستند شده، جدا از روایت‌های کمتر شنیده شده از شهرهایی که معمولا مقصد ایرانی‌ها برای جهانگردی نیست، از تغییر در نگرش این دو نسبت به مردم دنیا حکایت دارد. گویی به هر شهر و دیاری که سفر کرده‌اند، از آن پس روی نقشه جغرافیایی ذهن‌شان آن شهر "سه بعدی" شده است.

"وقتی به شهر بالی در اندونزی رسیدیم، نمی‌دانستیم که سفر ما مصادف شده با "روز سکوت" در این شهر. در این روز که دقیقا با نوروز ما همزمان است هیچ کس از خانه بیرون نمی‌رود. همه جا تعطیل و در سکوت مطلق به سر می‌برد. فردوگاه‌ها هم بسته است. هتل‌ها در این روز باید به تعداد مسافران‌شان غذا و آب تدارک دیده باشند چرا که مسافران حق بیرون رفتن ندارند. همه شهر در سکوت فرو می‌رود. در باور مردم بالی، در این روز ارواح و شیاطین به شهر می‌آیند و اگر ببینند کسی نیست، شاید بروند."

حق نشر عکس aida torkamani chamedan
Image caption آیدا می‌گوید اگر قرار باشد به غیر از ایران شهر دیگری را برای زندگی انتخاب کند، آن شهر بالی در اندونزی است

سفرهای مکرر آیدا به شهرهای جنوب شرقی آسیا اگر چه او و کریس را تا حدودی از فکر کردن به سرزمین‌های مادری‌شان دور نگه داشته اما آن طور که آیدا می‌گوید "ایران" خواسته یا ناخواسته همیشه همراه او بوده است.

"در ویتنام قرار بود به همراه چند جهانگرد دیگر سه روز با یک لنج کوچک در خلیج هالانگ روی آب سفر کنیم. من ایرانی، کریس بریتانیایی، یک پسر روس، یک مرد اندونزیایی با همسرش که هلندی بود، یک زن نیوزلندی که همسرش ایتالیایی بود و دو دختر و یک پسر آمریکایی. برای من خیلی جالب بود. چون همان ابتدا وقتی برای معرفی نوبت به من رسید و گفتم ایرانی هستم یک دفعه همه جمع شروع کردند به لبخند زدن. آقای اندونزیایی عکسی را در گوشی همراهش نشانم داد و گفت نوه‌اش ایرانی-اندونزیایی است و نام ایرانی دارد. خانم نیوزلندی گفت که دو بار به ایران سفر کرده و بهترین دوستش در نیوزلند یک ایرانی است. یکی از دو دختر آمریکایی از من پرسید: 'کجای ایران به دنیا آمدی؟' وقتی گفتم تهران، گفت مادر او متولد شمال ایران است و او هم شروع کرد از ایران گفتن. به نظر شما جالب نیست که وسط یک خلیج در ویتنام، با این همه آدم متفاوت همه با ایران مرتبط بودند؟"

حق نشر عکس aida torkamani chamedan
Image caption آیدا: در سفر یاد می‌گیرید آنچه عادت روزانه یا باور شما بوده می‌تواند در جایی دیگر کاملا متضاد رخ دهد و همچنان عادی تلقی شود. در ویتنام قورباغه و موش در منوی غذای رستوران‌ها فراوان بود

"ما برای صرفه‌جویی در هزینه‌های سفر، همه بلیت‌های هواپیما را سالانه و در فصل حراج می‌خریم. بنابراین، برنامه سفرمان را برای یک سال آینده می‌دانیم. ضمنا چون سفر برایمان حکم یک تحقیق انسان‌شناسی دارد، انتظار استراحت و خوش‌گذرانی به سبکی که در سفرهای شمال در ایران داشتیم را نداریم. خیلی مواقع با اتوبوس و قطار سفر می‌کنیم و مجبور می‌شویم شب‌ها در راه باشیم. آن هم در جاده‌ها و مسیرهایی که اصلا هموار نیستند. اما همه اینها به لمس و تجربه یک وجه دیگر از تمدن‌های بشری می‌ارزد."

به نظر آیدا نکته مهمی دیگری که او در سفر آموخته این است که عادات و باورهایش "صیقل خورده‌اند".

"وقتی فرهنگ‌ها و آداب و رسوم مختلف را می‌بینید، با جهان‌بینی‌های گوناگونی آشنا می‌شوید که هر کدام به مسایل از زاویه متفاوتی می‌نگرند. این خود به خود جغرافیای ذهن شما را گسترش می‌دهد."

حق نشر عکس aida torkamani chamedan
Image caption "در کامبوج وقتی اتوبوس بعد از ساعت‌ها حرکت در یک جاده ناهموار برای تنفس توقف کرد، دیدم مسافران سوسک‌های سرخ شده را به عنوان تنقلات می‌خریدند و با آب و تاب می‌جویدند. راستش را بخواهید این یکی را جرات نکردم امتحان کنم"

بعد از شش سال اقامت در مالزی و سفر به حدود چهل شهر در جنوب شرق آسیا، آیدا یقین دارد که سفر کردن برای همیشه یکی از اصلی‌ترین فصول زندگی برای او باقی خواهد ماند؛ با وجود این، اگر روزی قرار شود به ایران باز گردد اصلی‌ترین تحفه‌اش نه عکس‌ها و خاطرات که "چگونه ساده زیستن" است که سفر به او آموخته.

"دیگر برایم مهم نیست که لوازم خانه‌ام چیست یا چه ماشینی سوار می‌شوم. اینجا آموخته‌ام که خوشحالی را طور دیگری ببینم."

کلیک کنید و بشنوید:

گفتگوی آیدا ترکمانی با برنامه رادیویی چمدان

حق نشر عکس aida torkamani chamedan
Image caption خلیج هالانگ ویتنام - "از فواید سفر کردن این است که او با آدم‌ها و ملت‌ها خارج از تصویری که رسانه ها و اخبار ارایه می کنند، ارتباط برقرار می‌کنید"

موسیقی چمدان این هفته کاری است از گاس تجا، هنرمند اندونزیایی اهل شهر بالی تحت عنوان "نغمه‌های بهشت".

لطفا برای گوش کردن به چمدان‌های پیشین روی لینک‌های زیر کلیک کنید:

چمدان - فصل اول

چمدان - فصل دوم

چمدان - فصل سوم

چمدان هر پنجشنبه از برنامه چشم‌انداز بامدادی رادیو فارسی بی‌بی‌سی پخش می‌شود.

برای تماس با چمدان لطفا به آدرس bamdadi@bbc.co.uk ایمیل بفرستید.

مطالب مرتبط